Telegram Group & Telegram Channel
تو هم فردوسی هستی!

نیما ظاهری


اجازه بدهید بگویم این بحث‌ها کمی قدیمی شده است؛ یعنی ستیز با فردوسی عمری هزارساله دارد. از امیرمعزی نیشابوری گرفته که گفته بود  «من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سَمَر؟» تا همین نیما یوشیج خودمان که -دور از محضر شما و فردوسی- این شاعر را «خر» حساب کرده بود. من فکر می‌کنم که اگر فردوسی زنده بود، آنقدر بزرگوار و نقدپذیر بود که جز خنده‌ای که نثارشان می‌کرد، واکنش دیگری نشان نمی‌داد و لابد با خودش می‌گفت که «از دشمن هم شانس نیاوردیم!»


اما چرا فردوسی از دشمن شانس نیاورد؟ نخست باید به این پرسش پاسخ دهیم که اصلاً چرا شاهنامه نوشته شد و فردوسی چه هدفی از این کار داشت. آنگونه که فردوسی خود می‌گوید، صرفاً راوی داستان‌هایی از ایران باستان است که در خطرِ فراموشی بودند، و تلفیق این داستان‌های پر از شُکوه و خِرَد، با هنر شاعری فردوسی، منجر به خلق اثری شد که ما امروز آن را نماد هویت و ملیّت خود می‌دانیم. هنر فردوسی در روایت‌گری، به‌کارگیری درستِ همۀ عناصرِ داستان، استفادۀ به‌جا از تعلیق و دیالوگ و فضاسازی و مهم‌تر از همه استفاده از عنصر حقیقت‌مانندی -که اصل و اساس انواع داستان‌های مدرن است- آنچنان در کار فردوسی برجسته است که حتی قهرمان شاهنامه، رستم، همیشه پیروز میدان نیست و اصطلاحاً شخصیتی خاکستری‌رنگ دارد. حال آنکه وقتی به آثار حماسی مشابه بنگریم، آنچنان شاهنامۀ فردوسی توقعمان را بالا برده است که آن متون، نه‌تنها جلوه و جذبه‌ای ندارند، بلکه خام‌اندیشانه به نظر می‌رسند. در واقع فردوسی با دستکاریِ مفروضات ما از ژانر حماسه، این ژانر را بسیار توسعه داد و اثر تلاش‌های او، حتی در آثار غیرحماسی پس از او نیز قابل ردیابی‌ست. اینکه می‌گویم فردوسی از دشمن شانس نیاورد به این جهت است که همۀ دشمنان فردوسی -تا آنجا که من اطلاع دارم- خرده‌هایی به او گرفته‌اند که فاقد هرگونه استدلال درست و منطقی‌ست و معمولاً به چند فحش و ناسزا ختم شده است، و اِلا که نقد به هیچ‌وجه بد نیست، اما شرایطی دارد که شاید از حوصلۀ این نوشته خارج باشد.


با این حال، در گسترۀ بی‌مرزِ فرهنگ ایران و زبان فارسی، حافظ، یک نفر است، سعدی یک نفر است، خیام و عطار و مولانا هم همچنین، و این یک‌نفرها پشتوانۀ فرهنگی ما را به بهترین شکل ممکن ساخته‌اند و سزاست اگر هر لحظه از آنان دم بزنیم و بر خود ببالیم. اما ماجرای فردوسی و شاهنامه کمی متفاوت است. به هیچ‌وجه نمی‌خواهم به آن مفهوم «بت‌سازی» که در فرهنگ ما ریشه دوانده دامن بزنم. مسئله این است که فردوسی آنچنان در شاهنامه حل شده است که هیچ‌چیز جز شاهنامه از خود باقی نگذاشته است، و شاهنامه آنچنان در فرهنگ ایران حل شده است که دیگر حتی آن داستان‌های شکوهمند ایران باستان که فردوسی آن‌ها را حفظ کرده است هم مورد بحث نیستند. می‌خواهم جسارت کنم و بگویم فردوسی، یک‌نفر نیست، پس خودمان را سرزنش نکنیم اگر هنوز به سراغ شاهنامه‌اش نرفته‌ایم. فردوسی در واقع همان زبان شکّرینی‌ست که با آن سخن می‌گوییم، فردوسی، همین خاک و آب و هوایی‌ست که در آن نفس می‌کشیم، فردوسی، همان زنی‌ست که صدهاسال پیش به‌رغم همۀ تعصبات و سخت‌گیری‌های مذهبی، فرزندانش را با شعر فارسی و فرهنگ ایرانی انس داد. بله. تو هم می‌توانی فردوسی باشی، حتی اگر نامت ابوالقاسم منصوربن حسنِ توسی نباشد.
178👎12



group-telegram.com/bukharamag/10912
Create:
Last Update:

تو هم فردوسی هستی!

نیما ظاهری


اجازه بدهید بگویم این بحث‌ها کمی قدیمی شده است؛ یعنی ستیز با فردوسی عمری هزارساله دارد. از امیرمعزی نیشابوری گرفته که گفته بود  «من عجب دارم ز فردوسی که تا چندان دروغ/ از کجا آورد و بیهوده چرا گفت آن سَمَر؟» تا همین نیما یوشیج خودمان که -دور از محضر شما و فردوسی- این شاعر را «خر» حساب کرده بود. من فکر می‌کنم که اگر فردوسی زنده بود، آنقدر بزرگوار و نقدپذیر بود که جز خنده‌ای که نثارشان می‌کرد، واکنش دیگری نشان نمی‌داد و لابد با خودش می‌گفت که «از دشمن هم شانس نیاوردیم!»


اما چرا فردوسی از دشمن شانس نیاورد؟ نخست باید به این پرسش پاسخ دهیم که اصلاً چرا شاهنامه نوشته شد و فردوسی چه هدفی از این کار داشت. آنگونه که فردوسی خود می‌گوید، صرفاً راوی داستان‌هایی از ایران باستان است که در خطرِ فراموشی بودند، و تلفیق این داستان‌های پر از شُکوه و خِرَد، با هنر شاعری فردوسی، منجر به خلق اثری شد که ما امروز آن را نماد هویت و ملیّت خود می‌دانیم. هنر فردوسی در روایت‌گری، به‌کارگیری درستِ همۀ عناصرِ داستان، استفادۀ به‌جا از تعلیق و دیالوگ و فضاسازی و مهم‌تر از همه استفاده از عنصر حقیقت‌مانندی -که اصل و اساس انواع داستان‌های مدرن است- آنچنان در کار فردوسی برجسته است که حتی قهرمان شاهنامه، رستم، همیشه پیروز میدان نیست و اصطلاحاً شخصیتی خاکستری‌رنگ دارد. حال آنکه وقتی به آثار حماسی مشابه بنگریم، آنچنان شاهنامۀ فردوسی توقعمان را بالا برده است که آن متون، نه‌تنها جلوه و جذبه‌ای ندارند، بلکه خام‌اندیشانه به نظر می‌رسند. در واقع فردوسی با دستکاریِ مفروضات ما از ژانر حماسه، این ژانر را بسیار توسعه داد و اثر تلاش‌های او، حتی در آثار غیرحماسی پس از او نیز قابل ردیابی‌ست. اینکه می‌گویم فردوسی از دشمن شانس نیاورد به این جهت است که همۀ دشمنان فردوسی -تا آنجا که من اطلاع دارم- خرده‌هایی به او گرفته‌اند که فاقد هرگونه استدلال درست و منطقی‌ست و معمولاً به چند فحش و ناسزا ختم شده است، و اِلا که نقد به هیچ‌وجه بد نیست، اما شرایطی دارد که شاید از حوصلۀ این نوشته خارج باشد.


با این حال، در گسترۀ بی‌مرزِ فرهنگ ایران و زبان فارسی، حافظ، یک نفر است، سعدی یک نفر است، خیام و عطار و مولانا هم همچنین، و این یک‌نفرها پشتوانۀ فرهنگی ما را به بهترین شکل ممکن ساخته‌اند و سزاست اگر هر لحظه از آنان دم بزنیم و بر خود ببالیم. اما ماجرای فردوسی و شاهنامه کمی متفاوت است. به هیچ‌وجه نمی‌خواهم به آن مفهوم «بت‌سازی» که در فرهنگ ما ریشه دوانده دامن بزنم. مسئله این است که فردوسی آنچنان در شاهنامه حل شده است که هیچ‌چیز جز شاهنامه از خود باقی نگذاشته است، و شاهنامه آنچنان در فرهنگ ایران حل شده است که دیگر حتی آن داستان‌های شکوهمند ایران باستان که فردوسی آن‌ها را حفظ کرده است هم مورد بحث نیستند. می‌خواهم جسارت کنم و بگویم فردوسی، یک‌نفر نیست، پس خودمان را سرزنش نکنیم اگر هنوز به سراغ شاهنامه‌اش نرفته‌ایم. فردوسی در واقع همان زبان شکّرینی‌ست که با آن سخن می‌گوییم، فردوسی، همین خاک و آب و هوایی‌ست که در آن نفس می‌کشیم، فردوسی، همان زنی‌ست که صدهاسال پیش به‌رغم همۀ تعصبات و سخت‌گیری‌های مذهبی، فرزندانش را با شعر فارسی و فرهنگ ایرانی انس داد. بله. تو هم می‌توانی فردوسی باشی، حتی اگر نامت ابوالقاسم منصوربن حسنِ توسی نباشد.

BY Bukharamag


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/bukharamag/10912

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Telegram Messenger Blocks Navalny Bot During Russian Election In addition, Telegram now supports the use of third-party streaming tools like OBS Studio and XSplit to broadcast live video, allowing users to add overlays and multi-screen layouts for a more professional look. He adds: "Telegram has become my primary news source." The Russian invasion of Ukraine has been a driving force in markets for the past few weeks. Since its launch in 2013, Telegram has grown from a simple messaging app to a broadcast network. Its user base isn’t as vast as WhatsApp’s, and its broadcast platform is a fraction the size of Twitter, but it’s nonetheless showing its use. While Telegram has been embroiled in controversy for much of its life, it has become a vital source of communication during the invasion of Ukraine. But, if all of this is new to you, let us explain, dear friends, what on Earth a Telegram is meant to be, and why you should, or should not, need to care.
from us


Telegram Bukharamag
FROM American