🔴جنگ و ملت غایب از صدا و سیما
۴/ تیر/ ۱۴۰۴
با اعلام آتشبس نبرد هوایی میان ایران و اسرائیل فعلا آرام گرفت. اینک جای این پرسش است که در عمل ملت ایران در کجای این جنگ متجاوزانه قرار داشت؟ در پیامهایی که رهبری، رئیسجمهور و دیگر مقامات ارشد کشور خطاب به مردم دارند، واژه ملت ایران بهدرستی شکلی بسیار پررنگ و برجسته به کار رفته و از ملت دعوت به ایستادگی و دفاع از کشور شده است؛ سخنی است درست و واقعبینانه.
جنگ اخیر نبردی هوایی بود و خبری از جنگ زمینی نبود. بنابراین برخلاف جنگ ایران و عراق تمام عرصه عملیات بر دوش فرماندهان و افسران سامانههای آفندی و پدافندی هوایی ایران قرار داشت.
در چنین جنگی دعوت ملت ایران به ایستادگی به معنای دعوت مردم به حضور نظامی آحاد ملت در صحنه جنگ و دفاع نیست، بلکه بیشتر به معنای دعوت مردم به اتحاد، همدلی، حفظ نظم، صبوری و شکیبایی، دقت در اخبار و تحلیلها، اشتراک نظر در دفاع از کشور در برابر متجاوز، مشارکت در شناخت و کشف جاسوسان و مأموران دشمن متجاوز و این قبیل مسائل است.
در چنین معنایی بخش بزرگ و مؤثری از الگوی دعوت «ملت ایران» به ایستادگی شکل رسانهای مییابد. بهاینترتیب که رسانه در تولید محتوا و تعریف مخاطب «ملت ایران» را نشان بدهد.
واژه ملت شامل جمعیتی بزرگ با هویت تاریخی واحد ایرانی است که در آن تنوع فکری، سیاسی، فرهنگی، قومی و مذهبی گستردهای وجود دارد. این مفهوم بزرگ در قالب تنگ انحصاری یک حزب یا فرقه یا تفکر مطلقا جا نمیگیرد.
اگر قرار است در جنگی که بر اثر تجاوز بیگانه ایجاد شده است، ملت حاضر باشد و ایستادگی کند، رسانه مکلف است سیاست کاری خود را براساس همان تنوع ملی تنظیم کند و ملت را با همان تنوع در تولید محتوا و تعریف مخاطب نشان بدهد تا از این طریق بتواند برای ملت مرجعیت خبری داشته و اعتماد آنان را برای توسعه ایستادگی ملی جلب کند.
تلویزیون بهعنوان مهمترین و مؤثرترین رسانه در بین دیگر رسانهها وظیفه سنگینی از این نظر بر دوش دارد.
بااینهمه تلویزیون ایران که خود را رسانه ملی مینامد، در جریان جنگ خطیر ۱۲ روزه در ادامه سیاستهای چند سال اخیر به این تنوع ملی کمترین اهمیتی نداد.
در این شرایط پرمخاطره ملی، تلویزیون ایران همچنان در انحصار گروه کوچکی از وابستگان یک جریان سیاسی خاص بود. هیچکس غیر از نزدیکان همین گروه در اخبار و گزارشهای کارشناسی و تحلیلی جایی نداشت.
تنگنظری و انحصارطلبی گروهی چنان در تلویزیون ایران حاکم بوده است که حتی از انتشار خبر بیانیههای جداگانه بزرگانی مانند مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی، زهرا رهنورد و... که حاوی محکومیت تجاوز رژیم اسرائیل و دفاع ازکشور بودند هم خودداری کرد.
در خبرها و گزارشهای تلویزیون، اخبار مربوط به شخصیتهای مستقل ایرانیِ سیاسی، فرهنگی و هنری و نهادهای مدنی که در دفاع از کشور و محکومکردن تجاوز نظامی اسرائیل به ایران سخنی گفته یا نوشته بودند، هیچ اثری دیده و شنیده نشد؛ چراکه آنان یا به گروه حاکم بر صداوسیما نزدیک نیستند یا در چارچوب نظام سیاسی و قوانین موجود منتقد وضع جاری کشورند. این قبیل شخصیتها و نهادهای مدنی و سیاسی را که تعدادشان بسیار زیاد است و احزاب و سازمانهای سیاسی بخشی از ملت ایراناند و دل در گرو ایران دارند و در چارچوب قوانین کشور عمل میکنند، نمیتوان چنانکه صداوسیما میکند، از دایره ملت بیرون انداخت.
وقتی تلویزیونی که باید ملی باشد، گروهی عمل میکند، طبیعی است که بهسادگی بخش وسیعی از مردم را از دست میدهد و مخاطبانش حداکثر در حد طرفداران بسیار اندکش کاهش مییابند.
در شرایطی که کشور در معرض تجاوز قرار گرفته و اتحاد ملی یک ضرورت حیاتی است و تلویزیونهایی دیگری مانند اینترنشنال، که در حقیقت تلویزیون فارسیزبان رژیم اسرائیل است و نام واقعیاش را اسرائیل اینترنشنال باید گذاشت، با هزینههای گزاف و برنامههای حرفهای بهشدت در همسویی با متجاوز عمل میکنند، شیوه عمل تلویزیون ایران را میتوان فاجعه نامید.
در جهان رسانهایشده امروز، ما همه وقایع را از نگاه رسانه میبینیم. در چشم ما واقعه آن چیزی است که رسانه نشان میدهد.
وقتی تلویزیون ایران جایی برای ملت و تنوع آن نمیگذارد و محدود به یک گروه کوچک میشود، نتیجه این میشود که رسانههای دیگر را به مخاطبان ایرانی پیشکش میکند تا مردم واقعه هولناک تجاوز به کشور را از نگاه آنهایی ببینند که ایران را به مزایده گذاشتهاند و در حمایت دربست از متجاوز خیالهای خام علیه ایران و ملت ایران را تبلیع میکنند.
در هیچ کجای دنیا یک تلویزیون فرقهای نمیتواند حافظ منافع ملی باشد.
برای منافع ملی، صداوسیما باید نه در نام، بلکه واقعا ملی شود.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۴/ تیر/ ۱۴۰۴
با اعلام آتشبس نبرد هوایی میان ایران و اسرائیل فعلا آرام گرفت. اینک جای این پرسش است که در عمل ملت ایران در کجای این جنگ متجاوزانه قرار داشت؟ در پیامهایی که رهبری، رئیسجمهور و دیگر مقامات ارشد کشور خطاب به مردم دارند، واژه ملت ایران بهدرستی شکلی بسیار پررنگ و برجسته به کار رفته و از ملت دعوت به ایستادگی و دفاع از کشور شده است؛ سخنی است درست و واقعبینانه.
جنگ اخیر نبردی هوایی بود و خبری از جنگ زمینی نبود. بنابراین برخلاف جنگ ایران و عراق تمام عرصه عملیات بر دوش فرماندهان و افسران سامانههای آفندی و پدافندی هوایی ایران قرار داشت.
در چنین جنگی دعوت ملت ایران به ایستادگی به معنای دعوت مردم به حضور نظامی آحاد ملت در صحنه جنگ و دفاع نیست، بلکه بیشتر به معنای دعوت مردم به اتحاد، همدلی، حفظ نظم، صبوری و شکیبایی، دقت در اخبار و تحلیلها، اشتراک نظر در دفاع از کشور در برابر متجاوز، مشارکت در شناخت و کشف جاسوسان و مأموران دشمن متجاوز و این قبیل مسائل است.
در چنین معنایی بخش بزرگ و مؤثری از الگوی دعوت «ملت ایران» به ایستادگی شکل رسانهای مییابد. بهاینترتیب که رسانه در تولید محتوا و تعریف مخاطب «ملت ایران» را نشان بدهد.
واژه ملت شامل جمعیتی بزرگ با هویت تاریخی واحد ایرانی است که در آن تنوع فکری، سیاسی، فرهنگی، قومی و مذهبی گستردهای وجود دارد. این مفهوم بزرگ در قالب تنگ انحصاری یک حزب یا فرقه یا تفکر مطلقا جا نمیگیرد.
اگر قرار است در جنگی که بر اثر تجاوز بیگانه ایجاد شده است، ملت حاضر باشد و ایستادگی کند، رسانه مکلف است سیاست کاری خود را براساس همان تنوع ملی تنظیم کند و ملت را با همان تنوع در تولید محتوا و تعریف مخاطب نشان بدهد تا از این طریق بتواند برای ملت مرجعیت خبری داشته و اعتماد آنان را برای توسعه ایستادگی ملی جلب کند.
تلویزیون بهعنوان مهمترین و مؤثرترین رسانه در بین دیگر رسانهها وظیفه سنگینی از این نظر بر دوش دارد.
بااینهمه تلویزیون ایران که خود را رسانه ملی مینامد، در جریان جنگ خطیر ۱۲ روزه در ادامه سیاستهای چند سال اخیر به این تنوع ملی کمترین اهمیتی نداد.
در این شرایط پرمخاطره ملی، تلویزیون ایران همچنان در انحصار گروه کوچکی از وابستگان یک جریان سیاسی خاص بود. هیچکس غیر از نزدیکان همین گروه در اخبار و گزارشهای کارشناسی و تحلیلی جایی نداشت.
تنگنظری و انحصارطلبی گروهی چنان در تلویزیون ایران حاکم بوده است که حتی از انتشار خبر بیانیههای جداگانه بزرگانی مانند مهدی کروبی، سیدمحمد خاتمی، حسن روحانی، زهرا رهنورد و... که حاوی محکومیت تجاوز رژیم اسرائیل و دفاع ازکشور بودند هم خودداری کرد.
در خبرها و گزارشهای تلویزیون، اخبار مربوط به شخصیتهای مستقل ایرانیِ سیاسی، فرهنگی و هنری و نهادهای مدنی که در دفاع از کشور و محکومکردن تجاوز نظامی اسرائیل به ایران سخنی گفته یا نوشته بودند، هیچ اثری دیده و شنیده نشد؛ چراکه آنان یا به گروه حاکم بر صداوسیما نزدیک نیستند یا در چارچوب نظام سیاسی و قوانین موجود منتقد وضع جاری کشورند. این قبیل شخصیتها و نهادهای مدنی و سیاسی را که تعدادشان بسیار زیاد است و احزاب و سازمانهای سیاسی بخشی از ملت ایراناند و دل در گرو ایران دارند و در چارچوب قوانین کشور عمل میکنند، نمیتوان چنانکه صداوسیما میکند، از دایره ملت بیرون انداخت.
وقتی تلویزیونی که باید ملی باشد، گروهی عمل میکند، طبیعی است که بهسادگی بخش وسیعی از مردم را از دست میدهد و مخاطبانش حداکثر در حد طرفداران بسیار اندکش کاهش مییابند.
در شرایطی که کشور در معرض تجاوز قرار گرفته و اتحاد ملی یک ضرورت حیاتی است و تلویزیونهایی دیگری مانند اینترنشنال، که در حقیقت تلویزیون فارسیزبان رژیم اسرائیل است و نام واقعیاش را اسرائیل اینترنشنال باید گذاشت، با هزینههای گزاف و برنامههای حرفهای بهشدت در همسویی با متجاوز عمل میکنند، شیوه عمل تلویزیون ایران را میتوان فاجعه نامید.
در جهان رسانهایشده امروز، ما همه وقایع را از نگاه رسانه میبینیم. در چشم ما واقعه آن چیزی است که رسانه نشان میدهد.
وقتی تلویزیون ایران جایی برای ملت و تنوع آن نمیگذارد و محدود به یک گروه کوچک میشود، نتیجه این میشود که رسانههای دیگر را به مخاطبان ایرانی پیشکش میکند تا مردم واقعه هولناک تجاوز به کشور را از نگاه آنهایی ببینند که ایران را به مزایده گذاشتهاند و در حمایت دربست از متجاوز خیالهای خام علیه ایران و ملت ایران را تبلیع میکنند.
در هیچ کجای دنیا یک تلویزیون فرقهای نمیتواند حافظ منافع ملی باشد.
برای منافع ملی، صداوسیما باید نه در نام، بلکه واقعا ملی شود.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍19❤2
🔴وحید جلیلی و ادعایی بی سند
۴/تیر۱۴۰۴
وحید جلیلی که معلوم نیست براساس کدام معیار تخصصی رسانهای سالهاست قائممقام صدا و سیماست در گفتگویی که از تلویزیون پخش شد گفتهاست:
"برخی میخواهند به اسم همبستگی، وطن را به آغل تبدیل کنند!
برخی این روزها میگویند برای حفظ وحدت ملی اسم خدا و پیغمبر نیارید.
به اسم همبستگی ملی میخواهند «به نام خدا» را هم حذف کنند."
او از اعضای جبهه پایداری است و با دیگر مدیران ارشد سیما تلویزیونی را که باید ملی باشد به سیمای جبهه پایداری بدل کرده است.
شاید او میخواهد با چنین ادعایی روحانیون و علما را علیه منتقدان این سازمان تحریک کرده و از انبوه انتقادات بگریزد اما اول باید بگوید کدام شخصیت سیاسی یا فرهنگی یا مدنی ایران یا کدام حزب و سازمان سیاسی، که اندکی شناخته شده باشد، چنین حرفی را مطرح کردهاست که نام خدا و پیغمبر را برای حفظ وحدت نیاورید.
چنین ادعایی بدون سند و مدرک و ذکر منبع مطلقا بیاعتبار و خلاف واقع خواهد بود. معلوم میشود که با دروغ مواجهیم.
آنچه دلسوزان کشور برای انسجام ملی میگویند و وحید جلیلی و هممسلکانش در تلویزیون و جبهه پایداری کتمان میکنند این است که سازمان صدا و سیما باید ملی باشد نه رسانهای که با پول ملت ایران در خدمت تفکرات یکگروه کوچک باشد و چنان ضعیف و غیرحرفهای و گروهی عمل کند که مخاطبان ایرانی را از دست بدهد بازار شبکههای برانداز گرم شود.
اصل یکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسی ایران صدا و سیما را "ملی"دانسته است. این عبارت فقط مربوط به مالکیت نیست. بلکه بیشتر به معنای آن است که تلویزیون ایران باید آینه ملت ایران باشد نه ابزار دست یک گروه کوچک و انحصار طلب که در برنامه و مخاطبانش فقط به فکر تبلیغ خود و دوستانش باشد و هیچ بهایی به انسجام ملی ندهد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۴/تیر۱۴۰۴
وحید جلیلی که معلوم نیست براساس کدام معیار تخصصی رسانهای سالهاست قائممقام صدا و سیماست در گفتگویی که از تلویزیون پخش شد گفتهاست:
"برخی میخواهند به اسم همبستگی، وطن را به آغل تبدیل کنند!
برخی این روزها میگویند برای حفظ وحدت ملی اسم خدا و پیغمبر نیارید.
به اسم همبستگی ملی میخواهند «به نام خدا» را هم حذف کنند."
او از اعضای جبهه پایداری است و با دیگر مدیران ارشد سیما تلویزیونی را که باید ملی باشد به سیمای جبهه پایداری بدل کرده است.
شاید او میخواهد با چنین ادعایی روحانیون و علما را علیه منتقدان این سازمان تحریک کرده و از انبوه انتقادات بگریزد اما اول باید بگوید کدام شخصیت سیاسی یا فرهنگی یا مدنی ایران یا کدام حزب و سازمان سیاسی، که اندکی شناخته شده باشد، چنین حرفی را مطرح کردهاست که نام خدا و پیغمبر را برای حفظ وحدت نیاورید.
چنین ادعایی بدون سند و مدرک و ذکر منبع مطلقا بیاعتبار و خلاف واقع خواهد بود. معلوم میشود که با دروغ مواجهیم.
آنچه دلسوزان کشور برای انسجام ملی میگویند و وحید جلیلی و هممسلکانش در تلویزیون و جبهه پایداری کتمان میکنند این است که سازمان صدا و سیما باید ملی باشد نه رسانهای که با پول ملت ایران در خدمت تفکرات یکگروه کوچک باشد و چنان ضعیف و غیرحرفهای و گروهی عمل کند که مخاطبان ایرانی را از دست بدهد بازار شبکههای برانداز گرم شود.
اصل یکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسی ایران صدا و سیما را "ملی"دانسته است. این عبارت فقط مربوط به مالکیت نیست. بلکه بیشتر به معنای آن است که تلویزیون ایران باید آینه ملت ایران باشد نه ابزار دست یک گروه کوچک و انحصار طلب که در برنامه و مخاطبانش فقط به فکر تبلیغ خود و دوستانش باشد و هیچ بهایی به انسجام ملی ندهد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍19❤2
🔴جنگ رسانهای اسرائیل در سایه کمکاری صدا و سیما
منتشر شده در خبرآنلاین ۸/تیر/ ۱۴۰۴
✍در روزهای پس از آغاز آتش بس منابع اسرائیلی یا منابع وابسته به اسرائیل یا منابع ناشناخته مکررا گزارشها و اخباری را منتشر میکنند که حاکی از ایجاد شک به ارتباط مقامات ارشد نظامی و غیرنظامی ایران به سرویسهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیلی است.
🔸این خبرهای و گزارشها چیزی به قطع و یقین و مستند نمیگویند. بلکه فقط تردید ایجاد میکنند. این شیوه عملا باعث میشود که شک و تردید نسبت به همه مقامات گسترش یابد.
🔸در دهه پنجاه خورشیدی ساواک شهرت داد که از هر ۴ یا ۵ ایرانی یک نفر با ساواک همکاری میکند. در آن زمان این خبر دروغ که دهان به دهان میگشت باعث چنان شک عمومی شده بود که حداقل مردم عادی وقتی در جمعی دوستانه یا فامیلی هستند از حرف زدن انتقادی در مورد شاه و رژیم به شدت احتیاط کنند یا چیزی نگویند یا فقط درگوشی حرف بزنند. چون بنا شایعه ساواک از هر ۴_۵ ایرانی یک نفر با ساواک همکاری دارد.
🔸موج خبری و گزارشی روزهای بعد از آتشبس که اسرائیل بطور مستقیم یا از طریق عوامل خود راهانداخته است، دقیقا مبتنی بر همان روشی است که ساواک، احتمالا به توصیه موساد در همان زمان، به کار برد. روشی که میتوان آن را تولید شک عمومی نامید.
🔸شک از نظر روانی ویرانگر است.
🔸یک موقع بطور روشن و قاطع گفته میشود فلانی جاسوس است. همه مطمئن میشوند که او جاسوس است و تمام.
🔸اما یک زمان به شکلی بیان میشود که در جاسوس بودن چند نفر تردید میسازند. دیگر همه در معرض تردید قرار میگیرند.
زمینه کاربرد و اثرگذاری این روش که به تدریج موجب بیاعتمادی عمومی نسبت مقامات و اشخاص خواهد شد، بیخبری و فقدان گردش اطلاعات است.
🔸در این مورد مسئولیت و تقصیر اصلی بر گردن صدا و سیماست که در گردش اطلاعات سیاستی عدماطلاعرسانی یا اطلاعرسانی غلط و روایتهای نادرست دارد و عملا مردم را در بیخبری نگه میدارد.
🔸در زندگی روزمره خودمان هم اگر نگاه کنیم شک محصول بیخبری است. وقتی نمیدانیم عزیزمان کجاست هزار شک و گمان به ذهنمان حمله میکند.
🔸اگر صدا وسیما واقعا ملی نشود و درچارچوب منافع ملی و بصورت حرفهای عمل نکند، دولت متجاوز اسرائیل در این مرحله از جنگ شبه خبری میتواند آسیب سختی به اعتماد ملی کشور وارد کند.
کسانی که جامعه ایران را به آغل تشبیه میکنند آگاهانه یا ناآگاه زمینهساز این آسیباند.
🔸اصرار بر حفظ این مدیریت فرقهای صدا و سیما زیانهای جبران ناپذیری خواهد داشت.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
منتشر شده در خبرآنلاین ۸/تیر/ ۱۴۰۴
✍در روزهای پس از آغاز آتش بس منابع اسرائیلی یا منابع وابسته به اسرائیل یا منابع ناشناخته مکررا گزارشها و اخباری را منتشر میکنند که حاکی از ایجاد شک به ارتباط مقامات ارشد نظامی و غیرنظامی ایران به سرویسهای نظامی و اطلاعاتی اسرائیلی است.
🔸این خبرهای و گزارشها چیزی به قطع و یقین و مستند نمیگویند. بلکه فقط تردید ایجاد میکنند. این شیوه عملا باعث میشود که شک و تردید نسبت به همه مقامات گسترش یابد.
🔸در دهه پنجاه خورشیدی ساواک شهرت داد که از هر ۴ یا ۵ ایرانی یک نفر با ساواک همکاری میکند. در آن زمان این خبر دروغ که دهان به دهان میگشت باعث چنان شک عمومی شده بود که حداقل مردم عادی وقتی در جمعی دوستانه یا فامیلی هستند از حرف زدن انتقادی در مورد شاه و رژیم به شدت احتیاط کنند یا چیزی نگویند یا فقط درگوشی حرف بزنند. چون بنا شایعه ساواک از هر ۴_۵ ایرانی یک نفر با ساواک همکاری دارد.
🔸موج خبری و گزارشی روزهای بعد از آتشبس که اسرائیل بطور مستقیم یا از طریق عوامل خود راهانداخته است، دقیقا مبتنی بر همان روشی است که ساواک، احتمالا به توصیه موساد در همان زمان، به کار برد. روشی که میتوان آن را تولید شک عمومی نامید.
🔸شک از نظر روانی ویرانگر است.
🔸یک موقع بطور روشن و قاطع گفته میشود فلانی جاسوس است. همه مطمئن میشوند که او جاسوس است و تمام.
🔸اما یک زمان به شکلی بیان میشود که در جاسوس بودن چند نفر تردید میسازند. دیگر همه در معرض تردید قرار میگیرند.
زمینه کاربرد و اثرگذاری این روش که به تدریج موجب بیاعتمادی عمومی نسبت مقامات و اشخاص خواهد شد، بیخبری و فقدان گردش اطلاعات است.
🔸در این مورد مسئولیت و تقصیر اصلی بر گردن صدا و سیماست که در گردش اطلاعات سیاستی عدماطلاعرسانی یا اطلاعرسانی غلط و روایتهای نادرست دارد و عملا مردم را در بیخبری نگه میدارد.
🔸در زندگی روزمره خودمان هم اگر نگاه کنیم شک محصول بیخبری است. وقتی نمیدانیم عزیزمان کجاست هزار شک و گمان به ذهنمان حمله میکند.
🔸اگر صدا وسیما واقعا ملی نشود و درچارچوب منافع ملی و بصورت حرفهای عمل نکند، دولت متجاوز اسرائیل در این مرحله از جنگ شبه خبری میتواند آسیب سختی به اعتماد ملی کشور وارد کند.
کسانی که جامعه ایران را به آغل تشبیه میکنند آگاهانه یا ناآگاه زمینهساز این آسیباند.
🔸اصرار بر حفظ این مدیریت فرقهای صدا و سیما زیانهای جبران ناپذیری خواهد داشت.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍9❤1
🔴لزوم طرح شکایت ایران علیه اسرائیل در مجامع بین المللی
گفتگو با ایلنا ۱۴۰۴/۴/۹
کنوانسیون چهارم ژنو حمله به فضاهای غیرنظامی که نیازمند حمایت هستند، مانند زندان و بیمارستان را ممنوع کرده است
تجاوز اسرائیل به ایران، اولا این یک تجاوز نامشروع است و نقض منشور حقوق ملل بوده و اقدامش در هدف قرار دادن فرماندهان ایرانی مصداق بارز ترور است. حمله به سازمان صدا و سیما نیز به موجب قواعد اتحادیه بینالمللی تلویزیونها جنایت علیه بشریت است.
در ترورها، خانوادههای بسیاری از فرماندهان نظامی کشور هم به شهادت رسیدهاند.
در مورد حمله به زندان، کنوانسیون چهارم ژنو حمله به فضاهای غیرنظامی که نیازمند حمایت هستند، مانند بیمارستانها را ممنوع کرده است. روح حاکم بر کنوانسیون ژنو به این معناست که زندان هم باید در امنیت و مصون از تجاوز باشد. زندان یک محیط بسته است که جمعیت متراکم زیادی در آن به سر میبرند و امکان دفاعی ندارند. امکان کمکرسانی به زندانیان یا اقدامات درمانی بسیار محدود و دشوار است. حمله اسرائیل به زندان اوین ، جمعیت زیادی را در معرض خطر قرار داده است. آخرین آماری که اعلام شد، ۷۱ شهید بود که بسیار وحشتناک است. این شهدا از زندانیان، خانوادههایی که برای ملاقات به زندان رفته بودند و کارکنان زندان هستند و این هم بیهیچ تردیدی واقعاً یک عمل جنایتکارانه است.
وزارت امور خارجه باید با استفاده گسترده از حقوقدانان متخصص حقوق بینالملل به فوریت اقدامات لازم برای شکایت علیه اسرائیل در مجامع بینالمللی از جمله دیوان دادگستری بینالمللی یا شورای امنیت و شورای حقوق بشر انجام دهد.
البته این رژیم نامشروع بیش از یک سال و نیم است که در غزه جنایتهای بیسابقهای را انجام داده، دیوان دادگستری بینالمللی برای نتانیاهو حکم جلب صادر کرده است. بسیاری از نهادهای بینالمللی رفتارهای اسرائیل در غزه را به عنوان جنایت علیه بشریت توصیف کردند، ولی هیچ دولتی از آن جلوگیری نمیکند و هیچ اقدام عملی برای جلوگیری از اسرائیل انجام نمیشود. اسرائیل یک کارت سبز برای هر جنایتی که میخواهد انجام دهد، دارد.
در مورد ایران هم به نظر میرسد که میدان را برای نقض قواعد حقوق بینالملل و حقوق بشر برای اسرائیل باز گذاشتهاند.
با این حال، ایران بایستی با تمام توان شکایتهای خود را در مجامع بینالمللی مطرح کند. به خصوص با نهادهای بینالمللی و نهادهای مدنی بینالمللی باید ارتباط فعال داشته باشند. باید خبرنگاران رسانههای معتبر جهانی را به ایران وارد کنند و این وضعیت را به آنها نشان دهند. همچنین باید امکان ارتباط ایرانیان با نهادهای مدنی خارجی را بیشتر فراهم کنند تا بتوانند بر افکار عمومی جهانی اثر بگذارند.
در این زمینه رسانه و تلویزیون بسیار مهم است، ولی شیوه های تلویزیون ایران که قائم مقام آن ایران را آغل توصیف می کند، بیشتر به تفرقه و انزجار دامن میزند.
ایران باید با تمام توان با استفاده از کارشناسان مجرب وزارت خارجه و متخصصان مستقل حقوقدان بینالملل ایرانی و غیرایرانی، علیه رژیم اسرائیل و انواع نقض حقوق بینالملل در مجامع بینالمللی اقدام کند.
ترور فرماندهان، شهادت غیرنظامیان، تجاوز به خاک ایران، حمله به صدا و سیما، تاسیسات هستهای و زندان اوین هر کدام باید بهطور جداگانه در مجامع مختلف باید پیگیری شوند
از تمام این موارد که از تجاوز نامشروع به ایران شروع میشود میتوان شکایت کرد. ترور فرماندهان نظامی ایران که این ترور بیرون از میدان جنگ بوده و به نوعی قتل است. حمله به فرماندهان نظامی ایران بیرون از میدان جنگ بوده و بنابراین مصداق بارز ترور است. همراه با فرماندهان، زنها و بچهها نیز شهید شدند. موضوع حمله به ساختمان صدا و سیما و نهایتاً حمله نظامی به زندان اوین، هر یک پروندههای مستقلی هستند و باید بهطور جداگانه در مجامع مختلف پیگیری شوند.
یک نکته هم باید اضافه کنم؛ یکی از اصول حرفهای روزنامهنگاری عدم ترویج جنگ و خشونت است. در مورد کشورهای درگیر این قاعده اعمال نمیشود. بهطور طبیعی، تلویزیون اسرائیل علیه ایران تبلیغ میکند و خود دولت اسرائیل را تشویق به جنگ میکند. به همین شکل، تلویزیون داخلی ایران نیز همین سیاست را دنبال میکند. اما رسانههایی که متعلق به کشورهای درگیر نیستند، مجاز نیستند که جنگ و کشتار و خشونت را ترویج کنند.
رسانه ایران اینترنشنال که حداقل از لحاظ ظاهر متعلق به دولت اسرائیل نیست، اگرچه در عمل مروج و مبلغ جنگ و اسرائیل است، در حال حاضر مشغول ترویج جنگ، توجیه کشتار و خشونت است. ایران میتواند با گردآوری مدارک کافی از این تلویزیون نیز شکایت کند. ایران میتواند در مجامع بینالمللی، مانند اتحادیه بینالمللی تلویزیونها، از این تلویزیون به عنوان تلویزیونی که مروج جنگ و خشونت است و از کشتار حمایت میکند، شکایت کند.
گفتگو با ایلنا ۱۴۰۴/۴/۹
کنوانسیون چهارم ژنو حمله به فضاهای غیرنظامی که نیازمند حمایت هستند، مانند زندان و بیمارستان را ممنوع کرده است
تجاوز اسرائیل به ایران، اولا این یک تجاوز نامشروع است و نقض منشور حقوق ملل بوده و اقدامش در هدف قرار دادن فرماندهان ایرانی مصداق بارز ترور است. حمله به سازمان صدا و سیما نیز به موجب قواعد اتحادیه بینالمللی تلویزیونها جنایت علیه بشریت است.
در ترورها، خانوادههای بسیاری از فرماندهان نظامی کشور هم به شهادت رسیدهاند.
در مورد حمله به زندان، کنوانسیون چهارم ژنو حمله به فضاهای غیرنظامی که نیازمند حمایت هستند، مانند بیمارستانها را ممنوع کرده است. روح حاکم بر کنوانسیون ژنو به این معناست که زندان هم باید در امنیت و مصون از تجاوز باشد. زندان یک محیط بسته است که جمعیت متراکم زیادی در آن به سر میبرند و امکان دفاعی ندارند. امکان کمکرسانی به زندانیان یا اقدامات درمانی بسیار محدود و دشوار است. حمله اسرائیل به زندان اوین ، جمعیت زیادی را در معرض خطر قرار داده است. آخرین آماری که اعلام شد، ۷۱ شهید بود که بسیار وحشتناک است. این شهدا از زندانیان، خانوادههایی که برای ملاقات به زندان رفته بودند و کارکنان زندان هستند و این هم بیهیچ تردیدی واقعاً یک عمل جنایتکارانه است.
وزارت امور خارجه باید با استفاده گسترده از حقوقدانان متخصص حقوق بینالملل به فوریت اقدامات لازم برای شکایت علیه اسرائیل در مجامع بینالمللی از جمله دیوان دادگستری بینالمللی یا شورای امنیت و شورای حقوق بشر انجام دهد.
البته این رژیم نامشروع بیش از یک سال و نیم است که در غزه جنایتهای بیسابقهای را انجام داده، دیوان دادگستری بینالمللی برای نتانیاهو حکم جلب صادر کرده است. بسیاری از نهادهای بینالمللی رفتارهای اسرائیل در غزه را به عنوان جنایت علیه بشریت توصیف کردند، ولی هیچ دولتی از آن جلوگیری نمیکند و هیچ اقدام عملی برای جلوگیری از اسرائیل انجام نمیشود. اسرائیل یک کارت سبز برای هر جنایتی که میخواهد انجام دهد، دارد.
در مورد ایران هم به نظر میرسد که میدان را برای نقض قواعد حقوق بینالملل و حقوق بشر برای اسرائیل باز گذاشتهاند.
با این حال، ایران بایستی با تمام توان شکایتهای خود را در مجامع بینالمللی مطرح کند. به خصوص با نهادهای بینالمللی و نهادهای مدنی بینالمللی باید ارتباط فعال داشته باشند. باید خبرنگاران رسانههای معتبر جهانی را به ایران وارد کنند و این وضعیت را به آنها نشان دهند. همچنین باید امکان ارتباط ایرانیان با نهادهای مدنی خارجی را بیشتر فراهم کنند تا بتوانند بر افکار عمومی جهانی اثر بگذارند.
در این زمینه رسانه و تلویزیون بسیار مهم است، ولی شیوه های تلویزیون ایران که قائم مقام آن ایران را آغل توصیف می کند، بیشتر به تفرقه و انزجار دامن میزند.
ایران باید با تمام توان با استفاده از کارشناسان مجرب وزارت خارجه و متخصصان مستقل حقوقدان بینالملل ایرانی و غیرایرانی، علیه رژیم اسرائیل و انواع نقض حقوق بینالملل در مجامع بینالمللی اقدام کند.
ترور فرماندهان، شهادت غیرنظامیان، تجاوز به خاک ایران، حمله به صدا و سیما، تاسیسات هستهای و زندان اوین هر کدام باید بهطور جداگانه در مجامع مختلف باید پیگیری شوند
از تمام این موارد که از تجاوز نامشروع به ایران شروع میشود میتوان شکایت کرد. ترور فرماندهان نظامی ایران که این ترور بیرون از میدان جنگ بوده و به نوعی قتل است. حمله به فرماندهان نظامی ایران بیرون از میدان جنگ بوده و بنابراین مصداق بارز ترور است. همراه با فرماندهان، زنها و بچهها نیز شهید شدند. موضوع حمله به ساختمان صدا و سیما و نهایتاً حمله نظامی به زندان اوین، هر یک پروندههای مستقلی هستند و باید بهطور جداگانه در مجامع مختلف پیگیری شوند.
یک نکته هم باید اضافه کنم؛ یکی از اصول حرفهای روزنامهنگاری عدم ترویج جنگ و خشونت است. در مورد کشورهای درگیر این قاعده اعمال نمیشود. بهطور طبیعی، تلویزیون اسرائیل علیه ایران تبلیغ میکند و خود دولت اسرائیل را تشویق به جنگ میکند. به همین شکل، تلویزیون داخلی ایران نیز همین سیاست را دنبال میکند. اما رسانههایی که متعلق به کشورهای درگیر نیستند، مجاز نیستند که جنگ و کشتار و خشونت را ترویج کنند.
رسانه ایران اینترنشنال که حداقل از لحاظ ظاهر متعلق به دولت اسرائیل نیست، اگرچه در عمل مروج و مبلغ جنگ و اسرائیل است، در حال حاضر مشغول ترویج جنگ، توجیه کشتار و خشونت است. ایران میتواند با گردآوری مدارک کافی از این تلویزیون نیز شکایت کند. ایران میتواند در مجامع بینالمللی، مانند اتحادیه بینالمللی تلویزیونها، از این تلویزیون به عنوان تلویزیونی که مروج جنگ و خشونت است و از کشتار حمایت میکند، شکایت کند.
👍12❤2
🔴سخنی با .....دوستان عزیز هیاتهای مدیره کانونهای وکلای دادگستری، انجمنهای مختلف علمی حقوقی، اعضای هیاتهای علمی دانشکدههای حقوق
۱۰/تیر/۱۴۰۴
با عمری که گذراندهام و با بسیاری از شما از نزدیک یا دور آشنایی دارم، آگاهم که جملگی دل در گرو ایران دارید و به میهن دوستی و ایرانزمین پایبندید.
اما در شگفتم که چرا در هیات گروهی یا در قالب شخصیت حقوقی هیچگاه در مسائل اجتماعی و عرصه عمومی لب به سخن نمیگشایید و به مسئولیت اجتماعی خود کمترین اهمیتی نمیدهد.
نهادهایی که شما در آنید لااقل ظاهرا دست در کار مباحث حقوقی است و فارغ از سیاست میتواند درست از نادرست و سره از ناسره را به بیان ساده تخصصی به مردمان نشان دهد.
اما افسوس که به یاد ندارم استادان دانشکدههای حقوق بصورت جمعی چیزی نوشته و منتشر کرده باشند. کانونهای وکلا قفل سکوت بر زبان دارند. انواع انجمنهای علمی حقوق هم به تأسی از سایر همکاران د گوشهای خزیده و حداکثر به تکرار مباحث مکرر حقوقی مشغولند.
شگفتی این حقیر و دوست همگی شما زمانی اوج میگیرد که در ماجرای تجاوز رژیم اسرائیل به قلمرو سرزمینی ایران باز هم ساکت و منفعل ماندهاید.
فارغ از سیاست، این واقعه پر است از نکتههای حقوقی. برخی از ما منفردا تحلیلهای خود را در رسانهها یا شبکههای اجتماعی منتشر کردهایم. اما موضع تحلیلی نهادی مانند کانون وکلا چه در داخل چه در خارج از کشور اثر دیگری دارد.
طرح تحلیلی مباحثی از قبیل وقوع تجاوز، انجام ترور، قتل زنان و کودکان، حمله به ساختمان تلویزیون، حمله به زندان اوین و .... از موارد مهمی هستند که جنبههای حقوقی عمیقی دارند. دستگاههای دولتی کار خودشان را میکنند. اما در بین نهادهای غیر دولتی چه نهادی مسئولتر از کانونهای وکلا و انجمنهای علمی حقوقی و جمع استادان دانشکدههای حقوق.
دانشکدههای نوظهور به جای خود، حتی از جمع اساتید محترم دانشکدههای حقوق ریشهداری در دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شیراز، دانشگاه تبریز، دانشگاه مشهد، دانشگاه علامه و ... هم هیچ صدای جمعی در بیان تحلیلی موارد نقض موازین و قواعد بینالمللی توسط اسرائیل در نمیآید.
کانونهای وکلا و خصوصا کانون بسیار مهم مرکز نیز در سکوت خفتهاند. هرچند باید یاد تحسین آمیزی کنم از کانون وکلای هرمزگان که اعلام کرده است در حال جمعآوری اسناد و مدارک برای طرح شکایت علیه اسرائیل در مجامع بینالمللی است و نیز اسکودا و انجمن حقوقشناسی که بیانیههایی در همین مورد صادر کرده اند.
وقتی میبینم سازمان نظام پزشکی، سازمان نظام مهندسی، انجمن علمی روانپزشکی، انجمن جامعهشناسی و ... هریک درچارچوب تخصصی خود نسبت به جنگ اسرائیل علیه ایران مسئولانه سخنمیگویند و موضعی میگیرند، شرمگین میشوم که چه بر سر نهادهای حرفهای و انجمنهای علمی حقوق آمده است، که بیش از همه اینها با مسائل اجتماعی و موازین و معیار حقوق ارتباط دارد، چنین از عرصه عمومی گریزانند و هیچ مسئولیت اجتماعی برای خود قائل نیستند.
به عنوان برادر کوچک همه شما متواضعانه پیشنهاد میکنم این انفعال را کنار بگذارید و در هیات جمعی و نیز امضای نهادی با بیان متین و استوار و مستدل حقوقی روایت خود از کردههای اسرائیل در حمله به ایران بنویسید.
به تجربه عرض میکنم که نظرات کانونهای وکلا و انجمنهای علمی حقوقی در صورت اقدام رسانهای درست در سطح جهانی بازتاب خواهد داشت.
از این مسئولیت اخلاقی علمی و حرفهای ملی نگریزید.
جملگی در برابر ایران و قلمرو سرزمینی میهن مسئولیم.
ارج و منزلت این حرفه و این رشته را محفوظ نگه دارید تا هر کس نتواند به آن حمله آورد و کوچکش کند.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۱۰/تیر/۱۴۰۴
با عمری که گذراندهام و با بسیاری از شما از نزدیک یا دور آشنایی دارم، آگاهم که جملگی دل در گرو ایران دارید و به میهن دوستی و ایرانزمین پایبندید.
اما در شگفتم که چرا در هیات گروهی یا در قالب شخصیت حقوقی هیچگاه در مسائل اجتماعی و عرصه عمومی لب به سخن نمیگشایید و به مسئولیت اجتماعی خود کمترین اهمیتی نمیدهد.
نهادهایی که شما در آنید لااقل ظاهرا دست در کار مباحث حقوقی است و فارغ از سیاست میتواند درست از نادرست و سره از ناسره را به بیان ساده تخصصی به مردمان نشان دهد.
اما افسوس که به یاد ندارم استادان دانشکدههای حقوق بصورت جمعی چیزی نوشته و منتشر کرده باشند. کانونهای وکلا قفل سکوت بر زبان دارند. انواع انجمنهای علمی حقوق هم به تأسی از سایر همکاران د گوشهای خزیده و حداکثر به تکرار مباحث مکرر حقوقی مشغولند.
شگفتی این حقیر و دوست همگی شما زمانی اوج میگیرد که در ماجرای تجاوز رژیم اسرائیل به قلمرو سرزمینی ایران باز هم ساکت و منفعل ماندهاید.
فارغ از سیاست، این واقعه پر است از نکتههای حقوقی. برخی از ما منفردا تحلیلهای خود را در رسانهها یا شبکههای اجتماعی منتشر کردهایم. اما موضع تحلیلی نهادی مانند کانون وکلا چه در داخل چه در خارج از کشور اثر دیگری دارد.
طرح تحلیلی مباحثی از قبیل وقوع تجاوز، انجام ترور، قتل زنان و کودکان، حمله به ساختمان تلویزیون، حمله به زندان اوین و .... از موارد مهمی هستند که جنبههای حقوقی عمیقی دارند. دستگاههای دولتی کار خودشان را میکنند. اما در بین نهادهای غیر دولتی چه نهادی مسئولتر از کانونهای وکلا و انجمنهای علمی حقوقی و جمع استادان دانشکدههای حقوق.
دانشکدههای نوظهور به جای خود، حتی از جمع اساتید محترم دانشکدههای حقوق ریشهداری در دانشگاه تهران، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه اصفهان، دانشگاه شیراز، دانشگاه تبریز، دانشگاه مشهد، دانشگاه علامه و ... هم هیچ صدای جمعی در بیان تحلیلی موارد نقض موازین و قواعد بینالمللی توسط اسرائیل در نمیآید.
کانونهای وکلا و خصوصا کانون بسیار مهم مرکز نیز در سکوت خفتهاند. هرچند باید یاد تحسین آمیزی کنم از کانون وکلای هرمزگان که اعلام کرده است در حال جمعآوری اسناد و مدارک برای طرح شکایت علیه اسرائیل در مجامع بینالمللی است و نیز اسکودا و انجمن حقوقشناسی که بیانیههایی در همین مورد صادر کرده اند.
وقتی میبینم سازمان نظام پزشکی، سازمان نظام مهندسی، انجمن علمی روانپزشکی، انجمن جامعهشناسی و ... هریک درچارچوب تخصصی خود نسبت به جنگ اسرائیل علیه ایران مسئولانه سخنمیگویند و موضعی میگیرند، شرمگین میشوم که چه بر سر نهادهای حرفهای و انجمنهای علمی حقوق آمده است، که بیش از همه اینها با مسائل اجتماعی و موازین و معیار حقوق ارتباط دارد، چنین از عرصه عمومی گریزانند و هیچ مسئولیت اجتماعی برای خود قائل نیستند.
به عنوان برادر کوچک همه شما متواضعانه پیشنهاد میکنم این انفعال را کنار بگذارید و در هیات جمعی و نیز امضای نهادی با بیان متین و استوار و مستدل حقوقی روایت خود از کردههای اسرائیل در حمله به ایران بنویسید.
به تجربه عرض میکنم که نظرات کانونهای وکلا و انجمنهای علمی حقوقی در صورت اقدام رسانهای درست در سطح جهانی بازتاب خواهد داشت.
از این مسئولیت اخلاقی علمی و حرفهای ملی نگریزید.
جملگی در برابر ایران و قلمرو سرزمینی میهن مسئولیم.
ارج و منزلت این حرفه و این رشته را محفوظ نگه دارید تا هر کس نتواند به آن حمله آورد و کوچکش کند.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍15❤2👎2
🔴ملت موقت
شرق ۱۰/تیر/۱۴۰۴
حمله تجاوزکارانه اسرائیل، دوگانه مهمی را روشنتر از همیشه آشکار کرد که درباره نوع استفاده از کلمه ملت در عرصه سیاسی ایران است. این دوگانه شامل کاربرد واژه ملت توسط دو قطب متضاد، یعنی دولتمردان از یک سو و اپوزیسیون برانداز از سوی دیگر است.
۱- بهجز رهبر انقلاب که از واژههای ملت و مردم استفاده میکردند، با شروع تجاوز به ایران، سایر مقامات هم بسیار بیش از گذشته واژه ملت و ملت ایران را به کار بردند؛ ملت را ارج نهادند و به دفاع و ایستادگی خواندند. سخنان درست و برحقی است، اما این ملت که در زمان جنگ چنین ارج و منزلتی مییابد، در زمانهای دیگر کجاست؟
نظام گزینشی ادارات و سازمانهای عمومی چنان به سختی رفتار میکنند که خیلی از آحاد ملت از فیلتر تنگ آن نمیگذرند.
دانشجویان و استادانی که با رعایت قانون، منتقد سیاستهای جاری هستند، با خطرهایی همچون اخراج، تعلیق و امثال آن روبهرو میشوند.
بخش بزرگی از ملت در صداوسیما جایی ندارد. چیزی نشان نمیدهد. فیلترینگ ملت را از دسترسی به منابع اطلاعات محروم کرده است.
نظارت استصوابی بخش بزرگی از ملت را از دایره حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن بیرون کرده است.
این فهرست میتواند ادامه داشته باشد.
ملتی که در شرایط جنگ چنین محترم شمرده شده و ارج گذاشته میشود، در شرایط عادی کجاست؟ ملتی که به موجب اصل پنجاهوششم قانون، صاحب حق حاکمیت است و سرزمین متعلق به اوست، چه جایگاهی در نظام دارد؟
۲- بخش بزرگی از جریان اپوزیسیون برانداز، آشکارا از تجاوز اسرائیل به ایران شادمان است. آنها به این میاندیشند که زیر سایه بمبهای اسرائیل بیایند و قدرت را به دست بگیرند. آنها که اغلب در خارج و در امنیت کامل زندگی میکنند، درواقع به ادعای نجات ملت ایران است که از ویرانی سرزمین و کشتار ملت حمایت میکنند و تجاوز نظامی اسرائیل را مشروع و درست میدانند.
اینها منکر فضیلت برتری به نام حفظ سرزمین از تجاوز بیگانهاند که در هر کشوری یک وظیفه ملی است. در تمام کشورها همکاری و همراهی با متجاوز به سرزمین رذیلتی نابخشودنی و شایسته شدیدترین سزاهای اخلاقی و کیفرهای قانونی است و چنین کسانی را خائن مینامند.
اما...
ملت و میهن دو مفهوم منطبق بر یکدیگر هستند. وقتی کسی به سرزمین تجاوز میکند، بالطبع به ملت آن سرزمین تجاوز کرده است. وقتی دزد به خانه میزند، فقط به خانه نیست که تجاوز کرده است، اعضای آن خانه نیز قربانی تجاوز هستند. واژه ملت دربرگیرنده یک مفهوم تاریخی است. ملت برساخته یک تاریخ است. آنها شعار ایران میدهند ولی از متجاوز جنایتپیشهای که به قلمرو سرزمین ایران حمله آورده است، حمایت میکنند. شعار ملت میدهند ولی برای کسی که به سرزمین حمله میکند و کشتار میکند، دست میزنند و سوت میکشند. سخیفتر و مضحکتر سخن کسانی است که میگویند این جنگ ملی و میهنی نیست. پس اسرائیل به چه چیز حمله کرده است؟ نتیجه فاجعهبار این دیدگاه آن است که سرزمین نه متعلق به ملت، بلکه متعلق به حکومتهاست. یعنی این دیدگاه عملا از ملت خلع ید میکند.
این دسته هم ملت را فقط ابزاری میبیند که با قربانیکردنش به پشتوانه جنگافروز متجاوز به قدرت برسد. سرزمین ویران شود برای رسیدن به قدرت به کمک بیگانه تجاوزگر.
تأسفبار است که نزد هر دو گروه، ملت به مفهومی موقت بدل شده است که حضور و منزلت او در یک جدول زمانبندی قرار دارد. در وقت تنگی و عسرت و خطر و مرگ و ویرانی، ملت محترم است و باید حضور داشته باشد؛ در سایر اوقات نیازی به ملت نیست و بهتر است نباشد. احترام کلامی دارد ولی جایی برای او وجود ندارد.
با آنها که در همراهی با متجاوز بیگانه از جنگ و تجاوز به سرزمین و ملت حمایت میکنند، سخنی نیست. روی سخن با دولتمردان است. ملت را ملت موقت نکنید. ضروری است کارگزاران نظام در بخشهای مختلف نیز از این نگاه پیروی کنند و ملت را چنان که ملت هست، ببینند.
ملت را نهفقط در جنگ و سختی که در آرامش و صلح هم ملت بدانید. آنگاه خواهید دید ملتی که چنین از تجاوز بیگانه منزجر است و میایستد، چگونه ایران را به صلح، پیشرفت و ترقی میرساند.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
شرق ۱۰/تیر/۱۴۰۴
حمله تجاوزکارانه اسرائیل، دوگانه مهمی را روشنتر از همیشه آشکار کرد که درباره نوع استفاده از کلمه ملت در عرصه سیاسی ایران است. این دوگانه شامل کاربرد واژه ملت توسط دو قطب متضاد، یعنی دولتمردان از یک سو و اپوزیسیون برانداز از سوی دیگر است.
۱- بهجز رهبر انقلاب که از واژههای ملت و مردم استفاده میکردند، با شروع تجاوز به ایران، سایر مقامات هم بسیار بیش از گذشته واژه ملت و ملت ایران را به کار بردند؛ ملت را ارج نهادند و به دفاع و ایستادگی خواندند. سخنان درست و برحقی است، اما این ملت که در زمان جنگ چنین ارج و منزلتی مییابد، در زمانهای دیگر کجاست؟
نظام گزینشی ادارات و سازمانهای عمومی چنان به سختی رفتار میکنند که خیلی از آحاد ملت از فیلتر تنگ آن نمیگذرند.
دانشجویان و استادانی که با رعایت قانون، منتقد سیاستهای جاری هستند، با خطرهایی همچون اخراج، تعلیق و امثال آن روبهرو میشوند.
بخش بزرگی از ملت در صداوسیما جایی ندارد. چیزی نشان نمیدهد. فیلترینگ ملت را از دسترسی به منابع اطلاعات محروم کرده است.
نظارت استصوابی بخش بزرگی از ملت را از دایره حق انتخاب شدن و حق انتخاب کردن بیرون کرده است.
این فهرست میتواند ادامه داشته باشد.
ملتی که در شرایط جنگ چنین محترم شمرده شده و ارج گذاشته میشود، در شرایط عادی کجاست؟ ملتی که به موجب اصل پنجاهوششم قانون، صاحب حق حاکمیت است و سرزمین متعلق به اوست، چه جایگاهی در نظام دارد؟
۲- بخش بزرگی از جریان اپوزیسیون برانداز، آشکارا از تجاوز اسرائیل به ایران شادمان است. آنها به این میاندیشند که زیر سایه بمبهای اسرائیل بیایند و قدرت را به دست بگیرند. آنها که اغلب در خارج و در امنیت کامل زندگی میکنند، درواقع به ادعای نجات ملت ایران است که از ویرانی سرزمین و کشتار ملت حمایت میکنند و تجاوز نظامی اسرائیل را مشروع و درست میدانند.
اینها منکر فضیلت برتری به نام حفظ سرزمین از تجاوز بیگانهاند که در هر کشوری یک وظیفه ملی است. در تمام کشورها همکاری و همراهی با متجاوز به سرزمین رذیلتی نابخشودنی و شایسته شدیدترین سزاهای اخلاقی و کیفرهای قانونی است و چنین کسانی را خائن مینامند.
اما...
ملت و میهن دو مفهوم منطبق بر یکدیگر هستند. وقتی کسی به سرزمین تجاوز میکند، بالطبع به ملت آن سرزمین تجاوز کرده است. وقتی دزد به خانه میزند، فقط به خانه نیست که تجاوز کرده است، اعضای آن خانه نیز قربانی تجاوز هستند. واژه ملت دربرگیرنده یک مفهوم تاریخی است. ملت برساخته یک تاریخ است. آنها شعار ایران میدهند ولی از متجاوز جنایتپیشهای که به قلمرو سرزمین ایران حمله آورده است، حمایت میکنند. شعار ملت میدهند ولی برای کسی که به سرزمین حمله میکند و کشتار میکند، دست میزنند و سوت میکشند. سخیفتر و مضحکتر سخن کسانی است که میگویند این جنگ ملی و میهنی نیست. پس اسرائیل به چه چیز حمله کرده است؟ نتیجه فاجعهبار این دیدگاه آن است که سرزمین نه متعلق به ملت، بلکه متعلق به حکومتهاست. یعنی این دیدگاه عملا از ملت خلع ید میکند.
این دسته هم ملت را فقط ابزاری میبیند که با قربانیکردنش به پشتوانه جنگافروز متجاوز به قدرت برسد. سرزمین ویران شود برای رسیدن به قدرت به کمک بیگانه تجاوزگر.
تأسفبار است که نزد هر دو گروه، ملت به مفهومی موقت بدل شده است که حضور و منزلت او در یک جدول زمانبندی قرار دارد. در وقت تنگی و عسرت و خطر و مرگ و ویرانی، ملت محترم است و باید حضور داشته باشد؛ در سایر اوقات نیازی به ملت نیست و بهتر است نباشد. احترام کلامی دارد ولی جایی برای او وجود ندارد.
با آنها که در همراهی با متجاوز بیگانه از جنگ و تجاوز به سرزمین و ملت حمایت میکنند، سخنی نیست. روی سخن با دولتمردان است. ملت را ملت موقت نکنید. ضروری است کارگزاران نظام در بخشهای مختلف نیز از این نگاه پیروی کنند و ملت را چنان که ملت هست، ببینند.
ملت را نهفقط در جنگ و سختی که در آرامش و صلح هم ملت بدانید. آنگاه خواهید دید ملتی که چنین از تجاوز بیگانه منزجر است و میایستد، چگونه ایران را به صلح، پیشرفت و ترقی میرساند.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍13🙏4
🔴آنها خیانت را به ارزش بدل می کنند
۱۱/تیر/۱۴۰۴
تصادفاً دیدم آقای فرداد فرحزاد، از مجریان شبکۀ ایران اینترنشنال در صفحۀ x خود نوشته است " یک تلاش سازمان یافته شکل گرفته تا خبرنگاران و رسانه های خارج از کشور، به ویژه ایران اینترنشنال را از وجه انسانی جدا کرده و آنها را به عنوان ایزار جنگ طلبی و ضد ایرانی جلوه دهند."
ایشان می خواهد این شبکۀ تلویزیونی را از ننگ همکاری و همراهی با اسرائیل در تجاوز به خاک ایران مبرا کند. او نقدها علیه اینترنشنال را "یک تلاش سازمان یافته" توسط حکومت و حامیان حکومت است برای زدن روزنامه نگاران" می نامد.
آقای فرحزاد، نعل وارونه می زند تا نشان سم اسب ایران اینترنشال در حمایت از اسرائیل و تجاوز به ایران را گم کند..
روزنامه نگاری نزدیک به چهارقرن در جهان و نزدیک به دو قرن در ایران سابقه دارد. معیارها و موازین حرفه ای و اخلاقی و حقوقی آن در جهان معلوم و روشن است. مخاطبان عادی هم می فهمند جهت گیری و سیاست یک رسانه چیست.
بنا به مشاهدات شخصی می گویم که بینندگان این شبکه عمدتاً کسانی هستد که امیدوارند با حملۀ اسرائیل حکومت ایران تغییر کند. همین کافی است تا معلوم شود این تلویزیون سمت و سوی اسرائیلی دارد.
منتقدان شبکۀ ایران اینترنشنال، از جمله خود اینجانب، با سابقۀ بیش از سه دهه روزنامه نگاری و سالها تدریس حقوق و اخلاق حرفه ای و صدها یادداشت و مقاله و مصاحبه در دفاع از حقوق و آزادی و استقلال و امنیت رسانه ها، بر اساس اصول حرفۀ روزنامه نگاری سخن می گویند. نمی توانید منکر صلاحیت و آگاهی حرفه ای روزنامه نگار مستقلی مثل ماشالله شمس الواعظین شوید که این شبکه را به درستی"اسرائیل اینترنشال" نامید.
این شبکه جنگ و خشونت و تجاوز نظامی را ترویج می کند و جانبدار اسرائیل است.
اصل نهم اصول بین المللی اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری می گوید:
اصل نهم: امحای جنگ و سایر مصایب فرا روی بشر
تعهد اخلاقی نسبت به ارزشهای عام انسانی، روزنامه نگار را به پرهیز از هر نوع توجیه و یا تحریک به جنگهای متجاوزانه و مسابقة تسلیحاتی، بویژه در مورد تسلیحات هسته ای، و به پرهیز از همة شکلهای خشونت، نفرت یا تبعیض، به خصوص، نژاد پرستی و آپارتاید، سرکوبگری رژیمهای استبدادی، استعمار و استعمار نوین ملزم می کند....
تلویزیون اینترنشنال می شود سخنگوی نتانیاهو و در مصاحبه با او تجاوز اسرائیل علیه ایران تأئید و توجیه می کند..
تیتر خبر فوری این تلویزیون "جنگ اسرائیل علیه جمهوری اسلامی" است که یک دروغ بزرگ و یک حقیقت بزرگتر را افشا می کند.
دروغش این است که در هیچ جنگی دولتها به یکدیگر حمله نمی کنند بلکه به سرزمین دیگری حمله می برند. اسرائیل به ایران حمله کرده است نه به جمهوری اسلامی.
اما آن حقیقت بزرگ این است که تیتر فوق می گوید اینترنشنال دوست دارد این جنگ، جنگی علیه نظام سیاسی ایران باشد که شاید به تغییر حکومت بیانجامد. اسرائیل هم دنبال تغییر حکومت در ایران است. موضع اسرائیل و اینترنشنال در این جنگ یکسان و مشابه است.
با این ادعا که اسرائیل نه علیه ایران که علیه جمهوری اسلامی جنگ می کند،دروغی است که زشت ترین، غیرقانونی ترین و بی شرفانه ترین رفتارها که در همۀ کشورهای جهان خیانت محسوب می شوند، مباح و ارزشمند می شوند. مثلاً جاسوسی برای متجاوز، همکاری عملیاتی جنگی در خاک کشور با اسرائیل، کشتار زنها و بچه های بی گناه در جنگ، و ... مشروع می شوند. چرا؟ چون قرار است با این تجاوز نظامی حکومت ایران عوض شود و حکومتی دیگر که آقایان دوست دارند بر سر کار بیاید. این تیتر به دروغ و ریا متجاوز را به نوعی آزادیبخش می نمایاند.
شیوه تنظیم اخبار و گزارش ها، نوع انتخاب افراد برای مصاحبه و شیوۀ پرسشگری مجریان آشکارا نشان دهندۀ جانبداری از اسرائیل در تجاوز به ایران است.
سخن آخر؛ بودجۀ ایران اینتر نشنال از کجا می آید؟ چرا اینترنشنال رسماً و دقیقاً محل تأمین منابع مالی خود را اعلام نمی کند؟ از چه می ترسد؟
این تلویزیون در زمان تیرگی روابط ایران و عربستان سعودی با بودجۀ یکی از شاهزاده های سعوی کار خود را آغاز کرد.
الان هزینۀ شبکۀ اینترنشنال از کجا می آید؟ طبعاً منبع مالی اهداف خاصی را دنبال می کنند که مجری اش شبکۀ اینترنشنال است. آن منبع مالی کیست؟
آقای فرحزاد می داند که سخن منتقدان درست است ولی نمی تواند پاسخ حرفه ای و اخلاقی بدهد. پس به کلیشۀ کهنۀ انگ و برچسب متوسل می شود. اتفاقاً با این روش ناخواسته همۀ انتقادها را تأئید می کند.
کارکنان ایران اینترنشنال یادشان باشد که شرافت حرفه ای بزرگترین و مهمترین اصل حرفۀ روزنامه نگاری است. پیش خود به این فکر کنند که در همۀ جوامع همراهی با رژیم متجاوز به خاک وطن نشان از شرافت حرفه ای ندارد.
شما خودتان خود را از ارزشهای انسانی جدا کردهاید. اگر دوستدار ایرانید، این راهش نیست.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۱۱/تیر/۱۴۰۴
تصادفاً دیدم آقای فرداد فرحزاد، از مجریان شبکۀ ایران اینترنشنال در صفحۀ x خود نوشته است " یک تلاش سازمان یافته شکل گرفته تا خبرنگاران و رسانه های خارج از کشور، به ویژه ایران اینترنشنال را از وجه انسانی جدا کرده و آنها را به عنوان ایزار جنگ طلبی و ضد ایرانی جلوه دهند."
ایشان می خواهد این شبکۀ تلویزیونی را از ننگ همکاری و همراهی با اسرائیل در تجاوز به خاک ایران مبرا کند. او نقدها علیه اینترنشنال را "یک تلاش سازمان یافته" توسط حکومت و حامیان حکومت است برای زدن روزنامه نگاران" می نامد.
آقای فرحزاد، نعل وارونه می زند تا نشان سم اسب ایران اینترنشال در حمایت از اسرائیل و تجاوز به ایران را گم کند..
روزنامه نگاری نزدیک به چهارقرن در جهان و نزدیک به دو قرن در ایران سابقه دارد. معیارها و موازین حرفه ای و اخلاقی و حقوقی آن در جهان معلوم و روشن است. مخاطبان عادی هم می فهمند جهت گیری و سیاست یک رسانه چیست.
بنا به مشاهدات شخصی می گویم که بینندگان این شبکه عمدتاً کسانی هستد که امیدوارند با حملۀ اسرائیل حکومت ایران تغییر کند. همین کافی است تا معلوم شود این تلویزیون سمت و سوی اسرائیلی دارد.
منتقدان شبکۀ ایران اینترنشنال، از جمله خود اینجانب، با سابقۀ بیش از سه دهه روزنامه نگاری و سالها تدریس حقوق و اخلاق حرفه ای و صدها یادداشت و مقاله و مصاحبه در دفاع از حقوق و آزادی و استقلال و امنیت رسانه ها، بر اساس اصول حرفۀ روزنامه نگاری سخن می گویند. نمی توانید منکر صلاحیت و آگاهی حرفه ای روزنامه نگار مستقلی مثل ماشالله شمس الواعظین شوید که این شبکه را به درستی"اسرائیل اینترنشال" نامید.
این شبکه جنگ و خشونت و تجاوز نظامی را ترویج می کند و جانبدار اسرائیل است.
اصل نهم اصول بین المللی اخلاق حرفه ای روزنامه نگاری می گوید:
اصل نهم: امحای جنگ و سایر مصایب فرا روی بشر
تعهد اخلاقی نسبت به ارزشهای عام انسانی، روزنامه نگار را به پرهیز از هر نوع توجیه و یا تحریک به جنگهای متجاوزانه و مسابقة تسلیحاتی، بویژه در مورد تسلیحات هسته ای، و به پرهیز از همة شکلهای خشونت، نفرت یا تبعیض، به خصوص، نژاد پرستی و آپارتاید، سرکوبگری رژیمهای استبدادی، استعمار و استعمار نوین ملزم می کند....
تلویزیون اینترنشنال می شود سخنگوی نتانیاهو و در مصاحبه با او تجاوز اسرائیل علیه ایران تأئید و توجیه می کند..
تیتر خبر فوری این تلویزیون "جنگ اسرائیل علیه جمهوری اسلامی" است که یک دروغ بزرگ و یک حقیقت بزرگتر را افشا می کند.
دروغش این است که در هیچ جنگی دولتها به یکدیگر حمله نمی کنند بلکه به سرزمین دیگری حمله می برند. اسرائیل به ایران حمله کرده است نه به جمهوری اسلامی.
اما آن حقیقت بزرگ این است که تیتر فوق می گوید اینترنشنال دوست دارد این جنگ، جنگی علیه نظام سیاسی ایران باشد که شاید به تغییر حکومت بیانجامد. اسرائیل هم دنبال تغییر حکومت در ایران است. موضع اسرائیل و اینترنشنال در این جنگ یکسان و مشابه است.
با این ادعا که اسرائیل نه علیه ایران که علیه جمهوری اسلامی جنگ می کند،دروغی است که زشت ترین، غیرقانونی ترین و بی شرفانه ترین رفتارها که در همۀ کشورهای جهان خیانت محسوب می شوند، مباح و ارزشمند می شوند. مثلاً جاسوسی برای متجاوز، همکاری عملیاتی جنگی در خاک کشور با اسرائیل، کشتار زنها و بچه های بی گناه در جنگ، و ... مشروع می شوند. چرا؟ چون قرار است با این تجاوز نظامی حکومت ایران عوض شود و حکومتی دیگر که آقایان دوست دارند بر سر کار بیاید. این تیتر به دروغ و ریا متجاوز را به نوعی آزادیبخش می نمایاند.
شیوه تنظیم اخبار و گزارش ها، نوع انتخاب افراد برای مصاحبه و شیوۀ پرسشگری مجریان آشکارا نشان دهندۀ جانبداری از اسرائیل در تجاوز به ایران است.
سخن آخر؛ بودجۀ ایران اینتر نشنال از کجا می آید؟ چرا اینترنشنال رسماً و دقیقاً محل تأمین منابع مالی خود را اعلام نمی کند؟ از چه می ترسد؟
این تلویزیون در زمان تیرگی روابط ایران و عربستان سعودی با بودجۀ یکی از شاهزاده های سعوی کار خود را آغاز کرد.
الان هزینۀ شبکۀ اینترنشنال از کجا می آید؟ طبعاً منبع مالی اهداف خاصی را دنبال می کنند که مجری اش شبکۀ اینترنشنال است. آن منبع مالی کیست؟
آقای فرحزاد می داند که سخن منتقدان درست است ولی نمی تواند پاسخ حرفه ای و اخلاقی بدهد. پس به کلیشۀ کهنۀ انگ و برچسب متوسل می شود. اتفاقاً با این روش ناخواسته همۀ انتقادها را تأئید می کند.
کارکنان ایران اینترنشنال یادشان باشد که شرافت حرفه ای بزرگترین و مهمترین اصل حرفۀ روزنامه نگاری است. پیش خود به این فکر کنند که در همۀ جوامع همراهی با رژیم متجاوز به خاک وطن نشان از شرافت حرفه ای ندارد.
شما خودتان خود را از ارزشهای انسانی جدا کردهاید. اگر دوستدار ایرانید، این راهش نیست.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
👏23❤6👎2
🔴شورای نظارت بر صدا و سیما وظایفش را انجام نمیدهد.
۱۲/تیر/۱۴۰۴
در جریان بحران خطیر جنگ تجاوزکارانه اسرائیل علیه ایران:
چرا صدا و سیما همچنان حجتالاسلام سید محمد خاتمی را بطور کلی سانسور میکند؟
چرا صدا و سیما همچنان حسن روحانی را بطور کلی سانسور میکند؟
چرا صدا و سیما غیر از حرفهای رفقای خودشان، اظهارات و بیانیههای سایر شخصیتهای مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و نهادهای مدنی را که علیه اسرائیل و به نفع ایران گفتهاند را بطور کلی سانسور میکند و هیچ چیزی از آنها نمیگوید؟
فرقه حاکم بر صدا و سیما پاسخ نمیدهد.
شورای نظارت بر صدا و سیما، به ویژه دو نماینده آقای پزشکیان که کمترین وظایف قانونی خود را انجام ندادهاست باید پاسخ دهد و مانع از ادامه این سانسور گسترده شود. هرچند سابقه نشان داده است این شورا با مردم قهر است و از رسانهها و پرسشها میترسد و میگریزد و در نقض اصل یکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسی مشارکت میکند.
ملت پول صدا و سیما را میدهد که تلویزیون ملی داشته باشند نه تلویزیونی که در انحصار یک فرقه باشد.
با آنچه صدا و سیما انجام میدهد و سکوت و بی مسئولیتی شورای نظارت، که به هر دلیل همسو با این سیاست فرقهای و سانسوری عمل کرده است، ملت ایران احتمالا تنها ملتی در جهان است که حتی یک تلویزیون واقعا ملی ندارد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۱۲/تیر/۱۴۰۴
در جریان بحران خطیر جنگ تجاوزکارانه اسرائیل علیه ایران:
چرا صدا و سیما همچنان حجتالاسلام سید محمد خاتمی را بطور کلی سانسور میکند؟
چرا صدا و سیما همچنان حسن روحانی را بطور کلی سانسور میکند؟
چرا صدا و سیما غیر از حرفهای رفقای خودشان، اظهارات و بیانیههای سایر شخصیتهای مختلف اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و نهادهای مدنی را که علیه اسرائیل و به نفع ایران گفتهاند را بطور کلی سانسور میکند و هیچ چیزی از آنها نمیگوید؟
فرقه حاکم بر صدا و سیما پاسخ نمیدهد.
شورای نظارت بر صدا و سیما، به ویژه دو نماینده آقای پزشکیان که کمترین وظایف قانونی خود را انجام ندادهاست باید پاسخ دهد و مانع از ادامه این سانسور گسترده شود. هرچند سابقه نشان داده است این شورا با مردم قهر است و از رسانهها و پرسشها میترسد و میگریزد و در نقض اصل یکصد و هفتاد و پنجم قانون اساسی مشارکت میکند.
ملت پول صدا و سیما را میدهد که تلویزیون ملی داشته باشند نه تلویزیونی که در انحصار یک فرقه باشد.
با آنچه صدا و سیما انجام میدهد و سکوت و بی مسئولیتی شورای نظارت، که به هر دلیل همسو با این سیاست فرقهای و سانسوری عمل کرده است، ملت ایران احتمالا تنها ملتی در جهان است که حتی یک تلویزیون واقعا ملی ندارد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍16❤2
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
🔴سخنی با .....دوستان عزیز هیاتهای مدیره کانونهای وکلای دادگستری، انجمنهای مختلف علمی حقوقی، اعضای هیاتهای علمی دانشکدههای حقوق ۱۰/تیر/۱۴۰۴ با عمری که گذراندهام و با بسیاری از شما از نزدیک یا دور آشنایی دارم، آگاهم که جملگی دل در گرو ایران دارید و به…
🔴نامه بینالمللی استادان حقوق ایران در مورد تجاوز نامشروع اسرائیل به ایران
از طریق یکی از اساتید محترم دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی مطلع شدم به ابتکار اساتید محترم این دانشگاه نامهای به زبان انگلیسی در تشریح نقض حقوق بینالملل در تجاوز اسرائیل به ایران تهیه و تاحال توسط ۸۲ نفر از اساتید دانشکدههای حقوق امضا شده است. متن رسمی فارسی هنوز منتشر نشده است. برای تسریع در انتشار ترجمه غیر رسمی فارسی در این کانال منتشر میشود. در ترجمه از کمک هوش مصنوعی نیز استفاده شده است.
استادان حقوق میتوانند از طریق نشانی [email protected]
امضای خود را اضافه کنند.
متن نامه:
اعضای محترم جامعه علمی بینالمللی
در پی تجاوز نظامی اخیر رژیم اسرائیل به ایران عزیز ما و درگیری شدید در منطقه پرتنش غرب آسیا، ما، استادان حقوق دانشگاههای ایران، با ابراز نگرانی عمیق، نکاتی را به اطلاع میرسانیم و خواستار یاری شما در انتشار و ترویج این نامهایم:
۱. نقض صریح منشور ملل متحد و قواعد آمره حقوق بینالملل
طبق منشور سازمان ملل متحد، هرگونه تهدید یا استفاده از زور در روابط میان دولتها ممنوع است. اما رژیم اسرائیل سالیان اخیر بارها با تهدیدهای آشکار و اقدامات خصمانه علیه ملت و دولت ایران، اصول حقوق بینالملل را نقض و در دو سال گذشته بارها بهطور غیرقانونی از زور استفاده کرده است. آخرین مورد، حمله مستقیم به خاک ایران در جمعه ژوئن ۲۰۲۵(۲۳ خرداد ۱۴۰۴) است.
ممنوعیت تجاوز از قواعد آمره (Jus Cogens) حقوق بینالملل است و نقض آن تخلف جدی و غیرقابل توجیه است. وفق حقوق بینالملل عرفی، دولتها باید برای توقف چنین نقضهایی مشارکت کرده و از ادامه آن حمایت نکنند.
ادعای اسرائیل به عنوان «دفاع پیشدستانه» وجاهت حقوقی ندارد. زیرا این دکترین حتی به فرض پذیرش در حقوق بینالملل، مشروط است به وجود تهدید فوری و قریبالوقوع؛ اما ایران هیچ تهدیدی متوجه اسرائیل نکرده بود، بلکه همزمان در حال مذاکره برای حل مسالمتآمیز مسئله هستهای خود بود.
۲. لزوم پایبندی به حقوق بینالملل بشردوستانه در درگیریهای مسلحانه
با آغاز مخاصمه مسلحانه بینالمللی میان ایران و اسرائیل، رعایت کلیه اصول و قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و عرف بینالمللی الزامیاست. طبق ماده مشترک ۱ این کنوانسیونها، دولتها موظف به رعایت این اصولاند. برخی از این اصول عبارتند از:
مصونیت غیرنظامیان: غیرنظامیان (از جمله استادان دانشگاه و پژوهشگران) از هرگونه حمله مصوناند. کشته شدن تعدادی از اساتید دانشگاه در محل سکونتشان، نقض آشکار اصل تفکیک و تناسب است. فعالیتهای علمی به هیچ وجه مصداق مشارکت مستقیم در مخاصمه نیست.
مصونیت مراکز درمانی و امدادی: بیمارستانها، مراکز بهداشتی و نیروهای هلالاحمر هدف حمله قرار گرفتهاند که نقض فاحش مقررات بشردوستانه است.
ممنوعیت حمله به تأسیسات خطرآفرین: تأسیسات هستهای، بهویژه با توجه به احتمال نشت مواد رادیواکتیو، از اماکن خطرناکاند که حمله به آنها میتواند پیامدهای فاجعهباری برای میلیونها انسان و محیط زیست بار آورد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی وقوع این حملات را تأیید کرده است.
حمایت ویژه از رسانهها و روزنامهنگاران: کارکنان و دفاتر رسانهها، طبق حقوق بینالملل بشردوستانه تحت حمایت ویژهاند. حمله مستقیم به ساختمان سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB) مصداق بارز نقض این حمایتهاست.
ممنوعیت حملات سایبری به زیرساختهای غیرنظامی:
هنوز مقررات صریحی درباره جنگ سایبری در حقوق بشردوستانه وجود ندارد، اما حمله به سامانههای بانکی و خدمات عمومی که موجب اخلال جدی در زندگی مردم شده، ناقض اصول تناسب و مصونیت اهداف غیرنظامی است.
۳. مسئولیت کیفری و پیگرد بینالمللی جنایات جنگی
اقدامات خشونتبار و غیرقانونی رژیم اسرائیل، که بخشی از آنها ذکر شد، مصداق بارز جنایات جنگیاند. سران این رژیم از جمله بنیامین نتانیاهو، هماکنون به دلیل جنایات ارتکابی در غزه در دیوان کیفری بینالمللی تحت تعقیباند. اقدامات اخیر آنان علیه ایران، این مسئولیت کیفری را سنگینتر میکند.
با توجه به سانسور، تحریف یا عادیسازی نقض این اصول در روایتهای رسانهای جریان اصلی، از شما درخواست میکنیم در بازتاب و انتشار این موارد نقش ایفا کنید تا اصول بنیادین حقوق بینالملل و حقوق مخاصمات مسلحانه بیش از پیش تضعیف نشود.
امید که با فشار جامعه علمی جهانی و پیگیری نهادهای بینالمللی همچون شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اقدامات غیرقانونی مذکور محکوم و این روند خشونتبار و نگرانکننده که صلح و امنیت جهانی را بهطور جدی تهدید میکند، متوقف شود.
با احترام،
جمعی از استادان حقوق دانشگاههای جمهوری اسلامی ایران
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
از طریق یکی از اساتید محترم دانشکده حقوق دانشگاه علامه طباطبایی مطلع شدم به ابتکار اساتید محترم این دانشگاه نامهای به زبان انگلیسی در تشریح نقض حقوق بینالملل در تجاوز اسرائیل به ایران تهیه و تاحال توسط ۸۲ نفر از اساتید دانشکدههای حقوق امضا شده است. متن رسمی فارسی هنوز منتشر نشده است. برای تسریع در انتشار ترجمه غیر رسمی فارسی در این کانال منتشر میشود. در ترجمه از کمک هوش مصنوعی نیز استفاده شده است.
استادان حقوق میتوانند از طریق نشانی [email protected]
امضای خود را اضافه کنند.
متن نامه:
اعضای محترم جامعه علمی بینالمللی
در پی تجاوز نظامی اخیر رژیم اسرائیل به ایران عزیز ما و درگیری شدید در منطقه پرتنش غرب آسیا، ما، استادان حقوق دانشگاههای ایران، با ابراز نگرانی عمیق، نکاتی را به اطلاع میرسانیم و خواستار یاری شما در انتشار و ترویج این نامهایم:
۱. نقض صریح منشور ملل متحد و قواعد آمره حقوق بینالملل
طبق منشور سازمان ملل متحد، هرگونه تهدید یا استفاده از زور در روابط میان دولتها ممنوع است. اما رژیم اسرائیل سالیان اخیر بارها با تهدیدهای آشکار و اقدامات خصمانه علیه ملت و دولت ایران، اصول حقوق بینالملل را نقض و در دو سال گذشته بارها بهطور غیرقانونی از زور استفاده کرده است. آخرین مورد، حمله مستقیم به خاک ایران در جمعه ژوئن ۲۰۲۵(۲۳ خرداد ۱۴۰۴) است.
ممنوعیت تجاوز از قواعد آمره (Jus Cogens) حقوق بینالملل است و نقض آن تخلف جدی و غیرقابل توجیه است. وفق حقوق بینالملل عرفی، دولتها باید برای توقف چنین نقضهایی مشارکت کرده و از ادامه آن حمایت نکنند.
ادعای اسرائیل به عنوان «دفاع پیشدستانه» وجاهت حقوقی ندارد. زیرا این دکترین حتی به فرض پذیرش در حقوق بینالملل، مشروط است به وجود تهدید فوری و قریبالوقوع؛ اما ایران هیچ تهدیدی متوجه اسرائیل نکرده بود، بلکه همزمان در حال مذاکره برای حل مسالمتآمیز مسئله هستهای خود بود.
۲. لزوم پایبندی به حقوق بینالملل بشردوستانه در درگیریهای مسلحانه
با آغاز مخاصمه مسلحانه بینالمللی میان ایران و اسرائیل، رعایت کلیه اصول و قواعد حقوق بینالملل بشردوستانه، از جمله کنوانسیونهای چهارگانه ژنو و عرف بینالمللی الزامیاست. طبق ماده مشترک ۱ این کنوانسیونها، دولتها موظف به رعایت این اصولاند. برخی از این اصول عبارتند از:
مصونیت غیرنظامیان: غیرنظامیان (از جمله استادان دانشگاه و پژوهشگران) از هرگونه حمله مصوناند. کشته شدن تعدادی از اساتید دانشگاه در محل سکونتشان، نقض آشکار اصل تفکیک و تناسب است. فعالیتهای علمی به هیچ وجه مصداق مشارکت مستقیم در مخاصمه نیست.
مصونیت مراکز درمانی و امدادی: بیمارستانها، مراکز بهداشتی و نیروهای هلالاحمر هدف حمله قرار گرفتهاند که نقض فاحش مقررات بشردوستانه است.
ممنوعیت حمله به تأسیسات خطرآفرین: تأسیسات هستهای، بهویژه با توجه به احتمال نشت مواد رادیواکتیو، از اماکن خطرناکاند که حمله به آنها میتواند پیامدهای فاجعهباری برای میلیونها انسان و محیط زیست بار آورد. آژانس بینالمللی انرژی اتمی وقوع این حملات را تأیید کرده است.
حمایت ویژه از رسانهها و روزنامهنگاران: کارکنان و دفاتر رسانهها، طبق حقوق بینالملل بشردوستانه تحت حمایت ویژهاند. حمله مستقیم به ساختمان سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران (IRIB) مصداق بارز نقض این حمایتهاست.
ممنوعیت حملات سایبری به زیرساختهای غیرنظامی:
هنوز مقررات صریحی درباره جنگ سایبری در حقوق بشردوستانه وجود ندارد، اما حمله به سامانههای بانکی و خدمات عمومی که موجب اخلال جدی در زندگی مردم شده، ناقض اصول تناسب و مصونیت اهداف غیرنظامی است.
۳. مسئولیت کیفری و پیگرد بینالمللی جنایات جنگی
اقدامات خشونتبار و غیرقانونی رژیم اسرائیل، که بخشی از آنها ذکر شد، مصداق بارز جنایات جنگیاند. سران این رژیم از جمله بنیامین نتانیاهو، هماکنون به دلیل جنایات ارتکابی در غزه در دیوان کیفری بینالمللی تحت تعقیباند. اقدامات اخیر آنان علیه ایران، این مسئولیت کیفری را سنگینتر میکند.
با توجه به سانسور، تحریف یا عادیسازی نقض این اصول در روایتهای رسانهای جریان اصلی، از شما درخواست میکنیم در بازتاب و انتشار این موارد نقش ایفا کنید تا اصول بنیادین حقوق بینالملل و حقوق مخاصمات مسلحانه بیش از پیش تضعیف نشود.
امید که با فشار جامعه علمی جهانی و پیگیری نهادهای بینالمللی همچون شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل متحد و آژانس بینالمللی انرژی اتمی، اقدامات غیرقانونی مذکور محکوم و این روند خشونتبار و نگرانکننده که صلح و امنیت جهانی را بهطور جدی تهدید میکند، متوقف شود.
با احترام،
جمعی از استادان حقوق دانشگاههای جمهوری اسلامی ایران
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍8❤4👏2🙏2😁1
فهرست_اسامی_امضاکنندگان_نامۀ_بین_المللی_استادان_حقوق_ایران_در_مورد.pdf
170.5 KB
👆👆👆
فهرست اسامی امضا کنندگان نامه بینالمللی استادان حقوق ایران در مورد تجاوز نامشروع اسرائیل به ایران
فهرست اسامی امضا کنندگان نامه بینالمللی استادان حقوق ایران در مورد تجاوز نامشروع اسرائیل به ایران
👍8👏2🙏2
🔴مبلغان ترور مقامات آمریکا و اسرائیل را تعقیب کیفری کنید
خبرهای موثق متعدد میرسد که عدهای ّ دنبال جمع کردن پول برای به اصطلاح ترور ترامپ و نتانیاهو هستند..
این افراد اتفاقا وابسته به همان جریان بحرانسازی هستند که هر زمان مسیری برای تنشزدایی ایران با غرب اندکی گشوده شد آن را مختل کردند و بحران را افزایش دادند و جز تخریب بلد نیستند.
حالا در سختترین و بحرانی وضعیت کشور با تبلیغ برای جمعآوری پول برای ترور ترامپ و نتانیاهو علنا مواد و اسناد خیلی خوبی به جهان تقدیم میکنند که به راحتی علیه نظام و ایران استفاده کنند و اوضاع بحرانیتر و وخیمتر شود.
این جریان بحرانساز و غیر مردمی به شدت امنیت ملی و منافع ملی را به خطر میاندازند.
ضروری است آقای پزشکیان به معاونت حقوق خود دستور دهد که رسما و فورا به دستگاه قضا شکایت کند و ضمن هماهنگی با رئیس قوه قضائیه ترتیبی داده شود که با جدیت و فوریت به پرونده آنها رسیدگی شود.
علاوه بر این به وزارت اطلاعات دستور دهند با این افراد و کارهای مشکوکشان برخورد قاطع شود.
خدا را چه دیدید شاید به آن ۷۰۰ نفری که گفته شد با اسرائیل همکاری داشتند چند نفری اضافه شود.
اجازه ندهید این جریان مخرب جنگافروز با رفتارهای غیرقانونی و بحرانسازی که همیشه در امنیت آهنین تباهی ساخته در این ایام که از منجنیق فلک تیر فتنه میبارد باز هم دردسرهای بنیانسوز برای ایران بسازد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
خبرهای موثق متعدد میرسد که عدهای ّ دنبال جمع کردن پول برای به اصطلاح ترور ترامپ و نتانیاهو هستند..
این افراد اتفاقا وابسته به همان جریان بحرانسازی هستند که هر زمان مسیری برای تنشزدایی ایران با غرب اندکی گشوده شد آن را مختل کردند و بحران را افزایش دادند و جز تخریب بلد نیستند.
حالا در سختترین و بحرانی وضعیت کشور با تبلیغ برای جمعآوری پول برای ترور ترامپ و نتانیاهو علنا مواد و اسناد خیلی خوبی به جهان تقدیم میکنند که به راحتی علیه نظام و ایران استفاده کنند و اوضاع بحرانیتر و وخیمتر شود.
این جریان بحرانساز و غیر مردمی به شدت امنیت ملی و منافع ملی را به خطر میاندازند.
ضروری است آقای پزشکیان به معاونت حقوق خود دستور دهد که رسما و فورا به دستگاه قضا شکایت کند و ضمن هماهنگی با رئیس قوه قضائیه ترتیبی داده شود که با جدیت و فوریت به پرونده آنها رسیدگی شود.
علاوه بر این به وزارت اطلاعات دستور دهند با این افراد و کارهای مشکوکشان برخورد قاطع شود.
خدا را چه دیدید شاید به آن ۷۰۰ نفری که گفته شد با اسرائیل همکاری داشتند چند نفری اضافه شود.
اجازه ندهید این جریان مخرب جنگافروز با رفتارهای غیرقانونی و بحرانسازی که همیشه در امنیت آهنین تباهی ساخته در این ایام که از منجنیق فلک تیر فتنه میبارد باز هم دردسرهای بنیانسوز برای ایران بسازد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍19👎4❤2🤬1
🔴در مبارکی روز فراموش شده قلم
۱۴/تیر / ۱۴۰۴
در هیاهوی جنگ و تجاوز رژیم اسرائیل به سرزمین ایران و شهادتها و غیره، در ایامی که ز منجنیق فلک تیر فتنه میبارد یادمان رفت که ۱۴ تیرماه در ایران روز قلم است.
روز قلم نمادی است برای یادآوری آزادی بیان و آزادی رسانه و آزادی عقیده و اندیشه. چیزهایی که امروز در این شرایط دشوار و خطیر بیش از همیشه به آنها نیاز داریم تا بتوانیم به گفتگوی ملی و هویت مشترکی برای دفاع از کشور دست یابیم.
اما در عمل اگرچه قلمها را نشکستهاند ولی آنقدر آنها را کُند کردهاند که به سختی میتوان نوشت. چنان کردهاند که قلم به دشواری تواند "سر عشق گوید باز".
سانسور دشمن دیرین و خونی قلم است.
صدا و سیما بخش بزرگی بزرگی از ملت را بطور کلی سانسور میکند و در انحصار یک اقلیت کوچک سیاسی قرار گرفتهاست.
روزنامهها که در سختترین شرایط اقتصادی به دشواری نفس میکشند، مدام از جاهای مختلف امر و نهی میشنوند که اینکه مگو آنکه مپرس.
روزنامهنگاران همچنان با هول و هراس مینویسند.
در حوزه کتاب و سینما و تئاتر هم حرف اول را ممیزی میزند هرچند در دولت پزشکیان به نظر میرسد اوضاع اندکی بهتر شده است.
در حوزه اینترنت فیلترینگ به عنوان سانسور سراسری و تلاشی برای جلوگیری از نوشتن و خواندن همچنان حاکم است.
امروزه صفحه کلید گوشیهای هوشمند و لبتاب و کامپیوتر معمولا جای خودکار بیک و مداد سوسمارنشان را گرفتهاند. اینها قلمهای مدرناند.
شامل هرچیزی که با آن حرف خود را نقش میکنیم قلم است. انگشت خونین یک زندانی که حرفش را بر دیوار سیمانی سلول نقشمیکند قلم است.
هرچه هست قلم مظهر بزرگترین حقوق اساسی ملت است.
روز قلم بر همه آنانکه قلم خود را در خدمت آزادی و عشق و شادی و سعادت و آگاهی مردم میچرخانند و خصوصا این روزها با قلم خود از وطن در برابر جنگ تجاوزکارانه اسرائیل دفاع میکنند، بر آنانکه شرافت قلم و وطن را با چیزی معامله نمیکنند، خجسته باد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۱۴/تیر / ۱۴۰۴
در هیاهوی جنگ و تجاوز رژیم اسرائیل به سرزمین ایران و شهادتها و غیره، در ایامی که ز منجنیق فلک تیر فتنه میبارد یادمان رفت که ۱۴ تیرماه در ایران روز قلم است.
روز قلم نمادی است برای یادآوری آزادی بیان و آزادی رسانه و آزادی عقیده و اندیشه. چیزهایی که امروز در این شرایط دشوار و خطیر بیش از همیشه به آنها نیاز داریم تا بتوانیم به گفتگوی ملی و هویت مشترکی برای دفاع از کشور دست یابیم.
اما در عمل اگرچه قلمها را نشکستهاند ولی آنقدر آنها را کُند کردهاند که به سختی میتوان نوشت. چنان کردهاند که قلم به دشواری تواند "سر عشق گوید باز".
سانسور دشمن دیرین و خونی قلم است.
صدا و سیما بخش بزرگی بزرگی از ملت را بطور کلی سانسور میکند و در انحصار یک اقلیت کوچک سیاسی قرار گرفتهاست.
روزنامهها که در سختترین شرایط اقتصادی به دشواری نفس میکشند، مدام از جاهای مختلف امر و نهی میشنوند که اینکه مگو آنکه مپرس.
روزنامهنگاران همچنان با هول و هراس مینویسند.
در حوزه کتاب و سینما و تئاتر هم حرف اول را ممیزی میزند هرچند در دولت پزشکیان به نظر میرسد اوضاع اندکی بهتر شده است.
در حوزه اینترنت فیلترینگ به عنوان سانسور سراسری و تلاشی برای جلوگیری از نوشتن و خواندن همچنان حاکم است.
امروزه صفحه کلید گوشیهای هوشمند و لبتاب و کامپیوتر معمولا جای خودکار بیک و مداد سوسمارنشان را گرفتهاند. اینها قلمهای مدرناند.
شامل هرچیزی که با آن حرف خود را نقش میکنیم قلم است. انگشت خونین یک زندانی که حرفش را بر دیوار سیمانی سلول نقشمیکند قلم است.
هرچه هست قلم مظهر بزرگترین حقوق اساسی ملت است.
روز قلم بر همه آنانکه قلم خود را در خدمت آزادی و عشق و شادی و سعادت و آگاهی مردم میچرخانند و خصوصا این روزها با قلم خود از وطن در برابر جنگ تجاوزکارانه اسرائیل دفاع میکنند، بر آنانکه شرافت قلم و وطن را با چیزی معامله نمیکنند، خجسته باد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
❤10👍2👎1
🔴 جنگ، واقعیت، اسطوره
شرق ۱۴۰۱/۴/۱۸
جنگ، جهان قهرمانها و اسطورههاست. جهان اسطوره پا از مرزهای واقعیت و قانون طبیعت و قانون بشر فراتر میگذارد. قانون طبیعت میگوید اینجا میدان مین است، پا در آن نگذار. اما قهرمان میرود. اسطورهوار گام برمیدارد. قانون بشر کشتن را ممنوع میکند.
در جنگ اما کشتن وظیفهای است بر عهده رزمآوران. بکش تا میتوانی. جنگ قانون دارد، اما قانون نمیشناسد. جنگ تابع زور است. تابع قدرت است. قانون زنجیر به دستوپای قدرت میبندد. اسطوره این زنجیر را پاره میکند. رزمآور هرچه بیشتر از قانون طبیعت و قانون بشر سبقت بگیرد، بیشتر به جهان اسطوره نزدیک میشود. بهویژه وقتی که سرزمین به ناحق و نامشروع مورد تجاوز قرار گرفته، انگیزه و زمینه برای تولد اسطوره بیشتر است. مادر وطن را نمیتوان به دست متجاوز سپرد.
تجربه هشت سال دفاع در برابر تجاوز عراق به ایران چه اسطورهها که نیافرید. بعضی را میشناسیم و بعضی را نه. کسانی که اگر در جنگ به قانون طبیعت و قانون بشر عمل کرده بودند، چهبسا امروز ایرانی کوچکشده داشتیم. قدرت این اسطورهها چنان شد که پس از جنگ هم جهان اسطوره باقی ماند. زندگی ما در جهان اسطوره ادامه یافت، نه واقعیت.
آن کس که پا در جهان اسطوره گذاشت، در هالهای شبهقدسی قرار میگیرد که دیگر چونوچرایی با او نمیتوان کرد. نمیتوان او را مؤاخذه کرد یا از کاستیهایش گفت که اصلا اسطوره کاستی ندارد. اسطوره همان است که «هرچه آن خسرو کند، شیرین بود».
کسی که به جهان اسطوره خو کرد، مهمترین قاعده این جهان در وجود او ملکه میشود. اسطوره قانون نمیشناسد. با شکستن مرزهای قانون طبیعت و قانون بشر به آنچه لازم میبیند، میاندیشد و پیش میرود. اما جهان اسطوره، فقط در جنگ معنا مییابد. در جنگ اگر کشتن و کشتهشدن فضیلت است، بیرون از جنگ، کشتن و کشتهشدن، رذیلتی است که نباید رخ دهد و شایسته کیفر است. در جنگ خیلی از چیزها حساب و کتاب مالی ندارد، در بیرون از جنگ اما اگر حساب و کتابها بر هم بخورد، میشود حیفومیل اموال و اینجور چیزها. در جنگ برای حمله یا دفاع به ضرورت باید آماده مرگ خیلی از همرزمان بود، در صلح اما جان آدمها را نمیتوان با دستودلبازی به بازی گرفت. زبان جنگ و طبعا زبان اسطوره زبان گلوله است و تیغ و خنجر و خون. از جنگ که بیرون آمدیم، این زبان را دیگر کسی نمیفهمد و چنین زبانی دیگر به کار نمیآید.
وقتی جنگ است، باید با توسعه فرهنگ رزم و تحسین و تمجید اسطورهها نیروی دفاع را بارور کرد و قدرت بخشید. آنها عناصر معنابخشی میشوند که تاریخ ملتی را سرشار از غرور و افتخار میکنند. اما منطق اسطوره وقتی به جهان واقعیت منتقل میشود، با آن ناسازگار است و نمیتواند نیرویی خلق کند. جهان واقعیت را نمیتوان با بیرونرفتن از دایره قانون طبیعت و قانون بشر شناخت، تحلیل کرد و سامان داد. اسطوره منبع الهام است اما واقعیت را نمیتواند ببیند و بفهمد. اسطوره رؤیا میسازد، اما واقعیت نه. در جهان واقعی بیرون از جنگ زبان اسطوره اصلا فهم نمیشود. مواجهه با جهان واقعیت با منطق اسطوره هم واقعیت را ویران میکند، هم اسطوره را از اسطورگی ساقط میسازد و چهبسا آن را اصلا به ضد قهرمان بدل کند. زندگی به نام اسطوره گاه میتواند برای کسانی مایه آب و نان هم باشد. آنها میخواهند اسطوره را در جهان واقعیت همچنان نگاه دارند تا به نام او بتوانند هر قانونی را منکر شوند و کار خود را پیش ببرند.
اسطوره، حتی بیآنکه خود بخواهد، به ابزار کسبوکار در جهان واقعیت بدل میشود. در چنین شرایطی چهبسا که اسطوره و واقعیت با هم به نزاع برخیزند. واقعیت زبان اسطوره را نمیشناسد و اسطوره زبان واقعیت را. تلاش برای فهماندن زبان یکدیگر، به ستیز اسطوره و واقعیت میانجامد. ایران ما میراتدار فرهنگی غنی و آکنده از انواع اسطورههاست که از عصر باستان آغاز میشود، در دوره اسلامی فربه میشود و تا ادوار اخیر مانند دفاع در برابر دشمن متجاوز ادامه مییابد. اما اسطوره نباید ما را از آنچه واقعیت است، دور کند.
نیروی اسطورههای قدیم و جدید در جای خود کار خود را کردهاند. اما اینک ما پای بر زمین سفت واقعیت داریم. در منطق واقعیت از نیروی اسطوره خبری نیست. جانشین آن نیروی ملت است. ملتی که بیتبعیض بتواند اراده خود را به نمایش بگذارد. در امنیت و آزادی حرفش را بزند. ملتی که نگهبان خود باشد.
در جهان واقعیت جز ملت نیروی نجاتبخشی نیست. در این روزهای دشوار و پس از آن بگذاریم ملت، ملت باشد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
شرق ۱۴۰۱/۴/۱۸
جنگ، جهان قهرمانها و اسطورههاست. جهان اسطوره پا از مرزهای واقعیت و قانون طبیعت و قانون بشر فراتر میگذارد. قانون طبیعت میگوید اینجا میدان مین است، پا در آن نگذار. اما قهرمان میرود. اسطورهوار گام برمیدارد. قانون بشر کشتن را ممنوع میکند.
در جنگ اما کشتن وظیفهای است بر عهده رزمآوران. بکش تا میتوانی. جنگ قانون دارد، اما قانون نمیشناسد. جنگ تابع زور است. تابع قدرت است. قانون زنجیر به دستوپای قدرت میبندد. اسطوره این زنجیر را پاره میکند. رزمآور هرچه بیشتر از قانون طبیعت و قانون بشر سبقت بگیرد، بیشتر به جهان اسطوره نزدیک میشود. بهویژه وقتی که سرزمین به ناحق و نامشروع مورد تجاوز قرار گرفته، انگیزه و زمینه برای تولد اسطوره بیشتر است. مادر وطن را نمیتوان به دست متجاوز سپرد.
تجربه هشت سال دفاع در برابر تجاوز عراق به ایران چه اسطورهها که نیافرید. بعضی را میشناسیم و بعضی را نه. کسانی که اگر در جنگ به قانون طبیعت و قانون بشر عمل کرده بودند، چهبسا امروز ایرانی کوچکشده داشتیم. قدرت این اسطورهها چنان شد که پس از جنگ هم جهان اسطوره باقی ماند. زندگی ما در جهان اسطوره ادامه یافت، نه واقعیت.
آن کس که پا در جهان اسطوره گذاشت، در هالهای شبهقدسی قرار میگیرد که دیگر چونوچرایی با او نمیتوان کرد. نمیتوان او را مؤاخذه کرد یا از کاستیهایش گفت که اصلا اسطوره کاستی ندارد. اسطوره همان است که «هرچه آن خسرو کند، شیرین بود».
کسی که به جهان اسطوره خو کرد، مهمترین قاعده این جهان در وجود او ملکه میشود. اسطوره قانون نمیشناسد. با شکستن مرزهای قانون طبیعت و قانون بشر به آنچه لازم میبیند، میاندیشد و پیش میرود. اما جهان اسطوره، فقط در جنگ معنا مییابد. در جنگ اگر کشتن و کشتهشدن فضیلت است، بیرون از جنگ، کشتن و کشتهشدن، رذیلتی است که نباید رخ دهد و شایسته کیفر است. در جنگ خیلی از چیزها حساب و کتاب مالی ندارد، در بیرون از جنگ اما اگر حساب و کتابها بر هم بخورد، میشود حیفومیل اموال و اینجور چیزها. در جنگ برای حمله یا دفاع به ضرورت باید آماده مرگ خیلی از همرزمان بود، در صلح اما جان آدمها را نمیتوان با دستودلبازی به بازی گرفت. زبان جنگ و طبعا زبان اسطوره زبان گلوله است و تیغ و خنجر و خون. از جنگ که بیرون آمدیم، این زبان را دیگر کسی نمیفهمد و چنین زبانی دیگر به کار نمیآید.
وقتی جنگ است، باید با توسعه فرهنگ رزم و تحسین و تمجید اسطورهها نیروی دفاع را بارور کرد و قدرت بخشید. آنها عناصر معنابخشی میشوند که تاریخ ملتی را سرشار از غرور و افتخار میکنند. اما منطق اسطوره وقتی به جهان واقعیت منتقل میشود، با آن ناسازگار است و نمیتواند نیرویی خلق کند. جهان واقعیت را نمیتوان با بیرونرفتن از دایره قانون طبیعت و قانون بشر شناخت، تحلیل کرد و سامان داد. اسطوره منبع الهام است اما واقعیت را نمیتواند ببیند و بفهمد. اسطوره رؤیا میسازد، اما واقعیت نه. در جهان واقعی بیرون از جنگ زبان اسطوره اصلا فهم نمیشود. مواجهه با جهان واقعیت با منطق اسطوره هم واقعیت را ویران میکند، هم اسطوره را از اسطورگی ساقط میسازد و چهبسا آن را اصلا به ضد قهرمان بدل کند. زندگی به نام اسطوره گاه میتواند برای کسانی مایه آب و نان هم باشد. آنها میخواهند اسطوره را در جهان واقعیت همچنان نگاه دارند تا به نام او بتوانند هر قانونی را منکر شوند و کار خود را پیش ببرند.
اسطوره، حتی بیآنکه خود بخواهد، به ابزار کسبوکار در جهان واقعیت بدل میشود. در چنین شرایطی چهبسا که اسطوره و واقعیت با هم به نزاع برخیزند. واقعیت زبان اسطوره را نمیشناسد و اسطوره زبان واقعیت را. تلاش برای فهماندن زبان یکدیگر، به ستیز اسطوره و واقعیت میانجامد. ایران ما میراتدار فرهنگی غنی و آکنده از انواع اسطورههاست که از عصر باستان آغاز میشود، در دوره اسلامی فربه میشود و تا ادوار اخیر مانند دفاع در برابر دشمن متجاوز ادامه مییابد. اما اسطوره نباید ما را از آنچه واقعیت است، دور کند.
نیروی اسطورههای قدیم و جدید در جای خود کار خود را کردهاند. اما اینک ما پای بر زمین سفت واقعیت داریم. در منطق واقعیت از نیروی اسطوره خبری نیست. جانشین آن نیروی ملت است. ملتی که بیتبعیض بتواند اراده خود را به نمایش بگذارد. در امنیت و آزادی حرفش را بزند. ملتی که نگهبان خود باشد.
در جهان واقعیت جز ملت نیروی نجاتبخشی نیست. در این روزهای دشوار و پس از آن بگذاریم ملت، ملت باشد.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
❤4👏1
🔴قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم را اجرا کنید
کار مبلغان تأمین مالی به منظور اقدام به دو ترور بین المللی آشکارا نقض صریح و بی پردۀ قانون است.
نیاز به تفسیرهای پیچیدۀ حقوقی نیست. متن قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم خیلی روشن است.
اما وقتی قانون در کشور بیمعنا شده باشد و یک جریان خاص خودش را بطور کلی از هر قانونی معاف کند، می شود همین که بر سر تریبونهای مختلف تبلیغ می کنند خلاف نص قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم.
در سال ۱۳۹۴ قانون مبارزه با تأمین مالی ترویسم تصویب و در سال ۹۷ اصلاح شد.
طبق مادۀ ۱ این قانون(اصلاحی ۱۳۹۷):
تهیه یا جمع آوری وجوه یا اموال به هر طریق چه دارای منشأ قانونی باشد یا نباشد و یا مصرف تمام یا بخشی از منابع مالی حاصله از قبیل قاچاق ارز، جلب کمکهای مالی و پولی، اعانه، انتقال پول، خرید و فروش اوراق مالی و اعتباری، افتتاح مستقیم یا غیرمستقیم حساب یا تأمین اعتبار یا انجام هرگونه فعالیت اقتصادی اشخاص توسط خود یا دیگری برای انجام اعمال ذیل .... جهت ارائه به افراد تروریست یا سازمان های تروریستی، تأمین مالی تروریسم است و جرم محسوب می شود. .... تشخیص تروریستی بودن اعمال مندرج در بندهای ذیل بر عهده شورای عالی امنیت ملی است....
الف) ارتکاب یا تهدید به ارتکاب هرگونه اقدام خشونت آمیز از قبیل قتل، سوءقصد، اقدام خشونت آمیز .... به قصد تأثیرگذاری بر خط مشی، تصمیمات و اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران، سایر کشورها و یا سازمان های بین المللی.
طبق مادۀ ۲ همین قانون:
ماده۲ـ تأمین مالی تروریسم در صورتی که در حکم محاربه یا افساد فی الارض تلقی شود، مرتکب به مجازات آن محکوم می شود و در غیر این صورت علاوه بر مصادره وجوه و اموال موضوع ماده (۱) این قانون به نفع دولت، به مجازات دو تا پنج سال حبس و جزای نقدی معادل دو تا پنج برابر منابع مالی تأمین شده محکوم می شود.
همچنین مطابق با مادۀ ۳ نیز:
ماده۳ـ کلیه اشخاص مطلع از جرائم موضوع این قانون موظفند مراتب را در اسرع وقت به مقامات اداری، انتظامی، امنیتی یا قضائی ذی صلاح اعلام کنند، در غیر این صورت به مجازات تعزیری درجه هفت محکوم می شوند.
این جرم از جرائم عمومی است و نیازمند شاکی خصوصی نیست.
از پی جنگ متجاوزانۀ ۱۲ روزه عده ای که پیداست پشت پرده از کدام جریان سیاسی کشوراند مکرراً برای جمع اوری پول برای ترور افراد تبلیغ می کنند.
توقع این است که آقای رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی مطابق با قسمت آخر مادۀ ۱ از طریق این شورا فورا به وظیفه خود عمل کنند.
معاونت حقوقی ریاست جمهوری که در این مواقع باید چیزی بگوید یا کاری کند، ظاهرا بود و نبودش یکسان است و در بیعملی کامل هیچ اثری از آن دیده نمیشود، مثل گذشته ساکت و منفعل نشستهاست و چیزی نمیگوید. این بیمسئولیتی محض که ناشی از ترس است یا منفعتطلبی یا چیز دیگر قابل بخشش نیست. این معاونت میتواند در این مورد اعلام جرم کند یا لااقل به صراحت از نقض قانون توسط این افراد حرف بزند.
همچنین دادستانهای تهران و شهرستانهایی که مبلغان تأمین مالی برای عملیات ترور اقدام کرده اند بلافاصه در اجرای این قانون اقدام کرده و آنها را تحت تعقیب کیفری قرار دهند. برای این کار تأکید صریح آقای محسنی اژه ای به عنوان رئیس قوۀ قضائیه بسیار مؤثر خواهد بود.
اهمیت و فوریت این برخورد قانونی را زمانی بهتر می شود فهمید که با مروری به گذشته یادمان بیاید همین جریان چگونه با اقداماتی از قبیل حمله به سفارت انگلستان و کنسولگری عربستان سعودی سالها دردسرهای پیچیده و خطرناک برای کشور ایجاد کرد. حالا هم برای چندمین بار در این شرایط سخت و پرحطر دوباره دست به کار شده اند.
آیا باز هم اجازه خواهند داشت در امنیت کامل با رفتارهای و گفتارهای غیرقانونی خود کشور را اسیر بحرانهای سنگین و توفانی کنند؟
آقای پزشکیان در مصاحبه با تاکر کارلسون بر نفی تلاش ایران برای ترور تأکید داشت. اجرای قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم در مورد این دسته از مبلغان نشان خواهد که ترور سیاست ایران نیست و این افراد براساس برخی تفکرات و سیاستهای فرقهای خود عمل می کنند و دولت ایران از چنین نسبتی مبراست.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
کار مبلغان تأمین مالی به منظور اقدام به دو ترور بین المللی آشکارا نقض صریح و بی پردۀ قانون است.
نیاز به تفسیرهای پیچیدۀ حقوقی نیست. متن قانون مبارزه با تامین مالی تروریسم خیلی روشن است.
اما وقتی قانون در کشور بیمعنا شده باشد و یک جریان خاص خودش را بطور کلی از هر قانونی معاف کند، می شود همین که بر سر تریبونهای مختلف تبلیغ می کنند خلاف نص قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم.
در سال ۱۳۹۴ قانون مبارزه با تأمین مالی ترویسم تصویب و در سال ۹۷ اصلاح شد.
طبق مادۀ ۱ این قانون(اصلاحی ۱۳۹۷):
تهیه یا جمع آوری وجوه یا اموال به هر طریق چه دارای منشأ قانونی باشد یا نباشد و یا مصرف تمام یا بخشی از منابع مالی حاصله از قبیل قاچاق ارز، جلب کمکهای مالی و پولی، اعانه، انتقال پول، خرید و فروش اوراق مالی و اعتباری، افتتاح مستقیم یا غیرمستقیم حساب یا تأمین اعتبار یا انجام هرگونه فعالیت اقتصادی اشخاص توسط خود یا دیگری برای انجام اعمال ذیل .... جهت ارائه به افراد تروریست یا سازمان های تروریستی، تأمین مالی تروریسم است و جرم محسوب می شود. .... تشخیص تروریستی بودن اعمال مندرج در بندهای ذیل بر عهده شورای عالی امنیت ملی است....
الف) ارتکاب یا تهدید به ارتکاب هرگونه اقدام خشونت آمیز از قبیل قتل، سوءقصد، اقدام خشونت آمیز .... به قصد تأثیرگذاری بر خط مشی، تصمیمات و اقدامات دولت جمهوری اسلامی ایران، سایر کشورها و یا سازمان های بین المللی.
طبق مادۀ ۲ همین قانون:
ماده۲ـ تأمین مالی تروریسم در صورتی که در حکم محاربه یا افساد فی الارض تلقی شود، مرتکب به مجازات آن محکوم می شود و در غیر این صورت علاوه بر مصادره وجوه و اموال موضوع ماده (۱) این قانون به نفع دولت، به مجازات دو تا پنج سال حبس و جزای نقدی معادل دو تا پنج برابر منابع مالی تأمین شده محکوم می شود.
همچنین مطابق با مادۀ ۳ نیز:
ماده۳ـ کلیه اشخاص مطلع از جرائم موضوع این قانون موظفند مراتب را در اسرع وقت به مقامات اداری، انتظامی، امنیتی یا قضائی ذی صلاح اعلام کنند، در غیر این صورت به مجازات تعزیری درجه هفت محکوم می شوند.
این جرم از جرائم عمومی است و نیازمند شاکی خصوصی نیست.
از پی جنگ متجاوزانۀ ۱۲ روزه عده ای که پیداست پشت پرده از کدام جریان سیاسی کشوراند مکرراً برای جمع اوری پول برای ترور افراد تبلیغ می کنند.
توقع این است که آقای رئیس جمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی مطابق با قسمت آخر مادۀ ۱ از طریق این شورا فورا به وظیفه خود عمل کنند.
معاونت حقوقی ریاست جمهوری که در این مواقع باید چیزی بگوید یا کاری کند، ظاهرا بود و نبودش یکسان است و در بیعملی کامل هیچ اثری از آن دیده نمیشود، مثل گذشته ساکت و منفعل نشستهاست و چیزی نمیگوید. این بیمسئولیتی محض که ناشی از ترس است یا منفعتطلبی یا چیز دیگر قابل بخشش نیست. این معاونت میتواند در این مورد اعلام جرم کند یا لااقل به صراحت از نقض قانون توسط این افراد حرف بزند.
همچنین دادستانهای تهران و شهرستانهایی که مبلغان تأمین مالی برای عملیات ترور اقدام کرده اند بلافاصه در اجرای این قانون اقدام کرده و آنها را تحت تعقیب کیفری قرار دهند. برای این کار تأکید صریح آقای محسنی اژه ای به عنوان رئیس قوۀ قضائیه بسیار مؤثر خواهد بود.
اهمیت و فوریت این برخورد قانونی را زمانی بهتر می شود فهمید که با مروری به گذشته یادمان بیاید همین جریان چگونه با اقداماتی از قبیل حمله به سفارت انگلستان و کنسولگری عربستان سعودی سالها دردسرهای پیچیده و خطرناک برای کشور ایجاد کرد. حالا هم برای چندمین بار در این شرایط سخت و پرحطر دوباره دست به کار شده اند.
آیا باز هم اجازه خواهند داشت در امنیت کامل با رفتارهای و گفتارهای غیرقانونی خود کشور را اسیر بحرانهای سنگین و توفانی کنند؟
آقای پزشکیان در مصاحبه با تاکر کارلسون بر نفی تلاش ایران برای ترور تأکید داشت. اجرای قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم در مورد این دسته از مبلغان نشان خواهد که ترور سیاست ایران نیست و این افراد براساس برخی تفکرات و سیاستهای فرقهای خود عمل می کنند و دولت ایران از چنین نسبتی مبراست.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍14👏2👎1
#انجمن_حقوق_شناسی، گروه #حقوق #خانه_اندیشمندان_علوم_انسانی و #موسسه_مطالعاتی_بشیریه، نود و ششمین جلسه از سلسله نشستهای یکشنبههای حقوقشناسی را برگزار میکنند:
بررسی طرح تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی
سخنرانان بهترتیب الفبا:
#فاطمه_قناد
عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ
#علی_نجفی_توانا
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
#کامبیز_نوروزی
حقوقدان و فعال رسانه
#مهدی_هداوند
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دبیر نشست:
#بزرگمهر_بشیریه
مدیر عامل موسسه مطالعاتی بشیریه
زمان:
یکشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۸
مکان:
خیابان استاد نجاتاللهی(ویلا)، نبش ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن حافظ
حضور برای عموم آزاد و رایگان است و نیازی به هماهنگی قبلی نیست.
بررسی طرح تشدید مجازات جاسوسی و همکاری با رژیم صهیونیستی و کشورهای متخاصم علیه امنیت و منافع ملی
سخنرانان بهترتیب الفبا:
#فاطمه_قناد
عضو هیات علمی دانشگاه علم و فرهنگ
#علی_نجفی_توانا
عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی
#کامبیز_نوروزی
حقوقدان و فعال رسانه
#مهدی_هداوند
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی
دبیر نشست:
#بزرگمهر_بشیریه
مدیر عامل موسسه مطالعاتی بشیریه
زمان:
یکشنبه ۲۲ تیر ۱۴۰۴ ساعت ۱۸
مکان:
خیابان استاد نجاتاللهی(ویلا)، نبش ورشو، خانه اندیشمندان علوم انسانی، سالن حافظ
حضور برای عموم آزاد و رایگان است و نیازی به هماهنگی قبلی نیست.
👍4
🔴دست دادن به ملت با دستِ شُسته
هممیهن ۱۴۰۴/۴/۲۳
ضرورت انسجام و اتحاد ملی از دغدغههای طیفهای متنوع سیاسی و فعالان راستکردار و صدیق کشور است. تجاوز نظامی اسرائیل این بحث را داغتر و ضروریتر و فوریتر کرده است.
گروهی اصولا منکر آنند که در بین مردم و رابطۀ آنها با نظام سیاسی شقاق و دوگانگی رخ داده است. این جریان اهمیت چندانی به مردم نمی دهد و ملت را مردمانی میبیند که مکلف به تبعیتاند و ملاک مشروعیت نیستند.
اما جریانها و فعالان دیگری، که احتمالا اکثریت بزرگی از طیفهای اصولگرا و اصلاحطلب و سایر نحلههای سیاسی را دربر میگیرد معتقد به این شقاق و دوگانگیاند و بقا و توسعۀ آن را برای کشور و تظام سیاسی زیانبار و حتی مهلک میدانند. در جستجوی راههای ایجاد همگرایی ملی و همنوایی ملت و نظام سیاسیاند و در شرایط حاصل از تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران آن را ضرورتی فوری میدانند.
بیشتر نگاهها به این گرایش دارد که باید میان نخبه های سیاسی و فکری کشور توافقاتی صورت گیرد تا با کاهش اختلاف، مردم نیز بتوانند مسیری برای نزدیکی بیشتر بیابند. این تفکر به دنبال "ایجاد" همگرایی و همنوایی ملی و کاهش شکاف بین نظام سیاسی و مردم از طریق گفتگوی نخبگانی است.
این گفتگوی عمومی خوب است ولی به دلیلی که گفته خواهد شد چاره ساز نیست.
وقتی کسی بیمار می شود یعنی چیزی بر او عارض شده که تعادل بدن را مختل کرده است. پزشک با معاینات و آزمایشها اول علتی را که عارض و سبب بیماری شده کشف می کند. سپس با شناخت علت و هدف گرفتن آن کار درمان را انجام می دهد.
چه چیزی بر ملت عارض شده است که موجب واگرایی درونی و شکاف دولت-ملت شده است؟
یک "ملت" در یک بستر تاریخی در عین تنوعات مختلف فکری و قومی و اقلیمی و فرهنگی و دینی و مذهبی، براساس اتفاق و یگانگی و وحدت شکل می گیرد. مفهوم ملت به دلالت مطابقی بیانگر وحدت و اتفاق و هویت مشترک در عین انواع تنوعهاست.
دال مرکزی "ملت ایران"، مثل دیگر ملل وجود همین یگانگی و وحدت و هویت مشترک است.
اصل بر این است که ملت ایران با شناسایی همۀ تنوعها دارای هویت مشترک و وحدت و همسویی و همگرایی با خود و همنوا با نظام سیاسی است. در نتیجه اگر مشاهده شد که این اتحاد درونی وجود ندارد یا کاهش یافته و رابطۀ ملت با نظام سیاسی کم و بیش مبتلا به واگرایی شده است باید نخستین پرسش این باشد که چه عواملی عارض شده اند که آن اتحاد و همنوایی را دچار اختلال کرده اند؟
با این فرض که انسجام و همگرایی ملی در ایران دچار اختلال شده و شکاف دولت-ملت در حال افزایش است، پرسش نبایداین باشد که راه های ایجاد انسجام ملی و همگرایی چیستند؟ اگر اینها نبودند که ملت ایران در یک تاریخ طولانی شکل نمی گرفت و دوام نمی یافت.
پرسش بهتر این است که چه عواملی بر ملت و نظام سیاسی عارض شده اند که موجب اختلال در اتحاد ملی و همگرایی درونی ملت و همسویی نسبیاش با نظام سیاسی شده است؟
این پرسش پاسخ ایجابی ندارد. لازم نیست چیزی ایجاد شود. بلکه پاسخ سلبی است. یعنی باید چیزهایی که عارض و موجب اختلال شده اند هدف گیری شوند. مثل همان تومور سرطانی که عارض شده و پزشک آن را هدف می گیرد تا عامل مختل کنندۀ سلامت بیمار را از میان بردارد.
مردم در عین داشتن آرمانهای بلند، چیز زیادی نمیخواهند.
ملت احترام واقعی میخواهد؛ نمیخواهد هر روز نگران این باشد که زنانش بخاطر پوشش در معرض توهین و تهدید و اجبار باشند؛ نمیخواهد نگران سایۀ جنگ باشد و بترسد از عواقب کار کسانی که راه جنگ هموار میکنند؛ میخواهد تلویزیونی داشته باشد که درآن همۀ ملت با همۀ تنوعش حضور داشته باشد نه تلویزیونی در انحصار مطلق یک جریان اقلیت؛ نمیخواهد برای دستیابی به اطلاعات مجبور به خرید فیلترشکن باشد ؛ نمی خواهد جوانش بخاطر دو کلمه حرف در شبکه های اجتماعی از آزادی یا ادامۀ تحصیل ممنوع شود یا نخبگانی از ملت فقط بخاطر عقاید و آرایشان مهمان پشت میله ها شوند.
به نظر میرسد ملت همین چیزهای ساده را میخواهد و از او دریغ می کنند.
چیزهای دیگر هم هستند، مثل اوضاع وخیم اقتصادی که چاره اش در کوتاه مدت ممکن نیست. اما آنها که برشمرده شد به فوریت قابل انجاماند. فقط نیازمند اراده ای معطوف به عمل و متعهد به ایران و تمام ملت است.
سلب همین حقوق ساده همان عارضه ای است که اندام برومند ملت را آلوده و بیمار ساخته است.
منشاء این آلودگیها باید هدف گیری شود. جریانها و کسانی که از راههای غیرقانون ملت را مبتلا کردهاند باید مکلف به قانون و اصول ملی شوند و از ادامۀ رفتارهای غیرقانونی آنها ممانعت شود.
برای دیدن ملت باید به قول سهراب چشمها را شست. برای دست دادن به ملت هم دستها را باید شست از آلودگی.
این آن چیزی است همۀ جریانهای سیاسی کشور از هر جناح باید به نظام سیاسی توجه دهند.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
هممیهن ۱۴۰۴/۴/۲۳
ضرورت انسجام و اتحاد ملی از دغدغههای طیفهای متنوع سیاسی و فعالان راستکردار و صدیق کشور است. تجاوز نظامی اسرائیل این بحث را داغتر و ضروریتر و فوریتر کرده است.
گروهی اصولا منکر آنند که در بین مردم و رابطۀ آنها با نظام سیاسی شقاق و دوگانگی رخ داده است. این جریان اهمیت چندانی به مردم نمی دهد و ملت را مردمانی میبیند که مکلف به تبعیتاند و ملاک مشروعیت نیستند.
اما جریانها و فعالان دیگری، که احتمالا اکثریت بزرگی از طیفهای اصولگرا و اصلاحطلب و سایر نحلههای سیاسی را دربر میگیرد معتقد به این شقاق و دوگانگیاند و بقا و توسعۀ آن را برای کشور و تظام سیاسی زیانبار و حتی مهلک میدانند. در جستجوی راههای ایجاد همگرایی ملی و همنوایی ملت و نظام سیاسیاند و در شرایط حاصل از تجاوز اسرائیل و امریکا به ایران آن را ضرورتی فوری میدانند.
بیشتر نگاهها به این گرایش دارد که باید میان نخبه های سیاسی و فکری کشور توافقاتی صورت گیرد تا با کاهش اختلاف، مردم نیز بتوانند مسیری برای نزدیکی بیشتر بیابند. این تفکر به دنبال "ایجاد" همگرایی و همنوایی ملی و کاهش شکاف بین نظام سیاسی و مردم از طریق گفتگوی نخبگانی است.
این گفتگوی عمومی خوب است ولی به دلیلی که گفته خواهد شد چاره ساز نیست.
وقتی کسی بیمار می شود یعنی چیزی بر او عارض شده که تعادل بدن را مختل کرده است. پزشک با معاینات و آزمایشها اول علتی را که عارض و سبب بیماری شده کشف می کند. سپس با شناخت علت و هدف گرفتن آن کار درمان را انجام می دهد.
چه چیزی بر ملت عارض شده است که موجب واگرایی درونی و شکاف دولت-ملت شده است؟
یک "ملت" در یک بستر تاریخی در عین تنوعات مختلف فکری و قومی و اقلیمی و فرهنگی و دینی و مذهبی، براساس اتفاق و یگانگی و وحدت شکل می گیرد. مفهوم ملت به دلالت مطابقی بیانگر وحدت و اتفاق و هویت مشترک در عین انواع تنوعهاست.
دال مرکزی "ملت ایران"، مثل دیگر ملل وجود همین یگانگی و وحدت و هویت مشترک است.
اصل بر این است که ملت ایران با شناسایی همۀ تنوعها دارای هویت مشترک و وحدت و همسویی و همگرایی با خود و همنوا با نظام سیاسی است. در نتیجه اگر مشاهده شد که این اتحاد درونی وجود ندارد یا کاهش یافته و رابطۀ ملت با نظام سیاسی کم و بیش مبتلا به واگرایی شده است باید نخستین پرسش این باشد که چه عواملی عارض شده اند که آن اتحاد و همنوایی را دچار اختلال کرده اند؟
با این فرض که انسجام و همگرایی ملی در ایران دچار اختلال شده و شکاف دولت-ملت در حال افزایش است، پرسش نبایداین باشد که راه های ایجاد انسجام ملی و همگرایی چیستند؟ اگر اینها نبودند که ملت ایران در یک تاریخ طولانی شکل نمی گرفت و دوام نمی یافت.
پرسش بهتر این است که چه عواملی بر ملت و نظام سیاسی عارض شده اند که موجب اختلال در اتحاد ملی و همگرایی درونی ملت و همسویی نسبیاش با نظام سیاسی شده است؟
این پرسش پاسخ ایجابی ندارد. لازم نیست چیزی ایجاد شود. بلکه پاسخ سلبی است. یعنی باید چیزهایی که عارض و موجب اختلال شده اند هدف گیری شوند. مثل همان تومور سرطانی که عارض شده و پزشک آن را هدف می گیرد تا عامل مختل کنندۀ سلامت بیمار را از میان بردارد.
مردم در عین داشتن آرمانهای بلند، چیز زیادی نمیخواهند.
ملت احترام واقعی میخواهد؛ نمیخواهد هر روز نگران این باشد که زنانش بخاطر پوشش در معرض توهین و تهدید و اجبار باشند؛ نمیخواهد نگران سایۀ جنگ باشد و بترسد از عواقب کار کسانی که راه جنگ هموار میکنند؛ میخواهد تلویزیونی داشته باشد که درآن همۀ ملت با همۀ تنوعش حضور داشته باشد نه تلویزیونی در انحصار مطلق یک جریان اقلیت؛ نمیخواهد برای دستیابی به اطلاعات مجبور به خرید فیلترشکن باشد ؛ نمی خواهد جوانش بخاطر دو کلمه حرف در شبکه های اجتماعی از آزادی یا ادامۀ تحصیل ممنوع شود یا نخبگانی از ملت فقط بخاطر عقاید و آرایشان مهمان پشت میله ها شوند.
به نظر میرسد ملت همین چیزهای ساده را میخواهد و از او دریغ می کنند.
چیزهای دیگر هم هستند، مثل اوضاع وخیم اقتصادی که چاره اش در کوتاه مدت ممکن نیست. اما آنها که برشمرده شد به فوریت قابل انجاماند. فقط نیازمند اراده ای معطوف به عمل و متعهد به ایران و تمام ملت است.
سلب همین حقوق ساده همان عارضه ای است که اندام برومند ملت را آلوده و بیمار ساخته است.
منشاء این آلودگیها باید هدف گیری شود. جریانها و کسانی که از راههای غیرقانون ملت را مبتلا کردهاند باید مکلف به قانون و اصول ملی شوند و از ادامۀ رفتارهای غیرقانونی آنها ممانعت شود.
برای دیدن ملت باید به قول سهراب چشمها را شست. برای دست دادن به ملت هم دستها را باید شست از آلودگی.
این آن چیزی است همۀ جریانهای سیاسی کشور از هر جناح باید به نظام سیاسی توجه دهند.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
❤12
🔴ابران نیازمند یک رسانۀ ملی است
شرق ۲۵/تیر/۱۴۰۴
روزهای دشوار وضعیت جنگی را میگذرانیم. روزهایی که بیمها بر امیدها فزونی گرفتهاند و جز با همراهی ملتی واحد نمی توان از سرانجامهای ناگوار گریخت.
به حکم قانون اساسی ملت یک کل واحد است.
اصل پنجاه و ششم قانون اساسی حق حاکمیت را از آن خدا میداند که بیواسطه به ملت عطا شده است.
طبق اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی ملت ایران از هر قوم و قبیله از حقوق مساوی برخورداند و چیزی سبب امتیاز گروهی بر گروه دیگر نیست و تبعیض بین ملت ممنوع است.
ملت ایران نیز خود را در آینۀ قانون اساسی و تاریخ طولانی و فرهنگ غنی خود یک ملت واحد میبیند. اما آیا نظام سیاسی و خصوصاً بخش هایی از آن هم با همین نگاه به ملت مینگرد؟
کاش میشد قاطعانه به این پرسش پاسخ مثبت داد .
طبق سابقه ای نه چندان کوتاه جریانهای خاصی ملت ایران را شعبه شعبه کرده و خیلی از بخش های ملت را از شمول مفهوم ملت بیرون گذاشته و خیلی از حقوق آنها را نادیده میگیرد. و بخشی کوچک را بر بقیه مقدم میدارد.
به خلاف قانون اساسی تفکری تنگ که فقط برای خود حق حاکمیتی سلطهوار قائل است، دیگران را منکوب و مطرود می می کند.
حتی پس از تجاوز جنایتبار اسرائیل به ایران رویه این گروه تغییری نکرده است. حال آنکه حمایت ملی برای افزایش هرچه بیشتر توان نظام سیاسی برای مقابلۀ با بحرانها ضرورتی حیاتی است.
آدمی از چیزی که متعلق به خود می داند حفاظت و دفاع می کنند. ملت بی تردید سرزمین ایران را از آن خود می داند.
اما این پرسش را بی پرده باید به میان انداخت که همین ملت تا چه اندازه نظام سیاسی را متعلق به خود میداند و نظام سیاسی چقدر خود را متعلق به ملت می شناسد؟
پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند تحقیقات میدانی و خصوصاً نظرسنجی های علمی و مستقل است. اما برخی نشانه ها و شواهد میتوانند به کشف پاسخ کمک کنند.
در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و ز هر طرف تیر فتنه می بارد، عده ای از استیضاح رئیس جمهور حرف می زنند که البته با اقدام درست شورای عالی امنیت ملی عقیم ماند و متوقف شد.کسانی که به ملت و امنیت ملی کمترین اعتقادی داشته باشند، بی هیچ شکی در چنین اوضاع وخیمی دنبال چنین حرفهایی نمیروند تا از آب گل آلود بخواهند ماهی قدرت صید کنند.
در ایران که رسانۀ تلویزیون، منحصراً در اختیار نظام سیاسی است، تلویزیون که باید زبان و نمایشگر ملت باشد، می شود زبان و نمایشگر نظام سیاسی . ملت سیاست و فرهنگ دستگاه عظیم نظام سیاسی را از دریچۀ تلویزیون می بیند و می شنود. نسبت نظام سیاسی با خود و نسبت خود با نظام سیاسی را بر اساس آنچه تلویزیون می کند تعریف می کند.
همه گفته اند و می گویند و حتی مدیران ارشد صدا و سیما هم اذعان دارند که این تلویزیون مردم را تفکیک می کند و مصرانه می شود زبان آنها که هم مسلک مدیران این رسانه اند.
آقای رئیس جمهور در نامه ای که خطاب به ایرانیان خارج از کشور نوشته است می گوید:
"امنیت ملی ما، هم با اقتدار نظامی و هم با پیوند دلها و وحدت اجتماعی تضمین میشود."
این وحدت اجتماعی کجا باید خود را نشان دهد؟ غیر از این است که باید حقوق ملت رعایت شود و از جمله حق تساوی حقوق ملت و حق عدم تبعیض باید واقعاً رعایت شوند؟ آیا زبان نظام سیاسی که همان تلویزیون باشد این حقوق را رعایت میکند؟
جز یک گروه اقلیت، کدام یک از بخش های مختلف ظرفیتهای سیاسی ایران که از وحدت آنها گفته شده است در تلویزیون جا دارند؟ این رسانۀ ملی است یا ارگان حزبی؟
در پی تجاوز جنایتبار اسرائیل به ایران شخصیتهای بزرگی به صراحت و شدت این تجاوز را محکوم کردند. تلویزیون نام کدامیک را برد؟ مگر این دسته بخشی از ظرفیتهای سیاسی مملکت نیستند که با وحدت اجتماعی به امنیت ملی یاری رسانند؟
فعلاً در آتش بس به سر میبریم ولی همه می دانند که حکایت همچنان باقی است.
برای بقای میهن و نظام سیاسی اجازه نباید داد ملت را که مورد تأکید رهبری و رئیس جمهور است، چنین گروه گروه کنند و اقلیتی کوچک را باقی بگذارند.
وحدت اجتماعی به عنوان پشتوانه ای قدرتمند برای میهن و نظام مستلزم رفتار و زبانی دیگر است که فعلاً شنیده نمی شود.
شخصاً به صداقت آقای پزشکیان اطمینان دارم. ولی آقای رئیس جمهور بر پایۀ عهدی که با مردم دارد و سوگندی که خورده است در چارچوب اختیارات قانونی و ارتباطات سیاسی خود ابتکاراتی داشته باشد و با تصمیمات و رفتاری در شأن رئیس جمهور قاطع و مؤثر عمل کندکه به گفتۀ سعدی " به عمل کار برآید به سخندانی نیست".
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
شرق ۲۵/تیر/۱۴۰۴
روزهای دشوار وضعیت جنگی را میگذرانیم. روزهایی که بیمها بر امیدها فزونی گرفتهاند و جز با همراهی ملتی واحد نمی توان از سرانجامهای ناگوار گریخت.
به حکم قانون اساسی ملت یک کل واحد است.
اصل پنجاه و ششم قانون اساسی حق حاکمیت را از آن خدا میداند که بیواسطه به ملت عطا شده است.
طبق اصول نوزدهم و بیستم قانون اساسی ملت ایران از هر قوم و قبیله از حقوق مساوی برخورداند و چیزی سبب امتیاز گروهی بر گروه دیگر نیست و تبعیض بین ملت ممنوع است.
ملت ایران نیز خود را در آینۀ قانون اساسی و تاریخ طولانی و فرهنگ غنی خود یک ملت واحد میبیند. اما آیا نظام سیاسی و خصوصاً بخش هایی از آن هم با همین نگاه به ملت مینگرد؟
کاش میشد قاطعانه به این پرسش پاسخ مثبت داد .
طبق سابقه ای نه چندان کوتاه جریانهای خاصی ملت ایران را شعبه شعبه کرده و خیلی از بخش های ملت را از شمول مفهوم ملت بیرون گذاشته و خیلی از حقوق آنها را نادیده میگیرد. و بخشی کوچک را بر بقیه مقدم میدارد.
به خلاف قانون اساسی تفکری تنگ که فقط برای خود حق حاکمیتی سلطهوار قائل است، دیگران را منکوب و مطرود می می کند.
حتی پس از تجاوز جنایتبار اسرائیل به ایران رویه این گروه تغییری نکرده است. حال آنکه حمایت ملی برای افزایش هرچه بیشتر توان نظام سیاسی برای مقابلۀ با بحرانها ضرورتی حیاتی است.
آدمی از چیزی که متعلق به خود می داند حفاظت و دفاع می کنند. ملت بی تردید سرزمین ایران را از آن خود می داند.
اما این پرسش را بی پرده باید به میان انداخت که همین ملت تا چه اندازه نظام سیاسی را متعلق به خود میداند و نظام سیاسی چقدر خود را متعلق به ملت می شناسد؟
پاسخ دقیق به این پرسش نیازمند تحقیقات میدانی و خصوصاً نظرسنجی های علمی و مستقل است. اما برخی نشانه ها و شواهد میتوانند به کشف پاسخ کمک کنند.
در شرایطی که کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و ز هر طرف تیر فتنه می بارد، عده ای از استیضاح رئیس جمهور حرف می زنند که البته با اقدام درست شورای عالی امنیت ملی عقیم ماند و متوقف شد.کسانی که به ملت و امنیت ملی کمترین اعتقادی داشته باشند، بی هیچ شکی در چنین اوضاع وخیمی دنبال چنین حرفهایی نمیروند تا از آب گل آلود بخواهند ماهی قدرت صید کنند.
در ایران که رسانۀ تلویزیون، منحصراً در اختیار نظام سیاسی است، تلویزیون که باید زبان و نمایشگر ملت باشد، می شود زبان و نمایشگر نظام سیاسی . ملت سیاست و فرهنگ دستگاه عظیم نظام سیاسی را از دریچۀ تلویزیون می بیند و می شنود. نسبت نظام سیاسی با خود و نسبت خود با نظام سیاسی را بر اساس آنچه تلویزیون می کند تعریف می کند.
همه گفته اند و می گویند و حتی مدیران ارشد صدا و سیما هم اذعان دارند که این تلویزیون مردم را تفکیک می کند و مصرانه می شود زبان آنها که هم مسلک مدیران این رسانه اند.
آقای رئیس جمهور در نامه ای که خطاب به ایرانیان خارج از کشور نوشته است می گوید:
"امنیت ملی ما، هم با اقتدار نظامی و هم با پیوند دلها و وحدت اجتماعی تضمین میشود."
این وحدت اجتماعی کجا باید خود را نشان دهد؟ غیر از این است که باید حقوق ملت رعایت شود و از جمله حق تساوی حقوق ملت و حق عدم تبعیض باید واقعاً رعایت شوند؟ آیا زبان نظام سیاسی که همان تلویزیون باشد این حقوق را رعایت میکند؟
جز یک گروه اقلیت، کدام یک از بخش های مختلف ظرفیتهای سیاسی ایران که از وحدت آنها گفته شده است در تلویزیون جا دارند؟ این رسانۀ ملی است یا ارگان حزبی؟
در پی تجاوز جنایتبار اسرائیل به ایران شخصیتهای بزرگی به صراحت و شدت این تجاوز را محکوم کردند. تلویزیون نام کدامیک را برد؟ مگر این دسته بخشی از ظرفیتهای سیاسی مملکت نیستند که با وحدت اجتماعی به امنیت ملی یاری رسانند؟
فعلاً در آتش بس به سر میبریم ولی همه می دانند که حکایت همچنان باقی است.
برای بقای میهن و نظام سیاسی اجازه نباید داد ملت را که مورد تأکید رهبری و رئیس جمهور است، چنین گروه گروه کنند و اقلیتی کوچک را باقی بگذارند.
وحدت اجتماعی به عنوان پشتوانه ای قدرتمند برای میهن و نظام مستلزم رفتار و زبانی دیگر است که فعلاً شنیده نمی شود.
شخصاً به صداقت آقای پزشکیان اطمینان دارم. ولی آقای رئیس جمهور بر پایۀ عهدی که با مردم دارد و سوگندی که خورده است در چارچوب اختیارات قانونی و ارتباطات سیاسی خود ابتکاراتی داشته باشد و با تصمیمات و رفتاری در شأن رئیس جمهور قاطع و مؤثر عمل کندکه به گفتۀ سعدی " به عمل کار برآید به سخندانی نیست".
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍13❤1
🔴فرقهها پنهان عمل میکنند
۲۷/تیر۱۴۰۴
محمود احمدینژاد در پیامی کوتاه که در اولین روزهای تجاوز نظامی اسرائیل به ایران منتشر کرد، اقدام اسرائیل را به عنوان "حملات" و "تهاجمات" میخواند و از به کار بردن واژه "تجاوز" خودداری میکند.
غیر از اینکه اصل بر آگاهی افراد است، او ۸ سال مثلا رئیس جمهور بود. حتما تفاوت این کلمات را میداند و آگاه است که واژههای حمله یا هجوم بیانگر عدم مشروعیت اقدام نظامی نیستند.
اما کلمه تجاوز در ذات خود حاکی از نامشروع بودن اقدام نظامی است.
احمدینژاد با عدم استفاده از واژه تجاوز در مورد اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران، نامشروع بودن این اقدام نظامی اسرائیل را بطور غیر مستقیم انکار میکند.
او در اولین روزهای ریاست جمهوریاش با گفتن جمله "اسرائیل باید از نقشه جهان محو شود" مسبب آغاز سلسلهای از دردسرها و مشکلات بینالمللی فراوانی علیه ایران شد.
در آن زمان طرفدارنش، که بعدها کمتر نامی از او بردند و اینک به عنوان جریان تندروی افراطی در مناصب مختلف مملکتی حضور برایش کف و سوت زدند.
حالا از نظر همان فرد اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران "تجاوز" به سرزمین ایران نامیده نمیشود.
طرفه آنکه همان فرقه قدیمی دولت احمدینژاد به کسانی مانند سید محمد خاتمی و حسن روحانی و بسیاری شخصیتهای دیگر که به صراحت در دفاع از کشور اقدام نظامی اسرائیل را به درستی، تجاوز نامیدند، حمله میکنند و انگها میچسبانند ولی در برابر احمدینژاد که اسرائیل را متجاوز نمینامد سکوت پیشه میکنند.
پشت پرده این فرقه چه میگذرد؟
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۲۷/تیر۱۴۰۴
محمود احمدینژاد در پیامی کوتاه که در اولین روزهای تجاوز نظامی اسرائیل به ایران منتشر کرد، اقدام اسرائیل را به عنوان "حملات" و "تهاجمات" میخواند و از به کار بردن واژه "تجاوز" خودداری میکند.
غیر از اینکه اصل بر آگاهی افراد است، او ۸ سال مثلا رئیس جمهور بود. حتما تفاوت این کلمات را میداند و آگاه است که واژههای حمله یا هجوم بیانگر عدم مشروعیت اقدام نظامی نیستند.
اما کلمه تجاوز در ذات خود حاکی از نامشروع بودن اقدام نظامی است.
احمدینژاد با عدم استفاده از واژه تجاوز در مورد اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران، نامشروع بودن این اقدام نظامی اسرائیل را بطور غیر مستقیم انکار میکند.
او در اولین روزهای ریاست جمهوریاش با گفتن جمله "اسرائیل باید از نقشه جهان محو شود" مسبب آغاز سلسلهای از دردسرها و مشکلات بینالمللی فراوانی علیه ایران شد.
در آن زمان طرفدارنش، که بعدها کمتر نامی از او بردند و اینک به عنوان جریان تندروی افراطی در مناصب مختلف مملکتی حضور برایش کف و سوت زدند.
حالا از نظر همان فرد اقدام نظامی اسرائیل علیه ایران "تجاوز" به سرزمین ایران نامیده نمیشود.
طرفه آنکه همان فرقه قدیمی دولت احمدینژاد به کسانی مانند سید محمد خاتمی و حسن روحانی و بسیاری شخصیتهای دیگر که به صراحت در دفاع از کشور اقدام نظامی اسرائیل را به درستی، تجاوز نامیدند، حمله میکنند و انگها میچسبانند ولی در برابر احمدینژاد که اسرائیل را متجاوز نمینامد سکوت پیشه میکنند.
پشت پرده این فرقه چه میگذرد؟
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍9❤3👎2
🔴قوانین غرق شدن در خشکی
شرق ۱/مرداد/۱۴۰۴
قانون وضع میشود که رفاه و امنیت و عدالت و آرامش و سعادت برای همگان بیاورد و جامعه را به رشد و توسعه پایدار و آیندهای روشن برساند.
اما در ایران واقعیت چیز دیگری است. قوانین نه تنها نتوانستهاند رفاه و امنیت و عدالت و توسعه پایدار بسازند، آینده را هم مکدر ساختهاند.
بحران خطرناک آب که امروز همۀ را ترسانده است به تنهایی نشان می دهد که چگونه حقوق توسعه و فهرست بلندبالایی از مقررات غلط و مدیریت نالایق به ضد توسعه بدل شده است.
آب مادهای است بیرقیب و بی جانشین که به شکل منحصربفردی در تمام بخشها مورد استفاده است. هیچ ماده دیگری از این جهات مانند آب نیست.
حیات انسانی، زندگی شهری،کشاورزی، صنایع، معادن، نیروگاهها، بهداشت و درمان، و بقیه بخشها وابسته به آب است. بدون آب همه چیز، حتی زندگی تعطیل است. آب یعنی قانون زندگی. قوانین ناسازگار با واقعیت قانون زندگی را نسخ کرده و ما را در خشکی غرق می کند.
وقتی نظام برنامه ریزی و نظام قانونگذاری برنامه یا قانونی را در مورد آب یا صنعت و کشاورزی و معدن و شهرسازی و غیره می نویسند در این خیال اند که این برنامه ها و قوانین بسیار خوبند و همه چیز خوب می شود و آب هم فراوان است و کم نمی شود.
سالهاست کارشناسان آب و محیط زیست هشدار می دهند که بی آبی شدید و غیرقابل جبران در راه است و الگوی غلط مدیریت و مصرف آب در بخش های مختلف، ایران را خشک می کند. دولتها و ادوار مختلف مجلس نشنیدند هیچ، بعضی از آنها را هم به زندان و داغ و درفش هم مهمان کردند. اینک که بحران آب دارد از کمبود به نبود می رسد جایی برای انکار باقی نیست که آن هشدارها درست بوده اند و برنامه نویس و قانونگذار متوهمانه و مغرورانه وگاه منفعت طلبانه خطاها را تکرار کرده و باطل در این خیال که اکسیر می کنند.
این خطاهای مهلک و نابخشودنی فقط مربوط به برنامه ها و قوانین اختصاصی آب، مانند قانون توزیع عادلانۀ آب نیستند. بلکه باتوجه به نقش و سهم زیربنایی آب در همۀ بخشها این خطاهای مستمر با بی توجهی محض به وضعیت آب در اقیلم کشور در تمام قوانین کشاورزی و صنعتی و معدنی و شهرسازی و آبخیزداری و سدسازی و غیره رخ داده اند. برنامه ها و مقرراتی که در تصورات برنامه نویس و قانونگذار قرار بودگلستان بسازند، شوره زار آفریدند.از قضا سرکنگبین صفرا فزود. اوضاع چنان شده که در برداشت و استفاده از آب عملاً ضابطه و نظارتی نیست. نمونه اش همین که از یک میلیون چاه موجود در کشور 300 هزار چاه فاقد مجوز است. بگذریم که معلوم نیست صدور مجوز برای خیلی از چاهها نیز تا چه حد طبق اصول یا تابع رانت و منافع شبکۀ فساد. بوده است.
نادیدن وضعیت آب در اقلیم ایران در نظام حقوق توسعۀ کشور با شیوۀ برنامه نویسی و قانونگذاری ذهنی و غیر واقع بینانه و رؤیایی و رانتی، منابع آبی کشور را بلعیده و تهی کرده است.
این استنتاج نیازمند داشتن تخصص در رشتههای دانشگاهی مرتبط با آب نیست.
وقتی بحران به حدی می رسد که برای تسکین موقت آن از تعطیلی پایتخت صحبت می شود، کافیاست تا بفهمیم برنامه ها و قوانین بخش های مختلف اقتصادی با مهمترین مادۀ حیاتی چه کرده است.
بحران آب، یک بحران فوری است. کمبود و نبود آب، از آب آشامیدنی تا آب کشاورزی و صنعتی و.... ظرف چند روز همه چیز ر از بین می برد و از کار می اندازد. سایر ناترازیها چنین تأثیر فوری عمیق و غیرقابل جبرانی ندارند. حداقل موقتاً می شود هرچند با سختی آنها را تحمل کرد یا چیزهای دیگری را جایگزین آنها نمود. ولی آب جایگزینی ندارد و بی آن زندگی ناممکن است..
چیزی می شود شبیه رمان معروف کوری. با این تفاوت که اگر در این رمان عامل کوری عمومی ناشناخته است ولی همۀ عوامل بروز بحران آب در ایران معلوم اند.
بحران آب را باید به بحران عمیق قانونگذاری و مدیریتی برنامه های توسعۀ کشاورزی و صنعتی و معدنی و شهرسازی و آبخیزداری ترجمه کرد. دولت و نظام سیاسی نباید فقط به این فکر کنند که بارش باران یا کاهش مصرف چند صباحی این بحران را تسکین دهد. این قصه سر دراز دارد.
مرگ و زندگی آدمها و جوامع وابسته به مادۀ بی رقیب آب است. تمدنهای کوچک و بزرگ در کنار منابع آبی متولد شده و با تمام شدن آب از بین رفته اند.
اغراق نیست اگر ادعا شود بحران آب بزرگترین، پیچیده ترین و سیستماتیک ترین بحران ایران است که تمام سرزمین را نشانه رفته و حل تدریجی آن نیازمند کارهای اصلاحی متعددی در نظام حقوقی برنامه های بخش های مختلف، خصوصاً کشاوری است.کار بزرگ نیازمند اراده های بزرگ و مردان و زنان بزرگی است که فکر بزرگ، توان درک مسأله، حل مسأله و اجرای راه حل های بزرگ را داشته باشند. راه باید برای چنین کارگزارانی در دولت و مجلس هموار شود وگرنه دولت و نظام سیاسی و ملت باید شاهد سالهای سخت خشکی و تشنگی شویم.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
شرق ۱/مرداد/۱۴۰۴
قانون وضع میشود که رفاه و امنیت و عدالت و آرامش و سعادت برای همگان بیاورد و جامعه را به رشد و توسعه پایدار و آیندهای روشن برساند.
اما در ایران واقعیت چیز دیگری است. قوانین نه تنها نتوانستهاند رفاه و امنیت و عدالت و توسعه پایدار بسازند، آینده را هم مکدر ساختهاند.
بحران خطرناک آب که امروز همۀ را ترسانده است به تنهایی نشان می دهد که چگونه حقوق توسعه و فهرست بلندبالایی از مقررات غلط و مدیریت نالایق به ضد توسعه بدل شده است.
آب مادهای است بیرقیب و بی جانشین که به شکل منحصربفردی در تمام بخشها مورد استفاده است. هیچ ماده دیگری از این جهات مانند آب نیست.
حیات انسانی، زندگی شهری،کشاورزی، صنایع، معادن، نیروگاهها، بهداشت و درمان، و بقیه بخشها وابسته به آب است. بدون آب همه چیز، حتی زندگی تعطیل است. آب یعنی قانون زندگی. قوانین ناسازگار با واقعیت قانون زندگی را نسخ کرده و ما را در خشکی غرق می کند.
وقتی نظام برنامه ریزی و نظام قانونگذاری برنامه یا قانونی را در مورد آب یا صنعت و کشاورزی و معدن و شهرسازی و غیره می نویسند در این خیال اند که این برنامه ها و قوانین بسیار خوبند و همه چیز خوب می شود و آب هم فراوان است و کم نمی شود.
سالهاست کارشناسان آب و محیط زیست هشدار می دهند که بی آبی شدید و غیرقابل جبران در راه است و الگوی غلط مدیریت و مصرف آب در بخش های مختلف، ایران را خشک می کند. دولتها و ادوار مختلف مجلس نشنیدند هیچ، بعضی از آنها را هم به زندان و داغ و درفش هم مهمان کردند. اینک که بحران آب دارد از کمبود به نبود می رسد جایی برای انکار باقی نیست که آن هشدارها درست بوده اند و برنامه نویس و قانونگذار متوهمانه و مغرورانه وگاه منفعت طلبانه خطاها را تکرار کرده و باطل در این خیال که اکسیر می کنند.
این خطاهای مهلک و نابخشودنی فقط مربوط به برنامه ها و قوانین اختصاصی آب، مانند قانون توزیع عادلانۀ آب نیستند. بلکه باتوجه به نقش و سهم زیربنایی آب در همۀ بخشها این خطاهای مستمر با بی توجهی محض به وضعیت آب در اقیلم کشور در تمام قوانین کشاورزی و صنعتی و معدنی و شهرسازی و آبخیزداری و سدسازی و غیره رخ داده اند. برنامه ها و مقرراتی که در تصورات برنامه نویس و قانونگذار قرار بودگلستان بسازند، شوره زار آفریدند.از قضا سرکنگبین صفرا فزود. اوضاع چنان شده که در برداشت و استفاده از آب عملاً ضابطه و نظارتی نیست. نمونه اش همین که از یک میلیون چاه موجود در کشور 300 هزار چاه فاقد مجوز است. بگذریم که معلوم نیست صدور مجوز برای خیلی از چاهها نیز تا چه حد طبق اصول یا تابع رانت و منافع شبکۀ فساد. بوده است.
نادیدن وضعیت آب در اقلیم ایران در نظام حقوق توسعۀ کشور با شیوۀ برنامه نویسی و قانونگذاری ذهنی و غیر واقع بینانه و رؤیایی و رانتی، منابع آبی کشور را بلعیده و تهی کرده است.
این استنتاج نیازمند داشتن تخصص در رشتههای دانشگاهی مرتبط با آب نیست.
وقتی بحران به حدی می رسد که برای تسکین موقت آن از تعطیلی پایتخت صحبت می شود، کافیاست تا بفهمیم برنامه ها و قوانین بخش های مختلف اقتصادی با مهمترین مادۀ حیاتی چه کرده است.
بحران آب، یک بحران فوری است. کمبود و نبود آب، از آب آشامیدنی تا آب کشاورزی و صنعتی و.... ظرف چند روز همه چیز ر از بین می برد و از کار می اندازد. سایر ناترازیها چنین تأثیر فوری عمیق و غیرقابل جبرانی ندارند. حداقل موقتاً می شود هرچند با سختی آنها را تحمل کرد یا چیزهای دیگری را جایگزین آنها نمود. ولی آب جایگزینی ندارد و بی آن زندگی ناممکن است..
چیزی می شود شبیه رمان معروف کوری. با این تفاوت که اگر در این رمان عامل کوری عمومی ناشناخته است ولی همۀ عوامل بروز بحران آب در ایران معلوم اند.
بحران آب را باید به بحران عمیق قانونگذاری و مدیریتی برنامه های توسعۀ کشاورزی و صنعتی و معدنی و شهرسازی و آبخیزداری ترجمه کرد. دولت و نظام سیاسی نباید فقط به این فکر کنند که بارش باران یا کاهش مصرف چند صباحی این بحران را تسکین دهد. این قصه سر دراز دارد.
مرگ و زندگی آدمها و جوامع وابسته به مادۀ بی رقیب آب است. تمدنهای کوچک و بزرگ در کنار منابع آبی متولد شده و با تمام شدن آب از بین رفته اند.
اغراق نیست اگر ادعا شود بحران آب بزرگترین، پیچیده ترین و سیستماتیک ترین بحران ایران است که تمام سرزمین را نشانه رفته و حل تدریجی آن نیازمند کارهای اصلاحی متعددی در نظام حقوقی برنامه های بخش های مختلف، خصوصاً کشاوری است.کار بزرگ نیازمند اراده های بزرگ و مردان و زنان بزرگی است که فکر بزرگ، توان درک مسأله، حل مسأله و اجرای راه حل های بزرگ را داشته باشند. راه باید برای چنین کارگزارانی در دولت و مجلس هموار شود وگرنه دولت و نظام سیاسی و ملت باید شاهد سالهای سخت خشکی و تشنگی شویم.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
❤4👏3🔥1
🔴طرح صیانت با لباس مبدل به امضای پزشکیان
۱/مرداد/۱۴۰۴
آقای پزشکیان دیروز طی نامه ای "لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی" را به مجلس تقدیم کرد.
این لایحه به قید دوفوریت در هیأت وزیران تصویب شده است.
چند نکته به اشاره:
۱-لایحه دارای ۲۲ ماده است.
۲-محتوای اصلی لایحه همان چیزی است که دو سه سال پیش تحت عنوان طرح صیانت از فضای مجازی توسط نمایندگان تهیه و در مجلس مطرح شد. طرحی که به شدت حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را از مردم سلب می کرد.
۳-این لایحه در عبارت پردازی ها متفاوت از طرح صیانت است. ولی محتوایش مثل همان لایحه حق آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات را نشانه رفته است.
۴-کسانی که این لایحه را نوشته و تصویب کرده اند بخوبی می دانند که در قانون مجازات اسلامی جرم نشر اکاذیب و گزارش خلاف واقع به صراحت ذکر شده است (مادۀ ۶۹۸). از نظر حقوقی هیچ نیازی به این لایحه نبوده است. اما نویسندگان لایحه نعل وارونه زده اند تا نشان سم اسب را گم کنند. آنها چنین عنوانی برای این لایحه گذاشته اند تا معلوم نشود که این این لایحه همان طرح صیانت است در یک لباس مبدل و اندکی خوشگل تر.
۵-دولت آقای پزشکیان که تا حال اقدام قابل اعتنایی برای بهبود وضع رسانه ها توسعۀ حقوق و آزادی رسانه ها نکرده است و نمایندگان دولت در شورای نظارت بر صدا و سیما عملاً بی اثر بوده اند، ، همت گماشته برای تنگتر کردن و سخت تر کردن محیط آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات چنان شتاب می کند که لایحه را به قید دو فوریت در هیأت وزیران تصویب می کند.
۶-آقایان وزیران محتترم کجا تنفس می کنند که در میان این همه بحرانهای سه فوریتی و چهار فوریتی و ده فوریتی ملت، این موضوع را "دوفوریتی" رسیدگی و تصویب می کنند؟ مشکل آزادی بیان برای آقایان وزیران و سایر دستگاهها دوفوریتی است نه برای ملت.
۷-پیشنهاد برادرانه بنده این است که لااقل آن وزرایی که به این لایحه رأی منفی داده اند نام خود را اعلام کنند برای حراست از اعتبار معنوی خود.
۸-هیچ کس در نهاد ریاست جمهوری یا در میان آقایان وزیران یا در معاونت حقوقی یا معاونت پارلمانی ریاست جمهوری نبود که به هیأت وزیران گزارش دهد که این لایحه به منزلۀ نقض حقوق ملت است و در موارد متعدد مغایر با آزادیهای فردی و اجتماعی و اصول حقوق کیفری و اصول قانون اساسی است؟
۹-تأسف بارتر از همه چیز این است که آقای پزشکیان وعده کرده و عهد بسته بود با ملت که فیلترینگ را بردارد. این اتفاق نیفتاد و وعده فراموش شد و به ملت نگفتند چرا به وعده عمل نشد جملگی هیچ، دیوار تازه ای به دور حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات کشیدند.
۱۰- برای آقای پزشکیان احترام فراوان قائلم. به صداقت ایشان همچنان باور دارم. اما اصول قانون اساسی و حقوق ملت از هرچیز و هرکس مهمتر است.
برادر من! عهد نابستن از ان به که ببندی و نپایی.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
۱/مرداد/۱۴۰۴
آقای پزشکیان دیروز طی نامه ای "لایحه مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع در فضای مجازی" را به مجلس تقدیم کرد.
این لایحه به قید دوفوریت در هیأت وزیران تصویب شده است.
چند نکته به اشاره:
۱-لایحه دارای ۲۲ ماده است.
۲-محتوای اصلی لایحه همان چیزی است که دو سه سال پیش تحت عنوان طرح صیانت از فضای مجازی توسط نمایندگان تهیه و در مجلس مطرح شد. طرحی که به شدت حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات را از مردم سلب می کرد.
۳-این لایحه در عبارت پردازی ها متفاوت از طرح صیانت است. ولی محتوایش مثل همان لایحه حق آزادی بیان و حق دسترسی به اطلاعات را نشانه رفته است.
۴-کسانی که این لایحه را نوشته و تصویب کرده اند بخوبی می دانند که در قانون مجازات اسلامی جرم نشر اکاذیب و گزارش خلاف واقع به صراحت ذکر شده است (مادۀ ۶۹۸). از نظر حقوقی هیچ نیازی به این لایحه نبوده است. اما نویسندگان لایحه نعل وارونه زده اند تا نشان سم اسب را گم کنند. آنها چنین عنوانی برای این لایحه گذاشته اند تا معلوم نشود که این این لایحه همان طرح صیانت است در یک لباس مبدل و اندکی خوشگل تر.
۵-دولت آقای پزشکیان که تا حال اقدام قابل اعتنایی برای بهبود وضع رسانه ها توسعۀ حقوق و آزادی رسانه ها نکرده است و نمایندگان دولت در شورای نظارت بر صدا و سیما عملاً بی اثر بوده اند، ، همت گماشته برای تنگتر کردن و سخت تر کردن محیط آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات چنان شتاب می کند که لایحه را به قید دو فوریت در هیأت وزیران تصویب می کند.
۶-آقایان وزیران محتترم کجا تنفس می کنند که در میان این همه بحرانهای سه فوریتی و چهار فوریتی و ده فوریتی ملت، این موضوع را "دوفوریتی" رسیدگی و تصویب می کنند؟ مشکل آزادی بیان برای آقایان وزیران و سایر دستگاهها دوفوریتی است نه برای ملت.
۷-پیشنهاد برادرانه بنده این است که لااقل آن وزرایی که به این لایحه رأی منفی داده اند نام خود را اعلام کنند برای حراست از اعتبار معنوی خود.
۸-هیچ کس در نهاد ریاست جمهوری یا در میان آقایان وزیران یا در معاونت حقوقی یا معاونت پارلمانی ریاست جمهوری نبود که به هیأت وزیران گزارش دهد که این لایحه به منزلۀ نقض حقوق ملت است و در موارد متعدد مغایر با آزادیهای فردی و اجتماعی و اصول حقوق کیفری و اصول قانون اساسی است؟
۹-تأسف بارتر از همه چیز این است که آقای پزشکیان وعده کرده و عهد بسته بود با ملت که فیلترینگ را بردارد. این اتفاق نیفتاد و وعده فراموش شد و به ملت نگفتند چرا به وعده عمل نشد جملگی هیچ، دیوار تازه ای به دور حق آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات کشیدند.
۱۰- برای آقای پزشکیان احترام فراوان قائلم. به صداقت ایشان همچنان باور دارم. اما اصول قانون اساسی و حقوق ملت از هرچیز و هرکس مهمتر است.
برادر من! عهد نابستن از ان به که ببندی و نپایی.
https://www.group-telegram.com/kambiznouroozi.com
Telegram
کامبیز نوروزی-حقوق و جامعه
تأملی در حقوق ، جامعه و فرهنگ | ارتباط با مدیر کانال @Knouroozi
👍22😢5👏2🔥1👌1👾1