group-telegram.com/akhalaji/19161
Last Update:
🔷 ملی، یعنی تو خفه شو؟
🖊️شورای سردبیری
این روزها، ملیگرایی باسمهای و ناسیونالیسم جعلی، مانند توده اجناس ارزان چینی که در گوشه چهارراه میریزند همهجا هست و دیدنش چندشآور شده است. حتی حکومت که قبا و عبای ملی به تنش زار میزند ملی شده است. هرکس میخواهد بر ذهن جمعی مردمان غلبه بیابد بر اسب راهوار ملی سوار میشود... شارلاتانهای سیاسی، آنرا مثل مدال تقلبی که دربساط کهنه فروشها پیدا میشود به سینه میچسبانند. در این "خربازار" (عاریت گرفته از مرحوم فروغی)، ملیگرایی کالای رایج و مد روز سیاست است.
باکی نیست و بگذار بتازند. حتی خوب است حکومت برای چسباندن این کیفیت به پیکر ناملیاش زوری بزند و مجسمههای بزرگ بسازد و اشعار فردوسی بر پرده کند. بگذار زور بزنند، اما بیائید ما گول نخوریم و چشم نبندیم.
کمی حرف حساب؟
ملی بودن، ملیگرایی، و ملی عمل کردن یک کیفیت اصیل است. قبا نیست که از بازار بخریم، منش هست که با خودمان به رابطهمان با آب و خاک و مردممان میآوریم. با ناسیونالیسم، حتی ناسیونالیسم غیر تقلبی فرق دارد. همچون پوست بدن هست که از ما انفکاک ندارد. اما در وجهی دیگر، یک کیفیت قابل حصول است.
مهمترین وجه و عنصر ماهوی آن چیست؟ به سادگی میتوانیم بگوئیم باور به تساوی ساکنان سرزمین است. باور به تساوی حق آنانبر تعیین سرنوشت جمعی و نگه داشتن این حق در میانه خودشان است. از بس مفهوم دموکراسی را دستمالی کردهاند اکراه داریم آن را به طور خلاصه دموکراسی بنامیم، اما سرشت آن همین مفهوم به ارث رسیده از خرد باستانی بشر و عقل ناب اوست. بدون حد مناسبی از حق تعیین سرنوشت برای همه، چسباندن صفت ملی به دم هر حکومتی خطا است. هر که میخواهد باشد. شرحی بدهیم.
در سال ۵۷ ، اقای خمینی در مقطع کوتاهی در پاریس، کیفیاتی را در توصیف حکومت آینده خود بر شمرد که حاکی بود میخواهد حکومت ملی به پا کند. به وقوع نپیوست، ولی به زبان خوبی بیان شد: حق همه برای انکه بتوانند در تعیین سرنوشت خود نقش داشته باشند! در مقطع سال ۱۳۳۰ تا نیمه سال ۳۲ نیز چنین بود. ملیگرایی ایرانی به مثابه محصولی برآمده از تاریخ، و در میان رویارویی و آشوب سیاسی چهره نشان داد. مصدق، برای نیل به مقصدی والاتر از حکمرانی دگرپذیر بود. با خیلی چیزها مخالف بود، عصبی و لجوج بود و راستش خیلی آقا نبود، حزب به ناحق غیرقانونی شده توده را قانونی نکرد، ولی به آن کیفیت والا که حضور دیگران را مانعی برای حضور خود نداند آراسته بود. البته از دوران مشروطیت چنین منشی داشت، ولی مهم آن است که وقتی حاکم میشویم چنین باشیم. وجه ملی حکومت مصدق پذیرش این بود که روزنامهها حق دارند هرچه میخواهند در بارهاش بگویند و هرکس آزاد است حزب داشته باشد و حتی با سفارتخانهها نشست و برخاست کند. به این تعبیر، چنان ملی بود که تغییر روابط نفتی با جهان، دستاورد حاشیهای او بود. آقای خمینی بر حرفش نماند و حاصل کارش این مجلس است که میبینید: کارمندان کارچاقکن حکومت در ساختمان باشکوهی به نام مجلس! مصدق بر منش خود ماند و سنتی از ملی بودن و پذیرش دیگری برجای گذاشت که او را جاودانه کرد. تاریخ خواندهها میدانند بخشی از زمینه کودتای آمریکایی-انگلیسی علیه او حاصل رواداریاش بود.
میخواهیم با این تصویرها ادعا کنیم ملی بودن محصولی از نظام دموکراتیک است. نه دعاوی تمدنی عظمتطلبانه پهلوی و نه آرزوهای دور و دراز حاکمان کنونی برای تبدیل شدن به قدرت اول منطقه در همه علوم و فنون تاریخ بشر، در برابر تفرعن آنها که حقی برای همه قائل نیست باد هوا بود و هست. دستاوردهای مادی آنها نیز به شرط وجود آنها را ملی نمیکند. حکومت ملی، حکومت برابریطلبی سیاسی است، حتی اگر مردم نیمه گرسنه باشند و به قول آن یارو نان خشک بخورند و لباس پاره بپوشند.
همانقدر که اردوعان و علیاف، یا امیر کویت و شاهزاده عربستان میتوانند ادعای ملی بودن داشته باشند، حق حکومت فعلی ما هم هست ادعای ملی بودن کند. تعریف استالینی ازملت (که زبان و هدف مشترک دارند) شاید اندکی از واقعیت در خود داشت، اما کامل نبود. ملت آن است که حکومت مشترک هم دارد، و بدون حق مساوی در تعیین آن دولت، هنوز ملت نیست و هیچ چیز دیگر (ستایش کورش و شاه اسماعیل و معبدسازی از مسجد شیخ لطفالله و تخت جمشید) سیستم آنرا ملی نمیکند. تصور اینکه بمب اتم و پارچهنویسی آن شهردار خبیث، یا موشک، یا زبان خوش مسعود بیچاره به حکومت ما وجهه ملی ببخشد خوش خیالی و وهم است. احساس حق مشارکت واقعی ، حتی در شکل دهی یک انجمن محلی، و حق اظهار نظر ازاد و بدون ترس در باره چگونگی اداره کشور است که سیستم را لایق دریافت عنوان ملی میکند. قدرت متمرکز، اگر برای توزیع قدرت در جامعه نباشد و همانند باران بر کوه و دشت به یکسان نبارد، دیکتاتوری است و تا کنون در تاریخ بشر، هیچ دیکتاتوری حکومت ملی نبوده است.
@jameeno
#ملی #ملیگرایی #ناسیونالیسم
@akhalaji
BY فراسوی سیاست
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/akhalaji/19161