ابزار مهم شیطان
”میگویند روزی شیطان تصمیم گرفت از کار خود دست بکشد، بنابراین اعلام کرد میخواهد ابزارهایش را با قیمتی مناسب به فروش بگذارد.
پس وسایل کارش را که شامل خود پرستی، نفرت، ترس، خشم، حرص، حسادت، شهوت، قدرتطلبی و… میشد به نمایش گذاشت.
اما یکی از این ابزارها، بسیار کهنه و کار کرده به نظر میرسید و شیطان حاضر نبود آن را به قیمت ارزان بفروشد.
کسی از او پرسید: این وسیله گران قیمت چیست؟
شیطان گفت: این نومیدی و افسردگی است.
پرسیدند: چرا این همه گران است؟
شیطان گفت: زیرا این وسیله برای من بیش از ابزارهای دیگر مؤثر بوده است.
هرگاه سایر وسایلم بیاثر میشوند فقط با این وسیله است که میتوانم قلب انسانها را بگشایم و کارم را انجام دهم.
اگر بتوانم کسی را وادارم که احساس ناامیدی، یأس، دلسردی، مطرود بودن و تنهایی کند، میتوانم هر چه که میخواهم با او بکنم.
من این وسیله را روی همهی انسانها امتحان کردم و به همین دلیل اینچنین کهنه است.“
”میگویند روزی شیطان تصمیم گرفت از کار خود دست بکشد، بنابراین اعلام کرد میخواهد ابزارهایش را با قیمتی مناسب به فروش بگذارد.
پس وسایل کارش را که شامل خود پرستی، نفرت، ترس، خشم، حرص، حسادت، شهوت، قدرتطلبی و… میشد به نمایش گذاشت.
اما یکی از این ابزارها، بسیار کهنه و کار کرده به نظر میرسید و شیطان حاضر نبود آن را به قیمت ارزان بفروشد.
کسی از او پرسید: این وسیله گران قیمت چیست؟
شیطان گفت: این نومیدی و افسردگی است.
پرسیدند: چرا این همه گران است؟
شیطان گفت: زیرا این وسیله برای من بیش از ابزارهای دیگر مؤثر بوده است.
هرگاه سایر وسایلم بیاثر میشوند فقط با این وسیله است که میتوانم قلب انسانها را بگشایم و کارم را انجام دهم.
اگر بتوانم کسی را وادارم که احساس ناامیدی، یأس، دلسردی، مطرود بودن و تنهایی کند، میتوانم هر چه که میخواهم با او بکنم.
من این وسیله را روی همهی انسانها امتحان کردم و به همین دلیل اینچنین کهنه است.“
قضاوت
”مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشستند.
به محض شروع حرکت قطار، پسر که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و فریاد زد: «پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن.»
مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
در ردیف مقابل آنها، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره با هیجان فریاد زد: «پدر نگاه کن دریاچه، پرندهها و ابرها با قطار حرکت میکنن.»
زوج جوان پسر را گاهی با دلسوزی و گاهی با تمسخر نگاه میکردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و دوباره فریاد زد: «پدر قطرههای باران را نگاه کن همهجا هستن.»
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: «چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟»
مرد مسن گفت: «ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم، امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.»“
”مرد مسنی به همراه پسر ٢۵ سالهاش در قطار نشستند.
به محض شروع حرکت قطار، پسر که کنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد.
دستش را از پنجره بیرون برد و فریاد زد: «پدر نگاه کن درختها حرکت میکنن.»
مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین کرد.
در ردیف مقابل آنها، زوج جوانی نشسته بودند که حرفهای پدر و پسر را میشنیدند و از حرکات پسر جوان که مانند یک کودک ۵ ساله رفتار میکرد، متعجب شده بودند.
ناگهان پسر دوباره با هیجان فریاد زد: «پدر نگاه کن دریاچه، پرندهها و ابرها با قطار حرکت میکنن.»
زوج جوان پسر را گاهی با دلسوزی و گاهی با تمسخر نگاه میکردند.
باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چکید.
او با لذت آن را لمس کرد و دوباره فریاد زد: «پدر قطرههای باران را نگاه کن همهجا هستن.»
زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: «چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشک مراجعه نمیکنید؟»
مرد مسن گفت: «ما همین الان از بیمارستان بر میگردیم، امروز پسر من برای اولین بار در زندگی میتواند ببیند.»“
لبخند به خدا
”دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و برمیگشت، با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان ابری بود، دختربچه طبق معمول همیشه، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شدیدی گرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیلش به دنبال دخترش برود.
با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شد و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.
اواسط راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد، او میایستاد، به آسمان نگاه میکرد و لبخند میزد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار میشد.
زمانی که مادر اتومبیل خود را کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار میکنی؟ چرا همینطور بین راه میایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی میکنم صورتم قشنگ به نظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس میگیرد!
یادمان باشد هنگام رویارویی با طوفانهای زندگی، خدا کنارمان است؛ پس لبخند را فراموش نکنیم!“
”دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه میرفت و برمیگشت، با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان ابری بود، دختربچه طبق معمول همیشه، پیاده به سوی مدرسه راه افتاد.
بعد از ظهر که شد، هوا رو به وخامت گذاشت طوفان و رعد و برق شدیدی گرفت.
مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد، تصمیم گرفت که با اتومبیلش به دنبال دخترش برود.
با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با عجله سوار ماشینش شد و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.
اواسط راه ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در آسمان زده میشد، او میایستاد، به آسمان نگاه میکرد و لبخند میزد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار میشد.
زمانی که مادر اتومبیل خود را کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار میکنی؟ چرا همینطور بین راه میایستی؟
دخترک پاسخ داد: من سعی میکنم صورتم قشنگ به نظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس میگیرد!
یادمان باشد هنگام رویارویی با طوفانهای زندگی، خدا کنارمان است؛ پس لبخند را فراموش نکنیم!“
#نشرعقیده_صحیح_امام_اعظم_ابوحنیفه_رضی_الله_عنه
📜احکام و مسائل قربانی 📜
قربانى ثواب بسیار فراوانى دارد. حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند:
قَالَ: مَا عَمِلَ آدَمِيٌّ مِنْ عَمَلٍ يَـوْمَ النَّحْرِ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ إِهْرَاقِ الدَّمِ، إِنَّهُ لَيَأْتِي يَوْمَ القِيَامَةِ بِقُرُونِهَا وَأَشْعَارِهَا وَأَظْلَافِهَا، وَأَنَّ الدَّمَ لَيَـقَـعُ مِنَ اللهِ بِمَكَانٍ قَبْلَ أَنْ يَقَعَ مِنَ الأَرْضِ، فَطِيبُوا بِهَا نَفْسًا.
ترجمه: در روزهاى قربانى هیچ عملى نزد الله جل جلاله پسندیده تر از قربانى نیست. قربانى در آن روزها بهتر از همۀ اعمال است. (يعنى ثواب آن سواى فرايض و واجبات از همه اعمال نفلى بيشتر است) و هر قطرۀ خون که در وقت قربانى بر روى زمین می چکد، قبل از آنکه به زمین برسد نزد الله جل جلاله قبول می گردد. لهذا به خوشی قربانى کنید و فراوان قربانى کنید».
(ترمذی شریف: حدیث 1493 و ابن ماجۀ شریف: حدیث 3126)
همچنین آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرموده اند:
عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالَ: قَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم: يَا رَسُولَ اللهِ مَا هَذِهِ الْأَضَاحِيُّ؟ قَالَ: سُنَّةُ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ قَالُوا: فَمَا لَنَا فِيهَا يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: بِكُلِّ شَعَرَةٍ، حَسَنَةٌ قَالُوا: فَالصُّوفُ؟ يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ: بِكُلِّ شَعَرَةٍ مِنَ الصُّوفِ، حَسَنَةٌ.
ترجمه:در مقابل هر تار موى بدن حیوان قربانى یک نیکى براى قربانى کننده نوشته می شود».
(ابن ماجۀ شریف: حدیث 3127 و مسند احمد: حدیث 19283 و مسند عبد بن حمید: حدیث 259 و الكامل از ابن عدی: 5/1993 و مستدرك حاکم: 2/389 و سنن بيهقي: 9/261)
📜احکام و مسائل قربانی 📜
قربانى ثواب بسیار فراوانى دارد. حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند:
قَالَ: مَا عَمِلَ آدَمِيٌّ مِنْ عَمَلٍ يَـوْمَ النَّحْرِ أَحَبَّ إِلَى اللهِ مِنْ إِهْرَاقِ الدَّمِ، إِنَّهُ لَيَأْتِي يَوْمَ القِيَامَةِ بِقُرُونِهَا وَأَشْعَارِهَا وَأَظْلَافِهَا، وَأَنَّ الدَّمَ لَيَـقَـعُ مِنَ اللهِ بِمَكَانٍ قَبْلَ أَنْ يَقَعَ مِنَ الأَرْضِ، فَطِيبُوا بِهَا نَفْسًا.
ترجمه: در روزهاى قربانى هیچ عملى نزد الله جل جلاله پسندیده تر از قربانى نیست. قربانى در آن روزها بهتر از همۀ اعمال است. (يعنى ثواب آن سواى فرايض و واجبات از همه اعمال نفلى بيشتر است) و هر قطرۀ خون که در وقت قربانى بر روى زمین می چکد، قبل از آنکه به زمین برسد نزد الله جل جلاله قبول می گردد. لهذا به خوشی قربانى کنید و فراوان قربانى کنید».
(ترمذی شریف: حدیث 1493 و ابن ماجۀ شریف: حدیث 3126)
همچنین آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرموده اند:
عَنْ زَيْدِ بْنِ أَرْقَمَ، قَالَ: قَالَ أَصْحَابُ رَسُولِ اللهِ صلی الله علیه وسلم: يَا رَسُولَ اللهِ مَا هَذِهِ الْأَضَاحِيُّ؟ قَالَ: سُنَّةُ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ قَالُوا: فَمَا لَنَا فِيهَا يَا رَسُولَ اللهِ؟ قَالَ: بِكُلِّ شَعَرَةٍ، حَسَنَةٌ قَالُوا: فَالصُّوفُ؟ يَا رَسُولَ اللهِ قَالَ: بِكُلِّ شَعَرَةٍ مِنَ الصُّوفِ، حَسَنَةٌ.
ترجمه:در مقابل هر تار موى بدن حیوان قربانى یک نیکى براى قربانى کننده نوشته می شود».
(ابن ماجۀ شریف: حدیث 3127 و مسند احمد: حدیث 19283 و مسند عبد بن حمید: حدیث 259 و الكامل از ابن عدی: 5/1993 و مستدرك حاکم: 2/389 و سنن بيهقي: 9/261)
🍃🍃🌸💚🌸🍃🍃
🍃🌸اعجاز کلماتی قرآن
🌸الملائکه 88 مرتبه در قرآن ذکر شده__ الشیطان 88 مرتبه
🍃حیاۃ 145 موت 145
🌸 مرد 24 زن 24
🍃 گیاه 26 درخت 26
🌸 دنیا 115 آخرت 115
🍃 مجازات 117 آمرزش 117
🌸 تابستان گرم 5 زمستان سرد 5
🍃 جنت 77 جهنم 77
🌸 زکات 32 برکات 32
🍃 رحمت 72 هدایت 72
🌸 فقر 13 ثروت 13
🍃 سرما 88 گرما 88
🌸 مصیبت 75 شکر 75
🍃 عقل 49 نور 49
🌸 السماء 7 شمار تعداد آیاتی که اشاره به ساخت آسمان ها دارد 7
🍃 الرحمن 57 الرحیم 114
🌸 آدم 25 عیسی25( مثل آدم و عیسی که بدون پدر خلق شدند)
🍃 قل (بگو) 332 قالوا (گفتند) 332
🌸 البحر 32 البر 13 ( اشاره به 2/3 دو سوم آب نسبت به خشکی)
🍃ابواب جنت 8 ابواب جهنم 7 = کلمه ابواب 15
🌸 الصلاۃ 5 ( اشاره به تعداد نمازهای روزانه)
🍃 الشهر 12 (اشاره به تعداد ماه های سال)
🌸 الیوم 360 (اشاره به تعداد روزهای سال)
🍃 فرض 17 (اشاره به نمازهای فرض روزانه)
🌸 سجده 34 (اشاره به تعداد سجده های روزانه)
🍃 تعداد سوره های نامتجانس 57 سوره_
مثال (سوره الفاتحه 1 مین سوره قرآن؛ تعداد آیات 7 آیه {فرد، فرد}
🌸 تعداد سوره های متجانس 57 سوره_
مثال سوره بقرۃ 2مین سوره قرآن ؛ تعداد آیات 286 آیه {زوج، زوج}
🍃 سوره اللیل 92 مین سوره قرآن _
تکرار کلمه اللیل در قرآن 92 بار
🌸 سوره النحل 16 مین سوره در قرآن _ اشاره به کروموزوم های زنبور عسل 16 عدد
🍃 سوره الکهف 18 مین سوره قرآن __ تعداد دفعات اشاره به اصحاب کهف در قرآن 18 بار
🍃🌸اعجاز کلماتی قرآن
🌸الملائکه 88 مرتبه در قرآن ذکر شده__ الشیطان 88 مرتبه
🍃حیاۃ 145 موت 145
🌸 مرد 24 زن 24
🍃 گیاه 26 درخت 26
🌸 دنیا 115 آخرت 115
🍃 مجازات 117 آمرزش 117
🌸 تابستان گرم 5 زمستان سرد 5
🍃 جنت 77 جهنم 77
🌸 زکات 32 برکات 32
🍃 رحمت 72 هدایت 72
🌸 فقر 13 ثروت 13
🍃 سرما 88 گرما 88
🌸 مصیبت 75 شکر 75
🍃 عقل 49 نور 49
🌸 السماء 7 شمار تعداد آیاتی که اشاره به ساخت آسمان ها دارد 7
🍃 الرحمن 57 الرحیم 114
🌸 آدم 25 عیسی25( مثل آدم و عیسی که بدون پدر خلق شدند)
🍃 قل (بگو) 332 قالوا (گفتند) 332
🌸 البحر 32 البر 13 ( اشاره به 2/3 دو سوم آب نسبت به خشکی)
🍃ابواب جنت 8 ابواب جهنم 7 = کلمه ابواب 15
🌸 الصلاۃ 5 ( اشاره به تعداد نمازهای روزانه)
🍃 الشهر 12 (اشاره به تعداد ماه های سال)
🌸 الیوم 360 (اشاره به تعداد روزهای سال)
🍃 فرض 17 (اشاره به نمازهای فرض روزانه)
🌸 سجده 34 (اشاره به تعداد سجده های روزانه)
🍃 تعداد سوره های نامتجانس 57 سوره_
مثال (سوره الفاتحه 1 مین سوره قرآن؛ تعداد آیات 7 آیه {فرد، فرد}
🌸 تعداد سوره های متجانس 57 سوره_
مثال سوره بقرۃ 2مین سوره قرآن ؛ تعداد آیات 286 آیه {زوج، زوج}
🍃 سوره اللیل 92 مین سوره قرآن _
تکرار کلمه اللیل در قرآن 92 بار
🌸 سوره النحل 16 مین سوره در قرآن _ اشاره به کروموزوم های زنبور عسل 16 عدد
🍃 سوره الکهف 18 مین سوره قرآن __ تعداد دفعات اشاره به اصحاب کهف در قرآن 18 بار
Forwarded from .
🌷تکبیر تشریق🌷
روز یازدهم دوازدهم سیزدهم ماه ذی الحجه را ایام تشریق میگویند. تشریق بمعنای تیکه تیکه کردن و خشک نمودن گوشت است. در زمان قدیم بعلت نبود یخچال گوشت های قربانی را خشک میکردند. مجمع الأنهر ج ۱ ص ۲۷۵
۲- تكبير تشريق: الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر ولله الحمد. رد المحتارج ۱ ص ۵۶۳
قول فتوی: تکبیر تشریق از روز نهم ۹ ذی الحجه قربان) آی یک روز قبل از عید قربان بعد از نماز صبح شروع و تا روز سیزدهم (۱۳ذی الحجه یعنی چهارمین روز عید تا بعد نماز عصر ! ادامه دارد. جمعاً بعد از (23) نماز باید توسط تمام نماز گذاران گفته شود. هندیه ج ۱ ص ۱۵۲
حتماً
تکبیر تشریق باید بلافاصله بعد از ادای نماز فرض گفته شود اگر از مسجد خارج شود یا عمداً يا سهواً حرف بزند تکبیر تشریق ساقط میشود. اگر از قبله روی برگرداند اختلاف است پس. بلا فاصله گفته شود. رد المحتار ج ۱ ص ۵۶۳
- اگر در ایام تشریق نمازش قضاء شد و قضای آن را در ایام تشریق گرفت تکبیر نیز بگوید.
هندیه ج ۱ص ۱۵۲
اگر قضایی که قبل از ایام تشریق برایش واجب شده بود را در ایام تشریق گرفت یا فضای نمازهای فوت شده ایام تشریق را بعد از ایام تشریق خواند تکبیر تشریق را نگوید.
هندیه ج ۱ ص ۱۵۲
تکبیر تشریق فقط یکبار گفته میشود. اگر بیشتر از یک بار گفته شود برخی علماء مستحب
برخی خلاف سنت گفته اند.
مجمع الانهر ج ۱ ص ۱۷۶ وحط علی مراقی ج ۲ ص ۱۶۳
۱۰ گفتن تکبیر تشریق با صدای بلند واجب است از نظر برخی علماء سنت میباشد.
حط علي مراقی ج ۲ ص ۱۶۲
۱۱ - زنان تکبیر را با صدای بلند نگویند زیرا صدایشان موجب فتنه میباشد.
ح ط علی مراقی ج ۲ ص ۱۶۴
۱۲ - هنگام رفتن به نماز عید در مسیر راه تکبیر تشریق را با صدای بلند گفتن مستحب است.
ح ط على مراقی ج ۲ ص ۱۶۰
اگر امام جماعت تکبیر تشریق را فراموش کرده و نگفت مقتدی ها ترک نکنند.
مختصر الوقايه ص ۲۹
روز یازدهم دوازدهم سیزدهم ماه ذی الحجه را ایام تشریق میگویند. تشریق بمعنای تیکه تیکه کردن و خشک نمودن گوشت است. در زمان قدیم بعلت نبود یخچال گوشت های قربانی را خشک میکردند. مجمع الأنهر ج ۱ ص ۲۷۵
۲- تكبير تشريق: الله اكبر الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر ولله الحمد. رد المحتارج ۱ ص ۵۶۳
قول فتوی: تکبیر تشریق از روز نهم ۹ ذی الحجه قربان) آی یک روز قبل از عید قربان بعد از نماز صبح شروع و تا روز سیزدهم (۱۳ذی الحجه یعنی چهارمین روز عید تا بعد نماز عصر ! ادامه دارد. جمعاً بعد از (23) نماز باید توسط تمام نماز گذاران گفته شود. هندیه ج ۱ ص ۱۵۲
حتماً
تکبیر تشریق باید بلافاصله بعد از ادای نماز فرض گفته شود اگر از مسجد خارج شود یا عمداً يا سهواً حرف بزند تکبیر تشریق ساقط میشود. اگر از قبله روی برگرداند اختلاف است پس. بلا فاصله گفته شود. رد المحتار ج ۱ ص ۵۶۳
- اگر در ایام تشریق نمازش قضاء شد و قضای آن را در ایام تشریق گرفت تکبیر نیز بگوید.
هندیه ج ۱ص ۱۵۲
اگر قضایی که قبل از ایام تشریق برایش واجب شده بود را در ایام تشریق گرفت یا فضای نمازهای فوت شده ایام تشریق را بعد از ایام تشریق خواند تکبیر تشریق را نگوید.
هندیه ج ۱ ص ۱۵۲
تکبیر تشریق فقط یکبار گفته میشود. اگر بیشتر از یک بار گفته شود برخی علماء مستحب
برخی خلاف سنت گفته اند.
مجمع الانهر ج ۱ ص ۱۷۶ وحط علی مراقی ج ۲ ص ۱۶۳
۱۰ گفتن تکبیر تشریق با صدای بلند واجب است از نظر برخی علماء سنت میباشد.
حط علي مراقی ج ۲ ص ۱۶۲
۱۱ - زنان تکبیر را با صدای بلند نگویند زیرا صدایشان موجب فتنه میباشد.
ح ط علی مراقی ج ۲ ص ۱۶۴
۱۲ - هنگام رفتن به نماز عید در مسیر راه تکبیر تشریق را با صدای بلند گفتن مستحب است.
ح ط على مراقی ج ۲ ص ۱۶۰
اگر امام جماعت تکبیر تشریق را فراموش کرده و نگفت مقتدی ها ترک نکنند.
مختصر الوقايه ص ۲۹
السلام علیکم فرا رسیدن عید سعید قربان را همه شما و خانوادههای محترمتان تبریک گفته عید و ایام خوشی
را برای شما آرزو می کنم.
را برای شما آرزو می کنم.
❤2
Audio
استاد الحاج خاتم آخوند بهلکه
موضوع:
اتحاد مسلمین در برابر دسیسه های
دنیای غرب
موضوع:
اتحاد مسلمین در برابر دسیسه های
دنیای غرب
Audio
استاد الحاج خاتم آخوند بهلکه
موضوع:
ویژگیهای یاران امام حسین(ع)
موضوع:
ویژگیهای یاران امام حسین(ع)
گاهی لیوان را زمین بگذار!"...
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم، 100 گرم، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد..
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام
کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوستان عزیز، یادمون باشه لیوان آب را همین امروز زمین بگذاریم . محبت هم فراموش نشه
زندگی همین است!
استادی درشروع کلاس درس، لیوانی پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه ببینند. بعد از شاگردان پرسید:
به نظر شما وزن این لیوان چقدر است؟
شاگردان جواب دادند:
50 گرم، 100 گرم، 150 گرم
استاد گفت:
من هم بدون وزن کردن، نمی دانم دقیقا“ وزنش چقدراست.
اما سوال من این است: اگر من این لیوان آب را چند دقیقه همین طور نگه دارم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
شاگردان گفتند: هیچ اتفاقی نمی افتد.
استاد پرسید:
خوب، اگر یک ساعت همین طور نگه دارم، چه اتفاقی می افتد؟
یکی از شاگردان گفت: دست تان کم کم درد میگیرد..
حق با توست. حالا اگر یک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد دیگری گفت: دست تان بی حس می شود. عضلات به شدت تحت فشار قرار میگیرند و فلج می شوند. و مطمئنا“ کارتان به بیمارستان خواهد کشید و همه شاگردان خندیدند.
استاد گفت: خیلی خوب است. ولی آیا در این مدت وزن لیوان تغییرکرده است؟
شاگردان جواب دادند: نه
پس چه چیز باعث درد و فشار روی عضلات می شود؟ درعوض من چه باید بکنم؟
شاگردان گیج شدند. یکی از آنها گفت: لیوان را زمین بگذارید.
استاد گفت: دقیقا“ مشکلات زندگی هم مثل همین است.
اگر آنها را چند دقیقه در ذهن تان نگه دارید.اشکالی ندارد. اگر مدت طولانی تری به آنها فکر کنید، به درد خواهند آمد.
اگر بیشتر از آن نگه شان دارید، فلج تان می کنند و دیگر قادر به انجام
کاری نخواهید بود.
فکرکردن به مشکلات زندگی مهم است. اما مهم تر آن است که درپایان هر روز و پیش از خواب، آنها را زمین بگذارید.به این ترتیب تحت فشار قرار نمی گیرند، هر روز صبح سرحال و قوی بیدار می شوید و قادر خواهید بود از عهده هرمسئله و چالشی که برایتان پیش می آید، برآیید!
دوستان عزیز، یادمون باشه لیوان آب را همین امروز زمین بگذاریم . محبت هم فراموش نشه
زندگی همین است!
❤2
Forwarded from فرهاد آخوند بهلکه
آن نور مبین که در جبین ماه است
وان ضوء یقین که در دلِ آگاه است
این جملة نور بلکه نور همه نور
از نور محمّدِ رسول الله است
وان ضوء یقین که در دلِ آگاه است
این جملة نور بلکه نور همه نور
از نور محمّدِ رسول الله است
Forwarded from فرهاد آخوند بهلکه
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبهام مینشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
دل رمیده ما را رفیق و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا
فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد
به صدر مصطبهام مینشاند اکنون دوست
گدای شهر نگه کن که میر مجلس شد
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش مهندس شد
لب از ترشح می پاک کن برای خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود
که علم بیخبر افتاد و عقل بیحس شد
چو زر عزیز وجود است نظم من آری
قبول دولتیان کیمیای این مس شد
ز راه میکده یاران عنان بگردانید
چرا که حافظ از این راه رفت و مفلس شد
Forwarded from فرهاد آخوند بهلکه
ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
قدر فلك را كمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با كمال محمد (ص)
وعده دیدار هر كسى به قیامت
لیله اسرى شب وصال محمد (ص)
آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى
آمده مجموع در ظلال محمد (ص)
عرصه گیتى مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد (ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)
همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد (ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروى چون هلال محمد (ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمىگیرد از خیال محمد (ص)
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)
سعدی
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
قدر فلك را كمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با كمال محمد (ص)
وعده دیدار هر كسى به قیامت
لیله اسرى شب وصال محمد (ص)
آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى
آمده مجموع در ظلال محمد (ص)
عرصه گیتى مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد (ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)
همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد (ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروى چون هلال محمد (ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمىگیرد از خیال محمد (ص)
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)
سعدی
❤1
"گؤرگچ رسول"
دۆشدی بیر خۏشلوق جهانا نُصرتینگ گؤرگچ رسول
سرنگون بۏلدی صنملر، لَمعَتینگ گؤرگچ رسول
کُلِّ عالم بۏلدی اقرار، سُنَّتینگ گؤرگچ رسول
راه ظلمت بۏلدی روشن، آیَتینگ گؤرگچ رسول
تاپدی دوزخدان آمان، کیم صُحبَتینگ گؤرگچ رسول
سن که گلدینگ دُنیأگه، بُتلار بۏلۇندی سرنگون
آرتدی اسلام شهرتی، کافرلار اۏلدی هم زبون
هم ابابکر و عمر - عثمان، چون بۏلغاچ رَهنمون
بۏلدی کافر ضد سانگا، اسم مُقَرَّبینگ مؤمنون
ایکی دنیا بۏلدی خوشنود، رَحمتینگ گؤرگچ رسول
حرمت ایله حق سلام برگن، صفی الله کیبی
عالمی غرق ایلهگن، نوح نبی الله کیبی
گؤکده گۆنگه یار اۏلان، عیسایی روح الله کیبی
نیچه مۆنگ پیغمبر اۏل، موسی کلیم الله کیبی
قالدیلار حیراندا لَولاکَ خلقتینگ گؤرگچ رسول
اۏل شب معراج خبر یتگچ سانگا معشوقدان
عرش-فرش اۏلمۇش تَجلّی، چون مونونگ دک شَوْقدان
بو مُقَرِّبلر بَسی با بهرهدیر بو ذَوْقدان
هم بساط قرب اۆزره باردینگ اۏتوردینگ فَوْقدان
قۏیدی دیش بارماقغا مۇنلار قربتینگ گؤرگچ رسول
دَوْرِ سابقدا اؤتنلر، یار، جمالینگچۆن اَنین
گردشی ثانییه قالان، معتقددیرلار یقین
قوللوغیندا گۆن خجالت ایچره قالمیش هم زمین
هم فلک اۆزره ملکلر، دییدیلر صد آفرین
بو مقام اعلا ایله بو همّتینگ گؤرگچ رسول
حمدینگا دیللر قصوردیر، عرش و فرشلر آغلادی
بی دهان و بی زبان اۏتلار، آغاچلار آغلادی
اشک آبین جوشدوریب، بو داغ و داشلار آغلادی
یدی گۆن کعبه داشیندا قۇرت-قۇشلار آغلادی
آیدیار مخدومقلی، بو فرقتینگ گؤرگچ رسول
دۆشدی بیر خۏشلوق جهانا نُصرتینگ گؤرگچ رسول
سرنگون بۏلدی صنملر، لَمعَتینگ گؤرگچ رسول
کُلِّ عالم بۏلدی اقرار، سُنَّتینگ گؤرگچ رسول
راه ظلمت بۏلدی روشن، آیَتینگ گؤرگچ رسول
تاپدی دوزخدان آمان، کیم صُحبَتینگ گؤرگچ رسول
سن که گلدینگ دُنیأگه، بُتلار بۏلۇندی سرنگون
آرتدی اسلام شهرتی، کافرلار اۏلدی هم زبون
هم ابابکر و عمر - عثمان، چون بۏلغاچ رَهنمون
بۏلدی کافر ضد سانگا، اسم مُقَرَّبینگ مؤمنون
ایکی دنیا بۏلدی خوشنود، رَحمتینگ گؤرگچ رسول
حرمت ایله حق سلام برگن، صفی الله کیبی
عالمی غرق ایلهگن، نوح نبی الله کیبی
گؤکده گۆنگه یار اۏلان، عیسایی روح الله کیبی
نیچه مۆنگ پیغمبر اۏل، موسی کلیم الله کیبی
قالدیلار حیراندا لَولاکَ خلقتینگ گؤرگچ رسول
اۏل شب معراج خبر یتگچ سانگا معشوقدان
عرش-فرش اۏلمۇش تَجلّی، چون مونونگ دک شَوْقدان
بو مُقَرِّبلر بَسی با بهرهدیر بو ذَوْقدان
هم بساط قرب اۆزره باردینگ اۏتوردینگ فَوْقدان
قۏیدی دیش بارماقغا مۇنلار قربتینگ گؤرگچ رسول
دَوْرِ سابقدا اؤتنلر، یار، جمالینگچۆن اَنین
گردشی ثانییه قالان، معتقددیرلار یقین
قوللوغیندا گۆن خجالت ایچره قالمیش هم زمین
هم فلک اۆزره ملکلر، دییدیلر صد آفرین
بو مقام اعلا ایله بو همّتینگ گؤرگچ رسول
حمدینگا دیللر قصوردیر، عرش و فرشلر آغلادی
بی دهان و بی زبان اۏتلار، آغاچلار آغلادی
اشک آبین جوشدوریب، بو داغ و داشلار آغلادی
یدی گۆن کعبه داشیندا قۇرت-قۇشلار آغلادی
آیدیار مخدومقلی، بو فرقتینگ گؤرگچ رسول
❤1