از نخستین روزهای انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی میان دو مفهوم متعارض در نوسان بوده است: «امت اسلامی» و «ملت ایران». حاکمان این نظام هیچگاه به یکی از این دو وفادار نماندهاند؛ آنچه در عمل اصل بوده، صرفاً بقای قدرت سیاسی است.
ریشههای تناقض
روحالله خمینی در همان سالهای آغازین، ملیگرایی را «شرک» دانست و شخصیتهایی چون محمد مصدق را «مرتد» معرفی کرد. از نگاه او، هویت ایرانی تنها حجاب و مانعی در برابر امت واحده اسلامی بود. اما امروز، علی خامنهای پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، مداحان را به اجرای سرود «ای ایران» فرا میخواند؛ سرودی که در دهه شصت بهعنوان نماد «ملیگرایی سکولار» از مراسم رسمی حذف شده بود. این تغییر موضع، نشاندهنده استفاده ابزاری از هویت ملی یا دینی بسته به شرایط سیاسی است.
نوسانهای تاریخی
در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی بارها بسته به اقتضا، یکی از این دو هویت را برجسته کرده است:
دهه شصت: تأکید بر «امت اسلامی» برای توجیه جنگ ایران و عراق و سرکوب داخلی.
دهه هفتاد: با افزایش اعتراضات و بحران مشروعیت، تبلیغ «وطن» و «ایران» برای آرامکردن افکار عمومی.
دهههای اخیر: هنگام دخالت در سوریه، لبنان یا یمن، سخن از «وظیفه دینی» و «امت واحده» به میان آمد؛ اما هنگام بحرانهای داخلی یا حمله مستقیم اسرائیل، پرچم «ملیگرایی» بالا کشیده شد.
مقایسه تطبیقی
این تغییر لحن ایدئولوژیک پدیدهای بیسابقه نیست. نظامهای توتالیتر دیگر نیز بسته به شرایط، روایت مسلط خود را تغییر دادهاند. اتحاد شوروی استالین، که بر «انترناسیونالیسم پرولتری» تأکید داشت، در جنگ جهانی دوم ناگهان به «میهنپرستی روسی» پناه برد. چین مائو نیز گاه شعار «انقلاب جهانی» سر داد و گاه بر تمرکز بر «چین» تأکید کرد. جمهوری اسلامی نیز در همین مسیر، میان «ایران» و «اسلام» بازی میکند.
پیامدهای اجتماعی
این دوگانگی صرفاً تناقض سیاسی نیست؛ بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی دارد:
بیاعتمادی عمومی به شعارها و ایدئولوژی رسمی.
سردرگمی هویتی نسلهای جوان؛ نسلی که بهجای ارزشهای جهانشمول مانند حقوق بشر، آزادی بیان و همزیستی مسالمتآمیز، ناچار است در دوگانهی تحمیلی «ایرانی بودن» یا «مسلمان بودن» سرگردان بماند.
فرسایش مشروعیت نظام؛ چرا که هر بار با تغییر نقاب، تناقضهای گذشته آشکارتر میشود.
پرسش آینده
در جهانی که بیش از هر زمان بر حقوق بشر، دموکراسی و زندگی مسالمتآمیز تأکید میشود، پرسش اساسی این است: آیا جمهوری اسلامی میتواند همچنان این بازی دوگانه را ادامه دهد؟ یا سرانجام مردم ایران نقابها را کنار خواهند زد و درخواهند یافت که پشت همهی این شعارها یک حقیقت تلخ پنهان است: بقای قدرت، یگانه اصل این نظام بوده است.
#ملت #امت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ریشههای تناقض
روحالله خمینی در همان سالهای آغازین، ملیگرایی را «شرک» دانست و شخصیتهایی چون محمد مصدق را «مرتد» معرفی کرد. از نگاه او، هویت ایرانی تنها حجاب و مانعی در برابر امت واحده اسلامی بود. اما امروز، علی خامنهای پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، مداحان را به اجرای سرود «ای ایران» فرا میخواند؛ سرودی که در دهه شصت بهعنوان نماد «ملیگرایی سکولار» از مراسم رسمی حذف شده بود. این تغییر موضع، نشاندهنده استفاده ابزاری از هویت ملی یا دینی بسته به شرایط سیاسی است.
نوسانهای تاریخی
در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی بارها بسته به اقتضا، یکی از این دو هویت را برجسته کرده است:
دهه شصت: تأکید بر «امت اسلامی» برای توجیه جنگ ایران و عراق و سرکوب داخلی.
دهه هفتاد: با افزایش اعتراضات و بحران مشروعیت، تبلیغ «وطن» و «ایران» برای آرامکردن افکار عمومی.
دهههای اخیر: هنگام دخالت در سوریه، لبنان یا یمن، سخن از «وظیفه دینی» و «امت واحده» به میان آمد؛ اما هنگام بحرانهای داخلی یا حمله مستقیم اسرائیل، پرچم «ملیگرایی» بالا کشیده شد.
مقایسه تطبیقی
این تغییر لحن ایدئولوژیک پدیدهای بیسابقه نیست. نظامهای توتالیتر دیگر نیز بسته به شرایط، روایت مسلط خود را تغییر دادهاند. اتحاد شوروی استالین، که بر «انترناسیونالیسم پرولتری» تأکید داشت، در جنگ جهانی دوم ناگهان به «میهنپرستی روسی» پناه برد. چین مائو نیز گاه شعار «انقلاب جهانی» سر داد و گاه بر تمرکز بر «چین» تأکید کرد. جمهوری اسلامی نیز در همین مسیر، میان «ایران» و «اسلام» بازی میکند.
پیامدهای اجتماعی
این دوگانگی صرفاً تناقض سیاسی نیست؛ بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی دارد:
بیاعتمادی عمومی به شعارها و ایدئولوژی رسمی.
سردرگمی هویتی نسلهای جوان؛ نسلی که بهجای ارزشهای جهانشمول مانند حقوق بشر، آزادی بیان و همزیستی مسالمتآمیز، ناچار است در دوگانهی تحمیلی «ایرانی بودن» یا «مسلمان بودن» سرگردان بماند.
فرسایش مشروعیت نظام؛ چرا که هر بار با تغییر نقاب، تناقضهای گذشته آشکارتر میشود.
پرسش آینده
در جهانی که بیش از هر زمان بر حقوق بشر، دموکراسی و زندگی مسالمتآمیز تأکید میشود، پرسش اساسی این است: آیا جمهوری اسلامی میتواند همچنان این بازی دوگانه را ادامه دهد؟ یا سرانجام مردم ایران نقابها را کنار خواهند زد و درخواهند یافت که پشت همهی این شعارها یک حقیقت تلخ پنهان است: بقای قدرت، یگانه اصل این نظام بوده است.
#ملت #امت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍15
group-telegram.com/Dialogue1402/7000
Create:
Last Update:
Last Update:
از نخستین روزهای انقلاب ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی میان دو مفهوم متعارض در نوسان بوده است: «امت اسلامی» و «ملت ایران». حاکمان این نظام هیچگاه به یکی از این دو وفادار نماندهاند؛ آنچه در عمل اصل بوده، صرفاً بقای قدرت سیاسی است.
ریشههای تناقض
روحالله خمینی در همان سالهای آغازین، ملیگرایی را «شرک» دانست و شخصیتهایی چون محمد مصدق را «مرتد» معرفی کرد. از نگاه او، هویت ایرانی تنها حجاب و مانعی در برابر امت واحده اسلامی بود. اما امروز، علی خامنهای پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، مداحان را به اجرای سرود «ای ایران» فرا میخواند؛ سرودی که در دهه شصت بهعنوان نماد «ملیگرایی سکولار» از مراسم رسمی حذف شده بود. این تغییر موضع، نشاندهنده استفاده ابزاری از هویت ملی یا دینی بسته به شرایط سیاسی است.
نوسانهای تاریخی
در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی بارها بسته به اقتضا، یکی از این دو هویت را برجسته کرده است:
دهه شصت: تأکید بر «امت اسلامی» برای توجیه جنگ ایران و عراق و سرکوب داخلی.
دهه هفتاد: با افزایش اعتراضات و بحران مشروعیت، تبلیغ «وطن» و «ایران» برای آرامکردن افکار عمومی.
دهههای اخیر: هنگام دخالت در سوریه، لبنان یا یمن، سخن از «وظیفه دینی» و «امت واحده» به میان آمد؛ اما هنگام بحرانهای داخلی یا حمله مستقیم اسرائیل، پرچم «ملیگرایی» بالا کشیده شد.
مقایسه تطبیقی
این تغییر لحن ایدئولوژیک پدیدهای بیسابقه نیست. نظامهای توتالیتر دیگر نیز بسته به شرایط، روایت مسلط خود را تغییر دادهاند. اتحاد شوروی استالین، که بر «انترناسیونالیسم پرولتری» تأکید داشت، در جنگ جهانی دوم ناگهان به «میهنپرستی روسی» پناه برد. چین مائو نیز گاه شعار «انقلاب جهانی» سر داد و گاه بر تمرکز بر «چین» تأکید کرد. جمهوری اسلامی نیز در همین مسیر، میان «ایران» و «اسلام» بازی میکند.
پیامدهای اجتماعی
این دوگانگی صرفاً تناقض سیاسی نیست؛ بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی دارد:
بیاعتمادی عمومی به شعارها و ایدئولوژی رسمی.
سردرگمی هویتی نسلهای جوان؛ نسلی که بهجای ارزشهای جهانشمول مانند حقوق بشر، آزادی بیان و همزیستی مسالمتآمیز، ناچار است در دوگانهی تحمیلی «ایرانی بودن» یا «مسلمان بودن» سرگردان بماند.
فرسایش مشروعیت نظام؛ چرا که هر بار با تغییر نقاب، تناقضهای گذشته آشکارتر میشود.
پرسش آینده
در جهانی که بیش از هر زمان بر حقوق بشر، دموکراسی و زندگی مسالمتآمیز تأکید میشود، پرسش اساسی این است: آیا جمهوری اسلامی میتواند همچنان این بازی دوگانه را ادامه دهد؟ یا سرانجام مردم ایران نقابها را کنار خواهند زد و درخواهند یافت که پشت همهی این شعارها یک حقیقت تلخ پنهان است: بقای قدرت، یگانه اصل این نظام بوده است.
#ملت #امت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
ریشههای تناقض
روحالله خمینی در همان سالهای آغازین، ملیگرایی را «شرک» دانست و شخصیتهایی چون محمد مصدق را «مرتد» معرفی کرد. از نگاه او، هویت ایرانی تنها حجاب و مانعی در برابر امت واحده اسلامی بود. اما امروز، علی خامنهای پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل، مداحان را به اجرای سرود «ای ایران» فرا میخواند؛ سرودی که در دهه شصت بهعنوان نماد «ملیگرایی سکولار» از مراسم رسمی حذف شده بود. این تغییر موضع، نشاندهنده استفاده ابزاری از هویت ملی یا دینی بسته به شرایط سیاسی است.
نوسانهای تاریخی
در چهار دهه گذشته، جمهوری اسلامی بارها بسته به اقتضا، یکی از این دو هویت را برجسته کرده است:
دهه شصت: تأکید بر «امت اسلامی» برای توجیه جنگ ایران و عراق و سرکوب داخلی.
دهه هفتاد: با افزایش اعتراضات و بحران مشروعیت، تبلیغ «وطن» و «ایران» برای آرامکردن افکار عمومی.
دهههای اخیر: هنگام دخالت در سوریه، لبنان یا یمن، سخن از «وظیفه دینی» و «امت واحده» به میان آمد؛ اما هنگام بحرانهای داخلی یا حمله مستقیم اسرائیل، پرچم «ملیگرایی» بالا کشیده شد.
مقایسه تطبیقی
این تغییر لحن ایدئولوژیک پدیدهای بیسابقه نیست. نظامهای توتالیتر دیگر نیز بسته به شرایط، روایت مسلط خود را تغییر دادهاند. اتحاد شوروی استالین، که بر «انترناسیونالیسم پرولتری» تأکید داشت، در جنگ جهانی دوم ناگهان به «میهنپرستی روسی» پناه برد. چین مائو نیز گاه شعار «انقلاب جهانی» سر داد و گاه بر تمرکز بر «چین» تأکید کرد. جمهوری اسلامی نیز در همین مسیر، میان «ایران» و «اسلام» بازی میکند.
پیامدهای اجتماعی
این دوگانگی صرفاً تناقض سیاسی نیست؛ بلکه پیامدهای عمیق اجتماعی و هویتی دارد:
بیاعتمادی عمومی به شعارها و ایدئولوژی رسمی.
سردرگمی هویتی نسلهای جوان؛ نسلی که بهجای ارزشهای جهانشمول مانند حقوق بشر، آزادی بیان و همزیستی مسالمتآمیز، ناچار است در دوگانهی تحمیلی «ایرانی بودن» یا «مسلمان بودن» سرگردان بماند.
فرسایش مشروعیت نظام؛ چرا که هر بار با تغییر نقاب، تناقضهای گذشته آشکارتر میشود.
پرسش آینده
در جهانی که بیش از هر زمان بر حقوق بشر، دموکراسی و زندگی مسالمتآمیز تأکید میشود، پرسش اساسی این است: آیا جمهوری اسلامی میتواند همچنان این بازی دوگانه را ادامه دهد؟ یا سرانجام مردم ایران نقابها را کنار خواهند زد و درخواهند یافت که پشت همهی این شعارها یک حقیقت تلخ پنهان است: بقای قدرت، یگانه اصل این نظام بوده است.
#ملت #امت #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
BY گفتوشنود




Share with your friend now:
group-telegram.com/Dialogue1402/7000