Telegram Group & Telegram Channel
چرا چپ ها از پادشاهی نفرت دارند؟

دانشجو که بودیم، مخالفت چپ ها با محمد رضا پهلوی را به حساب مخالفتشان با دیکتاتوری و تعلق خاطرشان به دمکراسی میگذاشتیم. وقتی هم که در مجادلاتمان با چپها و یا به هنگام مطالعه جزوه های اموزشی شان به واژه "دیکتاتوری پرولتاریا" برمیخوردیم، حمل به صحت کرده و انرا تنها یک تشابه لفظی قلمداد میکردیم و لذا هیچ فکر بدی به مخیله مان در مورد دمکراسی خواهی چپها راه نمیدادیم. بعدها که با خواندن تاریخ معاصر، هر چند بصورت سطحی، در مورد مواضع حزب توده در سالهای قبل از ۳۲، متوجه شدم که این مخالفت دلیلی فراتر از اتهام دیکتاتوری دارد، چپ ها با نظام پهلوی بعنوان نظام پادشاهی مخالف بودند و به همین دلیل پس از خروج محمد رضا شاه از ایران در سال ۳۲ شعار الغای سلطنت را سر دادند. بهانه دیکتاتوری برای مخالفت با نظام پهلوی وقتی کاملا رنگ باخت که پس از انقلاب شاهد حمایت چپ ها و بخصوص حزب توده از جناح مستبد رژیم ولایت فقیه یعنی اخوندها در مقابل جناح ازادیخواه آن یعنی بازرگان و بنی صدر شدیم. با فروپاشی شوروی و کنار رفتن نقاب ۷۰ ساله نظام "دیکتاتوری پرولتاریا" و اشکار شدن ماهیت استبدادی و عقب افتاده مارکسیسم- لنینیسم تحقق یافته، دیگر شکی برایم باقی نماند  که چپ ها مشکلی با دیکتاتوری ندارند، مشکل انها با دیکتاتوریها این است که چرا خودشان در ان منصب و موقعیت قرار ندارند.

البته من به تاثیر نقش شوروی در مواضع حزب توده و چپ بین الملل در همه موضوعات اشنا هستم ولی از ورود بدان برای جلوگیری از پیچیده شدن عرایضم خودداری میکنم.
با همه این احوالات، خواندن بیانیه لیگ جوانان کمونیست بریتانیا در مورد مرگ ملکه و درخواست الغای سلطنت انهم سلطنتی که مولد قدیمیترین و موفق ترین دمکراسی دنیاست و انهم در زمانه غیبت کعبه امال کمونیستی،یعنی شوروی، مرا به این فکر واداشت که چپ ها چه مشکلی با پادشاهی دارند که هم نوع دیکتاتوری اش و هم نوع دمکراتیک اش مورد غضب انهاست. بد نیست بصورت گذرا به این نکته تاریخی اشاره کنم که چپ ها حتی حکومت پادشاهی افغانستان را که رابطه نزدیکی با شوروی داشت را هم تحمل نکردند و با کودتا ان را برانداختند.
به نظر میرسد مشکل چپ ها با نظام پادشاهی، بیش از هر چیز مشکلی از جنس  روانی است. بلشویک ها در سال ۱۹۱۷  و در میانه جنگ جهانی اول روسیه ای را از حکومت پادشاهی مشروطه تزارها تحویل گرفتند که یک سر ان در مرزهای چین و مرز دیگر ان در مرزهای امپراطوری پروس یعنی اروپای مرکزی بود. در اولین گام بلشویکها ۲۰ درصد از خاک خود در اروپا را بعد از جنگ جهانی اول واگذار کرده و به مرز اوکراین عقب نشینی کردند و در گام دوم پس از هفتاد سال ۴۰ درصد دیگر از سرزمین تزارها را به هنگام فروپاشی شوروی از دست دادند  و روسیه را به سرزمینهای یخزده قطب تقلیل دادند.
تقلیل روسیه قدرتمند و پهناور تزاری به روسیه ضعیف و محاصره شده فعلی بطور طبیعی عقده حقارتی در چپ ها نسبت به حکومت تزارها ایجاد کرده که با هر نوع حکونتی از حنس حکومت تزارها یعنی حکومت پادشاهی از پادشاهی تشریفاتی گرفته تا پادشاهی ریاستی یا پادشاهی مطلقه مخالفت کرده و خواستار الغای همه انها هستند.
نظام پادشاهی یاداور شکست تاریخی چپ ها ست و به همین دلیل خواستار محو ان از جهانند.

محمد هادی افشار، دانشیار بازنشسته دانشگاه علم و صنعت

@Roshanfkrane
👍60👏94😁4🥱4



group-telegram.com/Roshanfkrane/160647
Create:
Last Update:

چرا چپ ها از پادشاهی نفرت دارند؟

دانشجو که بودیم، مخالفت چپ ها با محمد رضا پهلوی را به حساب مخالفتشان با دیکتاتوری و تعلق خاطرشان به دمکراسی میگذاشتیم. وقتی هم که در مجادلاتمان با چپها و یا به هنگام مطالعه جزوه های اموزشی شان به واژه "دیکتاتوری پرولتاریا" برمیخوردیم، حمل به صحت کرده و انرا تنها یک تشابه لفظی قلمداد میکردیم و لذا هیچ فکر بدی به مخیله مان در مورد دمکراسی خواهی چپها راه نمیدادیم. بعدها که با خواندن تاریخ معاصر، هر چند بصورت سطحی، در مورد مواضع حزب توده در سالهای قبل از ۳۲، متوجه شدم که این مخالفت دلیلی فراتر از اتهام دیکتاتوری دارد، چپ ها با نظام پهلوی بعنوان نظام پادشاهی مخالف بودند و به همین دلیل پس از خروج محمد رضا شاه از ایران در سال ۳۲ شعار الغای سلطنت را سر دادند. بهانه دیکتاتوری برای مخالفت با نظام پهلوی وقتی کاملا رنگ باخت که پس از انقلاب شاهد حمایت چپ ها و بخصوص حزب توده از جناح مستبد رژیم ولایت فقیه یعنی اخوندها در مقابل جناح ازادیخواه آن یعنی بازرگان و بنی صدر شدیم. با فروپاشی شوروی و کنار رفتن نقاب ۷۰ ساله نظام "دیکتاتوری پرولتاریا" و اشکار شدن ماهیت استبدادی و عقب افتاده مارکسیسم- لنینیسم تحقق یافته، دیگر شکی برایم باقی نماند  که چپ ها مشکلی با دیکتاتوری ندارند، مشکل انها با دیکتاتوریها این است که چرا خودشان در ان منصب و موقعیت قرار ندارند.

البته من به تاثیر نقش شوروی در مواضع حزب توده و چپ بین الملل در همه موضوعات اشنا هستم ولی از ورود بدان برای جلوگیری از پیچیده شدن عرایضم خودداری میکنم.
با همه این احوالات، خواندن بیانیه لیگ جوانان کمونیست بریتانیا در مورد مرگ ملکه و درخواست الغای سلطنت انهم سلطنتی که مولد قدیمیترین و موفق ترین دمکراسی دنیاست و انهم در زمانه غیبت کعبه امال کمونیستی،یعنی شوروی، مرا به این فکر واداشت که چپ ها چه مشکلی با پادشاهی دارند که هم نوع دیکتاتوری اش و هم نوع دمکراتیک اش مورد غضب انهاست. بد نیست بصورت گذرا به این نکته تاریخی اشاره کنم که چپ ها حتی حکومت پادشاهی افغانستان را که رابطه نزدیکی با شوروی داشت را هم تحمل نکردند و با کودتا ان را برانداختند.
به نظر میرسد مشکل چپ ها با نظام پادشاهی، بیش از هر چیز مشکلی از جنس  روانی است. بلشویک ها در سال ۱۹۱۷  و در میانه جنگ جهانی اول روسیه ای را از حکومت پادشاهی مشروطه تزارها تحویل گرفتند که یک سر ان در مرزهای چین و مرز دیگر ان در مرزهای امپراطوری پروس یعنی اروپای مرکزی بود. در اولین گام بلشویکها ۲۰ درصد از خاک خود در اروپا را بعد از جنگ جهانی اول واگذار کرده و به مرز اوکراین عقب نشینی کردند و در گام دوم پس از هفتاد سال ۴۰ درصد دیگر از سرزمین تزارها را به هنگام فروپاشی شوروی از دست دادند  و روسیه را به سرزمینهای یخزده قطب تقلیل دادند.
تقلیل روسیه قدرتمند و پهناور تزاری به روسیه ضعیف و محاصره شده فعلی بطور طبیعی عقده حقارتی در چپ ها نسبت به حکومت تزارها ایجاد کرده که با هر نوع حکونتی از حنس حکومت تزارها یعنی حکومت پادشاهی از پادشاهی تشریفاتی گرفته تا پادشاهی ریاستی یا پادشاهی مطلقه مخالفت کرده و خواستار الغای همه انها هستند.
نظام پادشاهی یاداور شکست تاریخی چپ ها ست و به همین دلیل خواستار محو ان از جهانند.

محمد هادی افشار، دانشیار بازنشسته دانشگاه علم و صنعت

@Roshanfkrane

BY روشنفکران


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/Roshanfkrane/160647

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

On December 23rd, 2020, Pavel Durov posted to his channel that the company would need to start generating revenue. In early 2021, he added that any advertising on the platform would not use user data for targeting, and that it would be focused on “large one-to-many channels.” He pledged that ads would be “non-intrusive” and that most users would simply not notice any change. The perpetrators use various names to carry out the investment scams. They may also impersonate or clone licensed capital market intermediaries by using the names, logos, credentials, websites and other details of the legitimate entities to promote the illegal schemes. Right now the digital security needs of Russians and Ukrainians are very different, and they lead to very different caveats about how to mitigate the risks associated with using Telegram. For Ukrainians in Ukraine, whose physical safety is at risk because they are in a war zone, digital security is probably not their highest priority. They may value access to news and communication with their loved ones over making sure that all of their communications are encrypted in such a manner that they are indecipherable to Telegram, its employees, or governments with court orders. Although some channels have been removed, the curation process is considered opaque and insufficient by analysts. Under the Sebi Act, the regulator has the power to carry out search and seizure of books, registers, documents including electronics and digital devices from any person associated with the securities market.
from ua


Telegram روشنفکران
FROM American