Telegram Group & Telegram Channel
🔹🔹🔹

💠هفت خوان اسفندیار
       (شاهنامه فردوسی)
بازنویسی و روایت:
          حسن حاج صدری
👈قسمت هشتم


وقتی لشگریان بدون هیچ تلفاتی به خشکی رسیدند و مشغول استراحت و غذا خوردن شدند اسفندیار گرگسار را به حضور طلبید و گفت:
ای گرگسار اکنون ما از خطر نجات یافتیم و تو باید راستگویی پیشه کنی و در حمله به رویین دژ مرا راهنمایی و یاری نمایی
اگر من بر رویین دژ تسلط یابم بزرگان توران را از دم تیغ می‌گذرانم و سر ارجاسب تورانی را به انتقام لهراسب و فرشیدورد از تن جدا خواهم کرد
من کشور توران را در زیر سم اسبان شیران جنگجوی خود ویران خواهم کرد و جگر تورانیان را به تیر می‌دوزم و زنان و کودکانشان را به اسارت خواهم گرفت

دل گرگسار اندر آن تنگ شد
زبان و روانش پر از جنگ شد

بدو گفت: تا چند گویی چنین
که بر تو مبادا به داد آفرین

همه اختر بد به جان تو باد
بریده به خنجر میان تو باد

به خاک اندر افکنده پر خون تنت
زمین بستر و گور پیراهنت

ز گفتار او تیز شد شهریار
برآشفت با تنگدل گرگسار

یکی تیغ هندی بزد بر سرش
ز تارک به دو نیمه شد تا برش

به دریا فکندندش اندر زمان
خور ماهیان شد تن بدگمان

اسفندیار سوار بر اسب خود شد و با سپاهیانش حرکت کرد. وقتی به نزدیکی‌های رویین دژ رسید از تپه‌ای بالا رفت و دژ را از نظر گذراند
برخلاف تصور اسفندیار که دژ را دست یافتنی می‌پنداشت این دژ قلعه بزرگی بود با دیوارهای آهنین و پهن که چهار سوار بر روی دیوار آن می‌توانستند حرکت کنند. طول و عرض این دژ فرسنگ‌ها بود و به گمان اسفندیار هیچ لشکری نمی‌توانست به آن نفوذ پیدا کند اسفندیار با شگفتی و ناباوری آهی تاسف بار از دل برکشید و با خود گفت: افسوس از آن همه رنج و زحمت و نبردهای مهلک بیهوده زیرا این دژ با حمله سپاهیان دست نایافتنی است اسفندیار همینطور که دژ و بیابان‌های اطراف آن را مشاهده می‌کرد دو تن از تورانیان را دید که در دشت پیش می‌روند
اسفندیار بلافاصله اسب خود را به حرکت درآورد و در حالی که نیزه‌ای به دست گرفته بود به تورانیان نزدیک شد و آنها را از اسب به زیر کشید

بپرسید و گفت: این دژ نامدار
چه جای است و چند است در وی سوار

ز ارجاسب چندی سخن راندند
همه دفتر دژ بر او خواندند

که بالا و پهنای دژ را ببین
دری سوی ایران، دری سوی چین

بدو اندرون تیغ زن صد هزار
سواران گردنکش نامدار

همه پیش ارجاسب چون بنده‌اند
به فرمان و رایش سرافکنده‌اند

اگر در ببندد به ده سال شاه
خورش هست چندان که خواهد سپاه

وگر خواهد از چین و ماچین سوار
بیاید برش نامور صد هزار

🔰رفتن اسفندیار به روین دژ در پوشش بازرگان

اسفندیار پس از نابودی تورانیان به سراپرده خود بازگشت و به فکر فرو رفت. آنگاه پشوتن را احضار کرد و گفت: من به این نتیجه رسیدم که اگر سال‌ها این دژ را به محاصره خود درآوریم هرگز نمی‌توانیم به آن نفوذ کنیم لذا من باید از جان خود بگذرم و به تنهایی با حیله ای کارساز به دژ نفوذ کنم و چاره‌اندیشی نمایم
ای پشوتن تو سپاه را آماده و مهیای جنگ نگاه دار من در لباس یک بازرگان به دژ نفوذ خواهم کرد و هویت خود را پنهان می‌کنم
وظیفه تو آن است که دیده بانان سپاه را شب و روز آماده نگاه داری اگر در روز دود آتشی دیدند یا شب شعله‌های آتش فراوانی را مشاهده کردند در آن صورت با سپاهیان آماده درفش مرا برمی‌افرازی و جلوی سپاه حرکت می‌کنی و خود را اسفندیار می‌خوانی و به دژ حمله خواهی کرد
آنگاه اسفندیار:

از آن جایگه ساروان را بخواند
به پیش پشوتن به زانو نشاند

بدو گفت صد بار کش سرخ موی
بیاور سرافراز با رنگ و بوی

از آن ده شتر بار دینار کرد
دگر پنج دیبای چین بار کرد

دگر پنج هر گونه‌ای گوهران
یکی تخت زرین و تاجی گران

بیاورد صندوق هشتاد جفت
همه بند صندوق‌ها در نهفت

صد و شصت مرد از یلان برگزید
کز ایشان نهانش نیاید پدید

یلان را به صندوق‌ها در نشاند
بنه بر نهاد و از آنجا براند

تنی بیست از نامداران اوی
سرافراز و خنجرگزاران اوی

بفرمود تا بر سر کاروان
بوند این گرانمایگان ساروان

سپهبد به دژ روی بنهاد تفت
به کردار بازارگانان برفت

به پای اندرون کفش و بر تن گلیم
به بار اندرون گوهر و زرّ و سیم


      🌺[⬅️ادب و اندیشه➡️]🌺
🆔https://www.group-telegram.com/us/hajsadri.com
👍3



group-telegram.com/hajsadri/29893
Create:
Last Update:

🔹🔹🔹

💠هفت خوان اسفندیار
       (شاهنامه فردوسی)
بازنویسی و روایت:
          حسن حاج صدری
👈قسمت هشتم


وقتی لشگریان بدون هیچ تلفاتی به خشکی رسیدند و مشغول استراحت و غذا خوردن شدند اسفندیار گرگسار را به حضور طلبید و گفت:
ای گرگسار اکنون ما از خطر نجات یافتیم و تو باید راستگویی پیشه کنی و در حمله به رویین دژ مرا راهنمایی و یاری نمایی
اگر من بر رویین دژ تسلط یابم بزرگان توران را از دم تیغ می‌گذرانم و سر ارجاسب تورانی را به انتقام لهراسب و فرشیدورد از تن جدا خواهم کرد
من کشور توران را در زیر سم اسبان شیران جنگجوی خود ویران خواهم کرد و جگر تورانیان را به تیر می‌دوزم و زنان و کودکانشان را به اسارت خواهم گرفت

دل گرگسار اندر آن تنگ شد
زبان و روانش پر از جنگ شد

بدو گفت: تا چند گویی چنین
که بر تو مبادا به داد آفرین

همه اختر بد به جان تو باد
بریده به خنجر میان تو باد

به خاک اندر افکنده پر خون تنت
زمین بستر و گور پیراهنت

ز گفتار او تیز شد شهریار
برآشفت با تنگدل گرگسار

یکی تیغ هندی بزد بر سرش
ز تارک به دو نیمه شد تا برش

به دریا فکندندش اندر زمان
خور ماهیان شد تن بدگمان

اسفندیار سوار بر اسب خود شد و با سپاهیانش حرکت کرد. وقتی به نزدیکی‌های رویین دژ رسید از تپه‌ای بالا رفت و دژ را از نظر گذراند
برخلاف تصور اسفندیار که دژ را دست یافتنی می‌پنداشت این دژ قلعه بزرگی بود با دیوارهای آهنین و پهن که چهار سوار بر روی دیوار آن می‌توانستند حرکت کنند. طول و عرض این دژ فرسنگ‌ها بود و به گمان اسفندیار هیچ لشکری نمی‌توانست به آن نفوذ پیدا کند اسفندیار با شگفتی و ناباوری آهی تاسف بار از دل برکشید و با خود گفت: افسوس از آن همه رنج و زحمت و نبردهای مهلک بیهوده زیرا این دژ با حمله سپاهیان دست نایافتنی است اسفندیار همینطور که دژ و بیابان‌های اطراف آن را مشاهده می‌کرد دو تن از تورانیان را دید که در دشت پیش می‌روند
اسفندیار بلافاصله اسب خود را به حرکت درآورد و در حالی که نیزه‌ای به دست گرفته بود به تورانیان نزدیک شد و آنها را از اسب به زیر کشید

بپرسید و گفت: این دژ نامدار
چه جای است و چند است در وی سوار

ز ارجاسب چندی سخن راندند
همه دفتر دژ بر او خواندند

که بالا و پهنای دژ را ببین
دری سوی ایران، دری سوی چین

بدو اندرون تیغ زن صد هزار
سواران گردنکش نامدار

همه پیش ارجاسب چون بنده‌اند
به فرمان و رایش سرافکنده‌اند

اگر در ببندد به ده سال شاه
خورش هست چندان که خواهد سپاه

وگر خواهد از چین و ماچین سوار
بیاید برش نامور صد هزار

🔰رفتن اسفندیار به روین دژ در پوشش بازرگان

اسفندیار پس از نابودی تورانیان به سراپرده خود بازگشت و به فکر فرو رفت. آنگاه پشوتن را احضار کرد و گفت: من به این نتیجه رسیدم که اگر سال‌ها این دژ را به محاصره خود درآوریم هرگز نمی‌توانیم به آن نفوذ کنیم لذا من باید از جان خود بگذرم و به تنهایی با حیله ای کارساز به دژ نفوذ کنم و چاره‌اندیشی نمایم
ای پشوتن تو سپاه را آماده و مهیای جنگ نگاه دار من در لباس یک بازرگان به دژ نفوذ خواهم کرد و هویت خود را پنهان می‌کنم
وظیفه تو آن است که دیده بانان سپاه را شب و روز آماده نگاه داری اگر در روز دود آتشی دیدند یا شب شعله‌های آتش فراوانی را مشاهده کردند در آن صورت با سپاهیان آماده درفش مرا برمی‌افرازی و جلوی سپاه حرکت می‌کنی و خود را اسفندیار می‌خوانی و به دژ حمله خواهی کرد
آنگاه اسفندیار:

از آن جایگه ساروان را بخواند
به پیش پشوتن به زانو نشاند

بدو گفت صد بار کش سرخ موی
بیاور سرافراز با رنگ و بوی

از آن ده شتر بار دینار کرد
دگر پنج دیبای چین بار کرد

دگر پنج هر گونه‌ای گوهران
یکی تخت زرین و تاجی گران

بیاورد صندوق هشتاد جفت
همه بند صندوق‌ها در نهفت

صد و شصت مرد از یلان برگزید
کز ایشان نهانش نیاید پدید

یلان را به صندوق‌ها در نشاند
بنه بر نهاد و از آنجا براند

تنی بیست از نامداران اوی
سرافراز و خنجرگزاران اوی

بفرمود تا بر سر کاروان
بوند این گرانمایگان ساروان

سپهبد به دژ روی بنهاد تفت
به کردار بازارگانان برفت

به پای اندرون کفش و بر تن گلیم
به بار اندرون گوهر و زرّ و سیم


      🌺[⬅️ادب و اندیشه➡️]🌺
🆔https://www.group-telegram.com/us/hajsadri.com

BY ️ادب واندیشه




Share with your friend now:
group-telegram.com/hajsadri/29893

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Telegram was co-founded by Pavel and Nikolai Durov, the brothers who had previously created VKontakte. VK is Russia’s equivalent of Facebook, a social network used for public and private messaging, audio and video sharing as well as online gaming. In January, SimpleWeb reported that VK was Russia’s fourth most-visited website, after Yandex, YouTube and Google’s Russian-language homepage. In 2016, Forbes’ Michael Solomon described Pavel Durov (pictured, below) as the “Mark Zuckerberg of Russia.” Emerson Brooking, a disinformation expert at the Atlantic Council's Digital Forensic Research Lab, said: "Back in the Wild West period of content moderation, like 2014 or 2015, maybe they could have gotten away with it, but it stands in marked contrast with how other companies run themselves today." The next bit isn’t clear, but Durov reportedly claimed that his resignation, dated March 21st, was an April Fools’ prank. TechCrunch implies that it was a matter of principle, but it’s hard to be clear on the wheres, whos and whys. Similarly, on April 17th, the Moscow Times quoted Durov as saying that he quit the company after being pressured to reveal account details about Ukrainians protesting the then-president Viktor Yanukovych. As such, the SC would like to remind investors to always exercise caution when evaluating investment opportunities, especially those promising unrealistically high returns with little or no risk. Investors should also never deposit money into someone’s personal bank account if instructed. The regulator took order for the search and seizure operation from Judge Purushottam B Jadhav, Sebi Special Judge / Additional Sessions Judge.
from us


Telegram ️ادب واندیشه
FROM American