group-telegram.com/Shbazneshasteganir/49583
Last Update:
روزنامه صمت در گفتوگو با محمدرضا جعفری، کارشناس توسعه و محیطزیست بررسی کرد:
طبقه کارگر و هشدار نارنجی گردوغبار
خشکیدگی سرزمین حالا وسعتی پهنه به پهنه ایران دارد. تغییرات اکولوژیکی و از بین رفتن اکوسیستمها و از ریخت افتادن زیست طبیعی چهرهای آشنا در سرتاسر ایران است. 4دهه توسعه ناموزون و نامتوازن یا همان بهرهبرداری حداکثری و غیرصیانتی و مخرب از زمین، آب و منابعطبیعی خود را اکنون در چهرههای خاکگرفته شهرها نشان داده است. خشکیدن تالابها، رودها و سفرههای زیرزمینی پیش از اینها رخ داده بود. اینها همه کانونهای نوظهور گردوغبار است.
ساختار حکمرانی منفعل و مدیریت باری به هر جهت که غرق در فساد و ناکارآمدی و بروکراسی تو در تو است، نشان داده، توانایی مقابله با این مسئله و با وضعیتهای بحرانی اینچنینی را ندارد و به طریق اولی، ناتوان از تغییر مسیر سیاستگذاری کلان در امر توسعه است؛ خوزستان، نمونهای زنده و حاضر است.
هشدار نارنجی صادرشده، یعنی خودمراقبتی و پایش فردی وضعیت بهلحاظ خودداری از مواجهه مستقیم با گردوغبار. در واقع امر، در شرایط کنونی که پدیده گردوغبار سلامت انسانّها را بهمخاطره انداخته است، مانند تمامی وضعیتهای بحرانی دیگر، مردم به خود وانهاده شدهاند تا شرایط را برای خود قابلزیست کنند. گرما و افزایش دما بیش از نرمال جهانی در اثر پدیده گرمایش زمین، آلودگی هوا ناشی از فعالیتهای نظارتنشده صنعتی ـ نفتی و خودروها، تورم و بیکاری و سرکوب اجتماعی و سیاسی، پیش از این از کیفیت زیست و تابآوری ساختاری در مقابل پدیدههای نامترقبه کاسته است.
➖ وضعیت بحرانی آلودگی برای طبقه کارگر شدت بیشتری دارد، بهویژه کارگران یدی، کارگران فضای باز، کشاورزان، رانندگان و کارگران ساختمانی و صنعتی. کارگران و فرودستان، قربانیان خط مقدم بحران محیطزیستی هستند. این طبقات معمولا در مناطقی زندگی یا کار میکنند که بیشترین آلودگی را دارد و کمترین دسترسی به امکانات درمانی و حفاظتی (مانند ماسکهای استاندارد یا تهویه مناسب) را دارند. این مسئله بهعنوان «تبعیض محیطزیستی» شناخته میشود. از سوی دیگر، فعالیتهای کاری این افراد در محیطهای باز و در مکانهایی است که امکان و توانایی ایزوله شدن را ندارند. فعالیت بدنی مداوم و سنگین، جزئی از روند کارشان است و بهدلیل مسائل مختلف اقتصادی و فقدان حمایتهای قانونی، مجبور به ادامه کار خود در شرایط بحرانی هستند؛ شرایطی که منجر به بیماری، آسیبدیدگی و ازکارفتادگی یا بازنشستگی پیش از موعد میشود.
در اوضاع بازار کار ایران، اعمال محدودیت ساعات کار، توقف فعالیت در محیط باز و آلوده و در نهایت تعطیلی کارگاه و کارخانه، باتوجه به سابقه موجود بهویژه در خوزستان، موردانتظار نیست. در صورت اعمال این موارد هم، مانند مثال نزدیک در جنگ ۱۲روزه، تعطیلی کارگاه و محل کار بهضرر کارگر با کاهش دستمزد و مرخصی اجباری همراه میشود. طبقه سرمایهدار و کارفرما همواره سود خود را بر شرایط کاری و سلامتی کارگر ارجح میداند و نیروی کار بنا به قانون بقا و الزام اقتصاد زیستی ـ معیشتی ناچار از تن دادن به کار تحت هر شرایطی است.
از سوی دیگر، تعطیلیهای مقطعی، بخش اداری و دولتی را هدف میگیرد و به دلایل ساختاری و قانونی، از شرایط کاری اکثریت کارگران چشم میپوشد. کار و قانون تامیناجتماعی یا درباره این موارد بحرانی سکوت کردهاند یا ابزارها و اراده لازم برای تامین منافع کارگران را ندارند. هرچه باشد، طبقه حاکم و سرمایهدار جدید در ایران پساانقلابی بهلحاظ جمعیتی و منافع، همپوشانی بالایی دارند.
در این شرایط، ساختار اقتصاد سیاسی حاکم، امکان فعالیتهای مستقل کارگری را از پیش سلب کرده است. کمیته حفاظت فنی که باید با حضور نماینده کارگران در کارگاهها برای نظارت بر اجرای آییننامه ایمنی و بهداشت محیط کار تشکیل شود، یا وجود ندارد یا صوری است و در واقعیت بیاختیار. الزام کارفرما و پیمانکاران به رعایت معیارهای الزامی شرایط کار و انجام تغییرات متناسب با پدیدههای جوی و حاد بهمنظور افزایش رفاه و تابآوری، جایی در مناسبات کار در ایران ندارد.
متن کامل را اینجا بخوانید
@Shbazneshasteganir
BY شورای بازنشستگان ایران

Share with your friend now:
group-telegram.com/Shbazneshasteganir/49583