Telegram Group & Telegram Channel
🖊چرا روشنفکران ایرانی بحران‌آفرین شدند؟

📚روشنفکری و ناخودآگاهی

📥حامد زارع

🖇اگر این گذاره‌ی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز می‌شود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشه‌ها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبه‌ای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشه‌ها تجلی‌گاه امكان تاریخی به شمار می‌آیند.»

🖇به نظر می‌رسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار می‌دهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحران‌های معرفتی متعددی در دهه‌های گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم می‌توان نام برد، شده است.

🖇«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحث‌های اساسی این تاریخ به شمار می‌رود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفه‌ی قوام‌بخش عصر «جدید» است. درباره‌ی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحث‌های فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعه‌ی سنت و تجدد و بحث درباره‌ی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.

🖇در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ می‌توان مباحث اساسی درباره‌ی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگ‌ها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشه‌ی تجدد پذیرفته‌اند.

🖇تاریخ روشنفکری ایران را می‌توان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همان‌طور که برخی از پژوهشگران تصریح کرده‌اند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همه‌ی تلاش‌های نظری و رویدادهای فکری دو سده‌ی اخیر، به خصوص سال‌های منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجهه‌ی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوشش‌های نظری عمده‌ای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبه‌های عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوشش‌هایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح می‌کردند، بسط دهد و فلسفه‌ی سیاسی و به‌ویژه فلسفه‌ی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایران‌زمین در مسیر متفاوتی می‌افتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دوره‌ی مشروطه است که به اندیشه‌ی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشته‌اند.

🖇البته در ادامه خواهیم دید که نسل‌های بعدی روشنفکران ایرانی نقص‌های بیشتر و خطاهای مهلک‌تری را مرتکب شده‌اند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمی‌توان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سال‌هایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازه‌ای در ایران قلمداد می‌شود. دورانی بی‌بازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکره‌ی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشه‌ی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشه‌ی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهم‌تر از پاسخی که می‌توان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسه‌ی آن با شرایط ایران در مواجهه‌ی با تجدد است.

🔹متن کامل این مقاله را می‌توانید در شماره شانزدهم سیاست‌نامه مطالعه کنید.

🦉@goftemaann
👍10💩2👎1



group-telegram.com/goftemaann/2713
Create:
Last Update:

🖊چرا روشنفکران ایرانی بحران‌آفرین شدند؟

📚روشنفکری و ناخودآگاهی

📥حامد زارع

🖇اگر این گذاره‌ی فلسفی را بپذیریم که «هر تاریخی با تفکر آغاز می‌شود.»، لاجرم ناچاریم برای فهم بهتر اندیشه‌ها، تاریخ آنها را مورد تامل و تدقیق قرار دهیم. تاریخ اندیشه به مثابه نقطه اوج تاریخ، سهمی اساسی در خودآگاهی تاریخی بر عهده دارد. در واقع «تاریخ اندیشه، تاریخ بشری است که به کمال کشف خود رسیده است؛ یعنی ضمن آگاهی از خود و تاریخ خویش، در مرتبه‌ای بالاتر و والاتر به خودآگاهی نائل شده است. از سوی دیگر اندیشه‌ها تجلی‌گاه امكان تاریخی به شمار می‌آیند.»

🖇به نظر می‌رسد که نگرش به تاریخ به عنوان دانشی که شرایط امكانی وقوع رویدادها را مورد تامل قرار می‌دهد، در آثار و آراء روشنفکران ایرانی نادیده گرفته شده است. به عبارت دیگر روشنفکری در ایران معاصر نتوانسته سهمی در پرداختن به تاریخ اندیشه و عناصر مهم آن داشته باشد. به همین دلیل هم نتوانسته به خودآگاهی تاریخی برسد و مسئولیت فکری و معرفتی خویش را به نحوی صحیح انجام دهد. لازم به ذکر است عدم درک اهمیت تاریخ اندیشه و عناصر حیاتی آن در ایران، سبب بحران‌های معرفتی متعددی در دهه‌های گذشته، نظیر آنچه از آن با عنوان آشفتگی مفاهیم می‌توان نام برد، شده است.

🖇«سنت» و «تجدد» دو عنصر مهم تاریخ اندیشه و نسبت میان آنها یکی از بحث‌های اساسی این تاریخ به شمار می‌رود. سنت یادآور دوران «قدیم» و تجدد، مولفه‌ی قوام‌بخش عصر «جدید» است. درباره‌ی نسبت سنت و تجدد و یا به عبارت دیگر، قدیم و جدید، بحث‌های فراوان و البته جدی در غرب درگرفته است. در قرن بیستم، اندشمندان زیادی به میدان منازعه‌ی سنت و تجدد و بحث درباره‌ی نسبت میان آنها قدم گذاشتند.

🖇در آثار متفکرانی نظیر کارل لویت، کارل اشمیت، لئو اشتراوس و هانس بلومنبرگ می‌توان مباحث اساسی درباره‌ی سرنوشت سنت و سرشت تجدد مورد اشاره قرار داد. مباحثی که در زبان فارسی چندان مورد اعتناء واقع نشده و یا از پشت عینک کبود ایدئولوژی به آن نگریسته شده است. تجدد در بیان برخی روشنفکران ستایش شده و در زبان برخی دیگر از آنها نکوهش شده است. شاید تنها نکته مشترک میان ایدئولوگ‌ها، روشنفکران و اندیشمندان ایرانی این باشد که مشروطیت را به عنوان آغاز تاریخ دوران جدید ایران و پردازش وجوهی از اندیشه‌ی تجدد پذیرفته‌اند.

🖇تاریخ روشنفکری ایران را می‌توان به تاریخ مواجهه با تجدد تعبیر کرد. همان‌طور که برخی از پژوهشگران تصریح کرده‌اند، تجربه تجدد، محور مطلق تاریخ معاصر ایران است که همه‌ی تلاش‌های نظری و رویدادهای فکری دو سده‌ی اخیر، به خصوص سال‌های منتهی به امضاء فرمان مشروطه و پیامدهای نظری آن، در جهت تنفیذ، دگرگونی، تعدیل و حتی تعطیل آن قابل تحلیل است. اما آغاز مواجهه‌ی جدی ما با تجدد در جریان نهضت مشروطه است، چرا که «با مشروطیت تلقی دیگری از سنت عرضه شد و کوشش‌های نظری عمده‌ای نیز صورت گرفت. اما امکانات روشنفکری ایران، به دنبال قطع پیوند با جنبه‌های عقلانی سنت اندیشه در ایران، کمتر از آن بود که چنین کوشش‌هایی به نتیجه مطلوبی برسد. روشنفکری ایران اگر توانسته بود برخی مبانی نظری مشروطیت را که اهل دیانت مطرح می‌کردند، بسط دهد و فلسفه‌ی سیاسی و به‌ویژه فلسفه‌ی حقوقی مشروطیت را تدوین کند، ایران‌زمین در مسیر متفاوتی می‌افتاد.» این نقصان متوجه روشنفکران دوره‌ی مشروطه است که به اندیشه‌ی سیاسی و حقوقی مشروطیت توجه لازم را مبذول نداشته‌اند.

🖇البته در ادامه خواهیم دید که نسل‌های بعدی روشنفکران ایرانی نقص‌های بیشتر و خطاهای مهلک‌تری را مرتکب شده‌اند که قابل قیاس با اشتباهات نسل نخست روشنفکران ایرانی در جریان نهضت مشروطه نیست. اما نمی‌توان از اهمیت حیاتی مشروطه به عنوان رویدادی که در صدر تاریخ جدید ما قرار دارد تغافل ورزید. امضاء فرمان مشروطیت در پایان سال‌هایی که روشنفکران عصر قجری تلاش وافری برای توجیه لزوم برقراری عدالت و آزادی به عنوان دو عنصر حیاتی دوران جدید داشتند، آغاز دوران تازه‌ای در ایران قلمداد می‌شود. دورانی بی‌بازگشت که در آن نه تنها ترک در پیکره‌ی قدرت مطلق افتاد، بلکه مواد و مصالحی از اندیشه‌ی دوران جدید برای همیشه وارد فضای فکری ایران شد و از سوی دیگر عناصری از تاریخ قدیم ایران برای همیشه قالب تهی کرد و بدین ترتیب تاریخ جدید ایران آغاز شد. اما آیا با آغاز دوران جدید تاریخ ایران، تجدد به عنوان اندیشه‌ی سیاسی دوران جدید نیز تاسیس شد؟ مهم‌تر از پاسخی که می‌توان به این پرسش داد، طرح پرسشی ناظر بر چگونگی ظهور تجدد در غرب و همچنین مقایسه‌ی آن با شرایط ایران در مواجهه‌ی با تجدد است.

🔹متن کامل این مقاله را می‌توانید در شماره شانزدهم سیاست‌نامه مطالعه کنید.

🦉@goftemaann

BY مجلّه سياست‌نامه




Share with your friend now:
group-telegram.com/goftemaann/2713

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

"And that set off kind of a battle royale for control of the platform that Durov eventually lost," said Nathalie Maréchal of the Washington advocacy group Ranking Digital Rights. In a message on his Telegram channel recently recounting the episode, Durov wrote: "I lost my company and my home, but would do it again – without hesitation." "There is a significant risk of insider threat or hacking of Telegram systems that could expose all of these chats to the Russian government," said Eva Galperin with the Electronic Frontier Foundation, which has called for Telegram to improve its privacy practices. But Kliuchnikov, the Ukranian now in France, said he will use Signal or WhatsApp for sensitive conversations, but questions around privacy on Telegram do not give him pause when it comes to sharing information about the war. Telegram was founded in 2013 by two Russian brothers, Nikolai and Pavel Durov.
from ye


Telegram مجلّه سياست‌نامه
FROM American