group-telegram.com/mozifo_robab205/7255
Create:
Last Update:
Last Update:
هراسون اومد سر کار دیدم گرفتس
گفتم چته امروز گیر نمیدی ،زیرآب نمیزنی
گفت وِل کن محمدرضا حوصله ندارم
گفتم خداروشکر امروز بیخیال مایی
گفتم چت شده حالا
گفت دیشب با زنم دعوا کردم داد زدم دخترم شب خوابید صبح بلند شده لکنت زبون گرفته ،زنم ناراحت بچم میخاد حرف بزنه با سختی و...
گفتم ناراحت نباش دوات پیش منه
فردا میارم برات
رفتم تو کمدم اون تربت اصلیه همون که
#شهیدسیدمهدیجلادتی برام آورده بود رو درآوردم با آب سرداب قاطی کردم بردم براش
گفتم داداش فقط ذره ای شک نکن بده شفا پیدا میکنه
چند روز بعد گفت آقا خوب شد بچم!!
BY مضیفالرُبابۜ²⁰⁵
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/mozifo_robab205/7255