group-telegram.com/zendegishahid/74771
Last Update:
🏴به ياد لب تشنه پدر آب نخورد!
عصر عاشورا كه دشمنان براى غارت به خيمهها ريختند، در درون خيمهها مجموعا ۲۳ كودك از اهل بيت عليه السلام را يافتند.
به عمر سعد گزارش دادند كه اين ۲۳ كودك، بر اثر شدت تشنگى در خطر مرگ هستند.
عمر سعد اجازه داد به آنها آب بدهند. وقتى كه نوبت به حضرت رقيه عليه السلام رسيد آن حضرت ظرف آب را گرفت و دوان دوان به سوى قتلگاه حركت كرد.
يكى از سپاهيان دشمن پرسيد: كجا مى روى؟ حضرت رقيه عليه السلام فرمود: (بابايم تشنه بود. مى خواهم او را پيدا كنم و برايش آب ببرم)
او گفت: آب را خودت بخور. پدرت را با لب تشنه شهيد كردند!
حضرت رقيه عليه السلام در حاليكه گريه مى كرد، فرمود: (پس من هم آب نمى آشامم)
كودكى دامان پاكش شعله آتش گرفت
گفت با مردى بكن خاموش دامان مرا
دامنش خاموش چون شد، گفت با مرد عرب
كن تو سيراب از كرم اين كام عطشان مرا
آب داد او را ولى گفتا نخواهم خورد آب
تشنه لب كشتند اين مردم عزيزان مرا
🏴نيز در كتاب مفاتيح الغيب ابن جوزى آمده است كه، صالح بن عبدالله مى گويد: موقعى كه خيمهها را آتش زدند و اهل بيت عليه السلام رو به فرار نهادند، دخترى كوچك به نظرم آمد كه گوشه جامه اش آتش گرفته، سراسيمه مى گريست و به اطراف مى دويد و اشك مى ريخت. مرا به حالت او رحم آمد. به نزد او تاختم تا آتش جامه اش را فرو نشانم. همين كه صداى سم اسب مرا شنيد اضطرابش بيشتر شد. گفتم: اى دختر، قصد آزارت ندارم. بناچار با ترس ايستاد. از اسب پياده شدم و آتش جامه اش را خاموش نمودم و او را دلدارى دادم. يكمرتبه فرمود: اى مرد، لبهايم از شدت عطش كبود شده، يك جرعه آب به من بده. از شنيدن اين كلام رقتى تمام به من دست داده ظرفى پر از آب به او دادم. آب را گرفت و آهى كشيد و آهسته رو به راه نهاد. پرسيدم: عزم كجا دارى؟ فرمود: خواهر كوچكترى دارم كه از من تشنه تر است. گفتم مترس، زمان منع آب گذشت، شما بنوشيد گفت: اى مرد سوالى دارم، بابايم حسين عليه السلام تشنه بود، آيا آبش دادند يا نه! گفتم: اى دختر نه والله، تا دم آخر مى فرمود: (اسقونى شربه من الما) مى فرمود: يك شربت آب به من بدهيد، ولى كسى او را آبش نداد بلكه جوابش را هم ندادند.
وقتى كه آن دختر اين سخن را از من شنيد، آب را نياشاميد، بعضى از بزرگان مى گويند اسم او حضرت رقيه خاتون عليه السلام بوده است.
یا علی
🏴🏳🏴🏳🏴
#الّلهُـمَّ_عَجِّــلْ_لِوَلِیِّکَـــ_الْفَـــرَج 🏴
@zendegishahid
BY داستان زندگی شهدا
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/zendegishahid/74771