group-telegram.com/yaadha/11833
Last Update:
#سحابی
هنگامی که دولت موقت کنار رفت، مدتی دکتر عباس شیبانی مسئولیت وزارت کشاورزی را بر عهده گرفت. او رضا اصفهانی را معاون خود در امور اصلاحات ارضی قرار داد. ایشان هم در یکی از طبقات بالای وزارت کشاورزی که ساختمان مجلل و شیکی داشت، در اتاقی که صندلی و مبل های آن را جمع کرده بودند بر روی موکت بر روی زمین مینشست و به امور ارضی رسیدگی می کرد و جماعت هم دور تا دور او در حالی که کفشهای خود را دم در اتاق بیرون آورده بودند، می نشستند.
ایشان از پیش طرحی داشت و میگفت که مسأله کشاورزی ایران را باید از طریق تقسیم زمین حل کرد. وی می گفت زمینهای کشاورزی را باید دوباره و از نو توزیع کرد به طوری که حداقل یک «عُرفِ محل» و حداکثر سه عرف محل باشد. عرف محل با توجه به محصول اصلی منطقه مثل گندم یا برنج تعیین میشد و مقدار زمینی بود که محصول آن بتواند یک خانواده چهار یا پنج نفری را تأمین نماید. این طرح اصل و جوهر تز آقای اصفهانی بود که اجرای آن را در وزارت کشاورزی آغاز نمود.
برای تصویب این طرح در شورای انقلاب آقایان بهشتی، منتظری و مشکینی نیز این طرح را تأیید نمودند دلیل آنان این بود که اگر این اقدامات نشود، کمونیستها با شعارهای خود این روستاییان یا کشاورزان را به شورش وامیدارند. پس ما باید با طرحی رادیکال تر و تندتر از آنان، کشاورزان محروم را جلب نماییم تا صحنه دست کمونیستها نیفتد. این دلیل را به آقای خمینی نیز قبولاندند و اصل بند ج بدین طریق پذیرفته و تصویب شد. البته تعدادی از اعضای شورای انقلاب از جمله آقای مهدوی کنی و آقای بنی صدر با این طرح موافق نبودند.
برای اجرای این طرح هیئتهای هفت نفره ای انتخاب شدند تا بروند و در شهرستانهای گوناگون بررسی کنند و زمینها را تقسیم کنند. یعنی از مالکین بزرگ زمینهای بزرگ را بگیرند و به کسانی که زمین ندارند بدهند و وضعیت را به اصطلاح تعدیل نمایند. اکثر اعضای این هیئتها را که من میشناختم، از بچه های چپ و تندرو زندان بودند. حتی برخی از آنان از مجاهدین بودند. عده ای از این هیئتها وقتی به آنها گفته میشد کلاه بیاورند، سر می آوردند و کینه خود را بر سر مالکان هر روستا یا شهر و شهرنشینان خالی مینمودند و آنها را دشمن اصلی یک روستا یا دهقانان و کشاورزان معرفی مینمودند که مثل زالویی حاصل دسترنج کشاورزان را میخورند.
با این گرفتن و تقسیم کردن زمینها و فضای کینه توزی ایجاد شده، آشوب زیادی برپا شد. خبر این آشوب به آقای خمینی نیز میرسید. عده ای از علما و مسئولین به امام میگفتند شما میخواستید با کمونیستها رقابت کنید ولی از این طرف هم در جامعه دارد آشوب به پا میشود. امام هم اصرار میکرد که آقارضا اصفهانی باید از وزارت کشاورزی برود.
با رفتن آقارضا، این طرح نیز که به طرح بند ج معروف بود، معطل ماند. بعدها در دوران مجلس اول شورای نگهبان به کلی این اصل را ملغی نمودند.
BY یادها
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/yaadha/11833