Telegram Group & Telegram Channel
زخم زدن به طبیعت

روز پنج‌شنبه تصمیم گرفتیم به کوه برویم و همان جا هم بخوابیم. وقتی آنجا رسیدیم، شب شده بود. آسمان پر از ستاره بود و جز سکوت، صدایی شنیده نمی‌شد. با خودم گفتم تا دیروقت بیدار می‌مانم و کنار آتش می‌نشینم و به ستاره‌ها نگاه می‌کنم. اما حس نشستن و بیدارماندن نداشتم. گفتم صبح زود بیدار می‌شوم و به کوه می‌روم و ساعت‌ها در سکوت می‌نویسم. اما شب چون جای خوابم خشک و سرد بود، تا صبح بیدار بودم.

وقتی از چادر بیرون آمدم، خورشید تازه طلوع می‌کرد و گوشم پر از صدای طبیعت شد. پرنده‌ها انگار با هم مسابقهٔ آوازخوانی گذاشته بودند. کوه‌های سرسبز پیشِ رویم بود و نسیمِ خنکی به صورتم می‌خورد. هوا جون می‌داد برای نوشتن. باز هم ننوشتم. نه کوه، و نه صدای طبیعت ذوق نوشتن را در من برانگیخت. خودم را زدم به بی‌خیالی و هر کاری کردم، جز خواندن و نوشتن. ظرف‌ها را شستم، کوه رفتم و سبزی کوهی چیدم، به منظره نگریستم و به هر چیزی جز نوشتن اندیشیدم.

گاهی هرآنچه که باید باشد هست، اما حسِ انجام‌دادن کاری که دوست داری، نیست. حتی اگر از قبل برایش برنامه‌ریزی کرده باشی. من به عشق نوشتن در سکوت به کوه می‌روم. سختی‌هایش را به جان می‌خرم که حال و هوایم عوض و ذهنم آزاد شود. اما هر بار که به کوه و دشت و جنگل می‌روم، ذهنم راکد می‌شود. همهٔ احساساتم خاموش و فقط می‌توانم بیننده و شنونده باشم. آن هم نه بیننده‌ای که خوب می‌بیند و خوب می‌شنود. به این می‌اندیشم که طبیعت از دست‌درازی ما آدم‌ها چه احساسی دارد. مثل بچه‌ای بی‌حوصله به‌دور خودم می‌چرخم و آشفته و گذرا به اطرافم می‌نگرم.

حس می‌کنم اندک شماری از آدم‌ها هستند که زیبایی‌های طبیعت را خوب می‌بینند و خوب می‌شنوند. گذشته از دیدن و شنیدن و درکِ طبیعت، خیلی‌ها حتی نمی‌خواهند با طبیعت آن‌طور که شایسته است، برخورد کنند. هرجا که می‌روی، آدم‌ها ردی از خود در طبیعت به‌جا گذاشته‌اند. هرکسی به سهمِ خود، زخمی به آن می‌زند و می‌رود. یکی اشغال می‌ریزد و دیگری شاخهٔ درختان را می‌شکند و آن یکی هم با بی‌رحمی تمام، ریشهٔ گیاهان دارویی را نابود می‌کند، یا می‌افتد به جان جانورانش. آلودگی هم که جای خود دارد.

هنوز برایم قابل‌درک نیست که چرا آدم‌ها چنین رفتاری با طبیعت دارند و چرا زیبایی‌هایش را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند، اگر مراقبش نباشند روزی از بین خواهد رفت. خصلت گندی که ما انسان‌ها داریم، این است که خیال می‌کنیم داشته‌ها همیشگی‌اند و تمامی ندارند. آینده را درست برای خودمان معنی نمی‌کنیم و در فکر آیندگان هم نیستیم.

دیروز چتربازها بالای سرمان با ارتفاع زیادی پرواز می‌کردند. همیشه دلم می‌خواهد روزی این ورزش را امتحان کنم. مدتی نگاهشان کردم و خودم را جای آنها گذاشتم. حسِ قشنگ پروازکردن دارد. از آن بالا همه چیز دیدنی‌تر است. زمین و کوه و دشت و طبیعت. بخشِ زیادی از زشتی‌هایی که آدم‌ها در طبیعت از خود به‌جایی می‌گذارند هم دیده نمی‌شود. زمین همه چیز به ما می‌بخشد و ما برای نابودی آن می‌کوشیم.
#giyaband
#یادداشت‌نویسی
👌3



group-telegram.com/giyabanb/935
Create:
Last Update:

زخم زدن به طبیعت

روز پنج‌شنبه تصمیم گرفتیم به کوه برویم و همان جا هم بخوابیم. وقتی آنجا رسیدیم، شب شده بود. آسمان پر از ستاره بود و جز سکوت، صدایی شنیده نمی‌شد. با خودم گفتم تا دیروقت بیدار می‌مانم و کنار آتش می‌نشینم و به ستاره‌ها نگاه می‌کنم. اما حس نشستن و بیدارماندن نداشتم. گفتم صبح زود بیدار می‌شوم و به کوه می‌روم و ساعت‌ها در سکوت می‌نویسم. اما شب چون جای خوابم خشک و سرد بود، تا صبح بیدار بودم.

وقتی از چادر بیرون آمدم، خورشید تازه طلوع می‌کرد و گوشم پر از صدای طبیعت شد. پرنده‌ها انگار با هم مسابقهٔ آوازخوانی گذاشته بودند. کوه‌های سرسبز پیشِ رویم بود و نسیمِ خنکی به صورتم می‌خورد. هوا جون می‌داد برای نوشتن. باز هم ننوشتم. نه کوه، و نه صدای طبیعت ذوق نوشتن را در من برانگیخت. خودم را زدم به بی‌خیالی و هر کاری کردم، جز خواندن و نوشتن. ظرف‌ها را شستم، کوه رفتم و سبزی کوهی چیدم، به منظره نگریستم و به هر چیزی جز نوشتن اندیشیدم.

گاهی هرآنچه که باید باشد هست، اما حسِ انجام‌دادن کاری که دوست داری، نیست. حتی اگر از قبل برایش برنامه‌ریزی کرده باشی. من به عشق نوشتن در سکوت به کوه می‌روم. سختی‌هایش را به جان می‌خرم که حال و هوایم عوض و ذهنم آزاد شود. اما هر بار که به کوه و دشت و جنگل می‌روم، ذهنم راکد می‌شود. همهٔ احساساتم خاموش و فقط می‌توانم بیننده و شنونده باشم. آن هم نه بیننده‌ای که خوب می‌بیند و خوب می‌شنود. به این می‌اندیشم که طبیعت از دست‌درازی ما آدم‌ها چه احساسی دارد. مثل بچه‌ای بی‌حوصله به‌دور خودم می‌چرخم و آشفته و گذرا به اطرافم می‌نگرم.

حس می‌کنم اندک شماری از آدم‌ها هستند که زیبایی‌های طبیعت را خوب می‌بینند و خوب می‌شنوند. گذشته از دیدن و شنیدن و درکِ طبیعت، خیلی‌ها حتی نمی‌خواهند با طبیعت آن‌طور که شایسته است، برخورد کنند. هرجا که می‌روی، آدم‌ها ردی از خود در طبیعت به‌جا گذاشته‌اند. هرکسی به سهمِ خود، زخمی به آن می‌زند و می‌رود. یکی اشغال می‌ریزد و دیگری شاخهٔ درختان را می‌شکند و آن یکی هم با بی‌رحمی تمام، ریشهٔ گیاهان دارویی را نابود می‌کند، یا می‌افتد به جان جانورانش. آلودگی هم که جای خود دارد.

هنوز برایم قابل‌درک نیست که چرا آدم‌ها چنین رفتاری با طبیعت دارند و چرا زیبایی‌هایش را نمی‌بینند و درک نمی‌کنند، اگر مراقبش نباشند روزی از بین خواهد رفت. خصلت گندی که ما انسان‌ها داریم، این است که خیال می‌کنیم داشته‌ها همیشگی‌اند و تمامی ندارند. آینده را درست برای خودمان معنی نمی‌کنیم و در فکر آیندگان هم نیستیم.

دیروز چتربازها بالای سرمان با ارتفاع زیادی پرواز می‌کردند. همیشه دلم می‌خواهد روزی این ورزش را امتحان کنم. مدتی نگاهشان کردم و خودم را جای آنها گذاشتم. حسِ قشنگ پروازکردن دارد. از آن بالا همه چیز دیدنی‌تر است. زمین و کوه و دشت و طبیعت. بخشِ زیادی از زشتی‌هایی که آدم‌ها در طبیعت از خود به‌جایی می‌گذارند هم دیده نمی‌شود. زمین همه چیز به ما می‌بخشد و ما برای نابودی آن می‌کوشیم.
#giyaband
#یادداشت‌نویسی

BY سراچه| گیابند ابراهیم زاده


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/giyabanb/935

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Unlike Silicon Valley giants such as Facebook and Twitter, which run very public anti-disinformation programs, Brooking said: "Telegram is famously lax or absent in its content moderation policy." In addition, Telegram now supports the use of third-party streaming tools like OBS Studio and XSplit to broadcast live video, allowing users to add overlays and multi-screen layouts for a more professional look. False news often spreads via public groups, or chats, with potentially fatal effects. Although some channels have been removed, the curation process is considered opaque and insufficient by analysts. The regulator took order for the search and seizure operation from Judge Purushottam B Jadhav, Sebi Special Judge / Additional Sessions Judge.
from no


Telegram سراچه| گیابند ابراهیم زاده
FROM American