روحی فداک
هر زمانی که آن حکیم دانشمند به امورات دنیا گرفتار میشدند این آیه را تلاوت میفرمودند:
ربنا احکم بیننا وبین قومنا بالحق و انت خیر الحاکمین
@sepahsalaar
هر زمانی که آن حکیم دانشمند به امورات دنیا گرفتار میشدند این آیه را تلاوت میفرمودند:
ربنا احکم بیننا وبین قومنا بالحق و انت خیر الحاکمین
@sepahsalaar
👌2
شرف بکتابتها العبد الفقیر الحقیر
خانلر قاجار غفر الله ذنوبه و ستر عیوبه
مادرم زند و وز پدر قجرم
متولد ز آهن و حجرم
@sepahsalaar
خانلر قاجار غفر الله ذنوبه و ستر عیوبه
مادرم زند و وز پدر قجرم
متولد ز آهن و حجرم
@sepahsalaar
❤5
نگاره ای از کتاب فتوح الحرمین محیی لاری
به مناسبت ایام ذی الحجة .
بنده حقیر هم ان شاء الله زائر بیت الله الحرام خواهم بود و از همین جا از همه عزیزانی که ممکن است بنده حقیر در حق ایشان تقصیری داشتهام طلب حلالیت میکنم و دعاگو خواهم بود .(حسن قاسمی)
@sepahsalaar
به مناسبت ایام ذی الحجة .
بنده حقیر هم ان شاء الله زائر بیت الله الحرام خواهم بود و از همین جا از همه عزیزانی که ممکن است بنده حقیر در حق ایشان تقصیری داشتهام طلب حلالیت میکنم و دعاگو خواهم بود .(حسن قاسمی)
@sepahsalaar
❤18🙏2
کتابخانه نسخ خطی سپهسالار
یادداشت تملک نسخه هو المالک بالاستحقاق مالک هذا المملوک : مملوک مالک الملوک محمد علی بن محمد حسین الیزدی غفر الله لهما @sepahsalaar
کیف أقول هذا ملکی و لله ملک السماوات و الأرض
این هم یک یادداشت تملک بدون نام امروزی بر سردر یک ساختمان در شهر مکه مکرمه
@sepahsalaar
این هم یک یادداشت تملک بدون نام امروزی بر سردر یک ساختمان در شهر مکه مکرمه
@sepahsalaar
❤13👍2
Forwarded from کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران (Ras)
خیابان مدرسه سپهسالار( مدرسه و مسجد شهید مطهری کنونی) حوالی میدان بهارستان در تهران. این تصویر در مجموعه عکسهای کتابخانه مرکزی نگهداری می شود
https://www.group-telegram.com/UT_Central_Library
https://www.group-telegram.com/UT_Central_Library
❤4👌2
برای نخستین بار «حواشی حکیم سبزواری بر شوارق الإلهام» به زیور طبع آراسته شده است.
❤4
Forwarded from بزم قدسیان
🔹ابن ابی الحدید و خدمت عظیم او
✍️ حسین واثقی
گهگاهی در نوشته ها مواجه میشویم با نقدهای تند و تیز علیه ابن ابی الحدید ، از سوی شیعیان، و نیز اهل سنت ، بدون اینکه خدمت بزرگ و عظیم او را قدر بگذارند.
او خالق بزرگترین و مهمترین شرح نهج البلاغه است که با این شرح جاودانه، نهج البلاغه را به میان عموم مسلمانان برد، و آراء و عقاید شیعه را به اهل سنت شناساند.
کسی نمیگوید او نقد نشود، بزرگان درجه اول مثل شیخ طوسی آرایشان هماره نقد میشود، ابن ابی الحدید هم چون همه نویسندگان. سخن در نحوه مواجهه با اوست.
در تجارب السلف هندوشاه سمرقندی چاپ ۱۳۵۷ش با تصحیح استاد عباس اقبال آشتیانی (ص ۳۵۸_۳۵۹) متن زیر آمده است، دریغم آمد که از آن بگذرم و درایت ابن علقمی وزیر شیعی را در حمایت از ابن ابی الحدید و تشویق او به شرح کردن نهج البلاغه را با اهل نظر به اشتراک نگذاردم.
«و ابن علقمی در مدت وزارت سیرت پسندیده ورزید...و عزالدین عبدالحمید بن ابی الحدید نهج البلاغه به نام او شرح کرد، و چون به عرض رسانید به غایت بپسندید، و از مجلس برخاست، و در خزانه کتب رفت و هزار و ده تخت جامه که لایق مردان و زنان باشد و کنیزکی ترک و خوب صورت، و خادمی حبشی کوچک، و فرش و زیلو و اواني نقرهکوفت حاضر گردانید، و بفرمود تا بر در سرای، استری زینتی با آلات نیکو حاضر کردند، و غلامی دیگر حبشی جامههای نو پوشیده، جهت رکابداری بداشتند.
و چون این مجموع تمام شد، عزالدین عبدالحمید را بخواند، و خلعت بپوشانید، و تفصیل اجناس و نقد و غلام تسلیم کرد.
عزالدین چون این مکرمت و مروّت بدید، ران وزیر را بوسه داد و گفت : ای خداوند! بنده را این همه توقع نبود، و بر گمانی که بنده داشت مبرّات وزیر به اضعاف زاید است.
وزیر گفت: این سخن بگذار، که منّتی برگردن من نهادهای که به شکرانه آن قیام نتوانم کرد، و به خدای که تا زنده باشم این حق را رعایت کنم .
آنگاه عزالدین شاکر و شادمان بیرون آمد، و فرّاشان اجناس را در خدمتش می بردند، و او بر استر سوار شد و به خانه رفت....
و در واقعه بغداد [و تسلّط مغولان] عزالدین مذکور و برادرش موفق الدین را بیرون آوردند تا بکشند. و ابن علقمی را پادشاه [مغول] نواخته بود، و مهمات عراق و بغداد به او تفویض کرده، و در دل پادشاه مقامی تمام داشت.
چون حال عزالدین بن ابی الحدید بشنید دود به سر او در آمد، درحال به خدمت خواجه افضل العالم نصیرالدین طوسی _قدّس الله روحه_ رفت و دامن او بگرفت و گفت: دو کس را از افاضل بغداد که بر بنده حقوق عظیم دارند گرفته اند و خواهند کشت، و التماس دارم که خواجه به بندگی پادشاه شتابد، و بنده در خدمت باشد، و در باب این دو بزرگ شفاعتی کند.
خواجه بی توقف روان شد، و وزیر هزار دینار به موکلان مغول داد و مهلت خواست، و به درگاه رفت. چون پادشاه ایشان را بدید دانست که به کاری آمدهاند.
وزیر به رسم مغول زانو زد و گفت: دو کس را از شهر بیرون آوردهاند، و یرلیغ پادشاه نافذ شده است که ایشان را به یاسا رسانند، بنده کمترین را آرزو آنست که پادشاه مرا عوض ایشان بکشد، و ایشان را آزاد کند.
خواجه این معنی را در بندگی پادشاه به عرض رسانید. پادشاه بخندید و گفت: اگر من خواستمی تو را بکشم تا این غایت نگذاشتمی. و در حال عاطفت بفرمود و هر دو را به او بخشید.
وزیر به تعجیل بیرون آمد و ایشان را خلاص داد، و با عزالدین بن ابی الحدید گفت: به خدای که اگر در قبول شفاعت توقفی می رفت نفس خود را فدای تو خواستم کرد تا مکافات آن لطف باشد که تو با من کردی، و نام مرا به سبب شرح نهجالبلاغه مخلّد گردانیدی».
آری؛ کارهای بزرگ را انسانهای بزرگ انجام میدهند، وما اندر خم یک کوچهایم.
https://www.group-telegram.com/bazmeghodsian2
✍️ حسین واثقی
گهگاهی در نوشته ها مواجه میشویم با نقدهای تند و تیز علیه ابن ابی الحدید ، از سوی شیعیان، و نیز اهل سنت ، بدون اینکه خدمت بزرگ و عظیم او را قدر بگذارند.
او خالق بزرگترین و مهمترین شرح نهج البلاغه است که با این شرح جاودانه، نهج البلاغه را به میان عموم مسلمانان برد، و آراء و عقاید شیعه را به اهل سنت شناساند.
کسی نمیگوید او نقد نشود، بزرگان درجه اول مثل شیخ طوسی آرایشان هماره نقد میشود، ابن ابی الحدید هم چون همه نویسندگان. سخن در نحوه مواجهه با اوست.
در تجارب السلف هندوشاه سمرقندی چاپ ۱۳۵۷ش با تصحیح استاد عباس اقبال آشتیانی (ص ۳۵۸_۳۵۹) متن زیر آمده است، دریغم آمد که از آن بگذرم و درایت ابن علقمی وزیر شیعی را در حمایت از ابن ابی الحدید و تشویق او به شرح کردن نهج البلاغه را با اهل نظر به اشتراک نگذاردم.
«و ابن علقمی در مدت وزارت سیرت پسندیده ورزید...و عزالدین عبدالحمید بن ابی الحدید نهج البلاغه به نام او شرح کرد، و چون به عرض رسانید به غایت بپسندید، و از مجلس برخاست، و در خزانه کتب رفت و هزار و ده تخت جامه که لایق مردان و زنان باشد و کنیزکی ترک و خوب صورت، و خادمی حبشی کوچک، و فرش و زیلو و اواني نقرهکوفت حاضر گردانید، و بفرمود تا بر در سرای، استری زینتی با آلات نیکو حاضر کردند، و غلامی دیگر حبشی جامههای نو پوشیده، جهت رکابداری بداشتند.
و چون این مجموع تمام شد، عزالدین عبدالحمید را بخواند، و خلعت بپوشانید، و تفصیل اجناس و نقد و غلام تسلیم کرد.
عزالدین چون این مکرمت و مروّت بدید، ران وزیر را بوسه داد و گفت : ای خداوند! بنده را این همه توقع نبود، و بر گمانی که بنده داشت مبرّات وزیر به اضعاف زاید است.
وزیر گفت: این سخن بگذار، که منّتی برگردن من نهادهای که به شکرانه آن قیام نتوانم کرد، و به خدای که تا زنده باشم این حق را رعایت کنم .
آنگاه عزالدین شاکر و شادمان بیرون آمد، و فرّاشان اجناس را در خدمتش می بردند، و او بر استر سوار شد و به خانه رفت....
و در واقعه بغداد [و تسلّط مغولان] عزالدین مذکور و برادرش موفق الدین را بیرون آوردند تا بکشند. و ابن علقمی را پادشاه [مغول] نواخته بود، و مهمات عراق و بغداد به او تفویض کرده، و در دل پادشاه مقامی تمام داشت.
چون حال عزالدین بن ابی الحدید بشنید دود به سر او در آمد، درحال به خدمت خواجه افضل العالم نصیرالدین طوسی _قدّس الله روحه_ رفت و دامن او بگرفت و گفت: دو کس را از افاضل بغداد که بر بنده حقوق عظیم دارند گرفته اند و خواهند کشت، و التماس دارم که خواجه به بندگی پادشاه شتابد، و بنده در خدمت باشد، و در باب این دو بزرگ شفاعتی کند.
خواجه بی توقف روان شد، و وزیر هزار دینار به موکلان مغول داد و مهلت خواست، و به درگاه رفت. چون پادشاه ایشان را بدید دانست که به کاری آمدهاند.
وزیر به رسم مغول زانو زد و گفت: دو کس را از شهر بیرون آوردهاند، و یرلیغ پادشاه نافذ شده است که ایشان را به یاسا رسانند، بنده کمترین را آرزو آنست که پادشاه مرا عوض ایشان بکشد، و ایشان را آزاد کند.
خواجه این معنی را در بندگی پادشاه به عرض رسانید. پادشاه بخندید و گفت: اگر من خواستمی تو را بکشم تا این غایت نگذاشتمی. و در حال عاطفت بفرمود و هر دو را به او بخشید.
وزیر به تعجیل بیرون آمد و ایشان را خلاص داد، و با عزالدین بن ابی الحدید گفت: به خدای که اگر در قبول شفاعت توقفی می رفت نفس خود را فدای تو خواستم کرد تا مکافات آن لطف باشد که تو با من کردی، و نام مرا به سبب شرح نهجالبلاغه مخلّد گردانیدی».
آری؛ کارهای بزرگ را انسانهای بزرگ انجام میدهند، وما اندر خم یک کوچهایم.
https://www.group-telegram.com/bazmeghodsian2
Telegram
بزم قدسیان
تحقیقات و یادداشتهای رحیم قاسمی در تاریخ و حدیث و تراجم علما و عرفا و نسخه شناسی
ارتباط با مدیر:
@rahimghasemi1351
ارتباط با مدیر:
@rahimghasemi1351
❤9👍1👎1
غرر الحکم و درر الکلم.pdf
82.1 MB
محل نگهداری: ایاصوفیه ترکیه
شماره نسخه : 4153
کاتب: ابی السعادات ابن سعید
به رسم خزانه سلیمان بن غازی بن محمد ایوبی
تاریخ کتابت: 708 قمری
تعداد اوراق: 251 برگ
@sepahsalaar
شماره نسخه : 4153
کاتب: ابی السعادات ابن سعید
به رسم خزانه سلیمان بن غازی بن محمد ایوبی
تاریخ کتابت: 708 قمری
تعداد اوراق: 251 برگ
@sepahsalaar
👌1
Forwarded from آرشیو اسناد عکسی مدرسه سپهسالار طهران
شبستان تابستانه مسجد سپهسالار در حال ساخت (از قدیمی ترین عکسهای مدرسه سپهسالار)
❤8
📚 ناخدای نستعلیق خراسان
شرح حال، احوال و آثار میر علی هروی
▪️بهکوشش: حمیدالله کامگار
▫️قطع رحلی بزرگ
▫️جلد سخت، طلاکوب، قابدار
▫️کاغذ گلاسه
▫️چاپ تمام رنگی
▫️۶۰۰ صفحه
ناشر: دفتر تیکا ترکیه
مؤلف ارجمند این اثر نفیس و ارزشمند ، دیروز یک نسخه از این کتاب را به همراه تعدادی دیگر از آثارش از طریق جناب آقای فرهاد احراری (مدیر محترم انتشارات احراری ) به کتابخانه سپهسالار اهداء نمودند ، برای این سروران توفیق بیشتر خدمت به فرهنگ و ادب و هنر فارسی زبانان داریم .
@sepahsalaar
شرح حال، احوال و آثار میر علی هروی
▪️بهکوشش: حمیدالله کامگار
▫️قطع رحلی بزرگ
▫️جلد سخت، طلاکوب، قابدار
▫️کاغذ گلاسه
▫️چاپ تمام رنگی
▫️۶۰۰ صفحه
ناشر: دفتر تیکا ترکیه
مؤلف ارجمند این اثر نفیس و ارزشمند ، دیروز یک نسخه از این کتاب را به همراه تعدادی دیگر از آثارش از طریق جناب آقای فرهاد احراری (مدیر محترم انتشارات احراری ) به کتابخانه سپهسالار اهداء نمودند ، برای این سروران توفیق بیشتر خدمت به فرهنگ و ادب و هنر فارسی زبانان داریم .
@sepahsalaar
🙏5❤4
Forwarded from بزم قدسیان
🔻واقعیتی دهشتناک!
امروز از طریق یکی از دوستان محقق مطلع شدم تعداد قابل توجهی از اجازات روایی که در برخی از فهارس نسخ خطی قم منتشر شده، به وسیله یکی از دلالان نسخ خطی جعل و بر روی نسخهها کتابت شده است. متأسفانه من نیز همچون فهرستنگار محترم متوجه این جعل شنیع که برای مطامع دنیوی صورت گرفته نشده، و برخی از آن اجازات جعلی - از جمله اجازه ملا طاهر قمی به فیض کاشانی و فرزندش علم الهدی - را در این کانال و برخی از کتابهایم ارائه نمودم. خدا را شکر که دوستان پی به این خیانت برده و مرا آگاه کردند. فلیصحّح ولیستدرک!
https://www.group-telegram.com/bazmeghodsian2
امروز از طریق یکی از دوستان محقق مطلع شدم تعداد قابل توجهی از اجازات روایی که در برخی از فهارس نسخ خطی قم منتشر شده، به وسیله یکی از دلالان نسخ خطی جعل و بر روی نسخهها کتابت شده است. متأسفانه من نیز همچون فهرستنگار محترم متوجه این جعل شنیع که برای مطامع دنیوی صورت گرفته نشده، و برخی از آن اجازات جعلی - از جمله اجازه ملا طاهر قمی به فیض کاشانی و فرزندش علم الهدی - را در این کانال و برخی از کتابهایم ارائه نمودم. خدا را شکر که دوستان پی به این خیانت برده و مرا آگاه کردند. فلیصحّح ولیستدرک!
https://www.group-telegram.com/bazmeghodsian2
❤5
هو الغنی
ای روی تو از لطافت آینه روح
خواهم که قدمهای خیالت به صبوح
در دیده کشم ولی ز خار مژه ام
ترسم که شود پای خیالت مجروح
@sepahsalaar
ای روی تو از لطافت آینه روح
خواهم که قدمهای خیالت به صبوح
در دیده کشم ولی ز خار مژه ام
ترسم که شود پای خیالت مجروح
@sepahsalaar
❤5