Telegram Group & Telegram Channel
وبال چپ: چرا چرک‌ترین و رذل‌ترین چپ‌ نصیب ایران شده است؟ (یک)

راه‌های غلطی برای فهم چپ هست و بدترینشان این است که چپ را با عینک تیرۀ ایدئولوژی خود چپ‌ها بنگریم یا خودانگارۀ اساطیری‌‌شان را جدی بگیریم. دهه‌ها طول کشید تا دریابیم لفاظی‌های فلسفۀ کلاسیک مارکسیستی دربارۀ معنی و هدف تاریخ چیزی دربارۀ شیوۀ عمل جنبش‌های مارکسیستی-لنینیستی به ما نمی‌گوید و پیامدهای عدم درک این بی‌ربطی هنوز گریبانگیر ماست. واقعیت این است که چپ‌ها (شامل کمونیست‌ها، مارکسیست‌ها، فمینیست‌ها، هویت‌پریش‌های جنسی و قومی و نژادی، ...) و جنبش‌های آنان هیچ پایگاه اقتصادی‌ای ندارند. اکونومیسم مارکسی کاملاً رهزن است. مارکسیسم اصلاً درباره اقتصاد نیست، دربارۀ اسکاتون است: الهیاتی گم‌کرده‌راه را حجاب اصطلاحات اقتصادی پوشیده‌اند. در واقع، مارکسیسم همانطور که درباره پول و اقتصاد نیست، اصلا دربارۀ کار و تقسیم کار هم نیست بلکه دربارۀ برچیدن بساط لعنت کار است به آن معنایی که در باب سوم سفر تکوین آمده است (رنج و الم یا زحمت). لعنت کار همان گرفتار شدن در چنبرۀ هبوط است، و ملغی‌شدن کار به معنی بازگشت به فردوس، یا به عبارت درست‌تر بازگشت به فردوس همان ملغی‌شدن کار است، و شرط این ملغی‌شدن کار هم پاک‌شدن از گناه مالکیت خصوصی عنوان می‌شود. هیچ کدام از اینها دربارۀ آدم‌های عاطل و باطل نباید مایۀ تعجب کسی شود. و بعد داستان گناه نخستین در لفافۀ عبارات اقتصادی یا به زبان اقتصاد سیاسی عرضه می‌شود و در ضمن نبوت‌هایی دربارۀ آخرالزمان محتوم پیش‌ رو، راه باز به‌دست‌آوردن آن فردوس از-دست‌شده به مؤمنان تعلیم می‌شود.

هیچ جنبش کمونیستی نه هرگز پایگاهی اقتصادی داشته نه هیچ رابطۀ خاصی با هیچ طبقۀ اقتصادی. از آنچه از تاریخ کمونیسم می‌دانیم، احزاب کمونیست هیچ پیوند قابل‌ پیش‌بینی، معین، بنیادی یا جدایی‌ناپذیری با هیچ گروه اجتماعی یا اقتصادی نداشته‌اند. چنانکه در قرن نوزدهم این قرعه به نام کارگران افتاد و چیزی به اسم پرولتاریا جعل شد، و امروزه چپ نو دانشجویان، هویت‌های جنسی، قومی یا نژادی، مهاجران، محذوفان، پیرامونی‌ها، فرودستان، و انواع و اقسام قربانی‌های نوظهور را هدف گرفته‌ است. فریب کمونیستی این بود که چون نظریۀ مارکسیستی از اقتصاد و سرمایه‌داری، طبقۀ کارگر، مناسبات تولید و مبارزه طبقاتی حرف می‌زند پس لابد باید دربارۀ همین‌ها باشد. اما دریغ، مبارزۀ طبقاتی کذایی، در عمل یا در سطح عملیاتی، نبرد میان احزاب کمونیست و غیرکمونیست‌ها بود؛ مارکسیسم نظری چیزی نیست جز ابزاری عملی برای قدرت گرفتن روشنفکران، و هرکسی هم مخالف این قدرت‌گرفتن باشد دشمن طبقاتی نام می‌گیرد و مهدورالدم می‌شود. با استعاره‌های خود مارکسیسم، مارکسیسم زیربنا و روبنایی دارد: روبنای آن شبه‌نظریات اقتصادی است یا همان پروپاگاندا و بازاریابی پیشرفته برای یارگیری و بسیج روسانتیمان، و زیربنای آن جستجوی قدرت برای قدرت. مسئله در واقع این است که کدام گروه بیش از همه از سنت‌های جاری و اتوریتۀ موجود بیزار و ناخشنود است، مبتلا به روسانتیمان بیشتری است، کمتر از همه در ساختارهای موجود ادغام شده، وضع آن با توقعاتش از قدرت و منزلت تناسبی ندارد و به زبان خود مارکسیسم از همه‌ ازخودبیگانه‌تر است. زبان اقتصادی بهترین رسانه برای بیان و تشدید این روسانتیمان است، عدالتی که وعده می‌دهد ترجمانی است از اصل حسادت که جوهر کمونیسم را تشکیل می‌دهد، و می‌تواند حسودها را برای نبردی کیهانی با طمع‌کاران یا بورژواها (متناسب با اصل طمع که جوهر لیبرالیسم باشد)، بسیج کند.

در آلمان قرن نوزده، این گروه روشنفکران از خودبیگانه و بیزار از طبقۀ خود یعنی روشنفکران بورژوا و خرده‌بورژوا بودند؛ در روسیه نامی خاص داشتند و اینتلیجنسیا خوانده می‌شدند. همین‌ها، در مقام الیت جدید جامعه یا اشراف بی‌طبقه (چون طبقۀ اشراف هرچه بیشتر از قدرت کنار زده می‌شد) در سودای قدرت می‌سوختند و ایدئولوژی و ابزارهای جدیدی مثل انترناسیونال برای کسب قدرت ابداع کردند. ایدئولوژی و ابزارهایی که البته به کارشان آمد و در صد سال آینده، زمام قدرت نیمی از جهان را به دستشان داد.

ادامه دارد

@out_of_step



group-telegram.com/out_of_step/115
Create:
Last Update:

وبال چپ: چرا چرک‌ترین و رذل‌ترین چپ‌ نصیب ایران شده است؟ (یک)

راه‌های غلطی برای فهم چپ هست و بدترینشان این است که چپ را با عینک تیرۀ ایدئولوژی خود چپ‌ها بنگریم یا خودانگارۀ اساطیری‌‌شان را جدی بگیریم. دهه‌ها طول کشید تا دریابیم لفاظی‌های فلسفۀ کلاسیک مارکسیستی دربارۀ معنی و هدف تاریخ چیزی دربارۀ شیوۀ عمل جنبش‌های مارکسیستی-لنینیستی به ما نمی‌گوید و پیامدهای عدم درک این بی‌ربطی هنوز گریبانگیر ماست. واقعیت این است که چپ‌ها (شامل کمونیست‌ها، مارکسیست‌ها، فمینیست‌ها، هویت‌پریش‌های جنسی و قومی و نژادی، ...) و جنبش‌های آنان هیچ پایگاه اقتصادی‌ای ندارند. اکونومیسم مارکسی کاملاً رهزن است. مارکسیسم اصلاً درباره اقتصاد نیست، دربارۀ اسکاتون است: الهیاتی گم‌کرده‌راه را حجاب اصطلاحات اقتصادی پوشیده‌اند. در واقع، مارکسیسم همانطور که درباره پول و اقتصاد نیست، اصلا دربارۀ کار و تقسیم کار هم نیست بلکه دربارۀ برچیدن بساط لعنت کار است به آن معنایی که در باب سوم سفر تکوین آمده است (رنج و الم یا زحمت). لعنت کار همان گرفتار شدن در چنبرۀ هبوط است، و ملغی‌شدن کار به معنی بازگشت به فردوس، یا به عبارت درست‌تر بازگشت به فردوس همان ملغی‌شدن کار است، و شرط این ملغی‌شدن کار هم پاک‌شدن از گناه مالکیت خصوصی عنوان می‌شود. هیچ کدام از اینها دربارۀ آدم‌های عاطل و باطل نباید مایۀ تعجب کسی شود. و بعد داستان گناه نخستین در لفافۀ عبارات اقتصادی یا به زبان اقتصاد سیاسی عرضه می‌شود و در ضمن نبوت‌هایی دربارۀ آخرالزمان محتوم پیش‌ رو، راه باز به‌دست‌آوردن آن فردوس از-دست‌شده به مؤمنان تعلیم می‌شود.

هیچ جنبش کمونیستی نه هرگز پایگاهی اقتصادی داشته نه هیچ رابطۀ خاصی با هیچ طبقۀ اقتصادی. از آنچه از تاریخ کمونیسم می‌دانیم، احزاب کمونیست هیچ پیوند قابل‌ پیش‌بینی، معین، بنیادی یا جدایی‌ناپذیری با هیچ گروه اجتماعی یا اقتصادی نداشته‌اند. چنانکه در قرن نوزدهم این قرعه به نام کارگران افتاد و چیزی به اسم پرولتاریا جعل شد، و امروزه چپ نو دانشجویان، هویت‌های جنسی، قومی یا نژادی، مهاجران، محذوفان، پیرامونی‌ها، فرودستان، و انواع و اقسام قربانی‌های نوظهور را هدف گرفته‌ است. فریب کمونیستی این بود که چون نظریۀ مارکسیستی از اقتصاد و سرمایه‌داری، طبقۀ کارگر، مناسبات تولید و مبارزه طبقاتی حرف می‌زند پس لابد باید دربارۀ همین‌ها باشد. اما دریغ، مبارزۀ طبقاتی کذایی، در عمل یا در سطح عملیاتی، نبرد میان احزاب کمونیست و غیرکمونیست‌ها بود؛ مارکسیسم نظری چیزی نیست جز ابزاری عملی برای قدرت گرفتن روشنفکران، و هرکسی هم مخالف این قدرت‌گرفتن باشد دشمن طبقاتی نام می‌گیرد و مهدورالدم می‌شود. با استعاره‌های خود مارکسیسم، مارکسیسم زیربنا و روبنایی دارد: روبنای آن شبه‌نظریات اقتصادی است یا همان پروپاگاندا و بازاریابی پیشرفته برای یارگیری و بسیج روسانتیمان، و زیربنای آن جستجوی قدرت برای قدرت. مسئله در واقع این است که کدام گروه بیش از همه از سنت‌های جاری و اتوریتۀ موجود بیزار و ناخشنود است، مبتلا به روسانتیمان بیشتری است، کمتر از همه در ساختارهای موجود ادغام شده، وضع آن با توقعاتش از قدرت و منزلت تناسبی ندارد و به زبان خود مارکسیسم از همه‌ ازخودبیگانه‌تر است. زبان اقتصادی بهترین رسانه برای بیان و تشدید این روسانتیمان است، عدالتی که وعده می‌دهد ترجمانی است از اصل حسادت که جوهر کمونیسم را تشکیل می‌دهد، و می‌تواند حسودها را برای نبردی کیهانی با طمع‌کاران یا بورژواها (متناسب با اصل طمع که جوهر لیبرالیسم باشد)، بسیج کند.

در آلمان قرن نوزده، این گروه روشنفکران از خودبیگانه و بیزار از طبقۀ خود یعنی روشنفکران بورژوا و خرده‌بورژوا بودند؛ در روسیه نامی خاص داشتند و اینتلیجنسیا خوانده می‌شدند. همین‌ها، در مقام الیت جدید جامعه یا اشراف بی‌طبقه (چون طبقۀ اشراف هرچه بیشتر از قدرت کنار زده می‌شد) در سودای قدرت می‌سوختند و ایدئولوژی و ابزارهای جدیدی مثل انترناسیونال برای کسب قدرت ابداع کردند. ایدئولوژی و ابزارهایی که البته به کارشان آمد و در صد سال آینده، زمام قدرت نیمی از جهان را به دستشان داد.

ادامه دارد

@out_of_step

BY Out of Step


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/out_of_step/115

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Telegram was founded in 2013 by two Russian brothers, Nikolai and Pavel Durov. The SC urges the public to refer to the SC’s I nvestor Alert List before investing. The list contains details of unauthorised websites, investment products, companies and individuals. Members of the public who suspect that they have been approached by unauthorised firms or individuals offering schemes that promise unrealistic returns Investors took profits on Friday while they could ahead of the weekend, explained Tom Essaye, founder of Sevens Report Research. Saturday and Sunday could easily bring unfortunate news on the war front—and traders would rather be able to sell any recent winnings at Friday’s earlier prices than wait for a potentially lower price at Monday’s open. Either way, Durov says that he withdrew his resignation but that he was ousted from his company anyway. Subsequently, control of the company was reportedly handed to oligarchs Alisher Usmanov and Igor Sechin, both allegedly close associates of Russian leader Vladimir Putin. Official government accounts have also spread fake fact checks. An official Twitter account for the Russia diplomatic mission in Geneva shared a fake debunking video claiming without evidence that "Western and Ukrainian media are creating thousands of fake news on Russia every day." The video, which has amassed almost 30,000 views, offered a "how-to" spot misinformation.
from us


Telegram Out of Step
FROM American