group-telegram.com/Jaryaann/7543
Last Update:
⚪ کنون پندار مُردم ...
مرگ هر انسانی همزمان پیامدی دوگانه دارد: میان ما و فردِ درگذشته فاصلهای جبرانناپذیر میاندازد (او را برای همیشه از ما دور میکند) اما بازماندگان را به هم نزدیک میکند؛ فقدان فرد درگذشته به مثابۀ حفره و سیاهچالهای است که بازماندگان را با کششی شدید جذب میکند و پیرامون نبودِ خود نزد هم میآورد. گویی آنکه میمیرد با رفتنش ریسمانی را که آشنایانش به آن متصلند، میکِشد و آنها را در آیینهای سوگواری گردآوری میکند. این نزدیکی حتی گاهی منجر به برطرف شدن کدورتها و کینههای کهنهای میشود که هیچ چیزی نمیتوانست آنها را رفع کند؛ جز مرگ که چون پتکی بر سرمان میکوبد و در اوج دلخوری و تنش، ناگهان پوچی حرص و آزمان و مضحکی تقلایمان برای به دستآوردنها را به رخ میکشد و یادمان میآورد که هیچ کس (نه دارا و سرشناس و نه ندار و گمنام) و هیچ چیز (نه ناز و نوش و نه درد و رنج) در این سرای سپنج پاینده و جاوادنه نیست.
مرگ چنان رخداد تکاندهندهای است که ظرف کوتاهترین زمان، جهان پیرامون فرد درگذشته را به هم میریزد و برای بازماندگان وضعیت جدیدی را رقم میزند؛ کما اینکه کوبندگی و مهابت مرگ و تلخی از دست دادن یک عزیز نه تنها فاصلههای بسیار زیاد ناشی از دلخوری میان بازماندگان را میتواند به چشمبرهمزدنی بردارد که حتی میتواند ناراحتیهای افراد از فرد درگذشته را هم برطرف کند؛ در واقع دوری جسمی از او به نزدیکی دل افراد به او بیانجامد.
چنین است که مرگ در کنار تمام سویههای دیگرش، دعوتی دردناک است به بخشش و شستن سینهها از کینهها و بهایی گزاف است برای نزدیکی افراد؛ مرگ عزیزان نجاتبخش رابطههای مرده است و هرچقدر که سخت و سنگین باشد میتواند دلهای سخت را نرم و نازک کند و قهر را مهر گرداند، البته با چاشنی این حسرت که آنکه مرده است دیگر نیست که مهر و آشتی ما (با یکدیگر یا با او) را ببیند. همین است که مولانا هشدار و پیشنهاد میدهد:
چو بعد مرگ خواهی آشتی کرد
همه عمر از غمت در امتحانیم
کنون پندار مُردم، آشتی کن
که در تسلیم ما چون مردگانیم
چو بر گورم بخواهی بوسه دادن
رخم را بوسه ده کاکنون همانیم.
✍🏼 #کاوه_گرایلی
🔗 اینستاگرام نویسنده
#مرگ #آشتی
@Jaryaann
BY جریانـ
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/Jaryaann/7543
