Telegram Group & Telegram Channel
آموزشِ گفتاری‌نویسی (۱۴)

صرفِ فعل در گفتاری‌نویسی

آوردن (اُوُردن)
اوردم، اوردی، اورد، اوردیم، اوردین، اوردن
می‌اوردم، می‌اوردی، می‌اورد، می‌اوردیم، می‌اوردین، می‌اوردن
نیُوُردم، نیُوُردی، نیُوُرد، نیُوُردیم، نیُوُردین، نیُوُردن
می‌آرم، می‌آری، می‌آره، می‌آریم، می‌آرین، می‌آرن
بیارم، بیاری، بیاره، بیاریم، بیارین، بیارن
نیارم، نیاری، نیاره، نیاریم، نیارین، نیارن

افتادن
می‌افتادم، می‌افتادی، می‌افتاد، می‌افتادیم، می‌افتادین، می‌افتادن
نیفتادم، نیفتادی، نیفتاد، نیفتادیم، نیفتادین، نیفتادن
می‌افتم، می‌افتی، می‌افته، می‌افتیم، می‌افتین، می‌افتن
بیفتم، بیفتی، بیفته، بیفتیم، بیفتین، بیفتن
نیفتم، نیفتی، نیفته، نیفتیم، نیفتین، نیفتن

انداختن
ننداختم، ننداختی، ننداخت، ننداختیم، ننداختین، ننداختن
می‌ندازم، می‌ندازی، می‌ندازه، می‌ندازیم، می‌ندازین، می‌ندازن
بندازم، بندازی، بندازه، بندازیم، بندازین، بندازن
نندازم، نندازی، نندازه، نندازیم، نندازین، نندازن

اومدن (آمدن)
اومدم، اومدی، اومد، اومدیم، اومدین، اومدن
می‌اومدم، می‌اومدی، می‌اومد، می‌اومدیم، می‌اومدین، می‌اومدن
نیومدم، نیومدی، نیومد، نیومدیم، نیومدین، نیومدن
می‌آم، می‌آی، می‌آد، می‌آیْم، می‌آیْن، می‌آن
بیام، بیای، بیاد، بیایْم، بیایْن، بیان
نیام، نیای، نیاد، نیایْم، نیایْن، نیان

پاییدن
می‌پام، می‌پای، می‌پاد، می‌پایْم، می‌پایْن، می‌پان
بپام، بپای، بپاد، بپایْم، بپایْن، بپان
نپام، نپای، نپاد، نپایْم، نپایْن، نپان

تونستن (توانستن)
تونستم، تونستی، تونست، تونستیم، تونستین، تونستن
می‌تونم، می‌تونی، می‌تونه، می‌تونیم، می‌تونین، می‌تونن
بتونم، بتونی، بتونه، بتونیم، بتونین، بتونن
نتونم، نتونی، نتونه، نتونیم، نتونین، نتونن

چاییدن
می‌چام، می‌چای، می‌چاد، می‌چایْم، می‌چایْن، می‌چان
بچام، بچای، بچاد، بچایْم، بچایْن، بچان
نچام، نچای، نچاد، نچایْم، نچایْن، نچان

خواستن
می‌خوام، می‌خوای، می‌خواد، می‌خوایْم، می‌خوایْن، می‌خوان
بخوام، بخوای، بخواد، بخوایْم، بخوایْن، بخوان
نخوام، نخوای، نخواد، نخوایْم، نخوایْن، نخوان

دادن
می‌دم، می‌دی، می‌ده، می‌دیم، می‌دین، می‌دن
بدم، بدی، بده، بدیم، بدین، بدن
ندم، ندی، نده، ندیم، ندین، ندن

رفتن
می‌رم، می‌ری، می‌ره، می‌ریم، می‌رین، می‌رن
برم، بری، بره، بریم، برین، برن
نرم، نری، نره، نریم، نرین، نرن

زاییدن
می‌زام، می‌زای، می‌زاد، می‌زایْم، می‌زایْن، می‌زان
بزام، بزای، بزاد، بزایْم، بزایْن، بزان
نزام، نزای، نزاد، نزایْم، نزایْن، نزان

شدن
می‌شم، می‌شی، می‌شه، می‌شیم، می‌شین، می‌شن
بشم، بشی، بشه، بشیم، بشین، بشن
نشم، نشی، نشه، نشیم، نشین، نشن
خوب شم، خوب شی، خوب شه، خوب شیم، خوب شین، خوب شن

شکستن
می‌شکنم، می‌شکنی، می‌شکنه، می‌شکنیم، می‌شکنین، می‌شکنن
بشکنم، بشکنی، بشکنه، بشکنیم، بشکنین، بشکنن
نشکنم، نشکنی، نشکنه، نشکنیم، نشکنین، نشکنن

گاییدن
می‌گام، می‌گای، می‌گاد، می‌گایْم، می‌گایْن، می‌گان
بگام، بگای، بگاد، بگایْم، بگایْن، بگان
نگام، نگای، نگاد، نگایْم، نگایْن، نگان

گذاشتن
نذاشتم، نذاشتی، نذاشت، نذاشتیم، نذاشتین، نذاشتن
می‌ذارم، می‌ذاری، می‌ذاره، می‌ذاریم، می‌ذارین، می‌ذارن
بذارم، بذاری، بذاره، بذاریم، بذارین، بذارن
نذارم، نذاری، نذاره، نذاریم، نذارین، نذارن

گفتن
می‌گم، می‌گی، می‌گه، می‌گیم، می‌گین، می‌گن
بگم، بگی، بگه، بگیم، بگین، بگن
نگم، نگی، نگه، نگیم، نگین، نگن

نشستن
می‌شینم، می‌شینی، می‌شینه، می‌شینیم، می‌شینین، می‌شینن
بشینم، بشینی، بشینه، بشینیم، بشینین، بشینن
نشینم، نشینی، نشینه، نشینیم، نشینین، نشینن

وای‌سادن (واایستادن)
وای‌سادم، وای‌سادی، وای‌ساد، وای‌سادیم، وای‌سادین، وای‌سادن
وای‌نسادم، وای‌نسادی، وای‌نساد، وای‌نسادیم، وای‌نسادین، وای‌نسادن
وای‌می‌سم، وای‌می‌سی، وای‌می‌سه، وای‌می‌سیم، وای‌می‌سین، وای‌می‌سن
وای‌سم، وای‌سی، وای‌سه، وای‌سیم، وای‌سین، وای‌سن
وای‌نسم، وای‌نسی، وای‌نسه، وای‌نسیم، وای‌نسین، وای‌نسن

#گفتاری‌نویسی
#بهروز صفرزاده
پنج‌شنبه ۱۴۰۲/۸/۴
10👍6😁6👏2



group-telegram.com/gozinguye/18789
Create:
Last Update:

آموزشِ گفتاری‌نویسی (۱۴)

صرفِ فعل در گفتاری‌نویسی

آوردن (اُوُردن)
اوردم، اوردی، اورد، اوردیم، اوردین، اوردن
می‌اوردم، می‌اوردی، می‌اورد، می‌اوردیم، می‌اوردین، می‌اوردن
نیُوُردم، نیُوُردی، نیُوُرد، نیُوُردیم، نیُوُردین، نیُوُردن
می‌آرم، می‌آری، می‌آره، می‌آریم، می‌آرین، می‌آرن
بیارم، بیاری، بیاره، بیاریم، بیارین، بیارن
نیارم، نیاری، نیاره، نیاریم، نیارین، نیارن

افتادن
می‌افتادم، می‌افتادی، می‌افتاد، می‌افتادیم، می‌افتادین، می‌افتادن
نیفتادم، نیفتادی، نیفتاد، نیفتادیم، نیفتادین، نیفتادن
می‌افتم، می‌افتی، می‌افته، می‌افتیم، می‌افتین، می‌افتن
بیفتم، بیفتی، بیفته، بیفتیم، بیفتین، بیفتن
نیفتم، نیفتی، نیفته، نیفتیم، نیفتین، نیفتن

انداختن
ننداختم، ننداختی، ننداخت، ننداختیم، ننداختین، ننداختن
می‌ندازم، می‌ندازی، می‌ندازه، می‌ندازیم، می‌ندازین، می‌ندازن
بندازم، بندازی، بندازه، بندازیم، بندازین، بندازن
نندازم، نندازی، نندازه، نندازیم، نندازین، نندازن

اومدن (آمدن)
اومدم، اومدی، اومد، اومدیم، اومدین، اومدن
می‌اومدم، می‌اومدی، می‌اومد، می‌اومدیم، می‌اومدین، می‌اومدن
نیومدم، نیومدی، نیومد، نیومدیم، نیومدین، نیومدن
می‌آم، می‌آی، می‌آد، می‌آیْم، می‌آیْن، می‌آن
بیام، بیای، بیاد، بیایْم، بیایْن، بیان
نیام، نیای، نیاد، نیایْم، نیایْن، نیان

پاییدن
می‌پام، می‌پای، می‌پاد، می‌پایْم، می‌پایْن، می‌پان
بپام، بپای، بپاد، بپایْم، بپایْن، بپان
نپام، نپای، نپاد، نپایْم، نپایْن، نپان

تونستن (توانستن)
تونستم، تونستی، تونست، تونستیم، تونستین، تونستن
می‌تونم، می‌تونی، می‌تونه، می‌تونیم، می‌تونین، می‌تونن
بتونم، بتونی، بتونه، بتونیم، بتونین، بتونن
نتونم، نتونی، نتونه، نتونیم، نتونین، نتونن

چاییدن
می‌چام، می‌چای، می‌چاد، می‌چایْم، می‌چایْن، می‌چان
بچام، بچای، بچاد، بچایْم، بچایْن، بچان
نچام، نچای، نچاد، نچایْم، نچایْن، نچان

خواستن
می‌خوام، می‌خوای، می‌خواد، می‌خوایْم، می‌خوایْن، می‌خوان
بخوام، بخوای، بخواد، بخوایْم، بخوایْن، بخوان
نخوام، نخوای، نخواد، نخوایْم، نخوایْن، نخوان

دادن
می‌دم، می‌دی، می‌ده، می‌دیم، می‌دین، می‌دن
بدم، بدی، بده، بدیم، بدین، بدن
ندم، ندی، نده، ندیم، ندین، ندن

رفتن
می‌رم، می‌ری، می‌ره، می‌ریم، می‌رین، می‌رن
برم، بری، بره، بریم، برین، برن
نرم، نری، نره، نریم، نرین، نرن

زاییدن
می‌زام، می‌زای، می‌زاد، می‌زایْم، می‌زایْن، می‌زان
بزام، بزای، بزاد، بزایْم، بزایْن، بزان
نزام، نزای، نزاد، نزایْم، نزایْن، نزان

شدن
می‌شم، می‌شی، می‌شه، می‌شیم، می‌شین، می‌شن
بشم، بشی، بشه، بشیم، بشین، بشن
نشم، نشی، نشه، نشیم، نشین، نشن
خوب شم، خوب شی، خوب شه، خوب شیم، خوب شین، خوب شن

شکستن
می‌شکنم، می‌شکنی، می‌شکنه، می‌شکنیم، می‌شکنین، می‌شکنن
بشکنم، بشکنی، بشکنه، بشکنیم، بشکنین، بشکنن
نشکنم، نشکنی، نشکنه، نشکنیم، نشکنین، نشکنن

گاییدن
می‌گام، می‌گای، می‌گاد، می‌گایْم، می‌گایْن، می‌گان
بگام، بگای، بگاد، بگایْم، بگایْن، بگان
نگام، نگای، نگاد، نگایْم، نگایْن، نگان

گذاشتن
نذاشتم، نذاشتی، نذاشت، نذاشتیم، نذاشتین، نذاشتن
می‌ذارم، می‌ذاری، می‌ذاره، می‌ذاریم، می‌ذارین، می‌ذارن
بذارم، بذاری، بذاره، بذاریم، بذارین، بذارن
نذارم، نذاری، نذاره، نذاریم، نذارین، نذارن

گفتن
می‌گم، می‌گی، می‌گه، می‌گیم، می‌گین، می‌گن
بگم، بگی، بگه، بگیم، بگین، بگن
نگم، نگی، نگه، نگیم، نگین، نگن

نشستن
می‌شینم، می‌شینی، می‌شینه، می‌شینیم، می‌شینین، می‌شینن
بشینم، بشینی، بشینه، بشینیم، بشینین، بشینن
نشینم، نشینی، نشینه، نشینیم، نشینین، نشینن

وای‌سادن (واایستادن)
وای‌سادم، وای‌سادی، وای‌ساد، وای‌سادیم، وای‌سادین، وای‌سادن
وای‌نسادم، وای‌نسادی، وای‌نساد، وای‌نسادیم، وای‌نسادین، وای‌نسادن
وای‌می‌سم، وای‌می‌سی، وای‌می‌سه، وای‌می‌سیم، وای‌می‌سین، وای‌می‌سن
وای‌سم، وای‌سی، وای‌سه، وای‌سیم، وای‌سین، وای‌سن
وای‌نسم، وای‌نسی، وای‌نسه، وای‌نسیم، وای‌نسین، وای‌نسن

#گفتاری‌نویسی
#بهروز صفرزاده
پنج‌شنبه ۱۴۰۲/۸/۴

BY گزین‌گویه‌ها


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/gozinguye/18789

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Pavel Durov, a billionaire who embraces an all-black wardrobe and is often compared to the character Neo from "the Matrix," funds Telegram through his personal wealth and debt financing. And despite being one of the world's most popular tech companies, Telegram reportedly has only about 30 employees who defer to Durov for most major decisions about the platform. Ukrainian forces have since put up a strong resistance to the Russian troops amid the war that has left hundreds of Ukrainian civilians, including children, dead, according to the United Nations. Ukrainian and international officials have accused Russia of targeting civilian populations with shelling and bombardments. The regulator took order for the search and seizure operation from Judge Purushottam B Jadhav, Sebi Special Judge / Additional Sessions Judge. Additionally, investors are often instructed to deposit monies into personal bank accounts of individuals who claim to represent a legitimate entity, and/or into an unrelated corporate account. To lend credence and to lure unsuspecting victims, perpetrators usually claim that their entity and/or the investment schemes are approved by financial authorities. He adds: "Telegram has become my primary news source."
from ru


Telegram گزین‌گویه‌ها
FROM American