Telegram Group & Telegram Channel
Critic channel
علاوه بر این، هرچه یک سیستم از حالت تعادل فاصله بیشتری بگیرد، پیش‌بینی رفتار آن به دلیل روابط نامشخص و پیچیده بین متغیرهای در حال تغییر، دشوارتر می‌شود. سیستم‌های دور از تعادل، نمونه‌هایی از نقاط آستانه هستند که در آنها، نوسانات کوچک می‌توانند به رفتارهای…
دلوز، برگسون و شهود

چگونه می‌توان بین این دیدگاه‌های به ظاهر متناقض از جهان تصمیم گرفت؟ از یک سو، جهان بلوکیِ جبری و آنتروپیک، و از سوی دیگر، مواجهه ما با پدیده‌ی خودسازمان‌دهی که از دل هرج و مرج، به سمت پیچیدگی در مقیاس‌های چندگانه حرکت می‌کند. این مسئله‌ای قابل توجه است، و دقیقاً مشکلی است که فلسفه‌ی ژیل دلوز از چندین مسیر به آن می‌پردازد. یکی از این مسیرها، مفهوم‌پردازیِ «شهود» و «دیرند» (duration) توسط هنری برگسون است، که در مواجهه با این مشکل بسیار مفید واقع می‌شود.

شورش برگسون علیه ایده‌های افلاطونی برای دلوز امری اساسی است؛ شورشی که برتراند راسل به شدت از آن انتقاد کرد، بر پایه‌ی چیزی که راسل آن را ناتوانی برگسون در درک درست ریاضیات و فیزیک می‌دانست (پتروف ۲۰۱۳: ۸۹۲). از نظر راسل، ریاضیات، تغییر—حتی تغییر مداوم—را به عنوان چیزی می‌فهمد که از مجموعه‌ای از «حالت‌ها» تشکیل شده است. برگسون، در مقابل، معتقد است که هیچ سلسله‌مرتبه‌ای از حالت‌ها نمی‌تواند نمایانگر چیزی باشد که به طور ذاتی در زمان پیوسته است. او استدلال می‌کند که «یک چیز در حال تغییر، هرگز در هیچ حالتی نیست»؛ ادعایی که روایت برگسون از شهود و دیرند نیز آن را تأیید می‌کند (پتروف ۲۰۱۳: ۸۹۵؛ راسل ۱۹۱۴: ۱۷).

ممکن است آنچه ما معمولاً به عنوان شهود می‌شناسیم، در واقع اصلاً شهود نباشند، بلکه صرفاً استفاده‌ای ضعیف و ناکارآمد از ظرفیت تأملی ما باشند—تأملی بر فرمول‌های منطقی ایستا که مبتنی بر دیدگاهی است که وجود قوانین تغییرناپذیر طبیعت را فرض می‌گیرد و آنها را تا به انتهای ظاهراً اجتناب‌ناپذیرشان دنبال می‌کند؛ جهانی جبری و بی‌زمان که با نوساناتی—که منجر به پیدایش تازگی و پیچیدگی‌هایی غیرقابل توضیح می‌شوند—قطع شده است. این همان نقطه‌ی آغاز اختلاف بین برگسون و آلبرت انیشتین بود، اختلافی که توسط راسل نیز دامن زده شد. تعهد راسخ برگسون به آنچه او «زمان فیلسوف» می‌نامید—یعنی دیرند و گرایش به شهود—او را به مقاومت در برابر ادعای انیشتین مبنی بر وجود تنها یک زمان، یعنی «زمان ابدی» فیزیکدانان و ریاضیدانان، سوق داد. این موضع‌گیری منجر به اتهامات متعددی شد مبنی بر اینکه برگسون نسبیت را درک نمی‌کند و بنابراین ماهیت واقعی واقعیت را نیز نمی‌فهمد (کانالس ۲۰۱۵: ۵).

احتمالاً ما تاریخچه‌ی مفهوم شهود را که دست‌کم از رنه دکارت آغاز می‌شود، فراموش کرده‌ایم. دکارت، علیرغم رد ادراک حسی و حافظه—حتی حافظه‌ی فکری و ریاضی—همچنان استدلال می‌کرد که «شهودهای ناب» قوی‌ترین منبع ایده‌ها هستند. بالاخره، دکارت چگونه به کشف «کوگیتو» (Cogito) رسید؟ حتی با کنار گذاشتن این پیشینه، ما به علم و روش علمی—به ویژه فیزیک و ریاضیات—روی آورده‌ایم تا جهان اطراف خود را درک کنیم. برای ما و برای دلوز، برگسون علاقه و اشتیاق ما را به «شهود زمانی» احیا می‌کند.

به گفته‌ی برگسون، تأمل عمیق او بر روی مفهوم «دیرند» بود که او را به سمت چیزی هدایت کرد که آن را «روش شهود» فلسفی نامید؛ روشی که در آن، شهود در تضاد با هوش قرار نمی‌گیرد (برگسون ۱۹۴۶: ۳۳). از نظر برگسون، آنچه رویکرد دوتایی کلاسیک به شهود و هوش را تضعیف می‌کند، این است که فضا، در واقع همان زمانِ عقلانی‌شده و بیرونی‌سازی‌شده است؛ بیرونی‌سازیِ دیرند زمانی درونی که او آن را به عنوان «تمدید بی‌وقفه‌ی گذشته به حالی که هم‌اکنون در حال ترکیب شدن با آینده است» تعریف می‌کند (۳۵). می‌توانیم به این امر به عنوان یک پیوستگی اشاره کنیم، البته نه پیوستگی ریاضیِ کلاسیکِ متشکل از نقاط بی‌نهایت کوچک روی یک خط، بلکه پیوستگی یک آگاهی بی‌واسطه که به سختی می‌توان آن را از موضوعش متمایز کرد. دیرند با آگاهی پایان نمی‌یابد، زیرا شهود نه تنها آگاهی، بلکه آنچه «حیاتی» است را نیز منعکس می‌کند. شهود، زندگی را به عنوان تکامل و دیرند در بر می‌گیرد، به طوری که هر دو واقعیت هستند (۳۶). این امر تا جایی پیش می‌رود که شهود هرگز ایستا نیست. همیشه با حرکت آغاز می‌شود، با درک حرکت به عنوان واقعیت و درک تغییر به عنوان امری ضروری (۳۷). «شهود، که با جریان دائمی و زنده زمان (دیرند) گره خورده است، توانایی درک این جریان بی‌وقفۀ تغییر و نوآوری غیرقابل پیش‌بینی را دارد. شهود به ما نشان می‌دهد که ذهن و آگاهی انسان محدود به آنچه در حال حاضر می‌داند یا دارد نیست، بلکه همیشه می‌تواند از درون خود، بینش‌ها و ایده‌های جدیدی خلق کند. به بیان دیگر، ذات واقعی معنویت و خلاقیت در همین توانایی بی‌پایان برای الهام گرفتن از درون و آفرینش چیزهای جدید نهفته است. بنابراین، واقعیتی که ما درک می‌کنیم، چیزی ایستا و ثابت نیست، بلکه واقعیتی پویا و زنده است که همواره در حال آفریده شدن است.» (۳۹). به این ترتیب است که شهود نیز یک بازتاب است؛ بازتاب ذهنی که از خود الهام می‌گیرد (۱۰۳).
۵
👍1



group-telegram.com/criticchannel/4550
Create:
Last Update:

دلوز، برگسون و شهود

چگونه می‌توان بین این دیدگاه‌های به ظاهر متناقض از جهان تصمیم گرفت؟ از یک سو، جهان بلوکیِ جبری و آنتروپیک، و از سوی دیگر، مواجهه ما با پدیده‌ی خودسازمان‌دهی که از دل هرج و مرج، به سمت پیچیدگی در مقیاس‌های چندگانه حرکت می‌کند. این مسئله‌ای قابل توجه است، و دقیقاً مشکلی است که فلسفه‌ی ژیل دلوز از چندین مسیر به آن می‌پردازد. یکی از این مسیرها، مفهوم‌پردازیِ «شهود» و «دیرند» (duration) توسط هنری برگسون است، که در مواجهه با این مشکل بسیار مفید واقع می‌شود.

شورش برگسون علیه ایده‌های افلاطونی برای دلوز امری اساسی است؛ شورشی که برتراند راسل به شدت از آن انتقاد کرد، بر پایه‌ی چیزی که راسل آن را ناتوانی برگسون در درک درست ریاضیات و فیزیک می‌دانست (پتروف ۲۰۱۳: ۸۹۲). از نظر راسل، ریاضیات، تغییر—حتی تغییر مداوم—را به عنوان چیزی می‌فهمد که از مجموعه‌ای از «حالت‌ها» تشکیل شده است. برگسون، در مقابل، معتقد است که هیچ سلسله‌مرتبه‌ای از حالت‌ها نمی‌تواند نمایانگر چیزی باشد که به طور ذاتی در زمان پیوسته است. او استدلال می‌کند که «یک چیز در حال تغییر، هرگز در هیچ حالتی نیست»؛ ادعایی که روایت برگسون از شهود و دیرند نیز آن را تأیید می‌کند (پتروف ۲۰۱۳: ۸۹۵؛ راسل ۱۹۱۴: ۱۷).

ممکن است آنچه ما معمولاً به عنوان شهود می‌شناسیم، در واقع اصلاً شهود نباشند، بلکه صرفاً استفاده‌ای ضعیف و ناکارآمد از ظرفیت تأملی ما باشند—تأملی بر فرمول‌های منطقی ایستا که مبتنی بر دیدگاهی است که وجود قوانین تغییرناپذیر طبیعت را فرض می‌گیرد و آنها را تا به انتهای ظاهراً اجتناب‌ناپذیرشان دنبال می‌کند؛ جهانی جبری و بی‌زمان که با نوساناتی—که منجر به پیدایش تازگی و پیچیدگی‌هایی غیرقابل توضیح می‌شوند—قطع شده است. این همان نقطه‌ی آغاز اختلاف بین برگسون و آلبرت انیشتین بود، اختلافی که توسط راسل نیز دامن زده شد. تعهد راسخ برگسون به آنچه او «زمان فیلسوف» می‌نامید—یعنی دیرند و گرایش به شهود—او را به مقاومت در برابر ادعای انیشتین مبنی بر وجود تنها یک زمان، یعنی «زمان ابدی» فیزیکدانان و ریاضیدانان، سوق داد. این موضع‌گیری منجر به اتهامات متعددی شد مبنی بر اینکه برگسون نسبیت را درک نمی‌کند و بنابراین ماهیت واقعی واقعیت را نیز نمی‌فهمد (کانالس ۲۰۱۵: ۵).

احتمالاً ما تاریخچه‌ی مفهوم شهود را که دست‌کم از رنه دکارت آغاز می‌شود، فراموش کرده‌ایم. دکارت، علیرغم رد ادراک حسی و حافظه—حتی حافظه‌ی فکری و ریاضی—همچنان استدلال می‌کرد که «شهودهای ناب» قوی‌ترین منبع ایده‌ها هستند. بالاخره، دکارت چگونه به کشف «کوگیتو» (Cogito) رسید؟ حتی با کنار گذاشتن این پیشینه، ما به علم و روش علمی—به ویژه فیزیک و ریاضیات—روی آورده‌ایم تا جهان اطراف خود را درک کنیم. برای ما و برای دلوز، برگسون علاقه و اشتیاق ما را به «شهود زمانی» احیا می‌کند.

به گفته‌ی برگسون، تأمل عمیق او بر روی مفهوم «دیرند» بود که او را به سمت چیزی هدایت کرد که آن را «روش شهود» فلسفی نامید؛ روشی که در آن، شهود در تضاد با هوش قرار نمی‌گیرد (برگسون ۱۹۴۶: ۳۳). از نظر برگسون، آنچه رویکرد دوتایی کلاسیک به شهود و هوش را تضعیف می‌کند، این است که فضا، در واقع همان زمانِ عقلانی‌شده و بیرونی‌سازی‌شده است؛ بیرونی‌سازیِ دیرند زمانی درونی که او آن را به عنوان «تمدید بی‌وقفه‌ی گذشته به حالی که هم‌اکنون در حال ترکیب شدن با آینده است» تعریف می‌کند (۳۵). می‌توانیم به این امر به عنوان یک پیوستگی اشاره کنیم، البته نه پیوستگی ریاضیِ کلاسیکِ متشکل از نقاط بی‌نهایت کوچک روی یک خط، بلکه پیوستگی یک آگاهی بی‌واسطه که به سختی می‌توان آن را از موضوعش متمایز کرد. دیرند با آگاهی پایان نمی‌یابد، زیرا شهود نه تنها آگاهی، بلکه آنچه «حیاتی» است را نیز منعکس می‌کند. شهود، زندگی را به عنوان تکامل و دیرند در بر می‌گیرد، به طوری که هر دو واقعیت هستند (۳۶). این امر تا جایی پیش می‌رود که شهود هرگز ایستا نیست. همیشه با حرکت آغاز می‌شود، با درک حرکت به عنوان واقعیت و درک تغییر به عنوان امری ضروری (۳۷). «شهود، که با جریان دائمی و زنده زمان (دیرند) گره خورده است، توانایی درک این جریان بی‌وقفۀ تغییر و نوآوری غیرقابل پیش‌بینی را دارد. شهود به ما نشان می‌دهد که ذهن و آگاهی انسان محدود به آنچه در حال حاضر می‌داند یا دارد نیست، بلکه همیشه می‌تواند از درون خود، بینش‌ها و ایده‌های جدیدی خلق کند. به بیان دیگر، ذات واقعی معنویت و خلاقیت در همین توانایی بی‌پایان برای الهام گرفتن از درون و آفرینش چیزهای جدید نهفته است. بنابراین، واقعیتی که ما درک می‌کنیم، چیزی ایستا و ثابت نیست، بلکه واقعیتی پویا و زنده است که همواره در حال آفریده شدن است.» (۳۹). به این ترتیب است که شهود نیز یک بازتاب است؛ بازتاب ذهنی که از خود الهام می‌گیرد (۱۰۳).
۵

BY Critic channel


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/criticchannel/4550

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Additionally, investors are often instructed to deposit monies into personal bank accounts of individuals who claim to represent a legitimate entity, and/or into an unrelated corporate account. To lend credence and to lure unsuspecting victims, perpetrators usually claim that their entity and/or the investment schemes are approved by financial authorities. In 2018, Russia banned Telegram although it reversed the prohibition two years later. Asked about its stance on disinformation, Telegram spokesperson Remi Vaughn told AFP: "As noted by our CEO, the sheer volume of information being shared on channels makes it extremely difficult to verify, so it's important that users double-check what they read." At the start of 2018, the company attempted to launch an Initial Coin Offering (ICO) which would enable it to enable payments (and earn the cash that comes from doing so). The initial signals were promising, especially given Telegram’s user base is already fairly crypto-savvy. It raised an initial tranche of cash – worth more than a billion dollars – to help develop the coin before opening sales to the public. Unfortunately, third-party sales of coins bought in those initial fundraising rounds raised the ire of the SEC, which brought the hammer down on the whole operation. In 2020, officials ordered Telegram to pay a fine of $18.5 million and hand back much of the cash that it had raised. "Russians are really disconnected from the reality of what happening to their country," Andrey said. "So Telegram has become essential for understanding what's going on to the Russian-speaking world."
from us


Telegram Critic channel
FROM American