Telegram Group & Telegram Channel

نامه سرگشاده سایه صیدال از زندان قرچک

در میانه‌ی «جنایت دو سویه»؛ صدای زندانیان سیاسی باشیم

سایه صیدال، زندانی سیاسی، در هنگام شروع درگیری اسرائیل و جمهوری اسلامی، طی بیانیه‌ای خواستار تعلیق حبس زندانیان سیاسی شده بود، حالا پس از بمباران اوین و انتقال به زندان قرچک نامه تازه‌ای نوشته و خواستار آزادی زندانیان شده است. متن این نامه به شرح زیر است:


«این جنگ، جنگ ما نبود.
ما نه خواهان جنگ بودیم و نه با جنگ‌طلبی مستبدان و متجاوزانی که در پی نمایش قدرت نظامی خود بودند، هم‌نظر. ما با دیکتاتوری‌ای که با هر صدای معترض و مخالف، با خشونت برخورد می‌کرد، مخالف بودیم.
ما در مسیر علم بودیم، و همین شد که آماج برخوردهای هشت‌گانه‌ی یک حاکمیت مستبد قرار گرفتیم.

اوین برای ما تنها نماد شکنجه و سرکوب نبود؛ اوین نماد ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد نیز بود.
در هر جنگی، نخستین جایی که درهایش گشوده می‌شود تا مردمانش آسیب ببینند، زندان است؛ چراکه در میانه‌ی جنگ و بمباران، نجاتی برای زندانیان در بند متصور نیست.

پس از چهار روز از آغاز جنگ، در نامه‌ای سرگشاده به تاریخ ۱۴۰۴/۳/۲۷، از مسئولین و مقامات فضای حکومتی خواستار اجرای مستمر قوانین موضوعه‌ی داخلی و بین‌المللی و آزادی تمام زندانیان سیاسی، یا حداقل اعمال آزادی‌های قانونی مطابق با مواد ۴۶، ۵۲ و ۵۸ قانون مجازات اسلامی، و مواد ۱۳، ۵۴ و ۵۵ آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها و مفاد میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون منع شکنجه شدیم؛ و همچنین خواستار پاسخ مناسب بر اساس نص صریح قوانین مذکور.

چند روز بعد، معاونت قضایی زندان اوین اعلام کرد که «نامه‌ی شما برای مسئولین ارسال شده، اما چون نامه مختص شرایط جنگی است و هنوز شرایط جنگی به ما ابلاغ نشده، امکان اقدام وجود ندارد».
این در حالی بود که چهار روز از آغاز جنگی که امروز تمام مقامات حکومتی در رسانه‌ی ملی خود آن را «جنگ تحمیلی دوازده‌روزه» می‌نامند، گذشته بود.

تلخ‌ترین واقعیت همین است:
این جنگ، جنگ ما نبود؛ چرا که گویی ما باید نقش سپر انسانی را بازی می‌کردیم. ما باید همان‌جا می‌ماندیم….

آنچه در اوج حادثه (بمباران اوین) بر ما رفت، چیزی فراتر از جنایت علیه بشریت بود؛ و در زمان خود، به‌تفصیل درباره‌اش خواهم نوشت.

اما آنچه امروز اولویت دارد، درخواست مجدد ما برای اعمال آزادی‌های قانونی و دفاع از حقوق عمومی زندانیان است؛
وعده‌ای که هنگام انتقال ما به جهنم قرچک، مدیرکل سازمان زندان‌ها (آقای حیات‌الغیب) و رئیس زندان اوین، به شرافت خود سوگند خوردند که با فوریت و اضطرار، پرونده‌ ها را جهت آزادی، از طریق قوانین مربوطه، در اسرع وقت پیگیری خواهند کرد.

دستگاهی قضا که موظف بود بیش از این حافظ کرامت انسانی و حقوق زندانیان باشد، از آن تخطی کرد.
اکنون بیش از دوازده روز از حضور ما در شکنجه‌گاه قرنطینه‌ی قرچک می‌گذرد، اما نه مدیرکل سازمان زندان‌ها و نه هیچ‌یک از مسئولان زندان اوین، نه برای وفاداری به شرافتی که وعده‌اش را دادند، و نه برای بررسی شرایط اسفناک این‌جا، حضور نیافتند.
و هنوز، هیچ زندانی سیاسی از این جهنم بیرون نرفته است.

به همین دلیل، بار دیگر از مقامات حکومتی و قضایی می‌خواهم به‌جای استفاده‌ی ابزاری از حس ملی‌گرایی مردم، و تکرار بی‌پایان کلیدواژه‌ی «اتحاد ملی»، به تعهدات حقوقی و انسانی خود در قبال وضعیت کنونی زندانیان سیاسی عمل کنند.

در پایان، لازم می‌دانم در این برهه، از همه‌ی فعالان مدنی و سیاسی، کنشگران حقوق بشر، جامعه‌ی حقوقی و نهادهای بین‌المللی بخواهم در برابر این بی‌توجهی آشکار به وضعیت زندانیان سیاسی و عدم اجرای تعهدات مسئولان، سکوت نکنند و مسئولین ذی‌ربط را به انجام وظایف قانونی و انسانی‌شان فراخوانند.

چرا که سکوت، سرپوشی‌ست بر آن‌چه من آن را «جنایت دو سویه» می‌نامم.»
#سایه_صیدال #بیانیه #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech
27💔10🕊5



group-telegram.com/Tavaana_TavaanaTech/94273
Create:
Last Update:


نامه سرگشاده سایه صیدال از زندان قرچک

در میانه‌ی «جنایت دو سویه»؛ صدای زندانیان سیاسی باشیم

سایه صیدال، زندانی سیاسی، در هنگام شروع درگیری اسرائیل و جمهوری اسلامی، طی بیانیه‌ای خواستار تعلیق حبس زندانیان سیاسی شده بود، حالا پس از بمباران اوین و انتقال به زندان قرچک نامه تازه‌ای نوشته و خواستار آزادی زندانیان شده است. متن این نامه به شرح زیر است:


«این جنگ، جنگ ما نبود.
ما نه خواهان جنگ بودیم و نه با جنگ‌طلبی مستبدان و متجاوزانی که در پی نمایش قدرت نظامی خود بودند، هم‌نظر. ما با دیکتاتوری‌ای که با هر صدای معترض و مخالف، با خشونت برخورد می‌کرد، مخالف بودیم.
ما در مسیر علم بودیم، و همین شد که آماج برخوردهای هشت‌گانه‌ی یک حاکمیت مستبد قرار گرفتیم.

اوین برای ما تنها نماد شکنجه و سرکوب نبود؛ اوین نماد ایستادگی و مقاومت در برابر استبداد نیز بود.
در هر جنگی، نخستین جایی که درهایش گشوده می‌شود تا مردمانش آسیب ببینند، زندان است؛ چراکه در میانه‌ی جنگ و بمباران، نجاتی برای زندانیان در بند متصور نیست.

پس از چهار روز از آغاز جنگ، در نامه‌ای سرگشاده به تاریخ ۱۴۰۴/۳/۲۷، از مسئولین و مقامات فضای حکومتی خواستار اجرای مستمر قوانین موضوعه‌ی داخلی و بین‌المللی و آزادی تمام زندانیان سیاسی، یا حداقل اعمال آزادی‌های قانونی مطابق با مواد ۴۶، ۵۲ و ۵۸ قانون مجازات اسلامی، و مواد ۱۳، ۵۴ و ۵۵ آیین‌نامه‌ی سازمان زندان‌ها و مفاد میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و کنوانسیون منع شکنجه شدیم؛ و همچنین خواستار پاسخ مناسب بر اساس نص صریح قوانین مذکور.

چند روز بعد، معاونت قضایی زندان اوین اعلام کرد که «نامه‌ی شما برای مسئولین ارسال شده، اما چون نامه مختص شرایط جنگی است و هنوز شرایط جنگی به ما ابلاغ نشده، امکان اقدام وجود ندارد».
این در حالی بود که چهار روز از آغاز جنگی که امروز تمام مقامات حکومتی در رسانه‌ی ملی خود آن را «جنگ تحمیلی دوازده‌روزه» می‌نامند، گذشته بود.

تلخ‌ترین واقعیت همین است:
این جنگ، جنگ ما نبود؛ چرا که گویی ما باید نقش سپر انسانی را بازی می‌کردیم. ما باید همان‌جا می‌ماندیم….

آنچه در اوج حادثه (بمباران اوین) بر ما رفت، چیزی فراتر از جنایت علیه بشریت بود؛ و در زمان خود، به‌تفصیل درباره‌اش خواهم نوشت.

اما آنچه امروز اولویت دارد، درخواست مجدد ما برای اعمال آزادی‌های قانونی و دفاع از حقوق عمومی زندانیان است؛
وعده‌ای که هنگام انتقال ما به جهنم قرچک، مدیرکل سازمان زندان‌ها (آقای حیات‌الغیب) و رئیس زندان اوین، به شرافت خود سوگند خوردند که با فوریت و اضطرار، پرونده‌ ها را جهت آزادی، از طریق قوانین مربوطه، در اسرع وقت پیگیری خواهند کرد.

دستگاهی قضا که موظف بود بیش از این حافظ کرامت انسانی و حقوق زندانیان باشد، از آن تخطی کرد.
اکنون بیش از دوازده روز از حضور ما در شکنجه‌گاه قرنطینه‌ی قرچک می‌گذرد، اما نه مدیرکل سازمان زندان‌ها و نه هیچ‌یک از مسئولان زندان اوین، نه برای وفاداری به شرافتی که وعده‌اش را دادند، و نه برای بررسی شرایط اسفناک این‌جا، حضور نیافتند.
و هنوز، هیچ زندانی سیاسی از این جهنم بیرون نرفته است.

به همین دلیل، بار دیگر از مقامات حکومتی و قضایی می‌خواهم به‌جای استفاده‌ی ابزاری از حس ملی‌گرایی مردم، و تکرار بی‌پایان کلیدواژه‌ی «اتحاد ملی»، به تعهدات حقوقی و انسانی خود در قبال وضعیت کنونی زندانیان سیاسی عمل کنند.

در پایان، لازم می‌دانم در این برهه، از همه‌ی فعالان مدنی و سیاسی، کنشگران حقوق بشر، جامعه‌ی حقوقی و نهادهای بین‌المللی بخواهم در برابر این بی‌توجهی آشکار به وضعیت زندانیان سیاسی و عدم اجرای تعهدات مسئولان، سکوت نکنند و مسئولین ذی‌ربط را به انجام وظایف قانونی و انسانی‌شان فراخوانند.

چرا که سکوت، سرپوشی‌ست بر آن‌چه من آن را «جنایت دو سویه» می‌نامم.»
#سایه_صیدال #بیانیه #ج_ا_یعنی_جنگ #نه_به_جمهوری_اسلامی #زندانی_سیاسی #یاری_مدنی_توانا

@Tavaana_TavaanaTech

BY آموزشکده توانا







Share with your friend now:
group-telegram.com/Tavaana_TavaanaTech/94273

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

So, uh, whenever I hear about Telegram, it’s always in relation to something bad. What gives? For Oleksandra Tsekhanovska, head of the Hybrid Warfare Analytical Group at the Kyiv-based Ukraine Crisis Media Center, the effects are both near- and far-reaching. "For Telegram, accountability has always been a problem, which is why it was so popular even before the full-scale war with far-right extremists and terrorists from all over the world," she told AFP from her safe house outside the Ukrainian capital. Groups are also not fully encrypted, end-to-end. This includes private groups. Private groups cannot be seen by other Telegram users, but Telegram itself can see the groups and all of the communications that you have in them. All of the same risks and warnings about channels can be applied to groups. "Someone posing as a Ukrainian citizen just joins the chat and starts spreading misinformation, or gathers data, like the location of shelters," Tsekhanovska said, noting how false messages have urged Ukrainians to turn off their phones at a specific time of night, citing cybersafety.
from sa


Telegram آموزشکده توانا
FROM American