group-telegram.com/multidisciplinarymedia/1444
Create:
Last Update:
Last Update:
فضا چیست؟
خدای روزهای کار و خدای روزهای تعطیل (قسمت نهم)
لایبنیتس برای مثالها و جوابهای دکتر کلارک پاسخ پختهای آماده نکرده است از این رو تکرار میکند که آنان که به کاهش خودبهخودی نیروی فعال جهان باور دارند، اشتباه میکنند و از قانونهای بنیادین طبیعت بیخبرند.
لایبنیتس معتقد است این باور که خداوند جهان را در مسیری مستقیم پیشببرد، مجبور کردن وی به انجام کاری بیمعناست که هیچ دلیلی ندارد.
از این رو نسبت دادن چنین کاری به خداوند جفای به حضرت اوست.
دست آخر لایبنیتس دربارهٔ گرانش که کلارک آن را امری طبیعی در نظر میگیرد، چنین میگوید:
گرانش نیز یک نیروی فراتر از طبیعت است به این دلیل که اجسام یکدیگر را از راه دور و بیواسطه جذب میکنند و میتوانند به گرد هم به گردش در آیند بدون آنکه در خط مماس بر دایره دور شوند یا مانعی طبیعی آنها را به چنان کاری وادارد.پیداست که پناه بردن پیاپی لایبنیتس به دامان اصل جهت کافی، نمیتوانست کلارک را خاموش کند. بنظر کلارک این اصل، تفاوت درک نیوتن را تأیید میکند.
پس بیشک این پدیدارها را نمیتوان از روی طبیعت چیزها تبیین کرد.
وی در چهارمین پاسخنامه خویش مینویسد:
یکی دانستن نسبت دلایل لازم برای انجام پذیرفتن یک کار (اصل جهت کافی) با ارادهٔ انجامِ کار در فاعلی که صاحب اختیار است، با نسبتی که وزنههای ترازو با حرکت کفّههای ترازو دارند، نظام عالم را به دست ضرورت و تقدیر کور خواهد سپرد.بنظر کلارک بحث در مجاز بودن این یکسانانگاری است.
زیرا آزادی و قدرت فاعلِ بااراده در برابر کاری که دلایل کافی برای انجامش نباشد، بیشتر از امکان حرکت کفّههای ترازو وقتی که وزنههایش یکسانند، نخواهد بود.
میان فاعلِ مختارِ حکیم که خود وجوب بخشِ کار خویش است و یک سازوکار مکانیکیِ ناب که در تحلیل نهایی، هستیِ منفعلی بیش نیست، تفاوت فاحشی وجود دارد.
لايبنيتس کمترین توجهی به این موضوع ندارد. اگر همسان نبودن هیچ دو شیئی در این عالم، همانگونه باشد که لایبنیتس میگوید، آنگاه هیچ آفریدهای به وجود نمیآمد چرا که ماده طبیعت ویژهای دارد و میتوان باور کرد که اجزای آن بُعد و شکل یکسانی داشته باشند.
به عبارت دیگر، نظریه اتمیستی که در درستیش ذرهای تردید روا نیست، ناسازگاری بنیادینی با رأی لایبنیتس دارد.
به نظر لایبنیتس هیچ دو جسم یکسانی در عالم، هستی نیافتهاند. همچنین لایبنیتس مانند دکارت به وجود ذرات بنیادیِ ماده که تقسیمناپذیرند و فیزیک نیوتنی بدون وجود آنها بیمعناست، اعتقادی ندارد.
اینکه لایبنیتس فضا و نیز زمان را نتیجهٔ وجود اشیاء میداند و خلاء و بیزمانی را انکار میکند، نزد کلارک باور خطرناکی است. روشن است که:
فضای فراجهانی حتی اگر جهانِ مادی متناهی باشد، خیالی نیست بلکه اصیل و واقعی است. خلاء نیز به همین دلیل خیالی نخواهد بود.حکایت زمان نیز از همین قرار است:
چرا که اگر خداوند جهان را در لحظه کنونی میآفرید، جهان در لحظهای که واقعا در آن آفریده شده (مثلا سیزده میلیارد سال پیش)، هستی نیافته بود.[یعنی اگر زمان وجود نداشته باشد و صرفا با ماده بوجود بیاید، تفاوتی بین اینکه جهان در همین لحظه کنونی آفریده شده باشد یا سیزده میلیارد سال پیش بوجود آمده باشد، وجود ندارد.]
اینکه لایبنیتس امکان حرکت بخشیدن خداوند به جهان را انکار میکند، کلارک را آرام نمیکند:
اگر آفریدگار ماده را ممتدِ محدود آفریده است و یا دست کم میتوانسته که چنین کند، آنگاه باید کیهانِ مادی ذاتاً حرکتپذیر باشد. چرا که هیچ امر متناهی وجود ندارد که حرکتپذیر نباشد.ادامه مطلب
گذار از جهان بسته به کیهان بیکران، نوشته الکساندر کویره، ترجمه علیرضا شمالی، صص ۲۵۸ تا ۲۶۰
مطالب مرتبط
🔘 خدای روزهای کار و خدای روزهای تعطیل قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم
🔘 تاریخ مکانیک
🔘 تاریخچه حسابان
🔘 بینهایت چیست؟
#علم
#فلسفه
#تاریخعلم
#فلسفهعلم
@multidisciplinarymedia
BY نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/multidisciplinarymedia/1444