group-telegram.com/PoetryAwarenessiousFire/5527
Last Update:
#ودیگرمرانامینیست
▪تسلیت برای لغو طلوع خورشید
از دوستان ما، بودند بسیاری که هیجانزده به رقص درآمدند و گفتند شاه خودکامگی به گور رفت، اکنون میتواند «شادی» باشد. گفتیم به گور رفتن شاه، آری، اما به گور سپردن خودکامگی بحثی دیگر است. بخشی عمده از این مردم، فردپرست بالفطرهاند. پرستندگانی که معشوق قاهر را اگر نیابند به چوب و سنگ میتراشند. نپذیرفتند. گفتند تجربهی سالها و قرنها اگر نتواند درسی بدهد باید بر آغل گوسفندان گذشته باشد! ــ سالیان دراز چوب خوشبینیها و فردپرستیهامان را خوردهایم، چوب اعتماد بیجا و اعتقاد نادرستمان را خوردهایم. این، بدبینی است، به دورش افکنید که اکنون شادی باید باشد، اکنون سرود و آزادی باید باشد. اکنون امید میتواند از قعر جان ظلمتکشیدهی ما بشکفد و رو به خورشید، طلوع زیباترین فردای جهان را چشم بهراه باشد.
پیدا بود که این دوستان، در اوج غمانگیز هیجانی کور چشم بر خوفانگیزترین حقایق بستهاند. آنان درست به هنگامیکه میبایست بیش از هر لحظهی دیگری گوشبهزنگ باشند. به رقص و پایکوبی برخاستند، و درست به هنگامیکه میبایست بیش از هر زمان دیگری هشیار و بیدار بمانند و به هر صدا و حرکت ناچیزی بدگمان باشند و حساسیت نشان دهند به غریو و هلهله پیروزی صدا به صدا درانداختند تا اسب فریب یکبار دیگر از دروازهی تاریخ گذشت و به «تروا»ی خوابآلود خوشخیال درآمد. گیرم این بار، آنان که در شکم اسب نهان بودند شمشیر به کف نداشتند: آنان زهری با خود آورده بودند که دوست را دشمن و دشمن را دوست جلوه میداد. قهرمانان جانبرکف و پاکباز خلق، منافق و بیگانهپرست نام گرفتند. و رسواترین دشمنان خلق بر اریکهی قدرت نشانده شدند. شادی خوشبینان دو روزی بیش نپائید. سرود، در دهنهای بازمانده از حیرت به خاموشی کشید. آزادی، بار نیفکنده بازگشت و امید، ناشکفته فرو مُرد.
متأسفم، دوستان روزهای نخست سخن از «هشدار» بود، امروز سخن از «تسلیت» است. برنامه ی طلوع خورشید به کلی لغو شده است!
#احمد_شاملو
👈از مقالهی «برنامهی طلوع خورشید لغو شده است»
/تهران مصوّر/ شمارهی ۲۲/ آدینه،یکم تیرماه ۱۳۵۸
https://www.group-telegram.com/us/PoetryAwarenessiousFire.com
🔻
www.shamlou.org ■ @ShamlouHouse
BY ...و دیگر مرا نامی نیست

Share with your friend now:
group-telegram.com/PoetryAwarenessiousFire/5527