group-telegram.com/didehbaanzistboom/10819
Last Update:
پروژه های درهم شکسته
🖌️مسعود امیرزاده
بخش چهارم
آفریقای جنوبی – پروژه انتقال آب لسوتو (Lesotho Highlands Water Project)
پروژه عظیم انتقال آب از لسوتو به ژوهانسبورگ و مناطق صنعتی در آفریقای جنوبی.
پیامدها:جابجایی هزاران نفر از جوامع بومی لسوتو بدون جبران کافی تأثیرات مخرب بر رودخانهها و مراتع کوهستانی وابستگی شدید یک کشور (آفریقای جنوبی) به منابع آبی کشور دیگر (لسوتو) که آسیبپذیری سیاسی ایجاد کرده انتقادات گسترده از فساد در مناقصهها و تخصیص منابع World Bank Reports, 2004; Ghassemi & White, 2007)
نتیجهگیری
حتی در کشورهایی با ظرفیتهای فنی بالا و سابقه مدیریت پیشرفته، پروژههای انتقال آب بینحوضهای اغلب با پیامدهای ناخواستهای همراه بودهاند:
ناپایداری زیستمحیطی بلندمدت تضادهای اجتماعی و سیاسی نادیدهگرفتن حقوق بومی و محلی هزینههای جبرانناپذیر فرهنگی و معنوی بنابراین، این تجربهها برای کشورهای دیگر هشداردهندهاند، بهویژه وقتی هنوز بررسیهای جدی اجتماعی و محیطزیستی در پروژهها لحاظ نمیشوند.
▪️نکات مثبت و دست آوردهای پروژه های یاد شده:
(بر اساس Ghassemi & White, 2007)
الف-توسعه اقتصادی و امنیت آبی در مناطق خشک
• پروژههایی نظیر California Aqueduct و Central Arizona Project در آمریکا، نقش بزرگی در توسعه کشاورزی در بیابانها و افزایش اشتغال در مناطق خشک داشتهاند.
• در استرالیا، تخصیص مجدد آب به مناطق کشاورزی باعث تولید بیشتر محصولات استراتژیک و صادراتمحور شد.
ب-افزایش پایداری تأمین آب شهری
• در شهرهای بزرگی مثل لسآنجلس، ژوهانسبورگ، تهران، یا دهلی نو، انتقال بینحوضهای آب کمک کرده است که وابستگی به منابع آبی محلی (که گاه دچار خشکسالی شدیدند) کاهش یابد.
• این پروژهها توانستند در شرایط بحرانی (مثل خشکسالیهای چندساله) آب پایدار تأمین کنند.
ج-افزایش انعطافپذیری سیستم آبی ملی
• با اتصال حوضههای مختلف، کشورها به نوعی شبکه آبی ملی دست یافتهاند که امکان مدیریت آب در سطح کلان و انتقال منابع بهصورت هدفمند را فراهم کرده است.
• برای نمونه، در چین، پروژه انتقال آب جنوب به شمال، امکان تأمین آب برای پکن و شهرهای صنعتی شمالی را در حالی فراهم کرده که حوضههای شمالی از فرط برداشت دچار فروچاله شدهاند.
د-پیشرفت تکنولوژیک و زیرساختی
• طراحی و اجرای پروژههای بزرگ انتقال آب باعث پیشرفت در فناوریهای تونلسازی، مدیریت منابع آب، پایش کیفی و کمی آب، و سامانههای کنترل هوشمند شده است.
• در کشورهای توسعهیافته مانند کانادا و استرالیا، این پروژهها به توسعهی سامانههای ارزیابی محیطزیستی و مشارکت عمومی منجر شدند.
ه-تقویت همکاری بینمنطقهای یا بینکشوری
• در پروژه لسوتو–آفریقای جنوبی، علیرغم انتقادها، نوعی همکاری بیندولتی بر سر منابع آب شکل گرفته که به تدوین قراردادهای رسمی و تقویت زیرساختهای دیپلماتیک کمک کرده است.
در پروژه موری–دارلینگ، یک نظام هماهنگ بین ایالتها برای مدیریت مشترک منابع آبی شکل گرفت (هرچند با چالشها).
ی-جبران نسبی از طریق مکانیزمهای اجتماعی یا محیطزیستی
• در برخی کشورها مانند استرالیا و آمریکا، سیستمهایی برای جبران خسارتها طراحی شدهاند (مثل خرید داوطلبانه زمین، کمکهزینههای جابجایی، ترمیم اکوسیستمها، یا مشارکت بومیان در مدیریت آب).
پروژههای انتقال بینحوضهای آب، علیرغم آسیبهای متعدد اجتماعی و زیستمحیطی، در برخی کشورها دستاوردهایی در توسعه اقتصادی، تأمین آب پایدار، و تقویت زیرساختهای مدیریتی داشتهاند. با این حال، این پروژهها تنها زمانی به موفقیت پایدار منجر شدهاند که ملاحظات زیستمحیطی، اجتماعی، و بومی بهطور جدی و نهادمند در طراحی و اجرا لحاظ شده باشند. مقایسه این تجربهها با وضعیت کشورهایی نظیر ایران که همچنان درگیر الگوی مهندسی-محور بدون ارزیابی اجتماعی هستند، اهمیت بیشتری پیدا میکند.
ادامه دارد....
https://www.group-telegram.com/sa/didehbaanzistboom.com
BY دیدهبان زیستبوم ایران

Share with your friend now:
group-telegram.com/didehbaanzistboom/10819