Telegram Group & Telegram Channel
Forwarded from Out of Step
وبال چپ: چرا چرک‌تربن و رذل‌ترین چپ نصیب ایران شده است؟ (دو)

ادامه از بالا

با صادرات این ایدئولوژی به کشورهای مختلف احزاب کمونیستی متناسب با وضع هر کشور از گروه‌هایی فراخور آن احزاب تشکیل شد: در فرانسه کارگران صنعتی، روشنفکران و ادبا؛ در بریتانیا اقلیت‌های قومی؛ در آمریکا بخش‌هایی از طبقۀ متوسط، مهاجران جدید و بعدتر سیاه‌پوستان؛ در چین روشنفکران و دهقانان روستایی؛ در هند بعضی اقوام منطقه‌ای یا بعضی کاست‌ها؛ در افریقا بعضی قبایل؛ در ایران روشنفکران، خارج‌رفته‌ها، منسوبان سلسلۀ منقرض‌شدۀ پیشین و مهاجرین به شهرها؛ در کردستان پشت‌کوهی‌های دور از مرکز و به همین قیاس.

در همه‌جا میان کمونیست‌های موسس که از شوروی می‌آمدند یا خط می‌گرفتند، و گروه‌های هدف روابط نامعین و از پیش نامعلومی دیده می‌شود. عضویت در قبایل یا اقوام، منافع طبقاتی، زبان‌های بومی، خصومت‌های تاریخی یا شخصی، ناسیونالیسم، رنگ پوست، جنسیت و عامل‌های دیگر شالوده و معیاری شد برای خط کشیدن میان دشمنان و دوستان، و هیچ ارتباطی با وسایل تولید در این میان دخیل نبود. بر خلاف اساطیر موجود، احزاب کمونیست حامیان قابل اتکایی در میان فقیرترین طبقات در هیچ ملت مفروضی نداشتند، ولی بسته به اینکه این طبقات چقدر سیاست‌زده، از خودبیگانه شده بودند توانستند از آنها حامی جذب کنند. به طور خلاصه آنها در هرجایی دنبال عضو بودند. رتوریک کلی کمونیسم و مهارت زائدالوصف رهبران کمونیست در اینکه ستیزهای سیاسی را که در آن درگیر بودند بر حسب زبان مارکسیسم کلاسیک توصیف کنند و شاخ و برگ بدهند، میزان بی‌ربطی مقولات اقتصادی نسبت به مبارزه کمونیستی را مبهم و مغشوش کرده بود. آنها نزاع قبایل افریقایی را مبارزه با بورژوازی و استعمار و امپریالیسم جا می‌زدند که آن هم هیولاهایی بود که خودشان ساخته بودند. در ایران از پنجاه و سه نفر معروف اکثریت شازده و خان‌زاده و ملاک‌زاده و مجتهدزاده و تحصیل‌کردگان خارج‌رفته‌ بودند و کارگر یا کارگرزاده‌ای در آنها دیده نمی‌شد. به همین ترتیب در دهۀ بیست، از انگلوفوبیای شایع غول بی‌شاخ و دم استعمار و امپریالیسم بریتانیا را تراشیدند که برای جذب ناسیونالیست‌ها به توده* از آن استفاده شد. کمونیسم بدون هیچ محدودیتی همه‌جا با همه‌چیز قابل ترکیب است و برای نیل به قدرت مدام شکل یا تاکتیک عوض می‌کند: در روسیه با عرفان روسی، در آمریکا و اروپا با پیوریتانیسم، در چین با آیین کنفوسیوس، و ایران شیعی را هم می‌توانید از شریعتی بپرسید.

کنار آمدن با این حقیقت که احزاب کمونیست نمایندۀ هیچ طبقۀ خاصی نیستند بلکه صرفاً گروهک‌های شبه‌حزبی-شبه نظامی متشکل از نخبگان و روشنفکران قدرت‌طلبی هستند که برای قبضۀ قدرت رقابت می‌کنند، ظاهراً برای ساده‌دلان بسیار دشوار است. این تصور باطل که کمونیست‌ها درگیر مبارزه میان اغنیا و فقرا، دارندگان و بی‌چیزها، کارفرمایان و کارگران، استثمارگران و استثمارشدگان، ستمگران و ستمکشان، مرکز و پیرامون و این قبیل دوگانه‌های ما و آنها هستند، به این افسانۀ دیگر انجامیده که کمونیسم از دیگر رقیب‌هایش دموکرات‌مسلک‌تر،‌ پروگرسیوتر، و عدالت‌خواه‌تر است. لیبرال‌های غربی که قربانی این افسانه بودند، به طرزی ناهشیار و مزمن در داوری میان کمونیست‌ها و الیت غیردموکراتیک کشورهای دیگر، به راه خطا رفتند و به احمق‌های مفید کمونیسم در کشور خود بدل شدند. مورد اسپانیا و شیلی رسواترین نمونه‌هاست که لیبرال‌های غربی طرف کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها را گرفتند.


*از بابت استفاده از کلمۀ زشت و بی‌معنی توده عذر می‌خواهم، این هم لابد ترجمۀ یک بیسواد طبیعی‌خوانده از masse فرانسوی است.

ادامه دارد
@out_of_step
👍72



group-telegram.com/liberty_institute/5194
Create:
Last Update:

وبال چپ: چرا چرک‌تربن و رذل‌ترین چپ نصیب ایران شده است؟ (دو)

ادامه از بالا

با صادرات این ایدئولوژی به کشورهای مختلف احزاب کمونیستی متناسب با وضع هر کشور از گروه‌هایی فراخور آن احزاب تشکیل شد: در فرانسه کارگران صنعتی، روشنفکران و ادبا؛ در بریتانیا اقلیت‌های قومی؛ در آمریکا بخش‌هایی از طبقۀ متوسط، مهاجران جدید و بعدتر سیاه‌پوستان؛ در چین روشنفکران و دهقانان روستایی؛ در هند بعضی اقوام منطقه‌ای یا بعضی کاست‌ها؛ در افریقا بعضی قبایل؛ در ایران روشنفکران، خارج‌رفته‌ها، منسوبان سلسلۀ منقرض‌شدۀ پیشین و مهاجرین به شهرها؛ در کردستان پشت‌کوهی‌های دور از مرکز و به همین قیاس.

در همه‌جا میان کمونیست‌های موسس که از شوروی می‌آمدند یا خط می‌گرفتند، و گروه‌های هدف روابط نامعین و از پیش نامعلومی دیده می‌شود. عضویت در قبایل یا اقوام، منافع طبقاتی، زبان‌های بومی، خصومت‌های تاریخی یا شخصی، ناسیونالیسم، رنگ پوست، جنسیت و عامل‌های دیگر شالوده و معیاری شد برای خط کشیدن میان دشمنان و دوستان، و هیچ ارتباطی با وسایل تولید در این میان دخیل نبود. بر خلاف اساطیر موجود، احزاب کمونیست حامیان قابل اتکایی در میان فقیرترین طبقات در هیچ ملت مفروضی نداشتند، ولی بسته به اینکه این طبقات چقدر سیاست‌زده، از خودبیگانه شده بودند توانستند از آنها حامی جذب کنند. به طور خلاصه آنها در هرجایی دنبال عضو بودند. رتوریک کلی کمونیسم و مهارت زائدالوصف رهبران کمونیست در اینکه ستیزهای سیاسی را که در آن درگیر بودند بر حسب زبان مارکسیسم کلاسیک توصیف کنند و شاخ و برگ بدهند، میزان بی‌ربطی مقولات اقتصادی نسبت به مبارزه کمونیستی را مبهم و مغشوش کرده بود. آنها نزاع قبایل افریقایی را مبارزه با بورژوازی و استعمار و امپریالیسم جا می‌زدند که آن هم هیولاهایی بود که خودشان ساخته بودند. در ایران از پنجاه و سه نفر معروف اکثریت شازده و خان‌زاده و ملاک‌زاده و مجتهدزاده و تحصیل‌کردگان خارج‌رفته‌ بودند و کارگر یا کارگرزاده‌ای در آنها دیده نمی‌شد. به همین ترتیب در دهۀ بیست، از انگلوفوبیای شایع غول بی‌شاخ و دم استعمار و امپریالیسم بریتانیا را تراشیدند که برای جذب ناسیونالیست‌ها به توده* از آن استفاده شد. کمونیسم بدون هیچ محدودیتی همه‌جا با همه‌چیز قابل ترکیب است و برای نیل به قدرت مدام شکل یا تاکتیک عوض می‌کند: در روسیه با عرفان روسی، در آمریکا و اروپا با پیوریتانیسم، در چین با آیین کنفوسیوس، و ایران شیعی را هم می‌توانید از شریعتی بپرسید.

کنار آمدن با این حقیقت که احزاب کمونیست نمایندۀ هیچ طبقۀ خاصی نیستند بلکه صرفاً گروهک‌های شبه‌حزبی-شبه نظامی متشکل از نخبگان و روشنفکران قدرت‌طلبی هستند که برای قبضۀ قدرت رقابت می‌کنند، ظاهراً برای ساده‌دلان بسیار دشوار است. این تصور باطل که کمونیست‌ها درگیر مبارزه میان اغنیا و فقرا، دارندگان و بی‌چیزها، کارفرمایان و کارگران، استثمارگران و استثمارشدگان، ستمگران و ستمکشان، مرکز و پیرامون و این قبیل دوگانه‌های ما و آنها هستند، به این افسانۀ دیگر انجامیده که کمونیسم از دیگر رقیب‌هایش دموکرات‌مسلک‌تر،‌ پروگرسیوتر، و عدالت‌خواه‌تر است. لیبرال‌های غربی که قربانی این افسانه بودند، به طرزی ناهشیار و مزمن در داوری میان کمونیست‌ها و الیت غیردموکراتیک کشورهای دیگر، به راه خطا رفتند و به احمق‌های مفید کمونیسم در کشور خود بدل شدند. مورد اسپانیا و شیلی رسواترین نمونه‌هاست که لیبرال‌های غربی طرف کمونیست‌ها و سوسیالیست‌ها را گرفتند.


*از بابت استفاده از کلمۀ زشت و بی‌معنی توده عذر می‌خواهم، این هم لابد ترجمۀ یک بیسواد طبیعی‌خوانده از masse فرانسوی است.

ادامه دارد
@out_of_step

BY Liberty Institute / انستیتو لیبرتی


Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260

Share with your friend now:
group-telegram.com/liberty_institute/5194

View MORE
Open in Telegram


Telegram | DID YOU KNOW?

Date: |

So, uh, whenever I hear about Telegram, it’s always in relation to something bad. What gives? WhatsApp, a rival messaging platform, introduced some measures to counter disinformation when Covid-19 was first sweeping the world. The fake Zelenskiy account reached 20,000 followers on Telegram before it was shut down, a remedial action that experts say is all too rare. The regulator said it has been undertaking several campaigns to educate the investors to be vigilant while taking investment decisions based on stock tips. At this point, however, Durov had already been working on Telegram with his brother, and further planned a mobile-first social network with an explicit focus on anti-censorship. Later in April, he told TechCrunch that he had left Russia and had “no plans to go back,” saying that the nation was currently “incompatible with internet business at the moment.” He added later that he was looking for a country that matched his libertarian ideals to base his next startup.
from cn


Telegram Liberty Institute / انستیتو لیبرتی
FROM American