Telegram Group & Telegram Channel
مسئله افغانستانی‌ها و واقعیت‌های پیشارو،
و نقدی بر مواجهه دکتر حسن محدثی (ادامه قسمت چهارم)
احمد فعال
چه ارزش‌ها و ویژگی‌های مثبت و عجیبی در جامعه پسادینی و مدرن شده امروز می‌بینید که نگران برگشتن آن به عقب هستید؟ اینکه بعضی از جریان‌ها لیبرال و سلطنت‌طلب مدام در ستایش این نسل و وضعیت پسادینی هلهله به پا می‌کنند، دلایل منطقی و قابل درکی دارد. چون این وضع را در آنچه به مصرف، سرگرمی و سکسوالیته مربوط می‌شود، مطابق با ذائقه فکری و فلسفی خود می‌دانند، شما را از چه چیز به وجد آورده که نگران برگشت آن هستید؟ این گذشته چیست و کدام است که بازگشت بدان شما را نگران کرده است؟ بیرون ریختن کدام سنت‌هاست که اسباب خوشحالی دارد؟ می‌توانیم رشته درازی از سنت‌ها را فهرست کنیم، که بخشی از هویت جامعه و عنصر جدایی‌ناپذیر ایرانیت ایرانیان است، از مراسم چهارشنبه سوری تا عید نوروز تا جشن سیزده‌بدر و تا حفظ سلسله مراتب احترام، تا حافظ خوانی و کل مفاخر ملی و فرهنگی ما ... بیرون ریختن کدامیک از اینها جای خوشحالی دارد؟ اگر گزینشی می‌خواهید نگاه کنید، بهتر نیست به جای بیرون‌ریختگی از همان واژه پالایش فرهنگی استفاده کنیم که مرحوم شریعتی استفاده کرد؟
اگر ایشان خوشحال هستند تنها به این دلیل که جامعه وارد دوران پسادینی شده است و دین و آئین را پشت سرگذاشته‌ است، حالا این محصول پسادینی - به ترتیبی که زوایایی از آن را شرح دادیم- درست است و یا غلط است مهم نیست، و تنها از این حیث که بالاخره دین دیگر در زندگی آنها نقشی ندارد، جای بسی خوشحالی دارد؟ اگر منظور این است که در عصر پسادینی جامعه خرافه‌ها را به دور ریخته‌‌اند، اگرچه جای خوشحالی بس فراوان دارد، لیکن وقتی خردگرایی وجود نداشته باشد، خرافه‌پرستی تنها محل و مأوای آن جابجا می‌شود. کافی است قدم در جامعه ورزشی بگذارید و ببینید تا چه اندازه خرافه‌پرستی رواج پیدا کرده است. این داستان رشته درازی دارد و تا همینجا بسنده می‌کنم، اما تنها از باب تذکار عرض می‌کنم که ناخرسندی اینجانب نه به منزله غیردینی شدن جامعه است، و نه به منزله بیزاری از این نسل و از این جامعه است، بلکه به خاطر بیرون‌ریختگی ارزش‌ها و سنت‌هایی است که جامعه را به سمت تهی شدن از معنا هدایت می‌کند. بالاخره شما اگر می‌خواهید این نسل و این جامعه سنت‌ها را بریزد دور باید به جای آن یک چیزی را جایگزین کنید؟ خدا را برمی‌دارید باید یک چیزی جای آن بگذارید؟ دین را برمی‌دارید باید یک چیزی جای آن بگذارید. مرجعیت را برمی‌دارید – مراد من اینجا مرجعیت دینی نیست- باید یک چیزی جای آن بگذارید. همین مدرن شدن کافیست؟ مدرنیته که وارد ایران نشد، شد؟ تلاش مشروطه‌خواهان تحقق مدرنیته بود. اما رضاشاه یا اون پدر و پسر، جریان مدرن شدن را از سر قطع کردند و به نیم‌تنه پایین، یعنی همان مدرنیزاسیون بسنده کردند. از آن زمان تا امروز مدرنیته هم وارد ایران نشد، به جایی رسید که خود مدرنیته هم در غرب به تناقض رسید و میان تهی شد. حالا این یک بحث مفصلی است که وارد آن نمی‌شوم، اما برای اینکه سوء تفاهم نشود، انتقاد من از این وضع موجود، تنفر از آن نیست، بلکه دلخوری از آن است. عین رابطه پدر و پسری است که یک پدر از رفتار و سکنات و ایده‌های فرزندش ممکن است دلخور باشد، اما هرگز نمی‌تواند از او متنفر باشد. نه تنها این، بلکه در تمام این مدت پا به پای جوانان توی خیابان بودم و فقط نظر ندادم، به آنها عشق ورزیدم، خطر خریدم تا به خواسته‌هایشان، یعنی همین زندگی معمولی که نظام 45 سال از آنان دریغ کرده است دست بیابند. 18 تیرماه 1404
ادامه دارد

https://www.group-telegram.com/us/bayane_azadi.com
1🤣1



group-telegram.com/bayane_azadi/3948
Create:
Last Update:

مسئله افغانستانی‌ها و واقعیت‌های پیشارو،
و نقدی بر مواجهه دکتر حسن محدثی (ادامه قسمت چهارم)
احمد فعال
چه ارزش‌ها و ویژگی‌های مثبت و عجیبی در جامعه پسادینی و مدرن شده امروز می‌بینید که نگران برگشتن آن به عقب هستید؟ اینکه بعضی از جریان‌ها لیبرال و سلطنت‌طلب مدام در ستایش این نسل و وضعیت پسادینی هلهله به پا می‌کنند، دلایل منطقی و قابل درکی دارد. چون این وضع را در آنچه به مصرف، سرگرمی و سکسوالیته مربوط می‌شود، مطابق با ذائقه فکری و فلسفی خود می‌دانند، شما را از چه چیز به وجد آورده که نگران برگشت آن هستید؟ این گذشته چیست و کدام است که بازگشت بدان شما را نگران کرده است؟ بیرون ریختن کدام سنت‌هاست که اسباب خوشحالی دارد؟ می‌توانیم رشته درازی از سنت‌ها را فهرست کنیم، که بخشی از هویت جامعه و عنصر جدایی‌ناپذیر ایرانیت ایرانیان است، از مراسم چهارشنبه سوری تا عید نوروز تا جشن سیزده‌بدر و تا حفظ سلسله مراتب احترام، تا حافظ خوانی و کل مفاخر ملی و فرهنگی ما ... بیرون ریختن کدامیک از اینها جای خوشحالی دارد؟ اگر گزینشی می‌خواهید نگاه کنید، بهتر نیست به جای بیرون‌ریختگی از همان واژه پالایش فرهنگی استفاده کنیم که مرحوم شریعتی استفاده کرد؟
اگر ایشان خوشحال هستند تنها به این دلیل که جامعه وارد دوران پسادینی شده است و دین و آئین را پشت سرگذاشته‌ است، حالا این محصول پسادینی - به ترتیبی که زوایایی از آن را شرح دادیم- درست است و یا غلط است مهم نیست، و تنها از این حیث که بالاخره دین دیگر در زندگی آنها نقشی ندارد، جای بسی خوشحالی دارد؟ اگر منظور این است که در عصر پسادینی جامعه خرافه‌ها را به دور ریخته‌‌اند، اگرچه جای خوشحالی بس فراوان دارد، لیکن وقتی خردگرایی وجود نداشته باشد، خرافه‌پرستی تنها محل و مأوای آن جابجا می‌شود. کافی است قدم در جامعه ورزشی بگذارید و ببینید تا چه اندازه خرافه‌پرستی رواج پیدا کرده است. این داستان رشته درازی دارد و تا همینجا بسنده می‌کنم، اما تنها از باب تذکار عرض می‌کنم که ناخرسندی اینجانب نه به منزله غیردینی شدن جامعه است، و نه به منزله بیزاری از این نسل و از این جامعه است، بلکه به خاطر بیرون‌ریختگی ارزش‌ها و سنت‌هایی است که جامعه را به سمت تهی شدن از معنا هدایت می‌کند. بالاخره شما اگر می‌خواهید این نسل و این جامعه سنت‌ها را بریزد دور باید به جای آن یک چیزی را جایگزین کنید؟ خدا را برمی‌دارید باید یک چیزی جای آن بگذارید؟ دین را برمی‌دارید باید یک چیزی جای آن بگذارید. مرجعیت را برمی‌دارید – مراد من اینجا مرجعیت دینی نیست- باید یک چیزی جای آن بگذارید. همین مدرن شدن کافیست؟ مدرنیته که وارد ایران نشد، شد؟ تلاش مشروطه‌خواهان تحقق مدرنیته بود. اما رضاشاه یا اون پدر و پسر، جریان مدرن شدن را از سر قطع کردند و به نیم‌تنه پایین، یعنی همان مدرنیزاسیون بسنده کردند. از آن زمان تا امروز مدرنیته هم وارد ایران نشد، به جایی رسید که خود مدرنیته هم در غرب به تناقض رسید و میان تهی شد. حالا این یک بحث مفصلی است که وارد آن نمی‌شوم، اما برای اینکه سوء تفاهم نشود، انتقاد من از این وضع موجود، تنفر از آن نیست، بلکه دلخوری از آن است. عین رابطه پدر و پسری است که یک پدر از رفتار و سکنات و ایده‌های فرزندش ممکن است دلخور باشد، اما هرگز نمی‌تواند از او متنفر باشد. نه تنها این، بلکه در تمام این مدت پا به پای جوانان توی خیابان بودم و فقط نظر ندادم، به آنها عشق ورزیدم، خطر خریدم تا به خواسته‌هایشان، یعنی همین زندگی معمولی که نظام 45 سال از آنان دریغ کرده است دست بیابند. 18 تیرماه 1404
ادامه دارد

https://www.group-telegram.com/us/bayane_azadi.com

BY بیان آزادی




Share with your friend now:
group-telegram.com/bayane_azadi/3948

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

On February 27th, Durov posted that Channels were becoming a source of unverified information and that the company lacks the ability to check on their veracity. He urged users to be mistrustful of the things shared on Channels, and initially threatened to block the feature in the countries involved for the length of the war, saying that he didn’t want Telegram to be used to aggravate conflict or incite ethnic hatred. He did, however, walk back this plan when it became clear that they had also become a vital communications tool for Ukrainian officials and citizens to help coordinate their resistance and evacuations. Despite Telegram's origins, its approach to users' security has privacy advocates worried. You may recall that, back when Facebook started changing WhatsApp’s terms of service, a number of news outlets reported on, and even recommended, switching to Telegram. Pavel Durov even said that users should delete WhatsApp “unless you are cool with all of your photos and messages becoming public one day.” But Telegram can’t be described as a more-secure version of WhatsApp. READ MORE In a message on his Telegram channel recently recounting the episode, Durov wrote: "I lost my company and my home, but would do it again – without hesitation."
from us


Telegram بیان آزادی
FROM American