از روزیکه علینژاد و تیمش با نگاهی منفعت طلبانه شروع به مصادره ی خونهای ریخته کرد،چند دستگی،انحراف و سلب اعتماد عمومی به اکت های مهم انقلابی نیز رقم خورد،بوقت پشمالو کردن پیکان هزینه ی میلیارد تومانی صرف یک کمدی ابلهانه کردند،تاثیرات مخرب همزمان با ضربه به انقلاب را شاهد👇
👍1
-اعتراض گستردهٔ جهانی
-واکنش تند روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و شخصیتهای سیاسی
-شکایت و حذف فوری کمپین
-محکوم شدن شرکت به دلیل «کالاییسازی رنج انسانی»
این نمونه از مهمترین هشدارهای تاریخی درباره استفادهٔ تجاری از رنج و قربانیان سیاسی است که نمونه های فراوان دیگری نیز👇
-واکنش تند روزنامهنگاران، فعالان حقوق بشر و شخصیتهای سیاسی
-شکایت و حذف فوری کمپین
-محکوم شدن شرکت به دلیل «کالاییسازی رنج انسانی»
این نمونه از مهمترین هشدارهای تاریخی درباره استفادهٔ تجاری از رنج و قربانیان سیاسی است که نمونه های فراوان دیگری نیز👇
👍1
۲-زخم دوباره ی خانواده ی جانباختگان:
هیچکس بیشتر از خانوادهی داغدیده حق ندارد دربارهی استفاده از تصویر یا نام فرزندش تصمیم بگیرد.
وقتی یک برند تجاری بدون رضایت خانواده از تصاویر آنها استفاده کند:
-خانواده دوباره زخم میخورند
-دردشان دوباره تجاریسازی میشود
-احساس میکنند فرزندشان «غنیمت تبلیغاتی» شده!
این خشونت ثانویه و غیراخلاقی است👇
هیچکس بیشتر از خانوادهی داغدیده حق ندارد دربارهی استفاده از تصویر یا نام فرزندش تصمیم بگیرد.
وقتی یک برند تجاری بدون رضایت خانواده از تصاویر آنها استفاده کند:
-خانواده دوباره زخم میخورند
-دردشان دوباره تجاریسازی میشود
-احساس میکنند فرزندشان «غنیمت تبلیغاتی» شده!
این خشونت ثانویه و غیراخلاقی است👇
👍1
۶-احساس عمومیِ بیحرمتی و توهین ایجاد میشود.
میدانیم که در ایران مفهوم «شهید»، «قربانی» و «حق» و...
در ناخودآگاه مردم بار معنوی خیلی سنگینی دارد.وقتی یک برند از خون آبان یا شکنجهشدگان کسب درآمد کند( به هر منظوری)
بیشتر مردم حس میکنند به درد شان بیاحترامی شد و این حس، کل جنبش را از پشت شرحه شرحه میکند!👇
میدانیم که در ایران مفهوم «شهید»، «قربانی» و «حق» و...
در ناخودآگاه مردم بار معنوی خیلی سنگینی دارد.وقتی یک برند از خون آبان یا شکنجهشدگان کسب درآمد کند( به هر منظوری)
بیشتر مردم حس میکنند به درد شان بیاحترامی شد و این حس، کل جنبش را از پشت شرحه شرحه میکند!👇
👍1
امروز مادر یلدا به شما اعتراض کرد،با دقت بخونید و بدانید که در روزهای آتی دیگران به شما خواهند پرداخت چراکه رفتار و تصمیمات شما اشتباه بوده و حق تخریب انقلاب و باورها و انچه که تامین کننده ی خواست جمهوری اسلامی است را به هیچکسی نمیدهیم و در مسیری قانونی هرچه که بتوانیم را در 👇
👍3
مسیر حفاظت از خون عزیزانمان خواهیم نمود و از خیانت بارگی ها نمیگذریم.
قرار نیست که چشمتان را دادید،چشم امید به رهایی را کور کنید و در تصور خام و اشتباهتان،اَمربَرِ شرکت ها و کارخانجات الکل و تیشرت و ...دیگران شوید!
پ ن:
سعی میکنیم برنامه ای مفصل در این باب بسازیم!
#پسرعاقل_نوح
#جنبش_فرزندان_ایران
قرار نیست که چشمتان را دادید،چشم امید به رهایی را کور کنید و در تصور خام و اشتباهتان،اَمربَرِ شرکت ها و کارخانجات الکل و تیشرت و ...دیگران شوید!
پ ن:
سعی میکنیم برنامه ای مفصل در این باب بسازیم!
#پسرعاقل_نوح
#جنبش_فرزندان_ایران
👍2
🔴#فوری
دولت آمریکا رسماً به فیفا اعلام کرد به هیچ عنوان برای مهدی تاج و افرادی که به حکومت ایران نزدیک هستند ویزا صادر نمیکند و اجازه ندارند به خاک آمریکا وارد شوند
#جنبش_فرزندان_ایران
دولت آمریکا رسماً به فیفا اعلام کرد به هیچ عنوان برای مهدی تاج و افرادی که به حکومت ایران نزدیک هستند ویزا صادر نمیکند و اجازه ندارند به خاک آمریکا وارد شوند
#جنبش_فرزندان_ایران
👍2
⚜خوشا آن دَم که بینی رویِ جانان
پهلوی ایرانساز باید باشند تا شب هایمان پر شود از نور و عشق و
زندگی کردن در ایران از دوست داشتنن ابدی لبریز گردد،، پهلوی باید باشد....
تا شب بخیر بگذرد...
شبتون زیبا و اهورایی✨🌙
#MIGAwithPahlavi 🌱♥️
#جاوید_شاه
#پاینده_ایران
#جنبش_فرزندان_ایران
پهلوی ایرانساز باید باشند تا شب هایمان پر شود از نور و عشق و
زندگی کردن در ایران از دوست داشتنن ابدی لبریز گردد،، پهلوی باید باشد....
تا شب بخیر بگذرد...
شبتون زیبا و اهورایی✨🌙
#MIGAwithPahlavi 🌱♥️
#جاوید_شاه
#پاینده_ایران
#جنبش_فرزندان_ایران
❤4
#دیدگاه
تحکیم وحدتیها و بچههای آیتالله؛ ابزار گذار، نه مانع آن ( ۳ )
این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده میشود؛ از سمت چپها، مشروطهچیها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:
چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچههای آیتالله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری میکند؟
پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخست—چپها، مشروطهچیها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را میدانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفافسازی.
سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.
واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.
نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمیتواند و نباید همهی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزهی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچگاه تمام نقشهی خود را روی میز نمیگذارد. اما او بارها و بهصراحت گفته است هدفش کاهش هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاستهاند اما امروز از آن بریدهاند.
شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که میخواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شدهاند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بودهاند، اما اکنون به دنبال راه نجاتاند و موافق تغییر رژیم شدهاند؛ همانهایی که به آنها ریزشی های نظام میگوییم.
و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچههای آیتالله روشن میشود. فارغ از گذشتهی آنان، این افراد شبکهای از ارتباطات و اعتماد در میان بخشهای ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه بهمثابه پلی استفاده میکند تا مستقیم با ریزشیهای ردهبالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، میتواند فرآیند فروپاشی را سریعتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر پیش ببرد.
حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:
چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار میکند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟
پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی بهدرستی میداند که برای کاهش هزینهی تغییر نظام، باید از حلقههای درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنهی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچههای آیتالله، همان چهرههای تحکیم وحدتی که حالا در جبههی مردم ایستادهاند، همانها میتوانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی ردهبالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خونریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که زمانی جزئی از ساختار جمهوری اسلامی بودهاند اما امروز از آن دلکنده و جدا شدهاند.
این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛ موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.
فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:
پنجره نجات ایران محدود است.
این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید بهدرستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار میکند و چه استفادهای از هر مسیر ارتباطی میبرد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آیندهی آزاد ایران عمل کند.
بچههای آیتالله، تحکیم وحدتیها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شدهاند، در واقع همان پلهای ارتباطی میان نیروهای ریزشی ردهبالای جمهوری اسلامی و پروژهی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که میتواند گذار را کمهزینه، سریع و موثر کند.
همین است اصل ماجرا.
و هرکس منصفانه نگاه کند، درمییابد که این نه چسبیدن شاه به آنهاست، بلکه بهکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.
در سیاست، بهرهگیری از ظرفیتهای دشمن، زمانی که به سود ملت تمام میشود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آنچه برخی چسبیدن میخوانند، در واقع همان بهکارگیری دقیق گسل های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر بهدرستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.
#اشو
#جنبش_فرزندان_ایران
تحکیم وحدتیها و بچههای آیتالله؛ ابزار گذار، نه مانع آن ( ۳ )
این روزها یک سوال تکراری و چندباره در فضای سیاسی ایران مدام شنیده میشود؛ از سمت چپها، مشروطهچیها، اتاق های فکر جمهوری اسلامی و حتی گاهی در میان خودِ هواداران پادشاهی و شاه رضا پهلوی:
چرا شاه رضا پهلوی با این تیم تحکیم وحدتی یا به اصطلاح بچههای آیتالله و افرادی که سابقه اتصال به نظام جمهوری اسلامی دارند همکاری میکند؟
پیش از هر چیز باید گفت که سه گروه نخست—چپها، مشروطهچیها و اتاق فکر جمهوری اسلامی—خودشان پاسخ این پرسش را میدانند؛ اما هدفشان از تکرار چنین سؤالاتی، تخریب است نه شفافسازی.
سخن اصلی، اما، با خود ماست؛ ما هواداران پادشاهی ، پشتیبانان شاه رضا پهلوی.
واقعیت این است که پاسخ این پرسش، درون خودِ پرسش نهفته است.
نخست باید دانست که شاه رضا پهلوی نمیتواند و نباید همهی ابعاد استراتژی خود را آشکار کند. کسی که درگیر مبارزهی واقعی برای تغییر رژیم است، هیچگاه تمام نقشهی خود را روی میز نمیگذارد. اما او بارها و بهصراحت گفته است هدفش کاهش هزینهی سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ یعنی گذار از این حکومت با کمترین آسیب و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که خود از دل همین نظام برخاستهاند اما امروز از آن بریدهاند.
شاه رضا پهلوی از همان آغاز گفته که میخواهد کسانی را جذب کند که دیگر از این وضعیت خسته شدهاند؛ کسانی که زمانی در سیستم جمهوری اسلامی بودهاند، اما اکنون به دنبال راه نجاتاند و موافق تغییر رژیم شدهاند؛ همانهایی که به آنها ریزشی های نظام میگوییم.
و اینجاست که نقش تیم تحکیم وحدتی و بچههای آیتالله روشن میشود. فارغ از گذشتهی آنان، این افراد شبکهای از ارتباطات و اعتماد در میان بخشهای ریزشی حکومت دارند. شاه، با شناخت این واقعیت، از این شبکه بهمثابه پلی استفاده میکند تا مستقیم با ریزشیهای ردهبالای رژیم ارتباط گیرد؛ همان ارتباطی که در بزنگاه تغییر، میتواند فرآیند فروپاشی را سریعتر، کمهزینهتر و هوشمندانهتر پیش ببرد.
حال دوباره برگردیم به سؤال تکراری:
چرا شاه رضا پهلوی با تیمی کار میکند که سابقه وصل بودن به نظام جمهوری اسلامی را دارند؟
پاسخ روشن است: چون شاه رضا پهلوی بهدرستی میداند که برای کاهش هزینهی تغییر نظام، باید از حلقههای درونی قدرت و ارتباطات کسانی استفاده کند که هنوز در بدنهی رژیم آشنایی، نفوذ و اعتبار دارند. همان بچههای آیتالله، همان چهرههای تحکیم وحدتی که حالا در جبههی مردم ایستادهاند، همانها میتوانند پلی باشند میان شاه و نیروهای ریزشی ردهبالای حاکمیت. کاهش هزینه یعنی گذار از این نظام با کمترین خونریزی، کمترین آشوب، و بیشترین بهرهگیری از نیروهایی که زمانی جزئی از ساختار جمهوری اسلامی بودهاند اما امروز از آن دلکنده و جدا شدهاند.
این البته فقط یکی از دلایل همکاری شاه با این تیم است؛ موارد دیگری نیز وجود دارد که هر یک در جای خود، ارزش استراتژیک بالایی دارند.
فراموش نکنیم که خودِ شاه رضا پهلوی گفته:
پنجره نجات ایران محدود است.
این جمله معنایی ساده ندارد؛ یعنی دیگر جای ریسک و آزمون و خطا نیست. یعنی زمان اندک است و فرصت باید بهدرستی مصرف شود. شاه رضا پهلوی کاملاً آگاه است که با چه کسانی کار میکند و چه استفادهای از هر مسیر ارتباطی میبرد. در چنین شرایط حساسی، سیاست هوشمندانه یعنی بهره گرفتن از هر پل ارتباطی که بتواند به نفع آیندهی آزاد ایران عمل کند.
بچههای آیتالله، تحکیم وحدتیها و سایر نیروهایی که امروز از دل نظام جدا شدهاند، در واقع همان پلهای ارتباطی میان نیروهای ریزشی ردهبالای جمهوری اسلامی و پروژهی آزادسازی ایران به رهبری شاه رضا پهلوی هستند — پلی که میتواند گذار را کمهزینه، سریع و موثر کند.
همین است اصل ماجرا.
و هرکس منصفانه نگاه کند، درمییابد که این نه چسبیدن شاه به آنهاست، بلکه بهکارگیری هوشمندانه ظرفیتهای درونی دشمن برای تسریع فروپاشی اوست.
در سیاست، بهرهگیری از ظرفیتهای دشمن، زمانی که به سود ملت تمام میشود، نه ضعف که اوج هوشمندی است. آنچه برخی چسبیدن میخوانند، در واقع همان بهکارگیری دقیق گسل های درونی حاکمیت علیه خودِ حاکمیت است — رویکردی که اگر بهدرستی فهمیده شود، کلید عبور ایران از تاریکی به روشنایی خواهد بود.
#اشو
#جنبش_فرزندان_ایران
👍2
#انکار_خود_یا_مسئولیت_پذیری
در گزارشات مربوط به دوران شوروی نقل شده بود: ما اینجا از «مردم» زیاد حرف میزنیم، وقتی همه از مردم حرف میزنند، چه کسی باقی خواهد ماند؟
ما همون مردمی هستیم که از مردم حرف میزنیم، بدون اینکه خودمون رو بخشی از مردم بدونیم. این اتفاق که در جامعهٔ ایران هم تکرار شد، چیزیه که تحت سلطهٔ توتالیتر بوجود میاد. شبیه آینهای که رو به دیگران گرفته شده. کسی خودشو نمیخواد ببینه، و همه دیگران رو دعوت به دیدن میکنند.
اینکه خودتو نبینی، یعنی از اساس خودتو بخشی از چیزی نمیدونی، و چون خودتو بخشی از چیزی نمیدونی، چرا باید انتظاری از خودت داشته باشی؟
آینهٔ من داره بغلدستی رو نشون میده، آینهٔ بغلدستی داره بغل دستیش رو نشون میده، آینهها تا انتها همین روال رو طی میکنند. اینجا براشون مهم نیست آینهها تو دست کیه، مهم اینه به سمت چه کسی گرفته شده. پس همه مردمیاند که مردم نیستند، بخشی از چیزیاند که بخشی ازش نیستند، باید انتظاری از خودشون داشته باشند که انتظاری ندارند، مسئولیتی داشته باشند، که ندارند، توقعی داشته باشند، که ندارند، نقشی داشته باشند، که ندارند، حضور دارند، اما انکار میکنند، اشتباه میکنند، اما نمیبینند.
کسانی که هنوز تو صف آینهها ایستادهاند، نمیتونن بگن: «بابا این مردم که فلاناند»، چون خودشون همون مردمیاند که فلاناند.
همون حرفاییاند که نمیخوان بشنون، همون چیزهاییاند که نمیخوان ببینن، همون لقبهاییاند که به دیگران دادهاند، همون توهینها، همون رفع مسئولیتها، همون انکارها
و این حقیقت تا زمانی که از صف آینهها خارج نشن، پابرجا خواهد ماند.
#گیف_گلاس
#جنبش_فرزندان_ایران
در گزارشات مربوط به دوران شوروی نقل شده بود: ما اینجا از «مردم» زیاد حرف میزنیم، وقتی همه از مردم حرف میزنند، چه کسی باقی خواهد ماند؟
ما همون مردمی هستیم که از مردم حرف میزنیم، بدون اینکه خودمون رو بخشی از مردم بدونیم. این اتفاق که در جامعهٔ ایران هم تکرار شد، چیزیه که تحت سلطهٔ توتالیتر بوجود میاد. شبیه آینهای که رو به دیگران گرفته شده. کسی خودشو نمیخواد ببینه، و همه دیگران رو دعوت به دیدن میکنند.
اینکه خودتو نبینی، یعنی از اساس خودتو بخشی از چیزی نمیدونی، و چون خودتو بخشی از چیزی نمیدونی، چرا باید انتظاری از خودت داشته باشی؟
آینهٔ من داره بغلدستی رو نشون میده، آینهٔ بغلدستی داره بغل دستیش رو نشون میده، آینهها تا انتها همین روال رو طی میکنند. اینجا براشون مهم نیست آینهها تو دست کیه، مهم اینه به سمت چه کسی گرفته شده. پس همه مردمیاند که مردم نیستند، بخشی از چیزیاند که بخشی ازش نیستند، باید انتظاری از خودشون داشته باشند که انتظاری ندارند، مسئولیتی داشته باشند، که ندارند، توقعی داشته باشند، که ندارند، نقشی داشته باشند، که ندارند، حضور دارند، اما انکار میکنند، اشتباه میکنند، اما نمیبینند.
کسانی که هنوز تو صف آینهها ایستادهاند، نمیتونن بگن: «بابا این مردم که فلاناند»، چون خودشون همون مردمیاند که فلاناند.
همون حرفاییاند که نمیخوان بشنون، همون چیزهاییاند که نمیخوان ببینن، همون لقبهاییاند که به دیگران دادهاند، همون توهینها، همون رفع مسئولیتها، همون انکارها
و این حقیقت تا زمانی که از صف آینهها خارج نشن، پابرجا خواهد ماند.
#گیف_گلاس
#جنبش_فرزندان_ایران
👍2💘1
#گفتاورد
#جامعه_مدنی!؟
احتمالا خیلی از چپها کلیدواژهی "جامعه مدنی" رو شنیدین. اونها بسیار معتقدند در این برهه نیاز داریم جامعه مدنی علیه رژیم مبارزه کنه، نه اسرائیل، نه اوپوزیسیون، نه رهبری شاهزاده و ... .
تو این مطلبی که آماده کردم میخوام بگم این جامعه مدنی چیه؟ کاربردش چیه؟ وضعیت جامعه مدنی در ایرانِ امروز چطوره؟ و چرا چپها اساسا انقدر دلبستهی این کلیدواژهاند؟
----
جامعه مدنی، اکسیژن دموکراسیه. یعنی بنیان و پایههای دموکراسی رو جامعه مدنی تشکیل میده. هر نهاد غیر دولتی و خصوصیای که در برابر دولت به طور داوطلبانه مبارزه میکنه، جامعه مدنیه. مزیت بزرگش حفاظت از آزادی و دموکراسیه. اما اساسا یه پیش نیاز داره، چی؟ این که کشور دموکراسی باشه.
چپها در اینجا دو اشتباه عمدی/غیرعمدی میکنن، یا متوجه نیستن که کاربرد جامعه مدنی در کجاست و امروز ایرانِ درگیر دیکتاتوری نهاد و تشکیلات مبارزاتی نداره یا فکر میکنن ایران دموکراسیه!
اینجا باز یه فلش بک میزنم به مسئلهی همیشگی که حرصم رو در میاره یعنی استاندارد دوگانهی چپها در مواجه با شاه و ج.ا.
در مقابل شاه که آزادی سیاسی و اجتماعی بود، شما میتونستید نهادسازی کنی همونطور که نهادهایی مثل کانون نویسندگان، اتحادیه و اصناف کارگری، سندیکاها، جبهههای مختلف مثل دانشجویی، هنری، ادبی و ... داشتید و به وسیلهی اونها مبارزه میکردین؛ اون موقع نگفتید که به به بیاییم از جامعه مدنی در بیشتر کردن آزادی و دموکراسی استفاده کنیم بلکه اساسا علیه نظمی که قابل اصلاح بود شوریدین.
امروز که باید علیه این ساختار انقلاب کرد شعارهای اصلاحطلبانه میدین!
---
جامعه مدنی، ابزار انقلابیگری نیست. ابزار اصلاحات و تحولهای ساختاریست. به عبارتی چپها با طرح این مسئله به دنبال انقلاب و برچیدن کاملِ این ساختار نیستن بلکه به دنبال تحولهای ساختاری و پوست اندازیهای این چنینی هستن که وقتی حجاب آزاد شد، کلاب و مشروب آزاد شد بگن: این به خاطر مبارزهی شما بود.
در صورتی که این آزادیهای اجتماعی واقعی نیستند بلکه اینها فقط صدقهی بالا دستیهاست تا با پوست اندازی ما رو سرگرم کنن!
---
حالا چرا اساسا چپها انقدر اصرار به این مسئله دارند؟
(این قسمت رو با کمک چت جیپیتی بخش بندی و قابل فهم کردم)
۱. چون جمهوری اسلامی ضد غرب و ضد امپریالیسم است، چپ دچار پارادوکس میشود.
بخش قابل توجهی از چپ ایرانی هنوز در ذهنیت «تقابل با امپریالیسم» گیر کرده.
برای همین ناخودآگاه:
با رژیمی که دشمن آمریکا است softer برخورد میکنه
و با شاه ۵۷ که متحد غرب بود harder برخورد کرده بود
این سوگیری ایدئولوژیک باعث میشود امروز سقوط جمهوری اسلامی را مساوی پیروزی راستگرایان بداند و ناخودآگاه مقاومت کند. (به عبارتی چون میگن پسر شاه قراره برگرده پس بهتره خامنهای بمونه یا باند فائزه هاشمی و حسن روحانی پوست اندازی کنن!!!)
۲. چپ به دولت مرکزی قوی نیاز دارد
از دید اکثر چپها:
خصوصیسازی خطرناک است
بازار آزاد تهدید است
نظم مدرن بدون دولتِ بزرگ ممکن نیست
قدرت باید در دولت متمرکز شود برای عدالت اقتصادی
انقلاب = تضعیف دولت
دولت کوچکشده = کابوس چپ
پس چپ نمیتواند از چیزی دفاع کند که نتیجهاش ممکن است دولت ضعیف یا فروپاشیده باشد.
۳. جامعه مدنی برای چپ ابزار “اهلیسازی اعتراض” است
بخش زیادی از چپها:
از انقلاب میترسند (برگشتن پسر شاه)
از خشونت میترسند (حساب پس دادن)
جامعهٔ مدنی برایشان ابزاریه برای:
کنترل اعتراضات
اداره کردن بحران بدون سقوط رژیم (انحراف اعتراضات ۴۰۱ با پروپاگاندا، رهبر منم رهبر تویی، فراخوانهای اطلاعات سپاه و ...)
هدایت انرژی مردم به پروژههای نرم (وعدههای اصلاحطلبانه)
خنثی کردن رادیکالیسم (ناامید کردن و سرکوب کردن خواستهی ما یعنی عبور کامل از رژیم و تقلیلش به حجاب، مشروب و ...)
بهنوعی تبدیل شده به «سوپاپ اطمینان».
---
نهایتا به طور خلاصه: جامعه مدنی بسیار مهم و مفید هست اما برای آیندهی ایرانِ آزاد ولی امروز چپها ابزار کردن برای پوست اندازی!
#جنبش_فرزندان_ایران
#جامعه_مدنی!؟
احتمالا خیلی از چپها کلیدواژهی "جامعه مدنی" رو شنیدین. اونها بسیار معتقدند در این برهه نیاز داریم جامعه مدنی علیه رژیم مبارزه کنه، نه اسرائیل، نه اوپوزیسیون، نه رهبری شاهزاده و ... .
تو این مطلبی که آماده کردم میخوام بگم این جامعه مدنی چیه؟ کاربردش چیه؟ وضعیت جامعه مدنی در ایرانِ امروز چطوره؟ و چرا چپها اساسا انقدر دلبستهی این کلیدواژهاند؟
----
جامعه مدنی، اکسیژن دموکراسیه. یعنی بنیان و پایههای دموکراسی رو جامعه مدنی تشکیل میده. هر نهاد غیر دولتی و خصوصیای که در برابر دولت به طور داوطلبانه مبارزه میکنه، جامعه مدنیه. مزیت بزرگش حفاظت از آزادی و دموکراسیه. اما اساسا یه پیش نیاز داره، چی؟ این که کشور دموکراسی باشه.
چپها در اینجا دو اشتباه عمدی/غیرعمدی میکنن، یا متوجه نیستن که کاربرد جامعه مدنی در کجاست و امروز ایرانِ درگیر دیکتاتوری نهاد و تشکیلات مبارزاتی نداره یا فکر میکنن ایران دموکراسیه!
اینجا باز یه فلش بک میزنم به مسئلهی همیشگی که حرصم رو در میاره یعنی استاندارد دوگانهی چپها در مواجه با شاه و ج.ا.
در مقابل شاه که آزادی سیاسی و اجتماعی بود، شما میتونستید نهادسازی کنی همونطور که نهادهایی مثل کانون نویسندگان، اتحادیه و اصناف کارگری، سندیکاها، جبهههای مختلف مثل دانشجویی، هنری، ادبی و ... داشتید و به وسیلهی اونها مبارزه میکردین؛ اون موقع نگفتید که به به بیاییم از جامعه مدنی در بیشتر کردن آزادی و دموکراسی استفاده کنیم بلکه اساسا علیه نظمی که قابل اصلاح بود شوریدین.
امروز که باید علیه این ساختار انقلاب کرد شعارهای اصلاحطلبانه میدین!
---
جامعه مدنی، ابزار انقلابیگری نیست. ابزار اصلاحات و تحولهای ساختاریست. به عبارتی چپها با طرح این مسئله به دنبال انقلاب و برچیدن کاملِ این ساختار نیستن بلکه به دنبال تحولهای ساختاری و پوست اندازیهای این چنینی هستن که وقتی حجاب آزاد شد، کلاب و مشروب آزاد شد بگن: این به خاطر مبارزهی شما بود.
در صورتی که این آزادیهای اجتماعی واقعی نیستند بلکه اینها فقط صدقهی بالا دستیهاست تا با پوست اندازی ما رو سرگرم کنن!
---
حالا چرا اساسا چپها انقدر اصرار به این مسئله دارند؟
(این قسمت رو با کمک چت جیپیتی بخش بندی و قابل فهم کردم)
۱. چون جمهوری اسلامی ضد غرب و ضد امپریالیسم است، چپ دچار پارادوکس میشود.
بخش قابل توجهی از چپ ایرانی هنوز در ذهنیت «تقابل با امپریالیسم» گیر کرده.
برای همین ناخودآگاه:
با رژیمی که دشمن آمریکا است softer برخورد میکنه
و با شاه ۵۷ که متحد غرب بود harder برخورد کرده بود
این سوگیری ایدئولوژیک باعث میشود امروز سقوط جمهوری اسلامی را مساوی پیروزی راستگرایان بداند و ناخودآگاه مقاومت کند. (به عبارتی چون میگن پسر شاه قراره برگرده پس بهتره خامنهای بمونه یا باند فائزه هاشمی و حسن روحانی پوست اندازی کنن!!!)
۲. چپ به دولت مرکزی قوی نیاز دارد
از دید اکثر چپها:
خصوصیسازی خطرناک است
بازار آزاد تهدید است
نظم مدرن بدون دولتِ بزرگ ممکن نیست
قدرت باید در دولت متمرکز شود برای عدالت اقتصادی
انقلاب = تضعیف دولت
دولت کوچکشده = کابوس چپ
پس چپ نمیتواند از چیزی دفاع کند که نتیجهاش ممکن است دولت ضعیف یا فروپاشیده باشد.
۳. جامعه مدنی برای چپ ابزار “اهلیسازی اعتراض” است
بخش زیادی از چپها:
از انقلاب میترسند (برگشتن پسر شاه)
از خشونت میترسند (حساب پس دادن)
جامعهٔ مدنی برایشان ابزاریه برای:
کنترل اعتراضات
اداره کردن بحران بدون سقوط رژیم (انحراف اعتراضات ۴۰۱ با پروپاگاندا، رهبر منم رهبر تویی، فراخوانهای اطلاعات سپاه و ...)
هدایت انرژی مردم به پروژههای نرم (وعدههای اصلاحطلبانه)
خنثی کردن رادیکالیسم (ناامید کردن و سرکوب کردن خواستهی ما یعنی عبور کامل از رژیم و تقلیلش به حجاب، مشروب و ...)
بهنوعی تبدیل شده به «سوپاپ اطمینان».
---
نهایتا به طور خلاصه: جامعه مدنی بسیار مهم و مفید هست اما برای آیندهی ایرانِ آزاد ولی امروز چپها ابزار کردن برای پوست اندازی!
#جنبش_فرزندان_ایران
👍3
