Telegram Group & Telegram Channel
📗مصائب هستی‌شناسی

✍️#علیرضاموثق

۱) بیایید با تخیل، خودمان را در بیابانی که تاریک مطلق است قرار دهیم. در بیابانی که کوچکترین نوری، حتی از جانب آسمان و ماه و ستارگان وجود ندارد؛ زیرا هوا ابری است. ما در این بیابان تاریک، تنها یک فانوس کوچک داریم (بخوان عقل و ادراکات حسی) که دامنه‌ای محدود را برای مشاهده روشن می‌کند.

در موقعیت موصوف، ما به کمک عقل و ادراکات حسی که رابطه‌ای دیالکتیکی و متقابل دارند (عقل بدون داده‌های حسی، کور است و امکان فعالیت ندارد و به اعوجاج و هذیان مبتلا می‌شود)، به نحو کلی و مبهم و اجمالی، متوجه می‌شویم که فراسوی فانوس کم نور ما، چیزی وجود دارد (پهنهٔ بیابان)، اما قادر به شناخت آن نیستیم.

۲) عقل، نوعی قابلیت و توانایی در مغز ماست که با ابزار و روش و منبعی به نام استدلال و ادراکات حسی، به شناسایی جهان واقع می‌پردازد (در اینجا بدن و حتی خود عقل و ذهن نیز جزئی از جهان واقع محسوب می‌شود). وقتی حقیقت و چیستیِ جهان واقع، موضوع و ابژهٔ تفکر و شناخت ما قرار می‌گیرد، مفهوم «آنتولوژی و هستی‌شناسی» را مراد می‌کنم و آنگاه که ویژگی‌ها و حدود و تنگناها و میزانِ واقع‌نمایی و مکانیزم عقل و قوهٔ فاهمه جهت شناخت جهان واقع، موضوع و ابژهٔ تفکر قرار می‌گیرد، مفهوم «اپیستمولوژی و معرفت‌شناسی» مدنظرم می‌باشد.

۳) در طول تاریخ تفکر، برخی از متفکران مثل سقراط و خصوصاً کانت (به نحو اساسی و متمرکز) به معرفت‌شناسی و تنگناهای قوهٔ فاهمه و شناخت انسان پرداختند و ظرائفی را برایمان روشن نمودند. در جهان سنت، غالباً عقل را آینه‌ای می‌دیدند که حداکثر، کمی زنگار دارد و اگر کمی گرد و غبار را از روی آینهٔ عقل بزداییم، حقیقت جهان واقع در آن آشکار می‌شود. «آشکارگی حقیقت و سهل‌الوصول بودن جذب و هضمش» یکی از مفروضات خطا و شایع در جهان سنت بود. متفکرین به محدودیت‌های عقل، یا توجه نداشتند و یا برخی نوادر، به نحو عمیق و گسترده به این امر تفطن نداشتند.

در جهان مدرن، کانت و دیگر فلاسفه و معرفت‌شناسان، به ما اصناف محدودیت در قوهٔ فاهمه و نقش عوامل غیرمعرفتی در روند تفکر را نشان دادند. نیچه از نقش ارادهٔ قدرت در سرشت و سرنوشت نوع بشر سخن گفت و مارکس پای مناسبات اقتصادی و اجتماعی را به میان کشید و فروید به نقش ضمیر ناخودآگاه و لیبیدو اشاره نمود و ویتگنشتاین، محدودیت و امکانات و رهزنی «زبان» را مطرح ساخت، یعنی همگی به سهم علل «غیرمعرفتی» در «معرفت نسبت به جهان واقع» نظر کردند.

کانت به ما نشان داد که عقل، آینه‌ای نیست که جهان واقع و هستی را دقیقاً مطابق با واقع، بازنمایی کند، بلکه قالب‌ها و فیلترها و لنزهای پیشینی دارد؛ شبیه به چشمی‌ست که به نحو ساختاری و ذاتی، مجبور است همیشه از پشت عینکی رنگی و کبود به جهان نگاه کند. در راستای همین معرفت‌شناسی توسط فلاسفه، علاوه بر توضیحات کانت در خصوص قالب‌ها و فیلترها و لنزهای ساختاری و پیشینی در عقل، فلاسفهٔ دیگر به گرانبار بودن مشاهدات حسی ما از مفروضات و تئوری‌ها و نیز به حیث تاریخی تفکر اشاره کردند و آشکار ساختند که مشاهدهٔ خالص و ناب و فراتاریخی برای انسان ممکن نیست.

۴) در این قسمت از سخن، علاوه بر تمثیل «بیابان تاریک و فانوس»، از تمثیلی دیگر جهت ایضاح مفهومی و بیان مراد نیز استفاده می‌کنم؛ از تمثیل «قایق و اقیانوس». بیایید در عالم تخیل، به دو هزار سال قبل سفر کنیم...

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل: تلگراف (مشاهده فوری) یا سایت «ملیون ایران» (اینجا)
زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۸۷ واژه


#فلسفیدن #هستی‌کاوی #نقد_ادیان



🌾@Naqdagin



group-telegram.com/Naqdagin/6717
Create:
Last Update:

📗مصائب هستی‌شناسی

✍️#علیرضاموثق

۱) بیایید با تخیل، خودمان را در بیابانی که تاریک مطلق است قرار دهیم. در بیابانی که کوچکترین نوری، حتی از جانب آسمان و ماه و ستارگان وجود ندارد؛ زیرا هوا ابری است. ما در این بیابان تاریک، تنها یک فانوس کوچک داریم (بخوان عقل و ادراکات حسی) که دامنه‌ای محدود را برای مشاهده روشن می‌کند.

در موقعیت موصوف، ما به کمک عقل و ادراکات حسی که رابطه‌ای دیالکتیکی و متقابل دارند (عقل بدون داده‌های حسی، کور است و امکان فعالیت ندارد و به اعوجاج و هذیان مبتلا می‌شود)، به نحو کلی و مبهم و اجمالی، متوجه می‌شویم که فراسوی فانوس کم نور ما، چیزی وجود دارد (پهنهٔ بیابان)، اما قادر به شناخت آن نیستیم.

۲) عقل، نوعی قابلیت و توانایی در مغز ماست که با ابزار و روش و منبعی به نام استدلال و ادراکات حسی، به شناسایی جهان واقع می‌پردازد (در اینجا بدن و حتی خود عقل و ذهن نیز جزئی از جهان واقع محسوب می‌شود). وقتی حقیقت و چیستیِ جهان واقع، موضوع و ابژهٔ تفکر و شناخت ما قرار می‌گیرد، مفهوم «آنتولوژی و هستی‌شناسی» را مراد می‌کنم و آنگاه که ویژگی‌ها و حدود و تنگناها و میزانِ واقع‌نمایی و مکانیزم عقل و قوهٔ فاهمه جهت شناخت جهان واقع، موضوع و ابژهٔ تفکر قرار می‌گیرد، مفهوم «اپیستمولوژی و معرفت‌شناسی» مدنظرم می‌باشد.

۳) در طول تاریخ تفکر، برخی از متفکران مثل سقراط و خصوصاً کانت (به نحو اساسی و متمرکز) به معرفت‌شناسی و تنگناهای قوهٔ فاهمه و شناخت انسان پرداختند و ظرائفی را برایمان روشن نمودند. در جهان سنت، غالباً عقل را آینه‌ای می‌دیدند که حداکثر، کمی زنگار دارد و اگر کمی گرد و غبار را از روی آینهٔ عقل بزداییم، حقیقت جهان واقع در آن آشکار می‌شود. «آشکارگی حقیقت و سهل‌الوصول بودن جذب و هضمش» یکی از مفروضات خطا و شایع در جهان سنت بود. متفکرین به محدودیت‌های عقل، یا توجه نداشتند و یا برخی نوادر، به نحو عمیق و گسترده به این امر تفطن نداشتند.

در جهان مدرن، کانت و دیگر فلاسفه و معرفت‌شناسان، به ما اصناف محدودیت در قوهٔ فاهمه و نقش عوامل غیرمعرفتی در روند تفکر را نشان دادند. نیچه از نقش ارادهٔ قدرت در سرشت و سرنوشت نوع بشر سخن گفت و مارکس پای مناسبات اقتصادی و اجتماعی را به میان کشید و فروید به نقش ضمیر ناخودآگاه و لیبیدو اشاره نمود و ویتگنشتاین، محدودیت و امکانات و رهزنی «زبان» را مطرح ساخت، یعنی همگی به سهم علل «غیرمعرفتی» در «معرفت نسبت به جهان واقع» نظر کردند.

کانت به ما نشان داد که عقل، آینه‌ای نیست که جهان واقع و هستی را دقیقاً مطابق با واقع، بازنمایی کند، بلکه قالب‌ها و فیلترها و لنزهای پیشینی دارد؛ شبیه به چشمی‌ست که به نحو ساختاری و ذاتی، مجبور است همیشه از پشت عینکی رنگی و کبود به جهان نگاه کند. در راستای همین معرفت‌شناسی توسط فلاسفه، علاوه بر توضیحات کانت در خصوص قالب‌ها و فیلترها و لنزهای ساختاری و پیشینی در عقل، فلاسفهٔ دیگر به گرانبار بودن مشاهدات حسی ما از مفروضات و تئوری‌ها و نیز به حیث تاریخی تفکر اشاره کردند و آشکار ساختند که مشاهدهٔ خالص و ناب و فراتاریخی برای انسان ممکن نیست.

۴) در این قسمت از سخن، علاوه بر تمثیل «بیابان تاریک و فانوس»، از تمثیلی دیگر جهت ایضاح مفهومی و بیان مراد نیز استفاده می‌کنم؛ از تمثیل «قایق و اقیانوس». بیایید در عالم تخیل، به دو هزار سال قبل سفر کنیم...

🌐 مطالعهٔ ادامه و متن کامل: تلگراف (مشاهده فوری) یا سایت «ملیون ایران» (اینجا)
زمان مطالعه: ۹ دقیقه
🔖 ۱۷۸۷ واژه


#فلسفیدن #هستی‌کاوی #نقد_ادیان



🌾@Naqdagin

BY نقدآگین




Share with your friend now:
group-telegram.com/Naqdagin/6717

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Given the pro-privacy stance of the platform, it’s taken as a given that it’ll be used for a number of reasons, not all of them good. And Telegram has been attached to a fair few scandals related to terrorism, sexual exploitation and crime. Back in 2015, Vox described Telegram as “ISIS’ app of choice,” saying that the platform’s real use is the ability to use channels to distribute material to large groups at once. Telegram has acted to remove public channels affiliated with terrorism, but Pavel Durov reiterated that he had no business snooping on private conversations. Continuing its crackdown against entities allegedly involved in a front-running scam using messaging app Telegram, Sebi on Thursday carried out search and seizure operations at the premises of eight entities in multiple locations across the country. At this point, however, Durov had already been working on Telegram with his brother, and further planned a mobile-first social network with an explicit focus on anti-censorship. Later in April, he told TechCrunch that he had left Russia and had “no plans to go back,” saying that the nation was currently “incompatible with internet business at the moment.” He added later that he was looking for a country that matched his libertarian ideals to base his next startup. Since its launch in 2013, Telegram has grown from a simple messaging app to a broadcast network. Its user base isn’t as vast as WhatsApp’s, and its broadcast platform is a fraction the size of Twitter, but it’s nonetheless showing its use. While Telegram has been embroiled in controversy for much of its life, it has become a vital source of communication during the invasion of Ukraine. But, if all of this is new to you, let us explain, dear friends, what on Earth a Telegram is meant to be, and why you should, or should not, need to care.
from no


Telegram نقدآگین
FROM American