group-telegram.com/bayane_azadi/3940
Last Update:
مسئله افاغنه و واقعیتهای پیشارو،
و نقدی بر مواجهه دکتر حسن محدثی (قسمت دوم)
احمد فعال
برونریختگی فرهنگی از خیال تا واقعیت
از این شش واقعیت که بگذریم برمیگردم به نقدهای دوست عزیزمان آقای دکتر محدثی.
الف) دکتر محدثی از سوی بعضی از منتقدین به نئوفاشیسم متهم شده است. به نظر من این اتهام به ایشان کاملاً بیاساس است، دستکم برخلاف شأن انساندوستی است که از ایشان سراغ داریم. اما یک واقعیت را نباید از دیده پنهان داشت و آن اینکه، ایشان در مواجهه با مهاجران افغانستانی یکی دو یادداشت دارند که متأسفانه مواجهه درستی نیست، و این بهانه را به دست منتقدینِ به شدت مخالف میدهد، که به ایشان نسبت نئوفاشیسم بزنند. در یکی از یادداشتها از برونریختگی فرهنگی صحبت میکند. مراد ایشان از برونریختگی فرهنگی این است که: «برونریختهگیی فرهنگی با نوعی فرهنگزداییی بازاندیشانه و نوعی جامعهپذیریی معکوس همراه است. در فرهنگزداییی بازاندیشانه فرد نسبت به برخی از عناصر فرهنگیی پیش از این مقبول خود دچار تشکیک میشود و رفتهرفته انها را وا مینهد. در ابنجا است که آمادهگی پیدا میکند عناصر فرهنگیی نسلهای جدید را بپذیرد». از این بحث در میگذریم که برونریختگی فرهنگی، به جز در حد یک واژه، حرف تازه و سخن تازهای نیست. در یک عبارت ساده میخواهد بگوید، مردم ایران در فرایند مدرن شدن از سنتهای گذشته جدا شدهاند و عناصر فرهنگ سنتی را از خود دور کردهاند. نکته مهم نتیجهگیری است که گفته میشود: «اما برونریختهگیی فرهنگیی جمعی برای مدرنشدن جامعه و توسعهی اجتماعی بسیار اهمیت دارد. بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیونها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربهی تاریخیی بزرگی را نداشتهاند، میتواند ثمرات ارزشمند این برونریختهگیی فرهنگیی جمعی را از بین ببرد یا آنها را تضعیف کند. فرزندآوریی زیاد این خانوادههای مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد». هر چند واژه برونریختگی فرهنگی را به خالصسازی فرهنگی بهتر میتوان اطلاق کرد، تا آنچه نویسنده مراد میکند، لیکن کل داستان برونریختگی ایشان و یا به عبارتی، گذار از سنتگرایی به مدرنگرایی، در حضور میلیونی مهاجران افغانستانی، هم مخدوش است وهم معلوم نیست مطلوب باشد. این بحث را عجالتاً رها میکنیم و جلوتر بدان بازخواهم گشت، اما اگر این منطق درست باشد (توجه کنید صرف منطق بحث را میگویم نه مجانست موضوعی)، خوب نازیهای آلمان هم میتوانستند بگویند، ما در حال خالصسازی فرهنگی هستیم، و وجود یهودیان و نژادهای دیگر روند خالصسازی را تهدید میکنند، باید آنها را از کشور بیرون راند و یا با یک درجه لطف بیشتر، آنها را در یک اردوگاه نزدیک مرز با یک غذای بخور نمیر نگاه داریم، تا در فرصت به کشور خودشان برگردند. برونریختگی فرهنگی به همین تعبیری که دکتر محدثی میگوید، اگر خالصسازی فرهنگی نباشد، یک نوع حراست از فرهنگی است که بنا به مقتضیات مدرنسازی در حال خالصسازی خود است، اما اینبار نوعی خالصسازی وارونه صورت میگیرد. یعنی به جای اینکه ناخالصیهای فرهنگ غیرخودی دور ریخته شوند، خود را در فرهنگ غربی خالص میکند، و ناخالصیهایی که طی قرون از آن خود بوده، میزداید.
جلوگیری از ورود مهاجرانی که ممکن است لطمهای به خالصسازی وارونه بزنند، همان تعبیری است که اگرچه من نمیپسندم، ولی منتقدان نادوست میتوانند آن را به نئوفاشیسم تشبیه کنند، و لذا خود دکتر محدثی باید مواظب اظهارات خود باشد. اگر ایشان قصد غربیسازی کردن نداشتند، و به همان معنای برونریختگی فرهنگی میتوانستند از اصطلاح پالایش فرهنگی دکتر شریعتی استفاده کنند. پالایش فرهنگی که مورد نظر شریعتی بود، این بود که فرهنگ و سنتها را از عناصر عقبمانده و خرافی پالایش کنیم. مثلا در قسمی که مربوط به نگرش دینی میشود، اسلام نواندیشی و پویا و دانشورز را جانشین اسلام مداحی و روضهخوانی بگردانیم. در اقسام دیگر هم میتوان دست به پالایش زد و سنتهایی که مانع پویایی جامعه میشوند زدود، و سنتهای نو در آن ایجاد کرد. این سنتها حتی میتوانند شامل بعضی از سنتهای مدرن و غربی هم باشند. پالایش فرهنگی، در حقیقت نه گفتمان فرهنگی محافظهکاری است، و نه گفتمان فرهنگی غربیسازی. بلکه میتواند نوعی انتخاب هوشمندانه و آگاهانه در گزینش سنت فرهنگی جدید باشد. اکنون واقعیت برونریختگی را در رابطه با آنچه ایشان طالبانآفرینی مینامد، پی میگیریم ببنیم داستان از چه قرار است. 18 تیرماه 1404
ادامه دارد
https://www.group-telegram.com/NewHasanMohaddesi/12751
BY بیان آزادی
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/bayane_azadi/3940