هلن با صدای بلند به او گفت: «میوریل یادش رفته که قرار بوده کفشای مَنو بیاره. دیشب بهش تلفن زدم و گفتم، ولی باز یادش رفت، واسه همین آقای لاکلی۱۰ مَنو آورده که اونا رو بردارم.» زن هم چاق بود، البته نه به چاقی شوهرش. موموی۱۱ صورتیرنگی پوشیده بود که رویَش خورشیدهای آزتک داشت و موهایش رگههای طلایی داشت. با وقار و روی گشاده، از روی شنها آمد این طرف. نیل چرخید و خودش را معرفی کرد. بعد او را آورد کنار ماشین و جینی را معرفی کرد. زن گفت «از ملاقات شما خوشوقتم. شما همان خانمی هستید که حالش زیاد خوب نیست؟» جینی گفت: «من حالم خوب است.» «خُب، حالا که اینجایید، بهتر است بیایید تو. توی این گرما نمانید.» مرد نزدیکتر آمده بود. گفت: «ما آنتو، تهویهٔ مطبوع داریم.» داشت ماشین را برانداز میکرد و نگاهش، در عین مهربانی، تحقیرآمیز بود. جینی گفت: «ما فقط آمدهایم آن کفشها را برداریم.» زن که اسمش جون بود، گفت: «حالا که اینجایید، باید بیایید تو.» میخندید، انگار امتناع آنها از تو رفتن، شوخیِ شرمآوری باشد. «بیایید تو و کمی استراحت کنید.» نیل گفت: «نمیخواهیم مزاحم شامتان بشویم.» مت گفت: «ما شاممان را خوردهایم. زود شام میخوریم.» جون گفت: «ولی چند جور چیلی مانده. باید بیایید تو و کمک کنید آن چیلیها را تمام کنیم.» جینی گفت: «خیلی متشکرم. ولی گمان نمیکنم بتوانم چیزی بخورم. وقتی هوا اینقدر گرم است، اصلاً اشتها ندارم.»
هلن با صدای بلند به او گفت: «میوریل یادش رفته که قرار بوده کفشای مَنو بیاره. دیشب بهش تلفن زدم و گفتم، ولی باز یادش رفت، واسه همین آقای لاکلی۱۰ مَنو آورده که اونا رو بردارم.» زن هم چاق بود، البته نه به چاقی شوهرش. موموی۱۱ صورتیرنگی پوشیده بود که رویَش خورشیدهای آزتک داشت و موهایش رگههای طلایی داشت. با وقار و روی گشاده، از روی شنها آمد این طرف. نیل چرخید و خودش را معرفی کرد. بعد او را آورد کنار ماشین و جینی را معرفی کرد. زن گفت «از ملاقات شما خوشوقتم. شما همان خانمی هستید که حالش زیاد خوب نیست؟» جینی گفت: «من حالم خوب است.» «خُب، حالا که اینجایید، بهتر است بیایید تو. توی این گرما نمانید.» مرد نزدیکتر آمده بود. گفت: «ما آنتو، تهویهٔ مطبوع داریم.» داشت ماشین را برانداز میکرد و نگاهش، در عین مهربانی، تحقیرآمیز بود. جینی گفت: «ما فقط آمدهایم آن کفشها را برداریم.» زن که اسمش جون بود، گفت: «حالا که اینجایید، باید بیایید تو.» میخندید، انگار امتناع آنها از تو رفتن، شوخیِ شرمآوری باشد. «بیایید تو و کمی استراحت کنید.» نیل گفت: «نمیخواهیم مزاحم شامتان بشویم.» مت گفت: «ما شاممان را خوردهایم. زود شام میخوریم.» جون گفت: «ولی چند جور چیلی مانده. باید بیایید تو و کمک کنید آن چیلیها را تمام کنیم.» جینی گفت: «خیلی متشکرم. ولی گمان نمیکنم بتوانم چیزی بخورم. وقتی هوا اینقدر گرم است، اصلاً اشتها ندارم.»
In a message on his Telegram channel recently recounting the episode, Durov wrote: "I lost my company and my home, but would do it again – without hesitation." The next bit isn’t clear, but Durov reportedly claimed that his resignation, dated March 21st, was an April Fools’ prank. TechCrunch implies that it was a matter of principle, but it’s hard to be clear on the wheres, whos and whys. Similarly, on April 17th, the Moscow Times quoted Durov as saying that he quit the company after being pressured to reveal account details about Ukrainians protesting the then-president Viktor Yanukovych. For tech stocks, “the main thing is yields,” Essaye said. Since January 2022, the SC has received a total of 47 complaints and enquiries on illegal investment schemes promoted through Telegram. These fraudulent schemes offer non-existent investment opportunities, promising very attractive and risk-free returns within a short span of time. They commonly offer unrealistic returns of as high as 1,000% within 24 hours or even within a few hours. On Telegram’s website, it says that Pavel Durov “supports Telegram financially and ideologically while Nikolai (Duvov)’s input is technological.” Currently, the Telegram team is based in Dubai, having moved around from Berlin, London and Singapore after departing Russia. Meanwhile, the company which owns Telegram is registered in the British Virgin Islands.
from ms