group-telegram.com/zirebaranyadeyar/89856
Create:
Last Update:
Last Update:
از راه رسیدم اول جاده رسید
معشوقهٔ زیبا دلِ این خسته خرید
چندی که گذشت از ستم ودلبری اش
با دست خودش گرفتش از دلم امید
غمنامه ی کشتنِ مرا ساده نوشت
افسانه ی ویران شدنم هیچ ندید
تـا دید که در پای دلش حلقه زدم
سرشاخه ی امیدِ مرا یکسره چید
او دید همه دل شده فرش قدمش
امّا ضربانِ کُندِ قلبم نشنید
بیچاره دلم سر به گریبان شد و لال
تا پای دل از دیده ی خونبار کشید
با سوز تمام زخم ها با سِتمش
ویرانه ی دردی به دل خسته تنید
تنهایی ام افزون شد و رفتم به فنا
یار از دل ما رفته پیِ یار جدید
آسایش و آرامش من داد به باد
بدبخت دلی هم که به بام او پرید
اصلا پس از این تکیه شوم قلبم را
هر چند که برگ و بارم از شاخه تکید
حتما برسد به آخر این سردی و سوز
روییدن "پونه" را بهار ، داد نوید
#افسانه_احمدی_پونه
─┅─═ঊঈ🍃🌸🍃ঊঈ═─┅─
#شماره_ثبت۱۳۵۷۹۱
BY زیرباران ☔️
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/zirebaranyadeyar/89856