group-telegram.com/multidisciplinarymedia/1524
Last Update:
معرفی کتاب رویکردی بنیادین به نظریه انتگرالگیری لبگ (قسمت دوم)
عنوان کتاب را طوری برگزیدهام که دو نکته مهم را منتقل کند.
اول اینکه این کتاب ادامه کتاب رویکردی بنیادین به آنالیز حقیقی است.
آن کتاب با تعریف ریمان از انتگرال تمام شد.
این همان نقطهای است که این کتاب با آن آغاز میشود.
تمام موضوعاتی که توقع داریم در یک کتاب آنالیز دوره کارشناسی باشد و در آن کتاب نیست مثل توپولوژی خط حقیقی، مبانی نظريه مجموعهها، اعداد اصلی ترامتناهی قضیه بولتسانو-وایرشتراوس و قضیه هاینه-بورل را در اینجا آوردهایم.
این مطالب را در کتاب اول نیاوردم چون احساس کردم در آنجا نمیتوانم حق مطلب را ادا کنم.
این مسائل به لحاظ تاریخی بینشهای ظریفی هستند که تا پیش از نیمه دوم قرن نوزدهم مطرح نمیشوند.
دوم اینکه همانند کتاب رویکردی بنیادین به آنالیز حقیقی، این کتاب را نیز نباید همچون کتابی در باب تاریخ پیشرفت آنالیز مطالعه کرد.
برعکس این یک کتاب درسی است که با مطالب تاریخی غنی شده است تا انگیزه ابهامات و معضلات پیرامون مفاهیم کلیدی را روشن کند.
خوانندهای که مجذوب جزئیات تاریخی در این کتاب میشود را ترغیب میکنم که برای توضیحات بیشتر به کتاب هاکینز و یا آثار دیگر تاریخدانان این دوره مراجعه کند.
این کتاب سرگذشت تشریک مساعی اعضای جامعه بزرگی از ریاضیدانان است که درباره قسمتهای مختلف یک معما مطالعه میکردند.
امیدوارم موفق شده باشم روزنۀ کوچکی به سوی کارهای این جامعه گشوده باشم.
یکی از حیرتآورترین این ریاضیدانان اکسل هارناک است که مدام در داستان ما ظاهر میشود چراکه او بارها اشتباه میکند اما اشتباهات خوبی مرتکب میشود.
خطاهای هارناک بسیاری از سوءتفاهمهای زمانه خود را تلخیص و نمایان میکند و لذا به دیگران در یافتن مسیر صحیح یاری میرساند.
برای کتاب رویکردی بنیادین به آنالیز حقیقی، برگزیدن چهار ریاضیدانی که پشت جلد کتاب را مزین کنند امر آسانی بود.
فوریه، کوشی، آبل و دیریکله افراد شاخصی هستند که سرچشمههای آنالیز جدید را شکل دادهاند.
انتخاب برای این کتاب آن چنان روشن نیست.
یقیناً باید ریمان و لبگ را لحاظ کرد چراکه آنها عناصر اساسی نظریه را آغاز و به انجام رساندند.
وایرشتراوس چطور؟ وی نسلی را پرورش داد و الهامبخش آن بود که باید با مطالعات ریمان دست و پنجه نرم کنند اما تأثیرات او خیلی مستقیم نیست.
هاینه، دوبوئاریمون، ژوردان هانکل، داربو و دینی چطور؟
همه این افراد در جهت حل نهایی مسأله پیشرفتهای اساسی ای را رقم زدند ولی هیچیک به قدر کافی افراد شاخصی نیستند.
کانتور چطور؟ البته که هست این بینش او که نظریه مجموعهها قلب آنالیز است، پیشرفت نسل بعد را ممکن میسازد.
از نسل بعد چه شخصی را باید برگزینیم.
پئانو، ولترا، بورل، بِر؟ شاید هم ریس و یا یکی از آن اشخاصی که بینشهای لبگ را به ثمر رساند؟
در این مورد انتخاب حتی مشکلتر است. بالاخره به بورل رسیدم هم به خاطر تاثیر او در مقام یک ریاضیدان جوان و هم برای محترم شمردن او به عنوان مبدع حقیقی قضیه هاینه-بورل که بسیار وسوسه شدهام آن را همان گونه که وی مینامید، اولین قضیه بنیادی نظریه اندازه بنامم.
مطالب مرتبط
🔘 معرفی کتاب رویکردی بنیادین به نظریه انتگرالگیری لبگ (قسمت اول)
🔘 نظریه مجموعهها در فرانسه قسمتهای اول و دوم و سوم و چهارم و پنجم و ششم و هفتم
🔘 آنالیز در گذر تاریخ
🔘 معرفی کتاب آنالیز در گذر تاریخ
🔘 مقالهٔ تاریخی لُبِگ در انتگرال
🔘 انتگرال: از ارشمیدس تا لبگ
🔘 بینهایت کوچکها و بینهایت بزرگها در حساب دیفرانسیل و انتگرال
🔘 چرا حساب دیفرانسیل و انتگرال (حسابان) را تدریس میکنیم؟
🔘 خلاصه مقاله "چرا حساب دیفرانسیل و انتگرال (حسابان) را تدریس میکنیم؟
#علم
#تاریخعلم
#ریاضیات
#تاریخریاضیات
@multidisciplinarymedia
BY نوین رسانه (Multidisciplinary Media)
Warning: Undefined variable $i in /var/www/group-telegram/post.php on line 260
Share with your friend now:
group-telegram.com/multidisciplinarymedia/1524
