Notice: file_put_contents(): Write of 3266 bytes failed with errno=28 No space left on device in /var/www/group-telegram/post.php on line 50

Warning: file_put_contents(): Only 16384 of 19650 bytes written, possibly out of free disk space in /var/www/group-telegram/post.php on line 50
ایران بریفینگ | Telegram Webview: irbriefing/53330 -
Telegram Group & Telegram Channel
حالا که صحبت از عروسی دختر شمخانی است بد نیست از عروسی یکی از مردمی که شمخانی با «بلغ ما بلغ» گفتن به کشتن و کور کردنشان افتخار می‌کند هم بشنویم.
روایتی تلخ و تأمل‌برانگیز از نیلوفر آقایی، قربانی شلیک عامدانه به چشم، از پروتز چشمش در روز عروسی

پنج و نیم صبح بیدار شدم که برم آرایشگاه.
رفتم دست و صورتم رو بشورم و شروع کردم با چشمم حرف زدن:
«امروزو با من راه بیا، اذیتم نکن، برات جبران می‌کنم :)»
ولی همون اول صبح، وقتی کرم مرطوب‌کننده رو زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش دارم…

ساعت ۹ صبح – آرایشگاه
هانیه‌جون، من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو و با دست‌هام چشم‌هامو باد می‌زدم که اشکم درنیاد. دوباره کرم زدم و زیر لب گفتم:
«خیلی نامردی، روز عروسیم داری ده برابر همیشه اذیتم می‌کنی!»

وسط روز – در حال عکاسی
فیلم‌بردار که از ماجرای چشمم خبر نداشت، کلافه شده بود.
می‌گفت: «نیلوفرجان، تو رو خدا یه کم پلک زدنت کمتر شه، من سریع ویدیو رو می‌گیرما!»
منم می‌گفتم: «باشه باشه، فقط یه لحظه صبر کنین، من کرم چشممو بزنم…»

بعد از ظهر – بعد از عکاسی
تقریباً هر هفت، هشت دقیقه یه بار می‌گفتم:
«علی عزیزم، کرم چشممو از جیبت می‌دی؟»
یه سرماخوردگی ناگهانی هم باعث شده بود خشکی چشمم بدتر بشه.

شب – وسط مراسم
مهمونا: «نیلوفرجون، عکس بگیریم؟»
من: «آره عزیزم، فقط یه لحظه کرم چشمم رو بزنم 🫠»
خلاصه از پروتزم دلخور بودم که همه‌ی اذیتایی رو که روزای معمولی نمی‌کرد، گذاشته بود برای روز عروسیم!

با این حال، از خودم ممنونم که روحیه‌مو حفظ کردم، نذاشتم روزم خراب شه، از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر با لبخند رقصیدم.
علی هم حواسش به من بود.
اشک تو چشم‌هام جمع شده بود، ولی نگهش داشتم — حتی وقتی مامان و بابا اشک ریختن، من نریختم، چون یه قطره اشک می‌تونست بهونه‌ای بشه برای سوزش و درد بیشتر چشمم… و اونجا وقتش نبود

نیلوفر آقایی، یکی از ده‌ها معترضی است که با گلوله ماموران جمهوری اسلامی بینایی چشمش را از دست داده، وی چندی پیش به محل شلیک به چشمش رفت و با انتشار عکسی خطاب به کسی که به او شلیک کرده، نوشت: «تو که دیدی من غرق خون توی این خاک افتادم، چرا یدونه دیگه به شکمم زدی؟»

#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing
23🤬3👍1🔥1



group-telegram.com/irbriefing/53330
Create:
Last Update:

حالا که صحبت از عروسی دختر شمخانی است بد نیست از عروسی یکی از مردمی که شمخانی با «بلغ ما بلغ» گفتن به کشتن و کور کردنشان افتخار می‌کند هم بشنویم.
روایتی تلخ و تأمل‌برانگیز از نیلوفر آقایی، قربانی شلیک عامدانه به چشم، از پروتز چشمش در روز عروسی

پنج و نیم صبح بیدار شدم که برم آرایشگاه.
رفتم دست و صورتم رو بشورم و شروع کردم با چشمم حرف زدن:
«امروزو با من راه بیا، اذیتم نکن، برات جبران می‌کنم :)»
ولی همون اول صبح، وقتی کرم مرطوب‌کننده رو زدم و پنج دقیقه بعد خشک شد، فهمیدم روز سختی در پیش دارم…

ساعت ۹ صبح – آرایشگاه
هانیه‌جون، من یه لحظه برم دستشویی؟
رفتم تو و با دست‌هام چشم‌هامو باد می‌زدم که اشکم درنیاد. دوباره کرم زدم و زیر لب گفتم:
«خیلی نامردی، روز عروسیم داری ده برابر همیشه اذیتم می‌کنی!»

وسط روز – در حال عکاسی
فیلم‌بردار که از ماجرای چشمم خبر نداشت، کلافه شده بود.
می‌گفت: «نیلوفرجان، تو رو خدا یه کم پلک زدنت کمتر شه، من سریع ویدیو رو می‌گیرما!»
منم می‌گفتم: «باشه باشه، فقط یه لحظه صبر کنین، من کرم چشممو بزنم…»

بعد از ظهر – بعد از عکاسی
تقریباً هر هفت، هشت دقیقه یه بار می‌گفتم:
«علی عزیزم، کرم چشممو از جیبت می‌دی؟»
یه سرماخوردگی ناگهانی هم باعث شده بود خشکی چشمم بدتر بشه.

شب – وسط مراسم
مهمونا: «نیلوفرجون، عکس بگیریم؟»
من: «آره عزیزم، فقط یه لحظه کرم چشمم رو بزنم 🫠»
خلاصه از پروتزم دلخور بودم که همه‌ی اذیتایی رو که روزای معمولی نمی‌کرد، گذاشته بود برای روز عروسیم!

با این حال، از خودم ممنونم که روحیه‌مو حفظ کردم، نذاشتم روزم خراب شه، از وسط مجلس تکون نخوردم و تا آخر با لبخند رقصیدم.
علی هم حواسش به من بود.
اشک تو چشم‌هام جمع شده بود، ولی نگهش داشتم — حتی وقتی مامان و بابا اشک ریختن، من نریختم، چون یه قطره اشک می‌تونست بهونه‌ای بشه برای سوزش و درد بیشتر چشمم… و اونجا وقتش نبود

نیلوفر آقایی، یکی از ده‌ها معترضی است که با گلوله ماموران جمهوری اسلامی بینایی چشمش را از دست داده، وی چندی پیش به محل شلیک به چشمش رفت و با انتشار عکسی خطاب به کسی که به او شلیک کرده، نوشت: «تو که دیدی من غرق خون توی این خاک افتادم، چرا یدونه دیگه به شکمم زدی؟»

#چشم_برای_آزادی #شلیک_به_چشم_معترضان #علیه_فراموشی

🌐 irbr.news
🆔 @irbriefing

BY ایران بریفینگ




Share with your friend now:
group-telegram.com/irbriefing/53330

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

The regulator took order for the search and seizure operation from Judge Purushottam B Jadhav, Sebi Special Judge / Additional Sessions Judge. So, uh, whenever I hear about Telegram, it’s always in relation to something bad. What gives? In addition, Telegram's architecture limits the ability to slow the spread of false information: the lack of a central public feed, and the fact that comments are easily disabled in channels, reduce the space for public pushback. Ukrainian President Volodymyr Zelensky said in a video message on Tuesday that Ukrainian forces "destroy the invaders wherever we can." Either way, Durov says that he withdrew his resignation but that he was ousted from his company anyway. Subsequently, control of the company was reportedly handed to oligarchs Alisher Usmanov and Igor Sechin, both allegedly close associates of Russian leader Vladimir Putin.
from us


Telegram ایران بریفینگ
FROM American