group-telegram.com/bayane_azadi/3574
Last Update:
مذاکره و تغییر نقش؟ قسمت دوم
احمد فعال
متن دستوالعمل دولت ترامپ را از مطالعه گذراندم، این متن چیزی جز خفت و خواری و تسلیمنامه محض نیست. اما پرسش اینجاست، چه کسانی مسئول این خفت و خواری و تسلیم هستند؟ اگرچه بنا به قولی که گفته میشود "الناس علی دین ملوکهم" مردم به لحاظ اخلاقی مسئول هستند، اما بحث ما در اینجا سیاسی و حقوقی است و نه اخلاقی. به لحاظ حقوقی و سیاسی مقصر این وضع مسیری است که حکمرانان جمهوری اسلامی از بیش از چند دهه پشت سر گذاردهاند. در مقالهای که در 25 دی ماه نوشتم، توضیح دادم که جمهوری اسلامی یک راه بیشتر پیش رو ندارد. در این راه سه انتخاب وجود دارد، انتخاب خوب، انتخاب متوسط و انتخاب بد. اگر دو انتخاب اولی را انجام ندهد به ناگزیر باید دست به انتخاب بد و اگر تعلل کند باید دست به بدترین انتخاب بزند. در همین رابطه با توجه به همان نوشتههای قبل چند نکته را خدمت شما و دوستان عرض میکنم:
1- در دور اولی که ترامپ انتخاب شد دو مقاله تحقیقی و مفصل نوشتم. یکی با این عنوان که "جهان به کدام سو میرود"، که طی آن توضیح دادم که جهان به سمت عوامزدگی و گسترش فاشیسم و راست افراطی پیش میرود. در همان زمان مقالهای با عنوان "ترامپ الگوی عوامزدگی سرمایهداری" نوشتم. با این دو نوشته فکر کنم نیازی به توضیحی درباره ترامپ وجود نداشته باشد. اما اجازه بدهید نظر خودم را که در مقالهای با عنوان "فقط یک راه حل" نوشتهام اینجا به طور صریحتر بگویم. دولتهای آمریکا اغلب تحت تأثیر اوضاع جهان خارج انتخاب میشوند. دولت ریگان محصول شرایط بحرانیای بود که جنگ ایران و عراق شروع کننده آن بود.
واقعیت این است که دولت ترامپ و از جمله دولت فاشیستی اسرائیل محصول این عوامل هستند:
گسترش نئوفاشیستها موسوم به راست افراطی در دنیای غرب و آمریکا + گسترش مهاجرتها به دنیای صنعتی + گسترش جریان هویتگرایی در سراسر دنیا و از جمله در غرب. بنا به روایت رابرت جی دان در کتاب پست مدرنیسم اجتماعی، جریان پست مدرنیسم را محصول انشقاق هویتها و سیاستهای هویتگرایی میداند + سیل مهاجرت از جهان اسلام به کشورهای غربی به موجب گسترش خشونت، جنگها و ناامنی و فقدان آیندهای روشن در این کشورها. آلن فینکل کروت در کتاب شکست اندیشه این مهاجرتها را وارونه کردن رابطه استعمارگر و استعمارشده تفسیر کرده است + گسترش بنیادگرایی و خشونتگرایی در جهان اسلام + سیاستهای محو اسرائیل از سوی حکمرانان جمهوری اسلامی ایران. برنامههای اتمی و موشکی ایران و مداخلات جاهطلبانه در منطقه و کمکهای مالی و تسلیحاتی به گروههای نیابتی با هدف : 1- محو اسرائیل 2- بسط تمدن اسلامی در مقیاس جهان (لطفا نگاهی به برنامه راهبردی پیشرفت اسلامی و ایرانی داشته باشید).
در تمام این بحرانها "سیاست خارجیمحوری" ایران نقش اصلی را ایفاء کرده و میکند. اجازه بدهید یک جمله از مرحوم سردار سلیمانی بیاورم. ایشان جملهای در وصف بحران گفتهاند که اگر به تمام فیلسوفان سیاسی میگفتید یک جمله در ستایش بحران بگویند، نمیتوانستند اینطور بگویند که آن مرحوم گفت: "در بحران فرصتی است که در فرصت نیست". آقای الله کرم هم در یک مصاحبه تلویزیونی گفت: «ما هر سودی بدست آوردیم حاصل تنشآفرینی بوده است». خوب شما بفرمایید کدامیک از این مواردی که فهرست کردیم غلط است و سیاست خارجی ایران نقش اولی و اصلی را نداشته است؟ آن وقت میگویند، ترامپ در دوره قبل برجام را پاره کرد. انسان یا باید اغراض سیاسی داشته باشد و یا کاملاً از سیاست بیاطلاع باشد که نداند که پاره شدن برجام، و اساساً خود ترامپ محصول سیاستهای بحرانآفرینی است.
در جاهای دیگر بارها گفتهام، اگر همین امروز جمهوری اسلامی اعلام کند که دست از همه برنامههای بحرانآفرینی برداشته و دیگر نمیخواهد در منطقه مداخله کند ووو همین فردا نتانیاهو سکته میزند. چون بنا به گزارشی که بارها روزنامه هارتض ارائه داده است، سیاستهای ایران در قبال اسرائیل، اسرائیل را نجات داد.
22 بهمن ماه 1403
https://www.group-telegram.com/ar/bayane_azadi.com
BY بیان آزادی

Share with your friend now:
group-telegram.com/bayane_azadi/3574