Telegram Group Search
CD and AI.pdf
1.1 MB
هوش مصنوعی و بانک مرکزی
نویسندگان: سوفیا کازینیک – اریک برینجولفسون
ژوئیه 2025

چکیده
این مقاله بررسی می‌کند که بانک‌های مرکزی چگونه می‌توانند به‌صورت راهبردی هوش مصنوعی (AI) را برای بهبود عملکرد خود ادغام کنند. با استفاده از رویکردی دوگانه، نشان می‌دهیم که هوش مصنوعی چگونه می‌تواند هم تصمیم‌گیری‌های کلان راهبردی و هم عملیات روزانه در بانک‌های مرکزی را متحول کند و نظام فدرال رزرو (FRS) به‌عنوان یک نمونه نماینده مورد بررسی قرار می‌گیرد. ابتدا با دیدگاهی از بالا به پایین نشان می‌دهیم که هوش مصنوعی چگونه می‌تواند وظایف کلیدی بانک مرکزی را نوسازی کند. سپس با رویکردی از پایین به بالا، بر تأثیر هوش مصنوعی مولد بر وظایف و مشاغل خاص در فدرال رزرو تمرکز می‌کنیم و پتانسیل چشمگیری برای تقویت نیروی کار و افزایش بهره‌وری می‌یابیم. همچنین به چالش‌های اساسی مرتبط با پذیرش هوش مصنوعی، از جمله نیاز به ارتقای زیرساخت داده و مدیریت گذار نیروی کار، می‌پردازیم.
1
۱- قانون مورفی:
از هرچی بیشتر بترسی، بیشتر اتفاق میفته.
۲- قانون کیدلین:
اگه بتونی یه مشکل رو به طور واضح رو کاغذ بنویسی، اون وقت اون موضوع نصفش حل شده.
۳- قانون گیلبرت:
بزرگترین مشکل در محل کار اینه که کسی بهت نمیگه که چیکار باید بکنی.
‏۴- قانون ویلسون:
اگه اطلاعات و هوش رو همیشه در درجه اول قرار بدی، اون وقت پول همین‌جوری میاد.
۵- قانون فالکْند:
وقتی مجبور نیستی که تصمیمی بگیری، پس تصمیمی نگیر.
🔥7👍2👌1😐1
🥰2🏆2🔥1
استیو جابز کامپیوترها را «دوچرخه‌هایی برای ذهن» توصیف کرده است؛ ابزاری که به افراد اجازه می‌دهد توانایی‌های خود را به‌طور چشمگیری تقویت کنند. بررسی عامل‌هایی که در بهبود تدریجی وظایف مشارکت دارند؛ جایی که ابزارهای شناختی به‌عنوان جانشین مهارت‌های اجرایی در نظر گرفته می‌شوند و بسته به نوعشان ممکن است با قضاوت (judgment) مکمل باشند یا نباشندموضوع بحث های امروز دنیا بین اقتصاددانان است. توانایی تشخیص فرصت‌ها برای آغاز یا بهبود یک فرآیند، که آن را «قضاوت فرصت» (opportunity judgment) می‌نامند، نشان داده شده که همیشه مکمل ابزارهای شناختی است. توانایی دانستن این‌که در یک وضعیت مشخص چه اقدامی باید انجام شود، که آن را «قضاوت بازدهی» (payoff judgment) می‌نامند، لزوماً مکمل ابزارهای شناختی نیست. با استفاده از این مفاهیم می‌توان ادبیات تجربی مربوط به تأثیر کامپیوتر و هوش مصنوعی بر بهره‌وری و نابرابری را ترکیب کرد. به‌طور مشخص، در حالی که هم کامپیوتر و هم هوش مصنوعی به نظر می‌رسد بهره‌وری را افزایش می‌دهند، کامپیوترها همچنین به افزایش نابرابری کمک کرده‌اند. پژوهش‌های تجربی درباره تأثیر هوش مصنوعی بر نابرابری هم افزایش و هم کاهش را بسته به زمینه نشان داده‌اند.
👌1
تاریخ پر از درس‌هاست و این نمودار یکی از نمونه‌های جالب آن را نشان می‌دهد 👆
این نمودار جایگزینی اسب‌ها با خودروها را در ایالات متحده نمایش می‌دهد. طی چندین دهه، تعداد اسب‌ها به‌تدریج کاهش یافت، زیرا خودروها به وسیله‌ی اصلی حمل‌ونقل تبدیل شدند. این تغییر صرفاً یک تحول فناورانه نبود؛ بلکه دگرگونی‌ای اجتماعی بود که زیرساخت‌ها، اقتصاد و حتی مفهوم کار را دگرگون ساخت. امروز این نمودار استعاره‌ای است از نگرانی‌ها و امیدهایی که پیرامون هوش مصنوعی وجود دارد.
آیا جایگزینی مشاغل انسانی توسط هوش مصنوعی منحنی مشابهی را طی خواهد کرد، با صنعتی نو و شتابان که جای آن را بگیرد؟ یا این بار ماجرا متفاوت خواهد بود؟
چه صنایع و دسته‌های شغلی جدیدی در جهانِ پذیرای هوش مصنوعی شکل خواهند گرفت؟ و چه سرنوشتی در انتظار حرفه‌هایی است که توسط هوش مصنوعی کنار گذاشته می‌شوند؟
👍1👌1
ایالات متحده تقریباً به همان اندازه‌ای که برای ساخت دفاتر اداری هزینه می‌کند، در حال سرمایه‌گذاری برای ساخت مراکز داده است؛ این موضوع نشان‌دهنده‌ی یک تحول بزرگ در بهره‌وری اقتصادی است
🙏1
نویسنده کتاب Breakneck پژوهشگر مدعو در لابراتوار تاریخ هوور دانشگاه استنفورد است. پیش‌تر پژوهشگر در مرکز چین پل تسای در دانشکده حقوق ییل بوده و پیش از آن حوزه فناوری را در Gavekal Dragonomics پوشش داده است. در بخش عمده‌ای از یک دهه گذشته، در حالی که در هنگ‌کنگ، پکن و سپس شانگهای زندگی کرده، در تلاش بوده‌ توانمندی‌های فناورانه چین را درک کند. علاوه بر نامه‌های سالانه‌،مقالاتی در نیویورک تایمز، فارن افرز، فایننشال تایمز، مجله نیویورک، بلومبرگ اوپینیون و اَتلانتیک منتشر کرده است.
©️برای نزدیک به یک دهه، دن وانگ شاهد رشد پرآشوب و شگفت‌آور چین بوده است. دولتی که پل‌های سر به فلک کشیده، خطوط راه‌آهن درخشان و کارخانه‌های عظیمی ساخته تا در کوتاه‌ترین زمان نتایج اقتصادی را بهبود بخشد. اما این تغییر سریع، موجی از رنج را نیز در سراسر جامعه برانگیخته است.
🔸
چین تا حدی با غلبه بر آمریکا در بازی خودش—سرمایه‌داری و به‌کارگیری انرژی بی‌قرار جمعیت عظیمش—چنین سریع رشد کرده است. وانگ در این‌جا تحلیل سیاسی و اقتصادی را با گزارش‌نویسی درهم می‌آمیزد و چارچوبی تحریک‌آمیز برای درک چین ارائه می‌کند—چارچوبی که به ما کمک می‌کند آمریکا را نیز شفاف‌تر ببینیم. در حالی که چین یک «دولت مهندسی» است که بی‌وقفه در حال ساخت‌وسازهای عظیم است، ایالات متحده به یک «جامعه وکیلی» تبدیل شده که هر تلاشی برای تغییر، چه خوب و چه بد، را به تعویق می‌اندازد.

در شرایطی که روابط آمریکا و چین پرتنش و نامطمئن است و احتمال درگیری‌های هولناک در افق دیده می‌شود، وانگ روشی نوآورانه برای اندیشیدن به این دو ابرقدرت پیشنهاد می‌کند. Breakneck نشان می‌دهد که هر کشور مسیری بهتر را به دیگری نشان می‌دهد. او استدلال می‌کند که چقدر جهان بهتر می‌بود اگر آمریکایی‌ها در جامعه‌ای زندگی می‌کردند که تنها توسط وکلا اداره نمی‌شود، و شهروندان چینی در کشوری زندگی می‌کردند که آزادی‌های فردی‌شان را ارج می‌نهد.
🙏1
2025/08/29 00:13:28
Back to Top
HTML Embed Code: