Telegram Group & Telegram Channel
گذری‌بر‌احوال‌و‌آثار«خيالی‌بخارايی»

#خدابخش_صفادل
منتشرشده در صفحه #باغ_ابریشم روزنامه #نقدحال شماره ۱۸۳۸ شنبه ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۳

احمد پسر موسي خيالي، نامبردار به خيالي بخارايي در سده‌ي نهم مهشيدي در بخارا زاده شد و در همين شهر پرورش يافت. خيالي، شاگرد، همراه و همنشين خواجه عصمت بخارايى بود. مدتي هم در هرات زندگي کرد. از معاصران و نزديکان الغ‌بيگ تيموري، پسر بزرگ شاهرخ تيموري بود.
به شعر و هنرِ شاعرانِ پيش از خود به ويژه شاعراني همچون: خواجو کرماني، سلمان ساوجي، ناصر بخارايي، کمال خجندي و حافظ شيرازي توجه داشته است. البته تاثيرگذاري حافظ بر غزل‌هاي خيالي بخارايي برجسته‌تر از ديگر شاعران است.
نوشته‌اند او مرد مستعد و خوش‌طبع بوده و سخنان درويشانه و روان و پاکيزه‌اي دارد و ديوان او در فرارود و بدخشان و ترکستان شهرتي بسيار دارد. نامداري بخارايي بيشتر از رهگذر غزلي است که شيخ بهايي، عارف و شاعر بزرگ سده يازده مهشيدي، آن را در پنجگانه‌اي(مخمسي) تضمين کرده است. با اين بند آغاز مي‌شود:
تاكي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد به سرآيد شب هجران تو، يا نه‌؟
»اي تير غمت را دل عشاق، نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه«
شعرهاي خيالي نزديک به‌ دو هزار و هفتاد بيت است. عزيز دولت‌آبادي‌ از شاعران آذربايجان و نخستين رييس کتابخانه ملي تبريز، ‌ديوان او را‌ خوانش و‌ در سال 1352 خورشيدي در تبريز چاپ و پخش کرد.
خيالي بخارايي، نزديکي‌هاي سال 850 ‌مهشيدي برابر با 825 خورشيدي در بخارا‌ در‌گذشت.‌ استاد سعيد نفيسي سال درگذشت او را 870 مهشيدي نوشته است.


شعر 1
ناصح چه کار دارد، در عشقِ يار با ما
جايي که عشق باشد او را چه کار با ما
اي پند گوي، تا کي مَنعَم کني ز گريه؟
لطفي نماي و ما را يک دم گذار با ما
گنج مراد خواهي، برخيز گرم چون شمع
در کنج نامرادي، شب زنده‌دار با ما
گر بي‌قرار شد دل، در عاشقي عجب نيست
چون روز اول اين بود، او را قرار با ما‌!
گر عالَمي، به ظاهر يارند با خيالي
خوش نيست، تا به معني خوش نيست يار با ما


شعر2
گنجي‌ست عشق يار که عالم خراب اوست
بحري‌ست لطف دوست که گردون حباب اوست
گر صادقي چو صبح، مزن جز به مِهر دم
چون صدق، عالمي‌ست که مِهر آفتاب اوست
راه ادب گزين که سزاوار افسر است
هر سر که از طريق ادب بر جناب اوست
انديشه از کشاکش روز حساب نيست
آن را که چشم بر کرمِ بي‌حساب اوست
دربند زلف يار نه تنها دل من است
هرجا دلي‌ست شيفته‌ي پيچ و تاب اوست
آهسته رو خيالي و دست از هوس بدار
زين خِنگ تيز رو که مَهِ نو، رکاب اوست


شعر3
تا به رحمت، خوان قسمت را مزيّن کرده‌اند
در خور هر فرقه، مرسومي معيّن کرده‌اند
نام نيک و نقد هستي را به زاهد داده‌اند
نيستيّ و عشق را در گردن من کرده‌اند
با تو دعويِّ نظر‌بازي کساني را رسد
کز غبار خاک کويت، ديده روشن کرده‌اند
سر گران زآن است چشم مست يار و جام مي
کاندر اين ره، هر يکي خوني به گردن کرده‌اند
اي خيالي دامنِ جان چاک زن، کاَرباب دل
سرخ رويي‌ها چو گُل از چاک دامن کرده‌اند


شعر4
در چمن، دوش به گل بلبل دشوار پسند
صفت قدّ تو مي‌گفت به آواز بلند
تا نيِ قند، به ياقوت لبت لافي زد
دست ايّام جدا مي‌کندش بند ز بند
هيچ شک نيست که آشفته‌دلان بسيارند
در کمند تو، ولي چون منِ بيچاره کم‌اند
باز، پيوست دل از سنگ ملامت چو شکست
گرچه خود جامِ شکسته نپذيرد پيوند
گفته‌اي، مانع ديدار، نقاب است تو را
اين گناه از طرف توست به رو بيش مبند
آخر از صبرِ خيالي همه را روشن شد
که شد از مِهرِ جمالت به خيالي خرسند


شعر5
اي تيرِ غمت را دل عشّاق نشانه
خلقي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد
يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه
هرکس به زباني سخن عشق تو راند
عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه
مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي کعبه و بتخانه بهانه
افسونِ دل، افسانه‌ي عشق است دگرنه
باقي به جمالت که فسون است و فسانه
تقصير خيالي به اميد کرم توست
باري چو گنه را به ازاين نيست بهانه

@naghdehall
👍4



group-telegram.com/naghdehall/182016
Create:
Last Update:

گذری‌بر‌احوال‌و‌آثار«خيالی‌بخارايی»

#خدابخش_صفادل
منتشرشده در صفحه #باغ_ابریشم روزنامه #نقدحال شماره ۱۸۳۸ شنبه ۲۴ اسفندماه ۱۴۰۳

احمد پسر موسي خيالي، نامبردار به خيالي بخارايي در سده‌ي نهم مهشيدي در بخارا زاده شد و در همين شهر پرورش يافت. خيالي، شاگرد، همراه و همنشين خواجه عصمت بخارايى بود. مدتي هم در هرات زندگي کرد. از معاصران و نزديکان الغ‌بيگ تيموري، پسر بزرگ شاهرخ تيموري بود.
به شعر و هنرِ شاعرانِ پيش از خود به ويژه شاعراني همچون: خواجو کرماني، سلمان ساوجي، ناصر بخارايي، کمال خجندي و حافظ شيرازي توجه داشته است. البته تاثيرگذاري حافظ بر غزل‌هاي خيالي بخارايي برجسته‌تر از ديگر شاعران است.
نوشته‌اند او مرد مستعد و خوش‌طبع بوده و سخنان درويشانه و روان و پاکيزه‌اي دارد و ديوان او در فرارود و بدخشان و ترکستان شهرتي بسيار دارد. نامداري بخارايي بيشتر از رهگذر غزلي است که شيخ بهايي، عارف و شاعر بزرگ سده يازده مهشيدي، آن را در پنجگانه‌اي(مخمسي) تضمين کرده است. با اين بند آغاز مي‌شود:
تاكي به تمناي وصال تو يگانه
اشكم شود از هر مژه چون سيل روانه
خواهد به سرآيد شب هجران تو، يا نه‌؟
»اي تير غمت را دل عشاق، نشانه
جمعي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه«
شعرهاي خيالي نزديک به‌ دو هزار و هفتاد بيت است. عزيز دولت‌آبادي‌ از شاعران آذربايجان و نخستين رييس کتابخانه ملي تبريز، ‌ديوان او را‌ خوانش و‌ در سال 1352 خورشيدي در تبريز چاپ و پخش کرد.
خيالي بخارايي، نزديکي‌هاي سال 850 ‌مهشيدي برابر با 825 خورشيدي در بخارا‌ در‌گذشت.‌ استاد سعيد نفيسي سال درگذشت او را 870 مهشيدي نوشته است.


شعر 1
ناصح چه کار دارد، در عشقِ يار با ما
جايي که عشق باشد او را چه کار با ما
اي پند گوي، تا کي مَنعَم کني ز گريه؟
لطفي نماي و ما را يک دم گذار با ما
گنج مراد خواهي، برخيز گرم چون شمع
در کنج نامرادي، شب زنده‌دار با ما
گر بي‌قرار شد دل، در عاشقي عجب نيست
چون روز اول اين بود، او را قرار با ما‌!
گر عالَمي، به ظاهر يارند با خيالي
خوش نيست، تا به معني خوش نيست يار با ما


شعر2
گنجي‌ست عشق يار که عالم خراب اوست
بحري‌ست لطف دوست که گردون حباب اوست
گر صادقي چو صبح، مزن جز به مِهر دم
چون صدق، عالمي‌ست که مِهر آفتاب اوست
راه ادب گزين که سزاوار افسر است
هر سر که از طريق ادب بر جناب اوست
انديشه از کشاکش روز حساب نيست
آن را که چشم بر کرمِ بي‌حساب اوست
دربند زلف يار نه تنها دل من است
هرجا دلي‌ست شيفته‌ي پيچ و تاب اوست
آهسته رو خيالي و دست از هوس بدار
زين خِنگ تيز رو که مَهِ نو، رکاب اوست


شعر3
تا به رحمت، خوان قسمت را مزيّن کرده‌اند
در خور هر فرقه، مرسومي معيّن کرده‌اند
نام نيک و نقد هستي را به زاهد داده‌اند
نيستيّ و عشق را در گردن من کرده‌اند
با تو دعويِّ نظر‌بازي کساني را رسد
کز غبار خاک کويت، ديده روشن کرده‌اند
سر گران زآن است چشم مست يار و جام مي
کاندر اين ره، هر يکي خوني به گردن کرده‌اند
اي خيالي دامنِ جان چاک زن، کاَرباب دل
سرخ رويي‌ها چو گُل از چاک دامن کرده‌اند


شعر4
در چمن، دوش به گل بلبل دشوار پسند
صفت قدّ تو مي‌گفت به آواز بلند
تا نيِ قند، به ياقوت لبت لافي زد
دست ايّام جدا مي‌کندش بند ز بند
هيچ شک نيست که آشفته‌دلان بسيارند
در کمند تو، ولي چون منِ بيچاره کم‌اند
باز، پيوست دل از سنگ ملامت چو شکست
گرچه خود جامِ شکسته نپذيرد پيوند
گفته‌اي، مانع ديدار، نقاب است تو را
اين گناه از طرف توست به رو بيش مبند
آخر از صبرِ خيالي همه را روشن شد
که شد از مِهرِ جمالت به خيالي خرسند


شعر5
اي تيرِ غمت را دل عشّاق نشانه
خلقي به تو مشغول و تو غايب ز ميانه
گه معتکف ديرم و گه ساکن مسجد
يعني که تو را مي‌طلبم خانه به خانه
هرکس به زباني سخن عشق تو راند
عاشق به سرود غم و مطرب به ترانه
مقصود من از کعبه و بتخانه تويي تو
مقصود تويي کعبه و بتخانه بهانه
افسونِ دل، افسانه‌ي عشق است دگرنه
باقي به جمالت که فسون است و فسانه
تقصير خيالي به اميد کرم توست
باري چو گنه را به ازاين نيست بهانه

@naghdehall

BY کانال خبری نقدحال


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/naghdehall/182016

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

At this point, however, Durov had already been working on Telegram with his brother, and further planned a mobile-first social network with an explicit focus on anti-censorship. Later in April, he told TechCrunch that he had left Russia and had “no plans to go back,” saying that the nation was currently “incompatible with internet business at the moment.” He added later that he was looking for a country that matched his libertarian ideals to base his next startup. In the past, it was noticed that through bulk SMSes, investors were induced to invest in or purchase the stocks of certain listed companies. "Someone posing as a Ukrainian citizen just joins the chat and starts spreading misinformation, or gathers data, like the location of shelters," Tsekhanovska said, noting how false messages have urged Ukrainians to turn off their phones at a specific time of night, citing cybersafety. Again, in contrast to Facebook, Google and Twitter, Telegram's founder Pavel Durov runs his company in relative secrecy from Dubai. The War on Fakes channel has repeatedly attempted to push conspiracies that footage from Ukraine is somehow being falsified. One post on the channel from February 24 claimed without evidence that a widely viewed photo of a Ukrainian woman injured in an airstrike in the city of Chuhuiv was doctored and that the woman was seen in a different photo days later without injuries. The post, which has over 600,000 views, also baselessly claimed that the woman's blood was actually makeup or grape juice.
from sg


Telegram کانال خبری نقدحال
FROM American