Telegram Group & Telegram Channel
🔴 سقوط روی دور تند و سرنوشت بقاع متبرکه

#علیرضا_مکرمی

🔸سرعت تحولات در سوریه بسیار بالا بود، فقط چند دقیقه از انتشار آخرین تحلیلم از حوادث شامات گذشته بود که خبر آمد دمشق سقوط کرد و کار اسد تمام شد، سقوط شهرهای جنوبی سوریه السویدا و درعا و قنیطره هم در نوع خود خیلی عجیب بود، عجیب از آن جهت که بدون هماهنگی با جبهه های شرق و شمال و صرفا توسط مسلحین محلی از سیطره اسد خارج شدند. فضای سیاسی سوریه بگونه ای شده بود که گویی گروههای مختلف سوری در رسیدن به دمشق مسابقه گذاشته بودند، پوسیدگی استخوانهای رژیم اسد واضح ترین امر سیاسی این روزهای خاورمیانه بود.

اوایل شهریور۹۶ به محض فرود هواپیمای حامل مستشاران ایرانی در دمشق سریعا به مکان امنی در نزدیکی فرودگاه هدایت شدیم. آنموقع علاوه بر مناطق شمالی سوریه حدود یک چهارم دمشق نیز در تصرف مسلحین بود و گاها باند فرودگاه هدف حملات خمپاره ای قرار میگرفت. یکی از فرماندهان نیروی قدس به جمع ما تازه رسیده ها آمد و در خلال خوشامدگویی به نکته ی تکان دهنده ای اشاره کرد؛ «هر آنچه درباره سوریه در ایران از مقامات نظامی و رسانه های رسمی و غیر رسمی شنیده اید را وانهید، آنچه الان میگویم واقعیت ماجرای سوریه است، ما جبهه مقاومت (اتحاد ایران، روسیه، ارتش اسد و حزب الله) فقط 25 درصد خاک سوریه را در دست داریم، 50 درصد سوریه در دست داعش و الباقی در اختیار جبهه النصره و ارتش آزاد(تحریر الشام فعلی) قرار دارد» همینجا بود که متوجه شدم؛ برخلاف آنچه که در ایران به خورد ما داده شده بود رژیم اسد واجد مشروعیت مردمی نیست. اساسا اگر رژیمی برخوردار از حمایت مردمی باشد خصوص آنکه بر خلاف رقبایش دارای موشک و جنگنده هم باشد قطعا شکست و عقب نشینی برایش معنی نخواهد داشت.

آنموقع بشار اسد از شانس بزرگ ظهور داعش بهرمند گشت، بعبارتی خوی وحشیانه داعش موجب تقویت پایگاه اجتماعی از دست رفته اسد در جامعه ی سوری شد، همین اتفاق کافی بود تا اسد توان اجرای سیاست نظامی سرزمین سوخته را بیابد و بتواند تمام رقبایش را تارومار کند.

از سال ۹۶ به بعد جبهه تحریر الشام و ارتش آزاد محدود به استان ادلب و در محاصره کامل ارتش اسد به سختی به زیست سیاسی و اقتصادی خود ادامه دادند، اما توانستند به مدد اتصال زمینی به ترکیه به آموزش های نوین نظامی و تسلیح رزمندگان خود مبادرت ورزند، آنها در وضعیتی شبیه حماس در حصر غزه مترصد فرصتی مناسب برای حمله بودند، اما بر خلاف حماس در فرصت شناسی زمان حمله موفق عمل کردند، مسلحین درست در موقعیتی تاختند که به واسطه انفعال شدید رژیم اسد در برابر حملات مکرر اسرائیل به خاک سوریه در پسا هفت اکتبر، اندک اعتبار و کاریزمای ضدصهیونی خاندان اسد نیز فروریخته بود.

در حالی که شهرهای سوریه یکی پس از دیگری طعم سقوط را می چشیدند و شهر حمص هدف بعدی مخالفان بود، جنگجویان تحریرالشام و ارتش آزاد ناگهان حمص را دور زده و بر خلاف انتظارات به سمت دمشق کمانه کردند. اولین اتفاق، تصرف منطقه مهم دوما در حومه دمشق بود. اینجا بود که بشار اسد پیشنهاد گفتگو و تدوین قانون اساسی جدید را به مخالفان ارائه داد، اما از ظواهر امر کاملا پیدا بود که موضوعیت و فرصت بررسی این مدل پیشنهادات اسد از کف رفته است.

موقعیت فعلی سوریه بازگشت به نقطه ۲۰۱۱ بود، همانموقع به سهولت میشد با برگزاری انتخابات آزاد مانع از جنگ داخلی، ظهور داعش و مرگ نیم میلیون نفر شد، اما حلقه سیاستمداران انتصابی و ژنرالهای پرمدعای ایرانی که اساسا صنمی با مواهب دموکراسی ندارند بشار اسد را تشویق به ادامه حکومت و جنگ با مخالفان کردند و شد آنچه نباید میشد.

با فتح دمشق توسط تحریر الشام و ارتش آزاد سرنوشت بقاع متبرکه دمشق در حاله ای از ابهام و نگرانی است، در زمان حضورم در سوریه با تعداد زیادی از نیروهای ارتش اسد درباره دلایل حملات مسلحین به منطقه زینبیه دمشق به گفتگو نشستم، نظر غالب آنها این بود؛ به علت حمایت یکطرفه ایران از اسد، از منظر مسلحین حمله به زینبیه به مثابه حمله به منافع و مرکز تجمع مستشاران ایران شمرده میشود و این حملات ارتباط محکمی با تضادهای اعتقادی نداشته و بیشتر به عصبیت شدید مسلحین نسبت به سیاست های ایران در سوریه برمیگردد. ناگفته نماند که بر خلاف جنگ با داعش، جنگ ارتش اسد با مسلحین جنگ بین هموطنان سوری محسوب میشد و طبعا آگاهی از نگرش دینی و اندیشه سیاسی طرفین، به سهولت در دسترس دو طرف جنگ بود.

خودداری از پذیرش پناهندگی بشار اسد یگانه تصمیم درست ایران در بحران سوریه بود که در راستای مصالحه با تحریر الشام و حفظ بقاع متبرکه قابل ارزیابی می باشد، اما میزان موفقیت این سیاست دیرهنگام بستگی به حوادث پیش رو و توان بهره برداری ایران از ظرفیت های ترکیه و آمریکا به ترتیب در بین فرماندهان ارتش آزاد(SNA) و نیروهای دموکراتیک القسد(SDF) دارد.

🇮🇷 @dolat_irani



group-telegram.com/dolat_irani/1496
Create:
Last Update:

🔴 سقوط روی دور تند و سرنوشت بقاع متبرکه

#علیرضا_مکرمی

🔸سرعت تحولات در سوریه بسیار بالا بود، فقط چند دقیقه از انتشار آخرین تحلیلم از حوادث شامات گذشته بود که خبر آمد دمشق سقوط کرد و کار اسد تمام شد، سقوط شهرهای جنوبی سوریه السویدا و درعا و قنیطره هم در نوع خود خیلی عجیب بود، عجیب از آن جهت که بدون هماهنگی با جبهه های شرق و شمال و صرفا توسط مسلحین محلی از سیطره اسد خارج شدند. فضای سیاسی سوریه بگونه ای شده بود که گویی گروههای مختلف سوری در رسیدن به دمشق مسابقه گذاشته بودند، پوسیدگی استخوانهای رژیم اسد واضح ترین امر سیاسی این روزهای خاورمیانه بود.

اوایل شهریور۹۶ به محض فرود هواپیمای حامل مستشاران ایرانی در دمشق سریعا به مکان امنی در نزدیکی فرودگاه هدایت شدیم. آنموقع علاوه بر مناطق شمالی سوریه حدود یک چهارم دمشق نیز در تصرف مسلحین بود و گاها باند فرودگاه هدف حملات خمپاره ای قرار میگرفت. یکی از فرماندهان نیروی قدس به جمع ما تازه رسیده ها آمد و در خلال خوشامدگویی به نکته ی تکان دهنده ای اشاره کرد؛ «هر آنچه درباره سوریه در ایران از مقامات نظامی و رسانه های رسمی و غیر رسمی شنیده اید را وانهید، آنچه الان میگویم واقعیت ماجرای سوریه است، ما جبهه مقاومت (اتحاد ایران، روسیه، ارتش اسد و حزب الله) فقط 25 درصد خاک سوریه را در دست داریم، 50 درصد سوریه در دست داعش و الباقی در اختیار جبهه النصره و ارتش آزاد(تحریر الشام فعلی) قرار دارد» همینجا بود که متوجه شدم؛ برخلاف آنچه که در ایران به خورد ما داده شده بود رژیم اسد واجد مشروعیت مردمی نیست. اساسا اگر رژیمی برخوردار از حمایت مردمی باشد خصوص آنکه بر خلاف رقبایش دارای موشک و جنگنده هم باشد قطعا شکست و عقب نشینی برایش معنی نخواهد داشت.

آنموقع بشار اسد از شانس بزرگ ظهور داعش بهرمند گشت، بعبارتی خوی وحشیانه داعش موجب تقویت پایگاه اجتماعی از دست رفته اسد در جامعه ی سوری شد، همین اتفاق کافی بود تا اسد توان اجرای سیاست نظامی سرزمین سوخته را بیابد و بتواند تمام رقبایش را تارومار کند.

از سال ۹۶ به بعد جبهه تحریر الشام و ارتش آزاد محدود به استان ادلب و در محاصره کامل ارتش اسد به سختی به زیست سیاسی و اقتصادی خود ادامه دادند، اما توانستند به مدد اتصال زمینی به ترکیه به آموزش های نوین نظامی و تسلیح رزمندگان خود مبادرت ورزند، آنها در وضعیتی شبیه حماس در حصر غزه مترصد فرصتی مناسب برای حمله بودند، اما بر خلاف حماس در فرصت شناسی زمان حمله موفق عمل کردند، مسلحین درست در موقعیتی تاختند که به واسطه انفعال شدید رژیم اسد در برابر حملات مکرر اسرائیل به خاک سوریه در پسا هفت اکتبر، اندک اعتبار و کاریزمای ضدصهیونی خاندان اسد نیز فروریخته بود.

در حالی که شهرهای سوریه یکی پس از دیگری طعم سقوط را می چشیدند و شهر حمص هدف بعدی مخالفان بود، جنگجویان تحریرالشام و ارتش آزاد ناگهان حمص را دور زده و بر خلاف انتظارات به سمت دمشق کمانه کردند. اولین اتفاق، تصرف منطقه مهم دوما در حومه دمشق بود. اینجا بود که بشار اسد پیشنهاد گفتگو و تدوین قانون اساسی جدید را به مخالفان ارائه داد، اما از ظواهر امر کاملا پیدا بود که موضوعیت و فرصت بررسی این مدل پیشنهادات اسد از کف رفته است.

موقعیت فعلی سوریه بازگشت به نقطه ۲۰۱۱ بود، همانموقع به سهولت میشد با برگزاری انتخابات آزاد مانع از جنگ داخلی، ظهور داعش و مرگ نیم میلیون نفر شد، اما حلقه سیاستمداران انتصابی و ژنرالهای پرمدعای ایرانی که اساسا صنمی با مواهب دموکراسی ندارند بشار اسد را تشویق به ادامه حکومت و جنگ با مخالفان کردند و شد آنچه نباید میشد.

با فتح دمشق توسط تحریر الشام و ارتش آزاد سرنوشت بقاع متبرکه دمشق در حاله ای از ابهام و نگرانی است، در زمان حضورم در سوریه با تعداد زیادی از نیروهای ارتش اسد درباره دلایل حملات مسلحین به منطقه زینبیه دمشق به گفتگو نشستم، نظر غالب آنها این بود؛ به علت حمایت یکطرفه ایران از اسد، از منظر مسلحین حمله به زینبیه به مثابه حمله به منافع و مرکز تجمع مستشاران ایران شمرده میشود و این حملات ارتباط محکمی با تضادهای اعتقادی نداشته و بیشتر به عصبیت شدید مسلحین نسبت به سیاست های ایران در سوریه برمیگردد. ناگفته نماند که بر خلاف جنگ با داعش، جنگ ارتش اسد با مسلحین جنگ بین هموطنان سوری محسوب میشد و طبعا آگاهی از نگرش دینی و اندیشه سیاسی طرفین، به سهولت در دسترس دو طرف جنگ بود.

خودداری از پذیرش پناهندگی بشار اسد یگانه تصمیم درست ایران در بحران سوریه بود که در راستای مصالحه با تحریر الشام و حفظ بقاع متبرکه قابل ارزیابی می باشد، اما میزان موفقیت این سیاست دیرهنگام بستگی به حوادث پیش رو و توان بهره برداری ایران از ظرفیت های ترکیه و آمریکا به ترتیب در بین فرماندهان ارتش آزاد(SNA) و نیروهای دموکراتیک القسد(SDF) دارد.

🇮🇷 @dolat_irani

BY دولت ایرانی


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/dolat_irani/1496

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Channels are not fully encrypted, end-to-end. All communications on a Telegram channel can be seen by anyone on the channel and are also visible to Telegram. Telegram may be asked by a government to hand over the communications from a channel. Telegram has a history of standing up to Russian government requests for data, but how comfortable you are relying on that history to predict future behavior is up to you. Because Telegram has this data, it may also be stolen by hackers or leaked by an internal employee. "For Telegram, accountability has always been a problem, which is why it was so popular even before the full-scale war with far-right extremists and terrorists from all over the world," she told AFP from her safe house outside the Ukrainian capital. To that end, when files are actively downloading, a new icon now appears in the Search bar that users can tap to view and manage downloads, pause and resume all downloads or just individual items, and select one to increase its priority or view it in a chat. Since its launch in 2013, Telegram has grown from a simple messaging app to a broadcast network. Its user base isn’t as vast as WhatsApp’s, and its broadcast platform is a fraction the size of Twitter, but it’s nonetheless showing its use. While Telegram has been embroiled in controversy for much of its life, it has become a vital source of communication during the invasion of Ukraine. But, if all of this is new to you, let us explain, dear friends, what on Earth a Telegram is meant to be, and why you should, or should not, need to care. In the United States, Telegram's lower public profile has helped it mostly avoid high level scrutiny from Congress, but it has not gone unnoticed.
from in


Telegram دولت ایرانی
FROM American