Telegram Group & Telegram Channel
🔹🔹🔹

💢نقد و تحلیل داستان شاه و کنیزک مثنوی معنوی
دکتر احمد عزتی پرور
👈قسمت دوم

پیش از رازگشایی از ماجراهای داستان، بد نیست بدانیم آیا قصه یا عناصری از آن، قبل از مولوی وجود داشت یا خیر؟

این داستان، پیش از مولوی ظاهراً شناخته شده نبود و احتمال دارد که ساخته‌ی تخیل او باشد. البته شیوه‌ی درمان ‏کنیزک، به ابن‌سینا(چهارمقاله: نظامی عروضی سمرقندی، به تصحیح: محمدقزوینی، به اهتمام: دکترمحمد معین، صص129-‌‏131نشرصدای معاصر،چاپ اول1388)
و حتی در یکی از داستان‌های «دکامرون» از «بوکاچیو» (نویسنده‌ی ایتالیایی قرن ‏چهاردهم میلادی) به پزشکی رومی نسبت داده شده‌است.‏

‏ بوکاچیو، در داستان هشتم از دومین شبِ کتاب«دِکامرون»، نظیر این حکایت را آورده است:
پزشکی جوان ولی دانا و ‏کارآزموده، بر بالین بیمار نشسته‌است و نبض او را در دست دارد. «ژانت» که به خاطر بانوی خود، از پرستاری بیمار و انجام ‏خواسته‌های او کوتاهی نمی نمود، برای اجرای امری به اتاق بیمار وارد می‌شود. جوان بیمار به محض دیدن ژانت بی آنکه ‏سخنی بگوید یا تکانی بخورد، لَهیب آتشِ عشق را در قلب خود شدیدتر احساس نمود و نبضش به شدتی بیش از معمول ‏شروع به زدن کرد.
پزشک فوراً متوجه این نکته شد و در شگفت ماند. لیکن گوش تیز کرد تا ببیند که شدت ضربان نبض ‏تا چه مدت ادامه خواهد یافت. وقتی ژانت از اتاق بیرون رفت، ضربان نبض نیز تخفیف یافت و پزشک دانشمند با خود ‏اندیشید که تا اندازه‌ای ریشه‌ی بیماری را یافته است. اندکی صبر کرد و آنگاه به بهانه‌ی خواستنِ چیزی، بار دیگر ژانت را به ‏درون طلبید بی‌آنکه نبض بیمار را رها کند. ژانت فوراً حاضر شد. همین که پا به درون اتاق گذاشت، نبض بیمار دوباره ‏شروع به تند زدن کرد و چون بیرون رفت به حال نخستین بازگشت. پزشک جوان که دیگر شکی برایش نمانده بود، از جا ‏برخاست. پدر و مادر بیمار را به خلوت خواست و با ایشان چنین گفت: ‏
‏-‏شفای پسر شما در یدِ قدرت پزشکان نیست، بلکه به دست ژانت است. ‏
‏(دکامرون، بوکاچیو، ترجمه: محمد قاضی،انتشارات مازیار، چاپ اول1379،ص189)‏

‏ قسمت دارو خوراندن به زرگر تا بیمار و زشت گردد نیز در یکی از داستان‌های اسکندرنامه‌ی نظامی به شکلی دیگر آمده‌‏است. در آنجا دارو به کنیزی داده می‌شود.
به احتمال بسیار، مولوی این داستان را با الهام از ابتدای داستان سَمَک عیّار ‏و عاشق شدن خورشیدشاه، پسر مرزبان شاه، به «مَه‌پری» دختر شاهِ چین ساخته است.
در آنجا وقتی خورشیدشاه، مه‌پری را در ‏خیمه می‌بیند و بعد او ناپدید می شود، از عشق او بیمار می گردد:‏
‏«... شاهزاده در آن غم بیمار شد و به رنگ زعفران گشت و هرچند طبیبان و حکیمان جَلد و استاد، معالجت می‌کردند هیچ‌‏علاج نمی پذیرفت؛ که علاج وی، دیدار دوست بود، نه حرارت و بُرودت و رطوبت و یُبوست ... تا غایتی که همه، دل از وی ‏برداشتند. اگر چه طبیبان او را علاج می‌کردند و غذای موافق می‌دادند، هیچ سود نمی داشت:‏
‏ گر به چاره پزشک بتواند،       
مرگ از خویشتن بگرداند.


       🌺[⬅️ادب و اندیشه➡️]🌺
🆔https://www.group-telegram.com/vn/hajsadri.com
👍1



group-telegram.com/hajsadri/30027
Create:
Last Update:

🔹🔹🔹

💢نقد و تحلیل داستان شاه و کنیزک مثنوی معنوی
دکتر احمد عزتی پرور
👈قسمت دوم

پیش از رازگشایی از ماجراهای داستان، بد نیست بدانیم آیا قصه یا عناصری از آن، قبل از مولوی وجود داشت یا خیر؟

این داستان، پیش از مولوی ظاهراً شناخته شده نبود و احتمال دارد که ساخته‌ی تخیل او باشد. البته شیوه‌ی درمان ‏کنیزک، به ابن‌سینا(چهارمقاله: نظامی عروضی سمرقندی، به تصحیح: محمدقزوینی، به اهتمام: دکترمحمد معین، صص129-‌‏131نشرصدای معاصر،چاپ اول1388)
و حتی در یکی از داستان‌های «دکامرون» از «بوکاچیو» (نویسنده‌ی ایتالیایی قرن ‏چهاردهم میلادی) به پزشکی رومی نسبت داده شده‌است.‏

‏ بوکاچیو، در داستان هشتم از دومین شبِ کتاب«دِکامرون»، نظیر این حکایت را آورده است:
پزشکی جوان ولی دانا و ‏کارآزموده، بر بالین بیمار نشسته‌است و نبض او را در دست دارد. «ژانت» که به خاطر بانوی خود، از پرستاری بیمار و انجام ‏خواسته‌های او کوتاهی نمی نمود، برای اجرای امری به اتاق بیمار وارد می‌شود. جوان بیمار به محض دیدن ژانت بی آنکه ‏سخنی بگوید یا تکانی بخورد، لَهیب آتشِ عشق را در قلب خود شدیدتر احساس نمود و نبضش به شدتی بیش از معمول ‏شروع به زدن کرد.
پزشک فوراً متوجه این نکته شد و در شگفت ماند. لیکن گوش تیز کرد تا ببیند که شدت ضربان نبض ‏تا چه مدت ادامه خواهد یافت. وقتی ژانت از اتاق بیرون رفت، ضربان نبض نیز تخفیف یافت و پزشک دانشمند با خود ‏اندیشید که تا اندازه‌ای ریشه‌ی بیماری را یافته است. اندکی صبر کرد و آنگاه به بهانه‌ی خواستنِ چیزی، بار دیگر ژانت را به ‏درون طلبید بی‌آنکه نبض بیمار را رها کند. ژانت فوراً حاضر شد. همین که پا به درون اتاق گذاشت، نبض بیمار دوباره ‏شروع به تند زدن کرد و چون بیرون رفت به حال نخستین بازگشت. پزشک جوان که دیگر شکی برایش نمانده بود، از جا ‏برخاست. پدر و مادر بیمار را به خلوت خواست و با ایشان چنین گفت: ‏
‏-‏شفای پسر شما در یدِ قدرت پزشکان نیست، بلکه به دست ژانت است. ‏
‏(دکامرون، بوکاچیو، ترجمه: محمد قاضی،انتشارات مازیار، چاپ اول1379،ص189)‏

‏ قسمت دارو خوراندن به زرگر تا بیمار و زشت گردد نیز در یکی از داستان‌های اسکندرنامه‌ی نظامی به شکلی دیگر آمده‌‏است. در آنجا دارو به کنیزی داده می‌شود.
به احتمال بسیار، مولوی این داستان را با الهام از ابتدای داستان سَمَک عیّار ‏و عاشق شدن خورشیدشاه، پسر مرزبان شاه، به «مَه‌پری» دختر شاهِ چین ساخته است.
در آنجا وقتی خورشیدشاه، مه‌پری را در ‏خیمه می‌بیند و بعد او ناپدید می شود، از عشق او بیمار می گردد:‏
‏«... شاهزاده در آن غم بیمار شد و به رنگ زعفران گشت و هرچند طبیبان و حکیمان جَلد و استاد، معالجت می‌کردند هیچ‌‏علاج نمی پذیرفت؛ که علاج وی، دیدار دوست بود، نه حرارت و بُرودت و رطوبت و یُبوست ... تا غایتی که همه، دل از وی ‏برداشتند. اگر چه طبیبان او را علاج می‌کردند و غذای موافق می‌دادند، هیچ سود نمی داشت:‏
‏ گر به چاره پزشک بتواند،       
مرگ از خویشتن بگرداند.


       🌺[⬅️ادب و اندیشه➡️]🌺
🆔https://www.group-telegram.com/vn/hajsadri.com

BY ️ادب واندیشه




Share with your friend now:
group-telegram.com/hajsadri/30027

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

Apparently upbeat developments in Russia's discussions with Ukraine helped at least temporarily send investors back into risk assets. Russian President Vladimir Putin said during a meeting with his Belarusian counterpart Alexander Lukashenko that there were "certain positive developments" occurring in the talks with Ukraine, according to a transcript of their meeting. Putin added that discussions were happening "almost on a daily basis." Two days after Russia invaded Ukraine, an account on the Telegram messaging platform posing as President Volodymyr Zelenskiy urged his armed forces to surrender. "We as Ukrainians believe that the truth is on our side, whether it's truth that you're proclaiming about the war and everything else, why would you want to hide it?," he said. Again, in contrast to Facebook, Google and Twitter, Telegram's founder Pavel Durov runs his company in relative secrecy from Dubai. Emerson Brooking, a disinformation expert at the Atlantic Council's Digital Forensic Research Lab, said: "Back in the Wild West period of content moderation, like 2014 or 2015, maybe they could have gotten away with it, but it stands in marked contrast with how other companies run themselves today."
from vn


Telegram ️ادب واندیشه
FROM American