group-telegram.com/horamanhistory/1629
Last Update:
اشتقاق مفاهیم از نخستینه گوران
اشتقاق گورانی از یارسان
✍ مدرس سعیدی
🔸اصطلاح گورانی در معنای سنتی ادبی و سپس شناسه زبانی منظومه های ده هجایی، همچنین گورانی به معنای ترانه و آواز (نک: اینجا)، احتمالاَ برگرفته از گوران در معنای پیروان آئین یارسان (نک: اینجا) است. پژوهشگران تاریخ ادبیات کُردی در این نکته اتفاق نظر دارند که سرآغاز ادبیات به گویش ماچو و به طور کلی ادبیات کُردی را باید در میان پیروان آئین یارسان جست (خزندار، 2010: 1/258-260؛ بورکه یی، 2008: 1/ 47-81؛ محمدپور، 1392: 29؛ چمن آرا و امیری، 1398: 13-14). البته گاه قطعه شعری ده هجایی مشهور به هرمزگان که مضمون آن نکوهش حمله اعراب و سوگواری برای آئین کهن و ویرانی آتشگاهها است، به عنوان کهنترین نمونه ادبیات بازمانده به این گویش و به طور کلی ادبیات کُردی معرفی میشود؛ اما امروزه عدم اصالت این شعر که سند ادعایی آن در جایی یافت نشده و به احتمال زیاد تحت تاثیر گفتمان باستانگرایی اوایل سده بیستم میلادی جعل شده، محرز است (نک: Asatrian, 2009: 17؛ عبدی، 1397: سراسر اثر). صرف نظر از این، تمامی اشعاری که به عنوان نمونه های آغازین و یا کهنتر ادبیات به گویش ماچو مطرح است، از جمله اشعار منسوب به بهلول ماهی در میانه سده دوم هجری، بابا سرهنگ دَودانی در سده چهارم و شاه خوشین و بابا ناووس در سده پنجم، در چهارچوب ادبیات آئینی یارسانان قرار میگیرد و سرایندگان آن در زمره بزرگان آئین یارسان اند ( خزندار، 2010: 1/258-260، 266، 292، 317؛ محمدپور، 1392: 29). با آنکه این اشعار به مدت چندین سده به صورت شفاهی منتقل میشدند و تنها در چند سده اخیر مکتوب شدند (رحیمی و آذر، 1394: 5-7؛ الهی، 1366: 187-188)، همچنین به رغم آنکه اساساَ ممکن است که در دوره های بعد، به ویژه از سده هفتم به اینسو که آئین یارسان با ظهور سلطان اسحاق برزنجی (675-798 ق) مهمترین مرحله از فرایند پیدایش و تکوین خود را پیمود، سروده و به شخصیتهای منسوب به این آئین در سده های نخست اسلامی منسوب شده باشند؛ اما مسلم است که سنت شعر سرودن در قالب مثنویها ده هجایی که ریشه در پیش از اسلام دارد، در میان کُردهای غیر مسلمان استمرار یافته و به یارسانها رسیده است. طبیعتا بهره گیری از زبان بومی در حوزه های دینی و فرهنگی در میان کُردهای غیر مسلمان و اهل طریقتهای تندرو که کمتر از نخبگان مسلمانِ کُرد در قید سنن رایج به زبانهای عربی و فارسی بودند، زمینه بروز مساعدتری داشت.
🔸به هرروی سلطان اسحاق که به اعتباری میتوان او را بنیانگذار آئین یارسان دانست (نک: جهانبخت، 1396: 214-215)، بر اساس متون دینی یارسان، برای در امان ماندن از دشمنان خود به پِردیور در کنار رود سیروان در منطقه کوهستانی و صعب العبور هورامان پناه برد و آنجا را مرکز جنبش دینی و فرهنگی خود کرد. در این دوره که در ادبیات دینی یارسانها به دوره پردیور/پردیوری معروف است (نک: دیوانَ گَوره، 1382: 662، 730-735؛ دفتر رموز یارستان، بیتا: 16؛ جهانبخت، 1396: 214). گویش ناحیه هورامان که تا کنون هم مهمترین نواحی ماچوزبان است، به عنوان زبان جنبش دینی و فرهنگی یارسانها تثبیت گردید و حتی پس از آنکه بر اساس روایتهای یارسانی، یارسانها بر اثر شکست از نیرویی مسلمان ناچار به خروج از هورامان و استقرار مرکزیت دینی خود در ناحیه دالاهو شدند (Gholami, 2023: 77)، گویش ماچوی رایج در هورامان که امروزە به هورامی معروف است، اهمیت خود را به عنوان زبان دینی آنها حفظ کرد؛ حتی متون مقدس آئین یارسان یا اصطلاحاَ کلامها، به این گویش سروده شده است. یارسانها که به سبب انتساب به باورهای غیر اسلامی گوران خوانده میشدند (نک: اینجا) ، ادبیاتی غنی به این گویش پدید آوردند که مبتنی بر مثنویهای ده هجایی و درونمایه آن عمدتاَ مفاهیم و آموزه های آئین یارسان بود (محمدپور، 1392: 28). این اشعار و کلامها در مراسم مذهبی آنها که به جَم معروف است، با لحن و آواز، معمولاَ همراه با ساز تنبور خوانده میشد (Deqan, 2011: 39؛ رحیمی و آذر، 1394: 2). سنن و رسوم مذکور از مهمترین شاخصه های جامعه یارسان بود؛ تا جایی که به تدریج هم سنت سرودن اشعار ده هجایی به گویش ماچو، هم ترانه سرایی و آوازخوانی، به پیروان آئین یارسان و جامعه یارسان که به گوران مشهور بودند، منسوب گردید و گورانی خوانده شد.
ـــــ
کاناڵەو تاریخوو هەورامانی ↙️
https://www.group-telegram.com/ar/horamanhistory.com
BY تاریخوو هەورامانی

Share with your friend now:
group-telegram.com/horamanhistory/1629