Telegram Group & Telegram Channel
♦️برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی: پاسخی به منتقد محترم

حسن محدثی‌ی گیلوایی

۱۰ خرداد ۱۴۰۴


بحث ام در باره‌ی این‌که تغییر ترکیب جمعیتی‌ی ایران از ره‌گذر مهاجرپذیری‌ی افسارگسیخته و بی‌قاعده ثمرات برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را در ایران معاصر از بین می‌برد یا تضعیف می‌کند، برای برخی از مخاطبان و اهل فرهنگ عزیز مناقشه‌برانگیز شد. از این رو، لازم می‌دانم قدری در این باره توضیح بدهم.

من تعبیر برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را در جایی ندیده ام. نمی‌دانم کسی در دنیا چنین تعبیری یا مشابه آن را به‌کار برده یا خیر. در جامعه‌شناسی معمولا از پدیده‌هایی سخن گفته می‌شود که ناظر به درون‌ریخته‌گی اند. به‌عنوان مثال، مفاهیم چون درونی شدن یا درونی‌سازی (internalization)، فرهنگ‌پذیری (acculturation)، و جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن (socialization) همه‌گی ناظر به درون‌ریخته‌گی اند. البته برگر و لاکمن در نظریه‌ی برساخت‌گرایی‌ی اجتماعی مفهوم برونی‌سازی (externalization) را به‌کار برده اند، اما برونی‌سازی معادل و مترادف با برون‌ریخته‌گی نیست. در برون‌سازی‌ی مد نظر آن‌ها آن‌چه برونی می‌شود، از درون به‌کلی خارج و نیست و نابود نمی‌شود و کنده نمی‌شود بل‌که بر عکس، چون در درون جای گرفته و ریشه دوانده، برونی می‌شود.

از این رو، من مفهوم برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را در مقابل فرآیندهای درونی‌سازی، فرهنگ‌پذیری، و جامعه‌پذیری به‌کار می‌برم. در برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی آن‌چه در طی‌ی دهه‌ها از طریق سه فرآیند درونی‌سازی و فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری در فرد از آن خودسازی شده بود و چه بسا این از آن خودسازی قرن‌ها در یک جامعه تداوم داشته، برون ریخته می‌شود و از وجود فرد کنده می‌شود و فرد آن‌ها را از ره‌گذر تجربه‌هایی خاص رفته‌رفته بیرون می‌ریزد و خود را جدای از آن‌ها حس می‌کند و می‌فهمد.

برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی با نوعی فرهنگ‌زدایی‌ی بازاندیشانه و نوعی جامعه‌پذیری‌ی معکوس هم‌راه است. در فرهنگ‌زدایی‌ی بازاندیشانه فرد نسبت به برخی از عناصر فرهنگی‌ی پیش از این مقبول خود دچار تشکیک می‌شود و رفته‌رفته ان‌ها را وا می‌نهد. در ابن‌جا است که آماده‌گی پیدا می‌کند عناصر فرهنگی‌ی نسل‌های جدید را بپذیرد. جامعه‌پذیری‌ی معکوس با آن فرهنگ‌زدایی‌ی بازاندیشانه پیوندی اساسی دارد.

برون‌ریخته‌گی فرهنگی می‌تواند به‌نحو فردی یا جمعی رخ دهد. در برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی یک گروه یا یک نسل یا حتا بخش وسیعی از اعضای جامعه فرآیند مذکور را از سر می‌گذرانند.

مدعای من اینک این است که ما در ایران معاصر با پدیده‌ی برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی مواجه ایم. از این رو، اینک جامعه‌ی ایران با هیچ‌یک از کشورهای منطقه و کشورهای مسلمان‌نشین از این لحاظ قابل مقایسه نیست. از نظر من بخش وسیعی از جمعیت ایران این برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را زیسته و تجربه کرده اند. آن‌ها از فرهنگ تاریخی‌ی خود و از سنت کهن خود (سنت اسلامی-ایرانی که قرن‌ها در آن اقامت داشته اند) فاصله گرفته اند و عملا از آن به‌نحو قابل توجهی اعتبارزدایی کرده اند.

من بر آن‌ام که این مدعیات قابلیت بررسی‌ی تجربی دارند و می‌توان پدیده‌ی برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی را به‌نحو تجربی مطالعه کرد.

در ایران معاصر، برخی از موضع محافظه‌کارانه با چنین پدیده‌ای مواجه شده اند و در مواجهه‌ی فکری با آن از تعابیری چون "بی‌تاریخ شدن" یا "سیطره‌ی نیهیلیسم" سخن گفته اند. اما من این پدیده را برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی تلقی می‌کنم. اما برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی برای مدرن‌شدن جامعه و توسعه‌ی اجتماعی بسیار اهمیت دارد.

بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیون‌ها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربه‌ی تاریخی‌ی بزرگی را نداشته اند، می‌تواند ثمرات ارزش‌مند این برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی را از بین ببرد یا آن‌ها را تضعیف کند. فرزندآوری‌ی زیاد این خانواده‌های مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحله‌ی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.


#سنت
#مهاجرپذیری
#نگار_گلکاری
#توسعه‌ی_اجتماعی
#برون‌ریخته‌گی_فرهنگی
#فرهنگ‌زدایی_بازاندیشانه
#برون‌ریخته‌گی_فرهنگی_جمعی
@NewHasanMohaddesi
👍72👎2



group-telegram.com/NewHasanMohaddesi/12751
Create:
Last Update:

♦️برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی: پاسخی به منتقد محترم

حسن محدثی‌ی گیلوایی

۱۰ خرداد ۱۴۰۴


بحث ام در باره‌ی این‌که تغییر ترکیب جمعیتی‌ی ایران از ره‌گذر مهاجرپذیری‌ی افسارگسیخته و بی‌قاعده ثمرات برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را در ایران معاصر از بین می‌برد یا تضعیف می‌کند، برای برخی از مخاطبان و اهل فرهنگ عزیز مناقشه‌برانگیز شد. از این رو، لازم می‌دانم قدری در این باره توضیح بدهم.

من تعبیر برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را در جایی ندیده ام. نمی‌دانم کسی در دنیا چنین تعبیری یا مشابه آن را به‌کار برده یا خیر. در جامعه‌شناسی معمولا از پدیده‌هایی سخن گفته می‌شود که ناظر به درون‌ریخته‌گی اند. به‌عنوان مثال، مفاهیم چون درونی شدن یا درونی‌سازی (internalization)، فرهنگ‌پذیری (acculturation)، و جامعه‌پذیری یا اجتماعی شدن (socialization) همه‌گی ناظر به درون‌ریخته‌گی اند. البته برگر و لاکمن در نظریه‌ی برساخت‌گرایی‌ی اجتماعی مفهوم برونی‌سازی (externalization) را به‌کار برده اند، اما برونی‌سازی معادل و مترادف با برون‌ریخته‌گی نیست. در برون‌سازی‌ی مد نظر آن‌ها آن‌چه برونی می‌شود، از درون به‌کلی خارج و نیست و نابود نمی‌شود و کنده نمی‌شود بل‌که بر عکس، چون در درون جای گرفته و ریشه دوانده، برونی می‌شود.

از این رو، من مفهوم برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را در مقابل فرآیندهای درونی‌سازی، فرهنگ‌پذیری، و جامعه‌پذیری به‌کار می‌برم. در برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی آن‌چه در طی‌ی دهه‌ها از طریق سه فرآیند درونی‌سازی و فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری در فرد از آن خودسازی شده بود و چه بسا این از آن خودسازی قرن‌ها در یک جامعه تداوم داشته، برون ریخته می‌شود و از وجود فرد کنده می‌شود و فرد آن‌ها را از ره‌گذر تجربه‌هایی خاص رفته‌رفته بیرون می‌ریزد و خود را جدای از آن‌ها حس می‌کند و می‌فهمد.

برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی با نوعی فرهنگ‌زدایی‌ی بازاندیشانه و نوعی جامعه‌پذیری‌ی معکوس هم‌راه است. در فرهنگ‌زدایی‌ی بازاندیشانه فرد نسبت به برخی از عناصر فرهنگی‌ی پیش از این مقبول خود دچار تشکیک می‌شود و رفته‌رفته ان‌ها را وا می‌نهد. در ابن‌جا است که آماده‌گی پیدا می‌کند عناصر فرهنگی‌ی نسل‌های جدید را بپذیرد. جامعه‌پذیری‌ی معکوس با آن فرهنگ‌زدایی‌ی بازاندیشانه پیوندی اساسی دارد.

برون‌ریخته‌گی فرهنگی می‌تواند به‌نحو فردی یا جمعی رخ دهد. در برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی یک گروه یا یک نسل یا حتا بخش وسیعی از اعضای جامعه فرآیند مذکور را از سر می‌گذرانند.

مدعای من اینک این است که ما در ایران معاصر با پدیده‌ی برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی مواجه ایم. از این رو، اینک جامعه‌ی ایران با هیچ‌یک از کشورهای منطقه و کشورهای مسلمان‌نشین از این لحاظ قابل مقایسه نیست. از نظر من بخش وسیعی از جمعیت ایران این برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی را زیسته و تجربه کرده اند. آن‌ها از فرهنگ تاریخی‌ی خود و از سنت کهن خود (سنت اسلامی-ایرانی که قرن‌ها در آن اقامت داشته اند) فاصله گرفته اند و عملا از آن به‌نحو قابل توجهی اعتبارزدایی کرده اند.

من بر آن‌ام که این مدعیات قابلیت بررسی‌ی تجربی دارند و می‌توان پدیده‌ی برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی را به‌نحو تجربی مطالعه کرد.

در ایران معاصر، برخی از موضع محافظه‌کارانه با چنین پدیده‌ای مواجه شده اند و در مواجهه‌ی فکری با آن از تعابیری چون "بی‌تاریخ شدن" یا "سیطره‌ی نیهیلیسم" سخن گفته اند. اما من این پدیده را برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی تلقی می‌کنم. اما برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی برای مدرن‌شدن جامعه و توسعه‌ی اجتماعی بسیار اهمیت دارد.

بر اساس چنین منطق و چنین تحلیلی است که معتقد ام ورود میلیون‌ها یا حتا صدها هزار مهاجر به داخل کشور (خواه افغانستانی و خواه کرد و خواه عراقی) که هرگز چنین تجربه‌ی تاریخی‌ی بزرگی را نداشته اند، می‌تواند ثمرات ارزش‌مند این برون‌ریخته‌گی‌ی فرهنگی‌ی جمعی را از بین ببرد یا آن‌ها را تضعیف کند. فرزندآوری‌ی زیاد این خانواده‌های مهاجر نیز به این روند مخرب دامن خواهد زد. از نظر من ایران در مرحله‌ی جدیدی از تاریخ خود قرار دارد و لازم است این پتانسیل حفظ گردد و پاس داشته شود.


#سنت
#مهاجرپذیری
#نگار_گلکاری
#توسعه‌ی_اجتماعی
#برون‌ریخته‌گی_فرهنگی
#فرهنگ‌زدایی_بازاندیشانه
#برون‌ریخته‌گی_فرهنگی_جمعی
@NewHasanMohaddesi

BY زیر سقف آسمان


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/NewHasanMohaddesi/12751

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

On Telegram’s website, it says that Pavel Durov “supports Telegram financially and ideologically while Nikolai (Duvov)’s input is technological.” Currently, the Telegram team is based in Dubai, having moved around from Berlin, London and Singapore after departing Russia. Meanwhile, the company which owns Telegram is registered in the British Virgin Islands. The regulator said it has been undertaking several campaigns to educate the investors to be vigilant while taking investment decisions based on stock tips. At the start of 2018, the company attempted to launch an Initial Coin Offering (ICO) which would enable it to enable payments (and earn the cash that comes from doing so). The initial signals were promising, especially given Telegram’s user base is already fairly crypto-savvy. It raised an initial tranche of cash – worth more than a billion dollars – to help develop the coin before opening sales to the public. Unfortunately, third-party sales of coins bought in those initial fundraising rounds raised the ire of the SEC, which brought the hammer down on the whole operation. In 2020, officials ordered Telegram to pay a fine of $18.5 million and hand back much of the cash that it had raised. "The result is on this photo: fiery 'greetings' to the invaders," the Security Service of Ukraine wrote alongside a photo showing several military vehicles among plumes of black smoke. Either way, Durov says that he withdrew his resignation but that he was ousted from his company anyway. Subsequently, control of the company was reportedly handed to oligarchs Alisher Usmanov and Igor Sechin, both allegedly close associates of Russian leader Vladimir Putin.
from ua


Telegram زیر سقف آسمان
FROM American