رویای عزیز من روز پزشک بر وجود شاعر و اندیشهورزت مبارک جانا❤️
صدا دارد مرا میبرد به عوارض اتاق عمل
پشت سنگر صوتی زخم
دارم پانسمان پروست را /مادرانه مینویسم
در سوگواری خودم
دارم پوست میکنم گوش چپام را در
مکتب امپرسیونیسم
من سرم را بریدم...
#برشی_از_شعر
#روز_پزشک
#رویا_مولاخواه
#یکم_شهریور_ماه
@sahra_kalantari
صدا دارد مرا میبرد به عوارض اتاق عمل
پشت سنگر صوتی زخم
دارم پانسمان پروست را /مادرانه مینویسم
در سوگواری خودم
دارم پوست میکنم گوش چپام را در
مکتب امپرسیونیسم
من سرم را بریدم...
#برشی_از_شعر
#روز_پزشک
#رویا_مولاخواه
#یکم_شهریور_ماه
@sahra_kalantari
❤2❤🔥2💔1
Ghoozak-e Pâ
Mas'oud Amini/Fereydoun Foroughi/Manouchehr CheshmÂzar
ملودی و صدا : فریدون فروغی
@neveshtankhanemanast
@neveshtankhanemanast
💔4
Forwarded from م. روانشید M. Ravanshid
بهزودی به زبان سوئدی منتشر میشود:«مِشییا در آینه» - م. روانشید
#روانشید #مشییادرآینه #مجموعهشعر
@ravanshid
#meshiyaispegeln
#روانشید #مشییادرآینه #مجموعهشعر
@ravanshid
#meshiyaispegeln
💔3
وقتی حواستان به گوشهایتان نباشد تحت استعمار دهانهای مُسرِف و زبانهای اِشغالگر آنچنان پوسیده میشود که سالها نیاز است پردهی گوشهایتان را در قرنطینه نگه دارید شاید به استقلال دوبارهشان برگردند.
باید به گوشهایتان فرصتِ هضم دهید تا به تدوینِ اصوات بنشینند، با این گوشهای چاق و مصرف شده حتی سمفونی بتهوون نیز در همنشینی فالشهای وارداتیتان کارکردی معکوس خواهد داشت.
استقلالِ گوشهایتان را جدی بگیرید.
#صحرا_کلانتری
#تجربه_های_معلق
@sahra_kalantari
باید به گوشهایتان فرصتِ هضم دهید تا به تدوینِ اصوات بنشینند، با این گوشهای چاق و مصرف شده حتی سمفونی بتهوون نیز در همنشینی فالشهای وارداتیتان کارکردی معکوس خواهد داشت.
استقلالِ گوشهایتان را جدی بگیرید.
#صحرا_کلانتری
#تجربه_های_معلق
@sahra_kalantari
❤🔥3❤2👍2
Forwarded from Tools | ابزارک
Telegram
attach 📎
کاش تمامم بدنی دارای تعیّن بود با روایتی خطی تا چون همیشه با صراحت و بدون پیچیدگی، پیوندها و نسبتهای ناهمگون را پس بزند، حتی به قیمت مرگ و پایان حیات.
بدن توجیهناپذیر است؛ حتی اگر عضوی از دست بدهد، برای فقدان آن به هر عضو جدیدی "آری" نمیگوید. ما بدون اجازهی بدنهایمان اجازهی پیوست نخواهیم داشت.
اما روان تاوان عظیمتری برای پیوندهای نامناسب در نظر میگیرد؛ همزمان هم پس میزند و هم نگه میدارد؛ گویی نسخهای از یک برزخ را برایتان میپیچد. زیرا روان روایتی غیرخطی است، با فضایی بیپایان که اجازهی بیرونزدگی یا هضم اتصالهای ناهمگون را نمیدهد؛ نه اجازهی مرگ میدهد و نه اجازهی رستگاری. و گاه یک نسبت و اتصال چون توموری رشد میکند. تنها درمان این اتصالهای معلقشده در روانتان ـ که نه تهنشین میشوند و نه تبخیر ـ تبدیل شدن آن به اثری هنری است. و آن زمان است که رستگاری از یک پیوند معیوب ممکن خواهد شد.
هرگاه بعد از خلق یک اثر هنری همچنان بوی برزخ از روانتان آمد، بدانید تنها آن اتصال ناگوار را به عقب راندهاید و خلقتان تنها یک واکنش بوده است، نه یک اثر هنریِ کنشگر برای رستگاری روانتان از نسبتها و اتصالهای معیوب.
تصفیهی روان کار آسانی نیست؛ گاهی حتی آفرینشهای فریبنده به آلودگیاش میافزایند، چون برای آزادیتان نیامدهاند؛ تنها برای تغذیهی اتصال و نسبتی معلق آمدهاند که میخواستید برای رهایی از آن، کمر هنرتان را به قلمی، به کلمهای، به تاشی، به نتی... ببندید. اما تنها به طول عمر آن افزودهاید، زیرا خالق اصلی آن همان پیوندی است که برای ادامهی بقای خودش میجنگد، نه بقای شما و روانتان.
#صحرا_کلانتری
#تجربههای_معلق
@sahra_kalantari
بدن توجیهناپذیر است؛ حتی اگر عضوی از دست بدهد، برای فقدان آن به هر عضو جدیدی "آری" نمیگوید. ما بدون اجازهی بدنهایمان اجازهی پیوست نخواهیم داشت.
اما روان تاوان عظیمتری برای پیوندهای نامناسب در نظر میگیرد؛ همزمان هم پس میزند و هم نگه میدارد؛ گویی نسخهای از یک برزخ را برایتان میپیچد. زیرا روان روایتی غیرخطی است، با فضایی بیپایان که اجازهی بیرونزدگی یا هضم اتصالهای ناهمگون را نمیدهد؛ نه اجازهی مرگ میدهد و نه اجازهی رستگاری. و گاه یک نسبت و اتصال چون توموری رشد میکند. تنها درمان این اتصالهای معلقشده در روانتان ـ که نه تهنشین میشوند و نه تبخیر ـ تبدیل شدن آن به اثری هنری است. و آن زمان است که رستگاری از یک پیوند معیوب ممکن خواهد شد.
هرگاه بعد از خلق یک اثر هنری همچنان بوی برزخ از روانتان آمد، بدانید تنها آن اتصال ناگوار را به عقب راندهاید و خلقتان تنها یک واکنش بوده است، نه یک اثر هنریِ کنشگر برای رستگاری روانتان از نسبتها و اتصالهای معیوب.
تصفیهی روان کار آسانی نیست؛ گاهی حتی آفرینشهای فریبنده به آلودگیاش میافزایند، چون برای آزادیتان نیامدهاند؛ تنها برای تغذیهی اتصال و نسبتی معلق آمدهاند که میخواستید برای رهایی از آن، کمر هنرتان را به قلمی، به کلمهای، به تاشی، به نتی... ببندید. اما تنها به طول عمر آن افزودهاید، زیرا خالق اصلی آن همان پیوندی است که برای ادامهی بقای خودش میجنگد، نه بقای شما و روانتان.
#صحرا_کلانتری
#تجربههای_معلق
@sahra_kalantari
❤2❤🔥1💔1
Donyaye In Roozaye Man
Dariush
دنیای این روزای من
هم قد تنپوشم شده
اینقدر دورم از تو که
دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من
درگیر تنهایی شده
تنها مدارا میکنیم
دنیا عجب جایی شده
#داریوش
#دنیای_این_روزای_من
@sahra_kalantari
هم قد تنپوشم شده
اینقدر دورم از تو که
دنیا فراموشم شده
دنیای این روزای من
درگیر تنهایی شده
تنها مدارا میکنیم
دنیا عجب جایی شده
#داریوش
#دنیای_این_روزای_من
@sahra_kalantari
❤2
Forwarded from 📑RٕٕٕٔٔٔOYAMOLٕٕٕٔٔٔAKHAHٕٕٕٔٔٔ (࿇RٖOٖ⃟YٖAٖ࿇ ᬼMٖᵒٖˡٖᵃٖᵏٖʰٖᵃٖ)
ای بوسهی خفته بر خنجر!
دهان مرا به خاطر میآوری؟
محمود درویش،
ترجمهی سینا کمالآبادی
@royamolakhaH
دهان مرا به خاطر میآوری؟
محمود درویش،
ترجمهی سینا کمالآبادی
@royamolakhaH
❤1❤🔥1💔1
Forwarded from ...و دیگر مرا نامی نیست
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#سکونیبرجاریکلمه
▫مقامِ بلاک
به "آزادی" بگو
عذرخواهم
هر بار چمدانی تو را بست
خیابانی تو را دوید
و دهانی به تکرارت عادت شد
و حتی خوابها
سرایتت را شبانه تخلیه کردند
و گاهی مشتها در فرافکنیِ ناخنهایشان
دوباره به بدنها بازگشتند
دوباره به ساعدها
و روز دوباره آغاز شد
گاهی کبود
گاهی سیاه
گاهی خاکستری
اما همچنان تنهاییات متورم میشد
تا سرباز کند روزی فورانت
در سادگیِ دقیقههای منتشر
شبیه پیرزنی که تبدیل شد
چشمهای خیرهاش
از "زنگ" در تکاملی داروینی به "آیفون"
یا شبیه پیرمردی در التهابِ پایان شطرنجی دیگر
یا حتی کودکی سرگشته در بهانهای دیگر
شاید در همین سادگیها بود فورانت
در ریجکتهای ممتد
حالتِ پرواز این روزها ریاضتیست
این فقط یک آرزو نیست
دارم خودم را به مقام بلاک میرسانم
از هراس مشتهایم
از هراس تکرارت
از هراس هشتگها
این ضمیمههای مکرر تنها
از فورانت کاستهاند
چیزی به حالت پرواز نمانده است
راستی کجایِ این شهر تحصن کردهای؟
#صحرا_کلانتری
#آزادی
سکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
▫مقامِ بلاک
به "آزادی" بگو
عذرخواهم
هر بار چمدانی تو را بست
خیابانی تو را دوید
و دهانی به تکرارت عادت شد
و حتی خوابها
سرایتت را شبانه تخلیه کردند
و گاهی مشتها در فرافکنیِ ناخنهایشان
دوباره به بدنها بازگشتند
دوباره به ساعدها
و روز دوباره آغاز شد
گاهی کبود
گاهی سیاه
گاهی خاکستری
اما همچنان تنهاییات متورم میشد
تا سرباز کند روزی فورانت
در سادگیِ دقیقههای منتشر
شبیه پیرزنی که تبدیل شد
چشمهای خیرهاش
از "زنگ" در تکاملی داروینی به "آیفون"
یا شبیه پیرمردی در التهابِ پایان شطرنجی دیگر
یا حتی کودکی سرگشته در بهانهای دیگر
شاید در همین سادگیها بود فورانت
در ریجکتهای ممتد
حالتِ پرواز این روزها ریاضتیست
این فقط یک آرزو نیست
دارم خودم را به مقام بلاک میرسانم
از هراس مشتهایم
از هراس تکرارت
از هراس هشتگها
این ضمیمههای مکرر تنها
از فورانت کاستهاند
چیزی به حالت پرواز نمانده است
راستی کجایِ این شهر تحصن کردهای؟
#صحرا_کلانتری
#آزادی
سکونی بر جاری کلمه:
«... و دیگر مرا نامی نیست»
@PoetryAwarenessiousFire
❤🔥3💔3👍1
Forwarded from 📑RٕٕٕٔٔٔOYAMOLٕٕٕٔٔٔAKHAHٕٕٕٔٔٔ (࿇RٖOٖ⃟YٖAٖ࿇ ᬼMٖᵒٖˡٖᵃٖᵏٖʰٖᵃٖ)
࿇RٖOٖ⃟YٖAٖ࿇ ᬼMٖᵒٖˡٖᵃٖᵏٖʰٖᵃٖ
تمامیت و نامتناهی 📚
امانوئل لویناس
امانوئل لویناس
💔2❤🔥1
Forwarded from م. روانشید M. Ravanshid
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخشی از کارنامه - م. روانشید
❤3